لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۰۶

تلويزيون الحره در مورد اهداف سفر خاورميانه با پرزيدنت بوش گفتگو کرد


تلويزيون عربی زبان الحره با پرزيدنت بوش، رئيس جمهوری ايالات متحده آمريکا، گفتگويی انجام داده است که متن کامل آن به قرار زير است.

الحره: چرا حالا به اين سفر می رويد؟

پرزيدنت بوش: حالا، برای اين که فکر می کنم امکانش هست که دستور کار کنفرانس آناپوليس را پيش ببريم. حالا، چون به باور من اين سفر فرصتی است تا سه هدف رابه طور مؤثرپيش ببرم: نخست، چشم انداز دو کشور؛ دوم، متقاعد کردن دوستان و هم پيمانانمان در منطقه به اين که حمايت از روند صلح به نفع آنان خواهد بود؛ و سوم اين که به مردم يادآوری کنيم که ايالات متحده در حفظ منطقه کمک می کند، در خاورميانه حضور فعالی دارد؛ و اين حضور کمرنگ نخواهد شد. ما متعهديم که به مردم در رويارويی باتهديدهای قرن بيست ويکم کمک کنيم.

الحره: شما شخصاً برای فشار آوردن به هر دو طرف در رسيدن به توافق در سال جاری چه کاری می توانيد انجام دهيد؟

پرزيدنت بوش: اول از همه، در مورد توافق ... آنها بايد تصميم بگيرند که می خواهند به توافق برسند. پس اولين کاری که می کنم کسب اطمينان نسبت به اين است که از پرزيدنت محمود عباس و اهود اولمرت نخست وزير صادقانه مايل به رسيدن به توافق هستند. به اعتقاد من چنين تمايلی وجود دارد. کنفرانس آناپوليس با موفقيت همراه بود (چون می خواست موفقيت آميز باشد.) و اين به آنها اعتماد و شجاعت لازم برای تصميم گيری وتعريف کشورِ مورد نظرشان را می دهد، به نحوی که مردمِ منطقه بتوانند اميدوار باشند که اين جنگِ دراز مدت سرانجام به پايان خواهد رسيد؛ و نخستين گام، تعريفِ کشور است. من می توانم هر جاکه لازم باشد [برای پيشبرد روند تشکيل دو کشور] فشار آورم؛ يا دست ياری به سوی آنها دراز کنم. بنابراين من به منطقه می روم تا دو طرف را تشويق کنم که روی اين چشم انداز گسترده تمرکز کنند. همه عوامل برای منحرف کردن تمرکز از هدف اصلی وجود دارد؛ و مردم قصد دارند موانعی بر سر راه تحقق اين هدف ايجاد کنند. آنها سعی خواهند کرد چشم اين دو نفر [آقايان عباس و اولمرت] بر آنچه که ممکن است، بسته شود؛ و کار من اين است که به آنها کمک کنم تا نگاهی به آنچه که در امکان هست داشته باشند.

الحره: آيا شما هنوز فکر می کنيد پيش از پايان دوره رياست جمهوری تان چشم اندازِ تشکيل کشور فلسطينی تحقق يابد؟

پرزيدنت بوش: فکر می کنم که می توان به طرح کلی، و تعريف کشور دست يافت. به اجرا درآوردن طرح منوط به نقشه راه است. به عبارت ديگر، کارهای بسياری هست که بايد انجام شود. نيروهای امنيتی فلسطينی بايد اصلاح شود، و ما داريم به اين کار کمک می کنيم. بايد طبقه سرمايه گذار را با سرمايه های جديد به کار راغب کنيم. نهادهای دولتی بايد تقويت شود. کشور با وجود اين نهادها شکل می گيرد. اما گام نخست تعيين شکل و ترکيب دولت است؛ و من فکر می کنم تا زمانی که دوره رياست جمهوری من تمام می شود، به اين مرحله دست يافته ايم.

الحره: آيا شما از کشورهای خليج فارس از جمله عربستان سعودی خواهيد خواست تا روابط خود با اسرائيل را عادی کنند؟

پرزيدنت بوش: من به کشورهای خليج فارس از جمله عربستان سعودی يادآوری خواهم کرد که برای به موفقيت رسيدن اين طرح، بايد با قدرت تمام از هر دو همسايه فلسطينی و اسرائيلی حمايت کنند. اين دليل ديگری بر اهميت کنفرانس آناپوليس است. برای اين که دوست من، پادشاه سعودی، وزير خارجه اش را به کنفرانس اعزام کرد. به نظر من اين يک نشانه پررنگی بود. بنابراين لازم است هر دو طرف بدانند که از حمايت همسايه خود برخوردارند.

الحره: اخيراً روابط حسنه ميان کشور های خليج با ايران بار ديگر تا حدی برقرار شده است. آيا شما احساس می کنيد که گزارش مرکز ملی ارزشيابی، کار شما را در متقاعد کردن اين کشورها به اين که ايران همچنان خطری برای امنيت ملی آنها به شمار می رود، دشوار کرده است؟

پرزيدنت بوش: من اطمينان دارم که اين موضوع مطرح خواهد شد؛ و من به آنها يادآوری خواهم کرد که گزارش مرکز ملی ارزشيابی و برآورد حاکی از آن بود که ايران يک برنامه پنهان نظامی دارد. آنها برنامه را به تعليق درآوردند. من همچنين به آنها يادآوری خواهم کرد که رژيمی که يک بار چنين برنامه ای را داشته، می تواند به آسانی آن را از سرگيرد. و عناصر کليدی برای داشتن برنامه توليد سلاح [هسته ای] عبارتند از:

۱. ظرفيت غنی سازی اورانيوم؛

۲. توانايی استفاده از اورانيوم برای ساختن بمب؛ و

۳. توانايی پرتاب بمب به وسيله موشک.

