لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۴:۰۳

متن سخنرانی دکتر بی پروا در کنفرانس انجمن پژوهشگران ايرانی


در چهل ويکمين کنفرانس انجمن پژوهشگران ايرانی، که از تاريخ بيست ونهم تا سی و يکم ارديبهشت ماه سال هزار و سيصد و هشتاد و پنج در واشنگتن بر گزار شد، دکتر ابراهيم بی پروا، استاد دانشگاه در مريلند، نقش رسانه های خارج از کشور را بر تحولات فرهنگی، اجتماعی و سياسی ايران، مورد تجزيه تحليل قرار داد.

ابراهيم بی پروا تحت عنوان "نقش رسانه ها در آموزش سياسی و اشاعه دمکراسی: برنامه های فارسی صدای آمريکا" گفتار خود را چنين آغاز ميکند:

ساعت دو بعد از ظهر در شهر واشنگتن، پايتخت ايالات متحده آمريکا، است و در تهران نه و نيم بعداز ظهر روز آخر اسفند ماه سال هزار و سيصد هشتاد چهار خورشيدی. برنامه آينده نگری يکشنبه شبها از بخش فارسی صدای آمريکا آغاز می شود. ميهمان برنامه خانم سيمين بهبهانی، شاعره نامدار، بلند آوازه و عاليقدر ايران زمين، در تهران روی خط تلفنی صدای آمريکا هستند. موضوع بحث، نوروز، اهميت آن و آينده اين جشن باستانی است. ميزبان برنامه با شعر:

«بنام خداوند جان و خرد کزين برتر انديشه بر نگذرد»

برنامه را آغاز ميکند ،و به شنوندگان و ميهمان برنامه درود می فرستد و با ابراز سپاس و خوش آمد نخستين پرسش را مطرح ميکند و خانم بهبهانی پاسخ ميگويد. سپس ميزبان از ميهمان تقاضا ميکند که يکی از اشعارش را برای شنوندگان بخواند. در پی آن ، اولين تلفن کننده از اصفهان فرصت می يابد که با شرکت در برنامه چنين یگويد:"من بسيار متأسفم برای حادثه ای که برای خانم بهبهانی در روز جهانی زن روی داد. ايشان مادر تمام ايرانيها هستند. ايشان شير زن ايرانی است. وقتی از راديو ها شنيد يم که در روز زن ايشان مورد ضرب وشتم قرار گرفتند، واقعأ متأسف شديم، با ايشان همدردی ميکنيم. چون خيلی به خانم سيمين بهبهانی ارادت دارم، تلفن کردم که بگويم بسيار متأسفم از اذيت و آزار شما در روز زن در تهران،« ميزبان برنامه ميگويد» که شنونده به نکته ای اشاره کرده است که من البته بمناسبت آينکه نوروز است، نمی خواستم بدان اشاره کنم و آنهم حمله به شما در روز زن در تهران است. انجمن پژوهشگران ايران مستقر در پاريس، سال يکهزار و سيصد و هشتاد و پنج را سال زن نامگذاری کرده است و اين سال را سال سرنوشت ساز ناميد. اميدوارم ديگر اينگونه حوادث در ايران رخ ندهد و آنهم بويژه به زنان و زنانی چون شما، همانطوريکه اين شنونده بدان اشاره کرده است." در اينجا خانم بهبهانی بار ديگر لب به سخن ميگشايد و ميگويد:ِ» من اصلأ به پارک دانشجو رفته بودم که اگر برخوردی پيش آيد زنان، دختران و خواهران کشورم بدانند که بايد ايستادگی بکنند بايد آخ نگويند. من برای همين رفته بودم و هيچ تأسفی هم ندارم، ايستادم و ضربه را هم تحمل کردم، نگاهی به آن شخص انداختم که گمان ميکنم خودش متنبه شده بود و شرم کرده که چرا چنين عملی کرده است. ايستادن من ايستادن دختران من، ايستادن خواهران من و ايستادن هموطنان من است. ما ايستاده ايم و ضربه را هم تحمل ميکنيم و باز هم می ايستيم تا حقوق کامل زنان ايران بدست نيايد. ما خواهيم ايستاد اين جنبش زنان ايران است، اين جنبش بايد ارج گذاشته شود. ما يک قدم به عقب نميگذاريم، اگر تمام باتونهای الکتريکی دنيا را بروی ما بلند کنند. ما يک قدم به عقب نمی گذاريم اگر افراد کثيف دنيا لگد شان را به ما تحميل کنند. ما ايستاده ايم و حقوق حودمان را خواهيم گرفت. من از اين بابت هيچ تأسفی ندارم ، سربلندم که اين امتحان را گذراندم." آنچه نقل قول شده است در جلسه سخنرانی بر روی نوار ضبط شده از اصل برنامه بوده است که پخش شده است. بله، در پی حمله به خانم بهبهانی در روز زن، عده ای شايعه کرده بودند که در آن روز خانم بهبهانی در بيمارستان بستری بوده است و هرگزدر چنين تظاهراتی شرکت نکرده بود. اما، در اين برنامه صدای آمريکا ،شخص خانم بهبهانی بر کتک خوردن خود مهر تأييد زدند و به تمامی شايعات بی پايه پايان دادند.

