لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۵۱

جنايات صدام حسين عليه مخالفان سياسی - 2003-01-06


در سال ۱۹۷۹، بلافاصله پس از به قدرت رسيدن، صدام حسين کليه مخالفتهای سياسی را در عراق خفه کرد. او کوشيده است اقليت های قومی و مذهبی را نيز خفه کند. طی عمليات اَنفال در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸، رژيم عراق بيش از چهار هزار روستای کردنشين را از بين برد و کردهای باقيمانده را به درون مناطق خاص راند. برآوردهائی که از ميزان کشتار کردها به عمل آمده نشان می دهد که تعداد کردهائی که کشته شدند سر به يکصد و هشتاد و دو هزار نفر ميزده است. هزاران تن از کردها در اثر گاز سمی به هلاکت رسيدند.

گزارش وزارت امور خارجه آمريکا زير عنوان « عراق: يک جمعيت سرکوب شده »، آنچه را که در يک شهرک کردنشين گذشت مستند ساخته است. در ماه مارس ۱۹۸۸، شهرک حلبچه، با هشتاد هزار جمعيت، مورد حمله نيروی هوائی عراق قرار گرفت. مدت سه روز، نيروهای عراق، روی سر مردم غيرنظامی گاز خردل، سموم اعصاب و ماده سمی وی اِکس که يک اسلحه شيميائی بسيار قتاله است ريختند. دست کم پنج هزار غيرنظامی ظرف چند ساعت پس از حملات اوليه جان سپردند. هزاران نفر نيز در اثر آسيب وارده بوسيله مواد سمی، پس از تحمل درد و رنج در طول چندين سال، جان باختند. کسانی که هنوز زنده اند کماکان دستخوش شيوع گسترده انواع سرطان، صدمات عصبی و اختلالات روانی هستند.

تشکيلات امنيتی عراق، به دستور صدام حسين، پيوسته و به گونه ای منظم و حساب شده، به شکنجه افراد، از جمله کردها سرگرم بوده اند. کتک، تجاوز جنسی، شکستن دستها و پاها، و محروميت از غذا و آب، درون زندانهای عراق، روالِ عادی است. بالين احمد صالح، زندانی پيشين عراقی ها، که اکنون برای بخش کردی صدای آمريکا کار می کند، در اظهاريه ای که به مجمع حقوق بشر کنگره آمريکا تسليم کرده گفته است که وی را به سبب آنکه يکی از دانشجويانِ کرد بود که در تظاهرات عليه رژيم بغداد دست به تظاهرات زده بودند بازداشت کردند.

آقای صالح می گويد وی و ديگر دانشجويانِ زندانی هر روز از ساعت هشت شب تا روز بعد زير انواع شکنجه های بدنی قرار می گرفتند و هر شب دستهای او را از پشت می بستند و او را از سقف آويزان می کردند. به بدن وی شوک الکتريکی می دادند و سيگار روشن شده را روی گوشت بدن او فشار ميدادند تا خاموش شود و او را با سيم آنقدر می زدند تا بيهوش می شد. يک شب، به گفته آقای صالح، مأموران زندان مردی را که در حال احتضار بود به بند او در زندان آوردند. بدن آن مرد را با آهنِ داغ سوزانده بودند و چشمهايش را از حدقه در آورده بودند و دماغش را بريده بودند. رئيس امنيت به بند آقای صالح آمد و پرسيد می خواهی عاقبتت مانند اين مرد باشد؟

بالين احمد صالح سر انجام آزاد شد و توانست خود را به آمريکا برساند. مدت نُه ماه به سبب جراحات بدنی و روانی، تحت درمان پزشکان قرار گرفت. اين است ماهيت رژيمی که جهان با آن مواجه است. وجود رژيم عراق برای همسايگان و خود مردم خطرناک است.

XS
SM
MD
LG