لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۳:۳۲

کنفرانس در باره وضعیت ایران


بنیاد تحولات سیاسی ، نام یک سازمان فعال است که طی سالها نگاه و تحلیل های سیاسی را در جهان دنبال میکند . بنیاد تحولات سیاسی همواره شخصیت های معتبری را چه درکادر مدیریت و چه در کنفرانس های خود به عنوان سخنران داشته است .

در آخرین جلسه سخنرانی وبحث در این بنیاد دو کارشناس، فرانک دوبیه و مهرداد خوانساری در باره خاورمیانه و ایران سخنرانی داشتند. فرانک دوبیه بعد از مسافرتش به ایران کتابی را منتشرکرده که در آن به ترتیب دلیل سفرش به ایران و سپس تحلیل و دیده هایش را شرح میدهد . آقای دوبیه در کتاب معترف است که ناسیونالیزم امری است که در صدر باورهای مردم ایران قرار دارد و بخوبی آن را هرروز و در همه جا میتوان مشاهده کرد. به باورآقای دوبیه اگر مذهبیون به دایره سیاست آمده وآن را دردست دارند اما مردم مساجد را بیشتر وبیشترخالی گذاشته اند. و در عین حال برخی از مذهبیون که مقام و مسئولیت دولتی در دست دارند ، امیدوارند تحولات به نحو دلخواه جامه عمل بپوشد . کتاب در عین حال سفرنامه ای است که محتوای آن میتواند برای خواننده چه ایرانی و چه غیر ایرانی جالب باشد . بخش سفر به قم و مشهد و دیدارها وگفتگو با آیت الله های شهر فصلی است که لائیسیته و یا باور مذهبی رااز جمله با آیت الله مکارم شیرازی دنبال میکند . در شب سخنرانی فرصتی فراهم شد تا با آقایان دوبیه وخوانساری گفتگوئی داشته باشیم . در ابتدا آقای فرانک دوبیه گفت :

اوائل امسال بود که همراه چند شخصیت فرانسوی برای سه هفته به ایران رفتیم ودر بازگشت به چند نتیجه رسیدیم از جمله اینکه زندگی و شرائط اقتصادی برای اکثریت مردم بسیار دشوار است واین به بخش خاص دولتی و با خصوصی خلاصه نمیشود بلکه در تمام سطوح دشواری قابل لمس بوده وآن را به سادگی میتوان مشاهده کرد. بازار کارهم با مشکلات عمیقی روبروست . در واقع زندگی خصوصی ایرانیان جدا از مسائل جامعه نیست. مشکل مسکن و یا بهداشت را نمیتوان ندیده گرفت .

در زمینه اقتصادی ونحوه کار متوجه شدیم یا قانون مشخص نیست و یا قابل پیش بینی نمی باشد. هر لحظه یکی از تصمیم گیران ماده ای از قانون را به اجرا در می آورد که نه تنها مورد مخالفت سایرهمکاران اوست بلکه به دلیل عدم پیش بینی قبلی زیان های هنگفتی به صاحب کالا وارد میآورد .

هنوز نمیدانیم ایران که میخواهد هرچه بیشتر با اروپا در مراوده باشد چگونه از این سد فلج کننده عبور خواهد کرد، ودرعین حال در بازگشت از سفرم امیدوارتر به آینده مینگرم زیرا جامعه ایران را بیشترازآنچه که ما در فرانسه فکر میکنیم باز و استقبال کننده ازغرب دیدم .

جامعه روشنفکر ایران هم ، که تعدادشان قابل توجه است، خواسته هایشان را بسیار احترام برانگیز دیدم . آنها توانسته اند بطور مسقل راه کار و مسئولیت عقایدشان را عرضه کنند بی آنکه تضادی را با اندیشه های بیرون از مرزهای ایران داشته باشند. نکته دیگر در سطح پائین تر جامعه هم میتوان نرمش وپذیرش افکارجهانی رادیدکه بار در دراز مدت موضوع دلگرم کننده ای است ولی در این مدت نتوانستیم در یابیم از لحاظ سیاسی کدام تفکری میتواند این خواسته عظیم مردم را پاسخگو باشد . با اطمینان به شما میگویم مردم ایران میخواهند به جامعه جهانی بپیوندند . ما در این سفر توانستیم یکساعتی هم با آقای خاتمی دیدار کنیم . او را مردی دانشمند و عاری از تعصب دیدیم او بما گفت که معتقد است دمکراسی نیاز اولیه برای پیشرفت دراقتصاد است، و این دیدار اختلاف نظری را بین ما فراهم نساخت .