در اينجا با چند نقل قول بحث را ادامه ميدهم. سپس با اشاره ای به سياست خارجی آمريکا، به بحث تئوريک درباره نقش رسانه های جمعی در آگاهی دادن و اشاعه و ترويج انديشه ها و ارزشهای دمکراتيک خواهم پرداخت. در پی آن نگاهی خواهيم داشت به صدای آمريکا و منشور آن. سپس برنامه های بخش فازسی را مرور خواهيم کرد و بر برنامه های زنده راديويی با شرکت شنوندگان؛ گفتارها از صدای آمريکا ( مروری بر شماره های گفتارها از چهارم ماه آوريل تا هيجدهم ماه مه) و نظر ها از واشنگتن (از شماره شانزدهم ماه مارس تا هيجدهم ماه مه) که هر دو اين گفتارها و نظرها منعکس کننده سياست آمريکاست، تأکيد خواهيم داشت. در پآيان نيز نگرشی انتقادی به برنامه ها خواهيم کرد.

گفته شده است که مطبوعات رکن چهارم مشروطيت است

ريچارد نيکسون، رئيس جمهوری پيشين ايالات متحده آمريکا، در آخرين اثرش پيش بينی ميکند که قرن بيست و يکم، قرن پايان حکومتهای ديکتاتوری و غير دمکراتيک است. زيرا که در نتيجه پيشرفتهای تکنولوژيک، اطلاعات در سطح وسيعی و به آسانی در اختيار عام قرار ميگيرد و مشارکت سياسی فراگير و گسترده را فراهم ميکند.

لخ واونسا، رئيس جمهوری پيشين لهستان و رهبر اسبق جنبش همبستگی ، ميگويد که پيروزی عليه کمونيسم بدون صدای آمريکا غير ممکن بود. دستآوردهای صدای آمريکا بی نظير است. در هر جامعه بی قانون و هر کشور فقير نقش صدای آمريکا اساسی و حياتی است.

جلال طالبانی، رئيس جمهوزی عراق و نخستين رئيس غير عرب يک کشور عربی، ميگويد که دفاع مستمر از ارزشهای دمکراسی و حقوق بشر هميشه بر نظر مثبت ما نسبت به آمريکا بعنوان قهرمان آزادسازی از ديکتاتوری و توتاليتاريانيسم نفوذ داشته است.

شيخ حسنيه، نخست وزير سابق بنگلادش، ميگويد که صدای آمريکا نقش مهم و ارزنده ای در همه مبارزات برای استقرار دمکراسی و حقوق اساسی مردم ايفا کرده است.

ريیس جمهوری گرجستان ميگويد که نقش صدای آمريکا بسيار مهم است زيرا ارزشهای آمريکا و دمکراتيک را اشاعه ميدهد.

واتسلاو هاول، نخستين رئيس جمهوری کشورجمهوری چک پس هز سقوط کمونيسم، ميگويد که برای مردم چک و اسلواک صدای آمريکا يک صدای راستين بود، صدای آزادی، ندای اميد و اطمينان، زيرا يک کلام واقعی بزرگترين دشمن سرکوب است.

اسلوادو پايا سارديناس، ناراضی کوبايی/برنده جايزه دمکراسی دبليو اورل هريمن و برنده جايزه آزادی ساخاروف برای آزادی انديشه، ميگويد که برنامه های صدای آمريکا وسيله ای ايد ال برای آگاه کردن کوبائيها درباره نياز به آزاد سازی روند سياسی است.

تابو امبکی، رئيس جمهوری آفريقای جنوبی، ميگويد از صدای آمريکا سپاسگزارم زيرا وقتيکه ما در تبعيد بوديم، به ما درباره حوادث آفريقای جنوبی آگاهی ميداد. من هر روز به صدای آمريکا گوش ميکنم.

