لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۸:۲۴
<!-- IMAGE -->

«کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» تازه ترین فیلم مستند ساز آمریکایی، مایکل مور، است که از روز جمعه در سینماهای آمریکا به نمایش درخواهد آمد. این فیلم در شصت و ششمین جشنواره سینمایی ونیز در ایتالیا به شدت مورد استقبال قرار گرفت و نشریه سینمایی «ورایتی» چاپ هالیوود نیزاز آن به عنوان «بهترین فیلم مایکل مور تا این تاریخ» نام برده است.

فیلم مستند «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» فیلمی است که هرچند مایکل مور تهیه آن را از چند سال پیش آغاز کرده اما تحت تاثیر شرایط اقتصادی اخیر در آمریکا او آن را «به تمام مردمی که همه چیز خود را از دست داده اند» اهدا کرده است.

زندگی حرفه ای مایکل مور، که یکی از صداهای چپ گرای سینمای مستند آمریکا به شمار می رود، رسما از ۲۰ سال پیش و با ساختن فیلم ۱۶ میلیمتری «راجر و من» آغاز شد که تاثیرات بسته شدن کارخانه های اتومبیل سازی «جنرال موتور» را در شهر فلینت در ایالت میشیگان که در ضمن زادگاه خود مور نیز می باشد، مورد بحث و بررسی قرار می داد. در آن زمان مایکل مور هم چون دیگرانی که از کار بیکار شده بودند هفته ای ۹۸ دلار به عنوان حقوق بیکاری دریافت می کرد. این فیلم در آن زمان در جشنواره سینمایی تورنتو برنده جایزه منتخب مردم شد و ناگهان مایکل مور را به عنوان فیلمسازی که حرف روز را مطرح می کند در مرکز توجه عموم قرار داد.

<!-- IMAGE -->

از آن زمان تا کنون، مایکل مور فیلم های برجسته دیگری از جمله «فارنهایت ۹/۱۱» درباره وقایع یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، «بولینگ فور کلمباین» فیلمی در انتقاد از رواج سلاح های آتش زا درایالات متحده و دسترسی نوجوانان به آن و «سیکو» فیلم مستند دیگری درباره شرایط وخیم بهداشت عمومی در این کشور را ساخته است. فیلم هایی که اغلب با فیلم «ولگرد کوچک» چارلی چاپلین مقایسه شده اند که به جامعه «پسا صنعتی» آن دوران نگاهی انتقادی داشته است. اما بسیاری از دست اندرکاران معتقدند که فیلم تازه مایکل مور فقط حمله به یک صنعت مشخص نیست بلکه تهاجم به تجارت از نوع آمریکایی آن است که مور بارها آن را یک «هیولای مهیب» خوانده است.

با این همه دیدگاه های مایکل مور که به عنوان یک سفیر «ضد فرهنگی» در میان منتقدان محافظه کار خود در آمریکا محبوبیت چندانی ندارد، در خارج از آمریکا به خصوص در انگلستان، تعدادی از کشورهای اروپایی و ژاپن از محبوبیت فراوانی برخوردار است و کتاب ها وفیلم های او در این کشورها، پرفروش و به شدت مورد توجه هستند.

مایکل مور با همان نخستین فیلم خود «راجر و من» تناقض های چشمگیری نیز بین خود و لیبرال های آمریکایی به وجود آورد که دیدگاه های این فیلمساز را پرخاشگر و در تقابل با «لیبرالیسم» و تجارت آزاد خوانده اند و تا امروز ضمن انتقاد از مایکل مور برای توصیف او از کلماتی چون: عوام فریب، ریاکار، خودشیفته، تبلیغات چی، شکمباره و سوء استفاده گر استفاده کرده اند!

