لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۴:۴۳

ادبيات علمی-تخيلی: فيليپ.کی.ديک،قسمت دوم - 2002-10-10


سلام بر شنوندگان گرامی ، بويژه شنوندگان اين مجموعه که نامش يا مضمونش ترکيب دو کلمه علم و تخيل است .اگر تخيل را سفر آزادانه ذهن به دنياهائي/ ماورای مرزهای واقعيت تعريف کنيم و علم را بعدی از واقعيت بدانيم، به سوالی می رسيم که از آغاز تاريخ دغدغه فيلسوف وفلسفه بوده و هست . در دنيای پست مدرن نيز مفهوم واقعيت يا بر داشت ما از واقعيت يکی از دلمشغولی های انسان متفکر است . در برنامه گذشته از فيليپ ديک، نويسنده آمريکائی رمانهای علمی ـ تخيلی گفتيم و اشاره کرديم که او در حدود ۴۰ رمان بلند و تعداد زيادی داستان کوتاه خود به مسائل زمانه اش، خطر جنگ هسته ای، خطر سرمايه داری، خطر تکنولوژی و خطر رسانه ها پرداخت پرداخت

.اما مضمون عام تری که در همه آثارش تکرار می شود دو سوالی است که تحليل آنها در واقع مهم ترين سهم ديک در ادبيات علمی ـ تخيلی محسوب می شود، تحليل او از واقيعت و انسان. ديک در داستانهای خود مکررا به اين دو مساله اساسی می پردازد: واقعيت چيست و انسان چيست. رمان آيا آدم واره ها خواب گوسفند های الکتريکی می ببينند که فيلم blade runner بر اساس آن تهيه شده است .، در واقع تلاشی است برای پاسخ دادن به اين دو سوال که بويژه در اين رمان ارتباطی تنگاتنگ با يکديگر پيدا می کنند. “آيا آدم واره ها خواب گوسفند الکتريکی می بينند” ، چاپ ۱۹۶۸، دست کم بخشی از محبوبيت خود را مديون فيلم است بر اساس اين داستان که در سال ۱۹۸۲ با کارگردانی رايدلی اسکات و بازی هريسون فورد روی پرده رفت. در اين اثر هم همچون گزارش اقليت که هفته پيش مورد بررسی قرار گرفت ، آينده ای که فيليپ ديک تصوير می کند چندان دور نيست. اتفاقها مربوط به سال ۲۰۱۹ است. زمانی که ميليونها نفر بر اثر جنگ جهانی کشته شده اند و گونه های زيستی، از هر نوع آن کمياب شده است. کارخانه ها پس از ساختن نمونه های بسيار واقعی اسب و گاوو گوسفند و سگ و گربه و پرنده، آدم هم می سازند. برخی از اين آدم واره ها آنچنان به انسانهای واقعی شبيه اند که تميز دادن آنها مشکل است. آدم واره ها که برای بردگی توليد می شوند، به مبارزه با اين نظام غير انسانی بر می خيزند و خطری عليه انسانهای حقيقی می شوند. يک پليس قديمی برای شکار آدم واره ها دعوت بکار می شود و اين جاست که ديک به کندو کاو در باره انسانيت يا آنچه که ما را انسان می کند می پردازد. شيوه ديک بررسی راههائی است که انسانهاست با توسل به آن به عنوان يک گروه يا جامعه به تقويت واقعيت های خود می پردازند. در ابتدای داستان يا فيلم به درستی کار پليس شکار چی آدم واره ها گرايش پيدا می کنيم. فکر می کنيم کار اين پليس قانونی و بنابر اين در ست و اخلاقی است. اما بتدريج احساس می کنيم نه تنها کار او، که جامعه ای که در آن زندگی می کند غير انسانی است

بتدريج در می يابيم که آدم واره ها هم در واقع انسانند، اما برده، انسانند جز اين که تاريخ ندارند و کودکی ندارند. بنابر اين شايد احساس هم ندارند، شايد مثل انسانهای واقعی نمی توانند خود را به جای همنوع خود بگذارند و احساس او را درک کنند. و اين پاسخی است که ديک به آن می رسيد

آنچه که ما را انسان می سازد احساسی است که نسبت به ديگر موجودات زنده داريم

XS
SM
MD
LG