لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۴۵

نقاشی های آبستره جورجیا اوکیف برای نخستین بار در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شد


نقاشی های آبستره جورجیا اوکیف برای نخستین بار در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شد

جورجیا اوکیف هنرمند نقاش نام آور آمریکایی اغلب به خاطر ترسیم موضوعاتی چون گل ها و چشم اندازهای صحرایی جنوب غربی آمریکا شهرت دارد و با این حساب کمتر کسی است که نقاشی های آبستره او را بشناسد. اما اخیرا نمایشگاهی در موزه «فیلیپز گالری» Phillips Gallery شهر واشنگتن دی سی برای نخستین باز بخش ناشناخته ای از آثارنقاشی این زن هنرمند را به نمایش گذاشته است.

«السا اسمیت گال» یکی از کارکنان موزه «فیلیپز گالری» می گوید:«این حقیقتی است که اکثرمردم واقعا اوکیف را یا به خاطر گل هایش و یا به خاطر بیابان های جنوب غربی آمریکا با چشم اندازهایی از دریاچه «جورج» George Lake می شناسند. ما در اینجا کارهای مختلف او یعنی هم آثار معروف و هم آبستره جورجیا اوکیف را به نمایش گذاشته ایم. تابلوهایی که این نقاش برجسته هرگز در زمان حیاتش آن ها را در هیچ نمایشگاهی به نمایش نگذاشته بود.»

اين نقاشی ها که با ذغال کار شده اند جزو آثاری به شمار می روند که متعلق به سال ١٩١٥ هستند و به زمان پیش از خلق آثار معروف تر او بازمی گردند.

جورجيا اوکيف از سال های ۱۹۲۰ کم کم شروع به کشیدن طرح ها و نقاشی هایی کرد که بيشتر مردم امروز با آن آشنایی دارند. در همین سال ها است که منتقدین هنری، بسياری از آثار اوکیف را که اغلب کلوزآپ هایی از گل های کمیاب صحرایی ونماهایی از طبیعت بود را برگرفته از احساسات جنسی توصيف می کنند. برداشتی که خود این هنرمند به شدت با آن مخالفت می کرد.

جورجيا اوکيف در سال ۱۹۲۹ اکثر اوقات خود را در ايالت نيومکزيکو می گذراند. او هرچند از اهالی ايالت ويسکانسین یکی از ایالات های میانه شمال آمریکا بود، اما خود را متعلق به ايالات جنوب غربی و عمدتاً نيومکزيکو می دانست. با اين جابجايی ها سبک نقاشی او نيز تا حد زيادی دستخوش تغيير شد..

جورجیا اوکیف در ١٥ نوامبر سال ١٨٨٧ در مزرعه بزرگی در حومه «سان پراری»Sun Prairie در ویسکانسین به دنیا آمد. تحصیلات برای زنان در خانواده اوکیف یک رسم دیرینه بود و مادر او تحصیلات خود را درشرق آمریکا به پایان رسانده بود. جورجیای نوجوان هنگامی که در کلاس هشتم تحصیل می کرد از دختری در مزرعه شان پرسید که قصد دارد در آینده چه کاره شود؟ آن دختر با مکث پاسخ داد که نمی داند! جورجیا بلافاصله جواب داد:«من هنرمند خواهم شد.» او بعدها در این باره چنین گفت:«نمی دانم فکرهنرمند شدن از کجا به سرم زده بود اما فقط می دانم که این فکر درتمام ذرات وجود من ریشه دوانیده بود.»

پس ازنقل مکان خانواده اوکیف به ویرجینیا در سال ١٩٠٢، او درسن ١٦ سالگی برای نخستین بار به فراگیری فنون نقاشی پرداخت و یکی از بهترین اساتید او، «الیزابت ویلیز» توانست او را در مسیر خاص هنری اش، یعنی خلاقیت و نبوغ فردی هدایت کند. در این دوران گاه اتفاق می افتاد که جورجیا طرحی نمی زد و گاه در طی روز، طرح های زیادی می کشید و شاید کم کاری های روزهای دیگر هفته را جبران می کرد:«وقتی روحم به سوی ابداع و خلاقیت می رود، ارزش طرح هایی که در یک روز می زنم به مراتب بیشتر از آثاریست که می تواند در طول یک هفته به تصویر کشیده شود.»

