لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۸:۲۳

محمد عاصمی، بازیگر تئاتر و از شاگردان عبدالحسین نوشین، پژوهشگر و روزنامه نگاری که از پس از وقایع ٢٨مرداد ماه ١٣٣٢ در آلمان سکونت داشت، مدت کوتاهی پس از ابتلا به بیماری سرطان در روز شنبه ٢١ آذر ماه در بیمارستانی در مونیخ درگذشت. او هنگام مرگ ٨۴ سال داشت.

محمد عاصمی، زاده شمال ایران و ازعاشقان مظاهر و نمودهای فرهنگی و هنری ایران بود. او که در نوجوانی به خاطر نوشتن اشعار و داستان های کوتاه رمانتیک و عاشقانه در نشریات آن زمان به معروفیت رسید، کارهنری را با سرودن اشعار حماسی آغاز کرد که با نام مستعار «شرنگ» در نشریات چپ گرای دوران پر طلاطم پس از شهریور بیست منتشر می شد. «خاطرات یک معلم» و «سیما جان» از جمله کتاب هائی است که از آن دوران از محمد عاصمی به یادگار مانده است. «سیما جان» مجموعه ای از نامه هائی است که با نثری شاعرانه و سرشار از احساس و عاطفه به رشته تحریر در آمده و پس از انتشار در مجله «امید ایران » به صورت کتابی مستقل در ایران چاپ شده است. کتابی که به قول معروف «کتاب بالینی» هزاران جوان ایرانی به ویژه جوانان و نوجوانانی بود که اهل ذوق و احساساتی و در عنفوان جوانی دلباخته و عاشق دختری به همین نام یعنی «سیما» می شدند.

عاصمی در همان دوران در تئاتر سعدی که تحت نظر عبدالحسین نوشین، استاد تئاتر، اداره می شد به آموختن فنون بازیگری پرداخت و از شاگردان برجسته این استاد به شمار می رفت. او با استفاده از مهارت هایی که در فن بیان و بازیگری به دست آورده بود، شیوه تازه ای از دکلمه اشعار و قعطات ادبی را ابداع کرده بود که تماشاگران از تماشای آن به شدت به شور و هیجان می آمدند.

عاصمی در همین دوران با «ایرن» بازیگر پرآوازه تئاتر و سینمای ایران آشنا شد و با او ازدواج کرد اما این ازدواج به زودی به جدائی انجامید.

محمد عاصمی که از اعضای کمیته مرکزی حزب توده ایران بود، پس از کودتای ٢٨ مرداد ماه ٣٢ در ایران تحت پیگرد قرار گرفت و به اجبار راه تبعید و زندگی در غربت را در پیش گرفت و در آلمان اقامت گزید. عاصمی از سال ١٣۴٢ به انتشار یک نشریه فرهنگی و اجتماعی فارسی زبان در برلین دست زد و به یاد و احترام سید حسن تقی زاده، علامه قزوینی و محمد علی جمال زاده که در حدود نیم قرن پیش از او در همین شهر به انتشار نشریه ای به نام «کاوه» دست زده بودند آن را «کاوه» نامید.

در طول سالیان، نشریه «کاوه» چاپ آلمان به سردبیری محمد عاصمی، پایگاهی فرهنگی و مکانی برای انتشار آثار بزرگان فرهنگ و ادب فارسی چون بزرگ علوی، دکتر پرویز ناتل خانلری، سعیدی سیرجانی، محمود تفضلی، علی دشتی و محمد علی جمال زاده بود. آثار این چهره های برجسته ادبی و نیز ده ها تن از نویسندگان و متفکران دیگر در طول سالیان در نشریه کاوه به چاپ رسیده است.

یکی از معروف ترین قطعاتی که عاصمی آن را در دوران بازیگری تئاتر و اوج معروفیت نوشته و دکلمه کرد، قطعه ای به نام «اشک هنرپیشه» بود. این قطعه که ماجرای دلقکی است که لحظاتی پیش از بر روی صحنه رفتن خبر مرگ کودکش را به او می دهند در آن زمان در محافل هنری عاصمی را به اوج شهرت رساند:
کودک من/ بازی نیست/ بازی نیست..
(تماشاگران ما حرف دلقک را باور نمی کنند و به او می خندند)
زبانش آتش افروز است/ گرمی می دهد/ جان می دهد/ شوری درنهان دارد/ باید او را غرق در گل کرد

عاصمی بعد ها همین سوژه را به صورتی دیگر در نشریه کاوه بیان کرده است: «بلبل روزی ناخوش شد و نتوانست بخواند. گنجشک ها گفتند ناخوش نیست، از تنبلی است که نمی خواند. بلبل آزرده خاطر از این ناباوری، آخرین نیروهای خود را به آوازش داد و چهچه زد. بلبل با آخرین سرود، بر زمین افتاد و مرد. گنجشک ها گفتند: عجب! تا این حد ناخوش بود؟»

عاصمی آخرین چهچه خود را در مجله کاوه، شماره خزان امسال سرداد: «ایران ملک طلق کسی نیست! ایران سرزمین بیرونی ها، خوارزمی ها، خیام ها، احمد کسروی ها، سعیدی سیرجانی ها، مظاهر بی تردید شرف و بزرگواری انسانی و ده ها چون آن ها است.»

او در این سال های واپسین، بازگشتی دوباره به نام مستعار «شرنگ » کرده بود و برخی از مقالات خود را با همین نام امضا می کرد. او در بخش سخن آخر در چهل و ششمین شماره نشریه کاوه نوشته بود: «چهل و شش سال در واقع نیم بیشتری از زندگانی من است که در راه مبارزه با تیرگی های جهل و خرافات و رهایی از ظلم و سیاهی ها وتباهی ها گذشته است و حتی در این دوران کهنسالی نیز امید خود را نسبت به آینده درخشان ایران از دست نداده ام و می دانم که این شام صبح گردد و این شب سحرشود.»

XS
SM
MD
LG