لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۱۰

قلم بدست؟ یا در دست قلم؟ - روز یکصدم


در روز یکصدم، بعد از یکصد بار که پنداشتم قلم بدستم، از خود می پرسم، آیا من قلم بدست هستم یا در دست قلم؟ و فی الواقع در این سر و کله زدن با هم، زور من می چربد یا زور این قلم؟

علتش را اگر بخواهید، خود دربست قبول می کنم که نمی دانم کدام کلام را استفاده کنم. تقصیر؟ گناه؟ مسئولیت؟ هر چه هست قبول دارم که از من است، اما خود این را نه قصور، و نه گناه می دانم، اما مسئولیت را هر چند نا خودآگاهانه نیز بوده از خود می دانم. اوائل خیلی راحت می دانستم که این قلم اختیارش با من است و هر چه بخواهم می نویسد، اما هر چه در این کوچه با تو گام برمی دارم، نمی دانم چرا، اما گاه از خود می پرسم نکند او که فرمان می راند، این قلم باشد و من هم نه قلم بدست بلکه در دست قلم. اما باز به خود و به این قلم نهیب می زنم که این هم درست نیست که یکی فرمان دهد و آن دگر کورکورانه عملش کند. احترامت به جا، اما احترام من هم به جا.

پس قرارمان آن میشود که به هنگام نوشتن، پیشداوری و یک عقیده سفت و سخت در مورد چیزی، هر چیز، هر قدر بدیهی را کنار بگذاریم و شروع کنیم با ذهنی که غبار بر آن ننشسته باشد، مثل تخته سیاهی که از همه گچها تمیزش کرده باشند، بحث و حرفمان را بر این صفحه خالی از شعار و تعصب دنبال کنیم. بی آنکه من بخواهم به عنوان عقل کل، قلم را به هر سو برانم و یا قلم به لگدپرانی و چموشی بپردازد و مرا هم به دنبال خود به این سو و آن سو کشاند و پیش تو هم شرمنده.

قرار من و قلم در روز یکصدم تجدید عهدیست که انگار نا خودآگاه هر دو دنبالش کرده ایم. حالا از اول اول هم اگر نبوده، در میانه این راه، عملاً چنین کرده ایم. مثل گفتگو و بحث دو نفر با هم که روزی در همین اواخر برایت گفتم (شاید هم قلم گفت!!) که اگر پیش از یک گفتگو و مباحثه تو عقیده ات را مشخص کرده باشی و سفت و سخت به آن چسبیده باشی، دیگر بحث و گفتگو معنا ندارد و باز هم گفتم یا گفت و یا گفتیم که اسم این را بحث و گفتگو نمی گذارند، اسم این تمرین در بهترین نوع آن دفاع از تز و رساله و از این قبیل است نه بحث و گفتگو برای رسیدن به نقطه ای بالاتر، از ادراک موضوع. رسیدن به نقطه ای از ادراک که بدون گفتگو با هم و بدون رد و بدل کردن دیده ها، شنیده ها، تصورات و غیره، و با تفکر در تنهائی برجی کهنه یا برجی از عاج، امکانش نیست.

من و این قلم که بی جهت ادعا کرده بودم در دست من و در اختیار من است، امروز دیگر آشکارا و رسماً در حضور تو که بهترین و عادل ترین شاهد هستی، پیمان بسته ایم که با هم و بی پیش داوری و همینطور بدون لجام گسیختگی، مبحثی را با هم شروع کنیم و اما من و این قلم، از تو شاهد عادل نیز می خواهیم که تنها به نظاره ننشینی، پا به این حریم مجازی بگذاری و فقط از بیرون گود به ما نگوئی «لنگش کن» که این هم با منش و معرفت من و تو و این قلم سازگار نیست.

و یادمان نرود که سپاسگزاری کنیم از این داراب خان شباهنگ که او هم هر روز در به تصویر کشیدن آنچه میان من و تو و این قلم میگذرد، سهمی کم ندارد.

XS
SM
MD
LG