جورجیا اوکیف پس از یک اقامت کوتاه نزد عمه اش درشیکاگو در سال ١٩٠٧ به لیگ دانشجویان هنر در شهر نیویورک ملحق شد. اما پس از مدتی به شیکاگو بازگشت و در آنجا شروع به کسب و کار تجارت در زمینه نقاشی کرد. اوکیف درسال ١٩١٢ به عنوان سرپرست گروه نقاشی دردانشگاهی در تکزاس به کار مشغول شد. چندی بعد اما زندگی او با آشنایی با «آرتور واسلی داور» هنرمند و سرپرست اساتید هنرکالج استادان دانشگاه کلمبیا درنیویورک ر مسیر تازه ای افتاد. واسلی داور براین باور بود که هدف نهایی هنر، بیان ایده و احساسات درونی هنرمند است که این حس به خوبی خودش را در ترکیب و هماهنگی خطوط، رنگ ، نور و تاریکی نشان می دهد. این اندیشه های برای جورجیا اوکیف جایگزینی مناسب در مقابل سبک هنری«واقع گرایی بازنمایانه و عکاسی وار» او به وجود آورد. در این دوران اوکیف یک سری کارطراحی با ذغال انجام داده است که امروزه به عنوان سبکی نو در کل دوره هنر نقاشی نوین آمریکا شناخته می شود.

تدریس در کالج اساتید کلمبیا برای اوکیف موقعیتی بوجود آورد تا بیشتر نقاشی کند و هرآنچه تحت عنوان هنرسنتی در ذهنش وجود داشت جای خود را به فرصتی نو برای به تصویرکشیدن احساسات درونی و ابداعات فردی داد:«من چیزهایی درذهن دارم که با هر آنچه تا کنون آموخته ام متفاوت است. این ابعاد و ایده ها بسیاربه من نزدیک هستند. بسیار نزدیک به راه من، بینش و نگرش من. همه این ها انگیزه های مرا برای به تصویر کشیدن ایده هایم صدچندان می کند.»

جورجیا اوکیف درسال ١٩١٦ برای نخستین بار برخی از این آثار را در گالری ٢٩١ که متعلق به آلفرد اشتیگلیتز، منتقد برجسته آثار هنری آن دوران بود به نمایش گذاشت. اشتیگلیتز با دیدن آثار اوکیف گفته بود:«سرانجام یک زن توانسته است بر روی کاغذ، ناب ترین و اصیل ترین کارهایی را که این نمایشگاه تاکنون به خود دیده است را به نمایش بگذارد.»

درپائیز همان سال اوکیف یک بار دیگر به تدریس در کالجی درغرب ایالت تکزاس پرداخت و نتیجه سفرهای او در این ناحیه بیش ازپنجاه قطعه از زیباترین آثار آبرنگ او می باشد.

اولین نمایشگاه انفرادی جورجیا اوکیف در ماه آوریل ١٩١٧ برگزارشد و بیشتر کارهای به نمایش گذاشته شده در این نمایشگاه، آثار آبرنگی بود که در تکزاس کشیده شده بود. دربهار سال بعد اوکیف پیشنهاد نقل مکان ازتکزاس به نیویورک را با حمایت مالی «اشتیگلیز»که هنراو را به جهانیان معرفی کرده بود پذیرفت و این دو اندکی پس از اقامت اوکیف در نیویورک زندگی مشترکی را در کنار دریاچه «جورج» آغاز کردند و در سال ١٩٢٤ رسما با هم ازدواج کردند. استیگلیز تا زمان مرگش در سال ١٩٤٦ به طور مستمر و موثر مشوق اوکیف بود و دربرگزاری نمایشگاه های انفرادی او نقش موثری داشت.

دراوایل دهه ٢٠ مجموعه طرح هایی در ابعاد بزرگ با موضوع «گلها» از اوکیف به نمایش گذاشته شد که عنوان یکی از بهترین ها در تاریخ هنرنقاشی معاصر آمریکا را گرفت. جورجیا اوکیف دراین باره گفته است:«هیچکس یک گل را آن طورکه هست نمی بیند. چرا که ما آدم ها فرصتی برای دیدن گل ها نداریم. «دیدن» زمان می برد. اگر گل را همانطورکه هست نقاشی کنم، دیگران چیزی را که من دیده ام نخواهند دید. بنابراین گل را همان گونه که برمن تجلی کرده می کشم تا همگان را از تماشای آن شگفت زده کنم.»

XS
SM
MD
LG