اما مایکل مور که خود را «فیلمسازی ساده، با ۳۰۰ پوند وزن و یک کلاه بیس بال که از شهرک کارگری کوچکی برخاسته است» می خواند می گوید هربار که فیلم مستند تازه ای را به روی اکران سینماها می فرستد با خود می اندیشد شاید این بار بالاخره به خاطر مسایلی که در آن مطرح کرده است این آخرین فیلم او باشد:«اما من از انتقاد دست نمی کشم!» مور مدت‌ها پیش از آغاز بحران مالی در سال گذشته تصمیم گرفته بود پروژه بعدی خود را با تمرکز برمسئله ای بسازد که او آن را نقطه مرکزی تمام فیلم‌های خود می‌داند. این که چگونه حرص و تصورات کوتاه ‌مدت برخی از افراد، زندگی مردم طبقه متوسط را که به اعتقاد او به صورتی مثبت همواره در حال رشد است، تخریب می‌کند.

استعاره اصلی «راجر و من»، تلاش بی‌ حاصل مور برای گفت‌ و گو با راجر اسمیت، مدیر جنرال موتور، بود و او در «سیکو» چند نیروی امدادی بیمار را از «منطقه صفر» به خلیج گوانتانامو در کوبا برد، برای اینکه در آنجا زندانیان بهترین خدمات بهداشتی و درمانی را داشتند. مور می‌گوید: «هرچند سعی می‌کنم حرف‌های سیاسی بزنم، اما در وهله اول می‌خواهم یک فیلم سرگرم‌ کننده بسازم. اگر هنر سینما درست کار نکند، تفکرات سیاسی راه خود را پیدا نمی‌ کند.»

درفیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» کمتر نشانه ای از ویژگی‌های آشنای فیلمسازی مور دیده می شود و او در این فیلم ۱۲۶ دقیقه‌ای و تا حدی پیچیده می‌ کوشد تا تمام وقایع اقتصادی حاضر از جمله بسته کمکی، حذف نظارت مالی دولت، فروپاشی صنعت خودروسازی در آمریکا، خط مشی‌های ادارات بیمه وبسیاری از مسایل دیگر را با هم مرتبط ‌سازد.

مایکل مور درجشنواره سینمایی ونیز درمورد فیلم تازه «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» به خبرگزاری رویترز گفته است: «من همیشه تحت تاثیر انسان های خوبی که برای زندگی تلاش و کوشش می کنند قرار می گیرم. کسانی که برای زندگی خیلی سخت کار می کنند و به فکر مصالح دیگران هستند اما متاسفانه زندگیشان مستقیما در اثر تصمیمات عده ای از آدم هایی که اصلا به فکر خوشبختی آن ها نیستند تخریب می شود.»

مور در ادامه این سخنان می گوید: «من در فیلم تازه ام به جنبشی اشاره کرده ام که در حقیقت از روز ۴ نوامبر یعنی از زمان انتخاب «باراک اوباما» به عنوان رییس جمهور آغاز شده است.» مور به وقایع تاریخی چون سقوط دور از انتظار دیوار برلین درسال ۱۹۸۹ و انتخاب «نلسون ماندلا» به عنوان رییس جمهور آفریقای جنوبی پس از تحمل ۲۷ سال دوران حبس گفت: «من اتفاقا به آینده بسیار خوشبین و امیدوارم. من مطمئنم که تغییرات غیر قابل تصوری در آینده روی خواهد داد. همان طور که در طول ۲۰ سال گذشته بسیاری از مسایل غیر قابل تصور به وقوع پیوسته، هم اکنون هم اعتقاد دارم که هرچیز و همه چیز ممکن است اتفاق بیافتد. مردم می توانند در زمینه های خوب و مثبت مختلف حرکت های نو و تازه ای به وجود بیاورند.»

با این همه مایکل مور می گوید که هدف اصلی او از ساختن فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» ایجاد سرگرمی و خنداندن تماشا گران بوده است:«می خواستم شاید باعث شوم تا شما کمی بخندید یا کمی گریه کنید. هرکدام از این نتایج مرا خوشحال خواهد کرد.»

XS
SM
MD
LG