لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۲۴

گزارش هنری: حضور ورنرهرزاگ، کارگردان برجسته آلمانی در یک برنامه گفتگو در دانشگاه لس آنجلس


ورنر هرزاگ، نویسنده و کارگردانی که طی بیش از ۴۰ سال فعالیت در زمینه فیلمسازی توانسته است برخی از برجسته ترین آثار سینمایی جهان را خلق کند در یک جلسه گفتگو با پل هولدنگرابر، رییس کتابخانه نیویورک، در برنامه ویژه ای که در تالار رویس هال دانشگاه لس آنجلس برگزار شد، ضمن گفتگو بخش هایی از تازه ترین آثار سینمایی خود را به نمایش گذاشت.

فیلم « ملاقات در آخر دنیا» درباره دانشمندانی که در قطب جنوب زندگی می کنند امسال نامزد جایزه اسکار در رده بندی فیلم های مستند بلند بود و در جشنواره ۲۰۰۸ فیلم لس آنجلس نیز توجه منتقدین را به خود جلب کرد.

هرزاگ که بیش از ۶۰ فیلم داستانی و مستند ساخته است، در سال ۱۹۸۱ فیلمی به نام « فیتز کارالدو» را با شرکت بازیگر فقید آلمانی، کلاز کینسکی ( بازیگر نقش اغلب فیلم های داستانی هرزاگ ) ساخت که داستان مرد ماجراجویی است که در اواخر قرن نوزدهم تصمیم می گیرد در دلتای روردخانه آمازون در جنگل های پرو و برزیل یک اپراخانه عظیم بسازد و اپراخوان ایتالیایی معروف آن دوران، کاروزو را به آنجا دعوت کند.

فیلم داستانی /مستند فیتز کارالدو که به خاطر تصاویر ناب و سینماتوگرافی کم نظیر توانسته است روح جنگل های آمازون را پیش از نابودی بخش های عظیمی از این جنگل ها، که به سرعت یک هکتار در دقیقه در حال از بین رفتن است، تسخیر کند. این فیلم در حال حاضر در آرشیو سینماتک فرانسه به عنوان شاهدی بر وجود این بخش های از دست رفته از جنگل های آمازون نگهداری می شود.

ورنر هرزاگ که در یک دهکده دورافتاده آلمانی در مرز ایتالیا بدنیا آمده است تا سن یازده سالگی از وجود « سینما » کوچکترین اطلاعی نداشت. او در ۱۴ سالگی تصمیم گرفت به کار فیلمسازی بپردازد و بدون هیچگونه آموزشی در ۱۹ سالگی نخستین فیلم کوتاه مستند خود را ساخت و چند سال بعد با تاسیس یک شرکت فیلمسازی به طور مستقل آغاز به کار کرد.

ورنر هرزاگ در سال ۱۹۷۱ با بازسازی فیلم « نوسفراتو» قدم به جرگه فیلمسازی داستانی گذاشت و در سال ۱۹۷۲ با ساختن شاهکاری به نام « آگیره، خشم خدا» به شهرت جهانی رسید. این فیلم که با شرکت همکار همیشگی او بازیگر برجسته آلمانی تبار کلاز کینسکی ساخته شده بود توانست برخی از مهم ترین جوایز سینمایی آن سال را از آن خود سازد.

در سال ۱۹۸۲ ، هرزاگ برای ساختن فیلم فیتز کارالدو مدت ۴ سال در قلب جنگل های آمازون در نواحی برزیل و پرو زندگی کرد. فیلمی که در آن مراحل لحظه به لحظه هل دادن یک کشتی بخاری کوچک از یک سوی دلتا به سویی دیگر و از روی تپه ای بلند توسط مردم بومی ناحیه به نمایش درآمده است.