برنامه موشک هنوز در جريان است. چنانکه می دانيد، آنها می گويند برنامه را برای مقاصد غير نظامی دنبال می کنند... و دارند نحوه غنی سازی را فرا می گيرند. و البته اگر غنی سازی برای مصارف غيرنظامی را ياد بگيريد، به راحتی می توانيد همان دانش را در مقاصد نظامی به کار ببريد؛ و از اين رو، ايران يک تهديد محسوب می شود. و پيام من اين است. پيام ديگر من اين خواهد بود که ما يک استراتژی برای برخورد با اين مسأله داريم؛ و آن اين است که جلوی دستيابی آنها به شيوه غنی سازی را بگيريم. من روش های مختلف تحريم و تلاش هايمان در سطح بين المللی و چگونگی مؤثر بودن آنها را برايشان توضيح خواهم داد.

الحره: آيا فکر می کنيد ديدار اعضای کنگره آمريکا از سوريه، از جمله سفر اخيرِ سناتور جمهوری خواه آرلن اسپکتر، و آقای کندی عضو مجلس نمايندگان به آن کشور، موضع شما را در برابر سوريه تضعيف خواهد کرد؟

پرزيدنت بوش: سؤال جالبی است. من نمی دانم؛ اما پرزيدنت اسد بايد درک کند که اگر خواهان روابط بهتر با ايالات متحده، و صادقانه بگويم، روابط بهتر در منطقه است، اولين کاری که بايد بکند اين است که از مداخله در روند انتخابات رياست جمهوری لبنان دست بردارد. اميدوارم نمايندگان اين پيام را به آقای اسد داده باشند. من نمی دانم که او چطور اين ديدارها را تعبير و تفسير می کند؛ ولی در مورد يک چيز نمی تواند اشتباه کند؛ و آن، موضع دولت آمريکا و کاخ سفيد است. موضع ما اين است: می توانيد روابط بهتری با آمريکا داشته باشيد، اما بايد هنگام انتخابات رياست جمهوری از آن کشور خارج شويد؛ از پناه دادن به حماس دست برداريد؛ و جلوی نفوذ بمبگذاران انتحاری در عراق را بگيريد؛ و راه بهتری در پيش روی شما خواهد بود.

الحره: در مورد لبنان، ايالات متحده برای خروج لبنان از بن بست کنونی ناشی از نداشتن رئيس جمهوری چه کاری می تواند انجام دهد؟

پرزيدنت بوش: ما به طور عمومی و خصوصی کاملاً روشن کرده ايم که ... سليمان که بسياری از بازيگران صحنه سياست داخلی لبنان او را برگزيده بودند، گزينه ای صحيح است. اگر آنها او را می خواهند، اين همان فردی است که ما از او پشتيبانی می کنيم. و مانع بر سر به رياست جمهوری رسيدن او، سوريه است. بنابر اين من در سفر به خاورميانه زمانی را صرف بحث و گفتگو پيرامون همين موضوع خواهم کرد؛ چرا که وجود لبنان آزاد در منطقه به نفع همه خواهد بود. و بسياری با آمريکا موضعِ مشترک دارند. عربستان سعودی و ديگر کشورها با اين نظر موافقند که بايد لبنانی آزاد و فارغ از دخالت های سوريه وجود داشته باشد.

الحره: فکرمی کنيد مردم خاورميانه چطور از شما ياد خواهند کرد؟

پرزيدنت بوش: اميدوارم آنها از من به عنو ان کسی ياد کنند که می خواست با افراط- گرايانی مبارزه کند که برای رسيدن به هدف های سياسی جان افراد بی گناه را گرفتند؛ به عنوان کسی که در عين حال اعتقاد داشت شهروندان خاورميانه بايد خودشان بر خود حکومت کنند. خاورميانه آينده درخشانی خواهد داشت. من سنت نيکوی خاورميانه را تحسين می کنم؛ و اعتقاد دارم که يک فرد عادی می تواند با عزم و اراده به موفقيت برسد. بهترين حالت برای جوامع هنگامی است که به اراده وخواست مردم شان گوش فرادهند. و ما بايد افراط - گرايانی را که ديدگاهشان با اين ديدگاه متفاوت است، طرد کنيم. اميدوارم که چنين باشد. اميدوارم مردم خاورميانه بگويند: پرزيدنت بوش به مذهب من احترام می گذارد؛ به نوع بشر عشق می ورزد؛ و به شان انسان اعتقاد دارد. می دانم که گاهی تصور افراد از من ممکن است متفاوت باشد. من ناچار بودم در مورد جنگ و صلح دست به انتخاب های دشواری بزنم. از سوی ديگر، به عنوان بخشی از چشم انداز برای رسيدن به صلحی که همگی ما خواهان آن هستيم، اميدوارم مردم شاهدِ سر برآوردنِ عراقِ آزاد و متکی بر يک قانون اساسی مدرن باشند.

XS
SM
MD
LG