لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۲:۴۰

دو نشريه در ايران شماره ويژه ويرجينا ولف منتشر کردند، وبلاگ کتابدار - 2003-07-08


ظاهرا فيلم سه زن باعث شد يكي از نويسندگان مطرح غرب دوباره اسمش به سر زبانها بيافتد. هر چند اين فيلم از روي رماني از مايكل كانيگهام اقتباس شده است.

دو مجله در ايران به تازگي بخش اعظم مطالبشون رو به اين بانوي نويسنده اختصاص دادند اول مجله سمرقند كه تقريبا تمام ۲۶۰ صفحه مطبوعه اش اختصاص به مقالاتي در مورد ايشان دارد و دوم مجله هفت كه ديروز منتشر شد و بخش اصلي آن مختص وولف است.

متاسفانه ويرجينيا وولف اول بار در ايران توسط مترجم بدي معرفي شد ترجمه آزاد خيزابها و به دنبال آن خانم دالووي به قلم پرويز داريوش باعث شد كه بسياري از خوانندگان از فضاي سنگين رمان هيچ نفهمند و هيچ مترجم صاحب نامي هوس نكند به سراغ ترجمه مجدد اين دو اثر برود.

به سوي فانوس دريايي توسط دو مترجم تقريبا همزمان به فارسي برگردانده شده و بعد كتاب سالها به ترجمه فرهاد بدري زاده و با تيراژ تنها ۱۰۰۰ جلد منتشر شد كتاب ارلاندو هم توسط نشر اميركبير چند سال قبل ترجمه و منتشر شده است.

انتشار كتابهاي وولف حتي در زمان حيات نويسنده و با وجود استقبال خوب منتقدان با فروش بسيار كمي روبرو ميشد. سرنوشت آن در كشور كتاب نخوان ما كه جاي خود دارد. نثر وولف بسيار سنگين و شاعرانه است و بسياري ترجمه آثار وي را غير ممكن ميدانند اگر دوست داشتيد با نمونه نثر وي آشنا شويد به اينجا يك سري بزنيد

اين هم نمونه اي از ترجمه كتاب خانم دالووي اثر پرويز داريوش.

چون پس از مدتی زندگی در وست مينستر – اکنون چند سال شده بود؟ بيست سال بيشتر بود- انسان حتی در ميانه عبور و مرور وسائط نقليه، يا شب هنگام که از خواب بيدار شود- کلاريسا يقين داشت- گونه يي خاموشی به خصوص، يا نوعی سنگينی احساس می کرد، يک جور درنگ غير قابل وصف، گونه يی معلق ماندن ( اما اين ممکن بود قلبش باشد ، که می گفتند، از آنفلوآنزا صدمه ديده است) تا لحظه ای که صدای زنگ بيگ بن بلند شود آها بانگ زنگ برخواست. نخست آوای خبر کن، با موسيقی آميخته، سپس حکم ساعت ، بی بازگشت. دائره های سنگين در هوا حل شد.

XS
SM
MD
LG