از تازه ترین آثار سینمایی ورنر هرزاگ میتوان از فیلم « خرس مرد خاکستری» نام برد که درباره زندگی و مرگ فجیع تیموتی ترول است. مردی که مدت ۱۳ تابستان را در آلاسکا و میان خرس های این منطقه گذراند تا بتواند با آن ها

ارتباط و نوعی گفتمان برقرار کند. این فیلم که بنا برگفته هرزاگ از روی فیلم ویدیویی که خود مرد خاکستری گرفته بود تدوین شده است در سال ۲۰۰۵ در جشنواره سینمایی ساندنس در یوتا به نمایش درآمد و در همان سال عنوان بهترین فیلم مستند سال منتقدین نیویورک، لس آنجلس و سن فرانسیسکو را از آن خود ساخت.

فیلم « ملاقات در آخر دنیا» تصویری است مجذوب کننده از زندگی و فعالیت های افرادی که در ایستگاه قطبی «مک موردو» در قطب جنوب زندگی می کنند و مناظر طبیعی بی نظیری که در این نقطه از جهان که تنها قاره ای است که تماما از یخ ساخته شده است وجود دارد. با تکمیل این فیلم ورنر هرزاگ به یکی دیگر از اهداف خود که ساختن فیلمی در هر یک از قاره های جهان بود دست یافته است.

در این فیلم هرزاگ که خود از روحی ماجراجو برخوردار است کوشیده است تا برخلاف مستند سازهای دیگر از نمایش فقط « پنگوئن » های قطب جنوب خودداری کند. در عوض او به نمایش مردمی پرداخته است که در میان آن ها ، دانشمندان زیست شناس، پژوهندگان و حتی رانندگان کامیون وجود دارند.

ملاقات در آخر دنیا نمایش شگفت انگیزی است از غواصی دانشمندانی که با شکستن ۸ متر قطر یخ، تماشاگر را به تماشای زندگی موجوداتی نادیده به عمق آب های قطبی می برند و بخارهایی که در سطح یخ زده از درون آتشفشان ها به شکل دودکش هایی قندیلی درآمده اند و حرکت آرام دوربین هرزاگ که پس از مدتی تبدیل به نگاه تماشاگر از دریچه دوربین او می شود و همه این ها در زمینه اجراهایی از باشکوه ترین موسیقی کلاسیک اروپایی تبدیل به تجربه ای کم نظیر برای تماشاگر می شود.

هرزاگ که اخیرا فیلم تازه ای به نام « ستوان بد» را با شرکت نیکلاس کیج به اتمام رسانده دارای دیدگاهی حقیقت جوست که حتی در فیلم های داستانی او نیز این دیدگاه به خوبی مشاهده می شود. این کارگردان درباره فیلم تازه خود که در آن مسائل اقتصادی جهان مورد بررسی قرار گرفته می گوید: « این فیلم احتمالا آغاز ژاندر تازه ای از فیلمسازی موسوم به « نوآر» یا تاریک است که در عین حال از سبک و سیاقی که من در فیلم هایم از آن پیروی می کنم نیز برخوردار است. »

هرزاگ می گوید: « طی ساختن این فیلم من و نیکلاس کیج توانستیم دوستی و رفاقت حرفه ای جالبی با یکدیگر پیدا کنیم و من او را در این سیر و سلوک سینمایی به مراحلی کشاندم که او تا به امروز تجربه نکرده بود. »

در برنامه زنده گفتگو با ورنر هرزاگ در دانشگاه لس آنجلس، سئوال کننده یا مجری برنامه پل هولدنگرابر که یکی از پایه گذاران انستیتوی فرهنگ و هنر موزه لس آنجلس محسوب می شود و هم اکنون ریاست کتابخانه عمومی شهر نیویورک را به عهده دارد سئوالاتی در مورد مسائل گوناگون از ورنر هرزاگ پرسید که با پاسخ های این کارگردان به آن ها حاضران توانستند با بخشی از جالب ترین زوایای روح این کارگردان برجسته سینمای جهان آشنا شوند.

XS
SM
MD
LG