لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۳۲

گفتگو با وآنشا رودبارکی


وآنشا رودبارکی نقاش ایرانی ساکن پاریس ،کار وافکارش در شهر توقف نکرده است. جستجو وکنجکاوی هنرمند را، او با سلیقه خاصش دنبال می کند .

بعد از نمایشگاهی که در باشگاه مطبوعات پاریس داشت، و ما نیز فیلمی را در همین رابطه در برنامه خبرها و نظرها ارائه دادیم، و بعد از نمایشگاهای نیویورک و تورونتو، وی ازآخرین نمایشگاهی که بار دیگر توانست تابلوهای خود را بمعرض قضاوت بگذارد برای ما میگوید:

"آخرین نمایشگاهها عبارت بودند از دو نمایشگاه بطور همزمان در شهر فلورانس ایتالیا. اولی ، بینال بین المللی فلورانس( ۱-۹ دسامبر ۲۰۰۷) ، که البته این سومین بار متوالی بود که در آن شرکت میکردم . در این نمایشگاه حدود ۸۰۰ هنرمند نقاش ، مجسمه ساز ،عکاس وغیره که همگی آنان توسط هیئت ژوری گزیده شده بودند ،از کشورهای مختلف دنیا حضور داشتند ، و من به عنوان هنرمند ایرانی ، با تابلوی "واقعیت او" در این بینال شرکت کردم. دومین نمایشگاه در گالری" سانترو استوریکو" (۱-۱۱ دسامبر۲۰۰۷) در مرکز شهر فلورانس برگزار شد. در این نمایشگاه انفرادی، من ۱۸ تابلو از آخرین کارهایم را به نمایش گذاشتم. این نمایشگاه با حضور چندین منتقد هنری شهر فلورانس، و روزنامه نگاران وخبرنگار تلویزیونی توسکان، گشایش یافت. من بدین وسیله مجددا از استقبال گرم ملاقات کنندگان و بخصوص هموطنان ایرانی خود سپاسگزاری میکنم."

آیا نگاه به هنر در کشور های گوناگون با یکدیگر فرق دارد؟ و اگر بله چرا؟

"نگاه به هنر، و اصولا اهمیت دادن به هنر، بنا به فرهنگ هر جامعه در کشورهای گوناگون ، متفاوت است. هنر به عنوان یک عنصر اساسی و زیربنایی از فرهنگ ، بنا به نیازهای آن جامعه، تاریخ آن و استعدادهای درونی مردم آن ، شکل پیدا کرده و رشد میکند. این بدیهی است که در کشورهای دارای یک فرهنگ غنی ، مثل ایران ،هنر ریشه دارتر است، و امکان برقراری رابطه با یک موضوع هنری در این کشورها راحت تر صورت میگیرد."

با اینهمه در کارهای شما در عین رنگ ایرانی ، نگاه و دیدن، چیز دیگری است.

"آن چیز دیگر در واقع همان احساسی هست که من به توسط تابلوهایم به بیننده انتقال میدهم، و باید هم همینطور باشد ، چرا که در واقع هدف من به هیچ وجه ، شبیه سازی نیست ، بلکه هدف من بیان کردن روح و فضای غالب بر موضوع است."

بنظر شما چه تفاوتی میتواند بین دو نقاش ایرانی در داخل و خارج از کشورشان باشد؟

"از نظر زیر بنایی ، نه چندان متفاوت ، ولی از نظر پرداخت کار، معمولا هنرمند ایرانی خارج از خاک وطن این امکان را دارد که به دگرگونی و نو آوری های دیگر کشورها دسترسی پیدا کند و دانش خود را از این نظر افزایش دهد و در واقع در جریان تحولات هنری دیگر فرهنگها قرار بگیرد. این داده ها میتوانند به گونه ای روی پرداخت کار او اثر گذاشته ونتیجه کار معاصر تر بشود. البته این به این معنی نیست که حتما نتیجه کار بهتر بشود! ولی آنچه که مسلم است جابجائی های جغرافیایی این امکان را به هنرمند میدهد تا مختصات خودش را بهتر بشناسد و بتواند شناخت واقعی تری از خودش و هنرش داشته باشد."

تحول فرهنگی ،مثلا در نقاشی را باور دارید؟ و اگر بله ، بنظر شما در ایران چگونه بوده است؟

"البته هر چه فرهنگ تحول پیدا کند ، بر هنر اثر ميکند، و نقاشی که یک کار هنریست، تحول پیدا خواهد کرد. و اما در ایران متاسفانه چون هدف مسئولین و گردانندگان کشور به هیج وجه فرهنگ ایرانی نیست ، و حتی بر عکس آنها نهایت سعی خود را در ریشه کن کردن و نابودی فرهنگ ایرانی میکنند ، بنابر این ، هنرمندان ایرانی در داخل کشور که با مشکلات بسیار زیادی دست در گریبانند ، نهایت سعی خود را برای ماندن هنر خود بکار میبرند ، و تا میتوانند هنر خود را با وضعیت روز هماهنگ میکنند ، و چون وضعیت روز با هویت تاریخی- فرهنگی هنرمند ایرانی، که به آن عشق میورزد و افتخار میکند، سازگاری ندارد، بنا براین ، هنرمندان ایرانی داخل کشور در یکی از سخت ترین دوران تحول ، یعنی درد کشیدن قرار گرفته اند. من خودم را با آنها کاملا همدرد احساس میکنم و امیدوارم که بتوانیم ازاین تجربیات تلخ برای تحولات آینده وطن گرامیمان استفاده کنیم."

برگردیم به کارهای شما ، محیط زندگیتیان تا چه حد در کارهایتان اثر داشته؟ و چرا؟

"فراوان . اصولا یک هنرمند به مانند یک عکس برگردان عمل میکند و از بدو تولد محیط پیرامون تاثیر قابل ملاحظه ای روی او میگزارد ، یعنی کلیه شرایط ،جغرافیایی ، محیطی ، اجتماعی ، تاریخی ، رویدادها ، اشخاص و غیره ، که با او در ارتباط بوده اند میتوانند بطور نسبی ، بنا به ساختار شخصیتی هر هنرمند ، تاثیراتی روی او بگذارند، و من به هیچ وجه جدا از این اصل نیستم."

هربار که تابلوئی را تمام میکنید اثر، متعلق به گذشته شماست؟ ویا حرفی برای آینده دارد؟

" گذشته من از آینده ام جدا نیست. تنها با شناخت از گذشته است که فرد میتواند بطور نسبی خود را بشناسد و برای آینده اش تصمیم بگیرد. زمانی که یک تابلو را تمام میکنم ، آن تابلو ، حرف همان روز منست ،معمولا ، ما حرفهایمان را هر روز عوض نمیکنیم ، بلکه هر روز بنا به دانش بیشتری که آموختیم و تجربیاتی که کسب کردیم ، حرفمان را به گونه دیگری میزنیم . ولی حرف ، همان حرف است."

اگر هنررا شیوه ای از گفتن بدانیم مثل نوشتن ، موسیقی ،ویا تئاتر آیا گهگاه نقاشی همه آنها نیست؟

"این موضوع کاملا نسبی است. نقاشی بنا به نقاط دید متفاوت، از بینندگان متفاوت، میتواند، گاهی شعر باشد ، گاهی موسیقی باشد و گاهی حتی بیشتر ، به همان گونه که موسیقی یا شعرهم میتوانند گاهی نقاشی باشند و گاهی حتی بیشتر. این همان نقطه قدرت هنر است که در واقع برد هنرنیز میباشد . برد هنررا به سختی میتوان تخمین زد.

XS
SM
MD
LG