سخنران بعدی دکتر مهرداد خوانساری در مورد وضعیت موجود در ایران و یافتن راه حل های مناسب برای آینده ، بخصوص بعد از انتخابات ریاست جمهوری در امریکا اظهار نظر کرد وی گفت :

من یکسال پیش درهمین تاریخ ودرهمین مکان سخنرانی داشتم وگفتم ایران دریک وضعیت بحرانی قراردارد. از یکسوبحران بین المللی بی مانند و از سوی دیگربحرانی اقتصادی راشاهد هستیم، و مهم اینکه هردو، راه حل دلخواه را نیافته و هنوز پایان را هم نمیشناسیم . رویاروئی غرب با ایران به نظر من سیاست مشخصی نداشته و هیچوقت نتوانسته از موقعیت های مناسب و بوجود آمده بخوبی استفاده کند . این موضوع هم به برنامه های اتمی مربوط میشود و هم تلاش برای آوردن ایران به جمع جهانی .

سی سال بعد از استقرار جمهوری اسلامی در ایران تاکید میکنم حکومت دیگر موقعیت گذشته را ندارد . به نظرمن پایگاه مردمی حکومت درحد ده تا پانزده در صد و درمواقع لزوم نظیر انتخابات با امکاناتی که در اختیار دارند میتوانند آنرا به دو برابر افرایش دهند ، در نتیجه باید پذیرفت هفتاد درصدباقی جمعیت ایران شریک وضعیت موجود نیستند و برخلاف ظاهر که حکومت در ایران مذهبی است ، کشور بصورت یک دیکتاتوری سکولار اداره میشود و مردم بخاطر روابط الهی آقای خامنه ای با خداوند از وی اطاعت نمیکنند ، بلکه یا از حکومت وحشت دارند و با نیازهایشان آنها را وادار به اطاعت ساخته است. پس تکرار میکنم غرب بدلیل مشخص نبودن سیاستش نباید مرتب خط قرمزهایش را تغییر بدهد، و روحیه مردم رو به کاهش بگذارد .

حال ببینیم ایران در منطقه چه میکند ، طبیعی است که اولویت های حکومت ماندگاری در راس قدرت است و بدیهی است که بدنبال از دست دادن مشروعیت و محبوبیت در داخل ایران ، میخواهد در بیرون مرزها خود را وارد مسائلی کند تا بتواند فشارهای بین المللی علیه خود را خنثی کند . بی سبب نیست که برای مثال عاملی در صلح اعراب و اسرائیل شده ، نقشی در فلسطین بازی میکند، ویا نقش مخربی را در لبنان و یا افغانستان ودر سایر مناطق خلیج فارس به عهده گرفته است . به شما اطمینان میدهم وقتی بطور خصوصی با رهبران عرب و منطقه گفمگو میکنید آنها میگویند دشمن و خطر اصلی اسرائیل نیست بلکه حکومت جمهوری اسلامی است . من معتقدم سی سال گذشته ، متعلق به تاریخ است. باید به آینده فکر کنیم و ریشه یابی حکومت را با متحدینی که در این سی سال بوجود آورده از یاد نبریم .

غرب سالهاست که خواسته همه چیز را ارزان و آسان بدست بیآورد ، غرب یکصدا میگوید همه گزینه ها روی میز است و چون جمهوری اسلامی میداند آنها آماده گی وارد شدن به جنگ را ندارند در همین مرحله گفتگوها متوقف میشود . من با گفتگو به این دلیل موافقم که واقعیت مشخص خواهد شد ، کما اینکه در هنگام مذاکرات مستقیم آمریکا در باره عراق ، دیدگاه حکومت مشخص شد. پس از هم اکنون باید مردم ایران را دلسرد نساخت و از افراد و افکار جامعه مدنی ایران حمایت نمود تا مردم ایران بدانند دمکراسی خواهیشان تنها نخواهد ماند.

XS
SM
MD
LG