بينظير بوتو، نخست وزير پيشين پاکستان و نخستين زنی که به مقام رهبری يک کشور مسلمان رسيد، ميگويد که به صدای آمريکا با علاقه زيادی در پاکستان و در منطقه گوش ميکنند. صدای آمريکا شبکه گسترده ای است از روزنامه نگاران تحصيل کرده و روشنفکری که در گوشه های مختلف جهان برای اين سازمان کار ميکنند.بنا بر اين هر وقت به صدای آمريکا گوش ميکنيد بهترين اخبار را با کيفيت عالی در اختيار شنوندگان ميگذارد و بهمين دليل است که مردم به آن گوش ميدهند.

خانم وانگری ماتای، برنده جايزه صلح نوبل ميگويد که ميخواهم به صدای آمريکا تبريک بگويم. من در نايروبی به آن گوش ميکنم و فوق العاده آگاهی دهنده است. صدای آمريکا بر موضوعاتی چون بيماری ايدز و ويروس ناقل آن، مالاريا، سل، مسائل محيط زيست، صلح و دمکراسی تأکيد می ورزد.

خانم شيرين عبادی، يکی ديگر از برندگان جايزه صلح نویل و نخستين ايرانی در يافت کننده جايزه نوبل، ميگويد که رسانه های عمومی در آگاه نگهداشتن مردم مسئوليت مهمی برعهده دارند. صدای آمريکا چنين کانالی است و برای آن احترام زيادی قائلم. بخش فارسی صدای آمريکاهميشه گزارشهای بدور از جانبگيری ويکطرفه، بموقع و متناسب با تحولات روز ارائه ميدهد. هر وقت که فرصت يابم به آن گوش ميکنم.

«دانا ات»، پژوهشگر آمريکائی، در پژوهشی تحت عنوان «قدرت مردم: نقش رسانه های الکترونيکی در اشاعه دمکراسی در آفريقا» می نويسد عليرغم محبوبيت رو به گسترش اينترنت، هنوز اکثريت آفريقائيها اطلاعات درباره حوادث و تحولات داخلی و بين المللی را از طريق راديو و تلويزيون کسب ميکنند. بطور کلی راديو مهمترين منبع کسب اطلاعات و اخبار برای آفريقائيهاست. برای مثال در سال هزار و نهصد و نود پنج در يک نظرسنجی در دو تا از بزرگترين شهرهای نيجر نتيجه گرفته شد که راديو بطور گسترده ای در اختيار مردم است. اخبار راديو، هم ايستگاههای راديويی خارجی مثل صدای آمريکا، و هم ايستگاههای محلی، منابع عمده اطلاعاتی حتی در اين شهر های بزرگ بوده است. گزارشهای يونسکو اين يافته ها را تاييد می کند.

رسانه ها نقشهای متضادی در مسير تحولات فرهنگی و اجتماعی-سياسی جوامع ايفا ميکنند، و اين عمدتأ به موقعيت خود رسانه ها ارتباط دارد. آيا در کنترل دولت است؟ آيا زير نفوذ صاحبان سرمايه است؟ آيا مستقل است و از سوی روزنامه نگارانی متعهد اداره ميشود/ در خدمت تأمين منافع کدامين گروه است؟ بطور کلی، رسانه ها ميتوانند نقش کنترل کننده و يا ناظر را ايفا کنند، نقش سرگرم کننده داشته باشند، نقش تبليغاتی برای نهادهای اقتصادی، صنعتی و سياسی داشته باشند، نقش آموزشی و آگاهی دهنده داشته باشند، نقشی بدور از جانبگيری در ارائه خبرها بازی کنند، نقشی در ريشه يابی مسائل اجتماعی، اقثصادی، سياسی و فرهنگی در جامعه بعهده بگيرند. نقش منفی و مخرب يا مثبت و سازنده رسانه ها ، بی تر ديد، ناشی از عوامل گوناگون از جمله حاميان مالی رسانه ها، سياستهای دولت و مطبوعاتی، خواسته ها و اهداف گردانندگان، مديران و استفاده کنندگان برنامه های رسانه هاست.

صدای آمريکا سازمانی است دولتی و بخشی از دولت فدرال آمريکا. بودجه آن به تصويب کنگره امريکا می رسد. اين سازمان در سال هزار و نهصد و چهل و دو در اوج جنگ جهانی دوم تأسيس شده است. از آنزمان تاکنون شاهد تغييرات کمی و کيفی در اين سازمان بوده ايم. از تاريخ تأ سيس، صدای آمريکا بر سه هدف اساسی تأکيد ورزيده است که بخشی از منشور اين سازمان است:

1- ارائه آخرين، دقيقترين خبرها با بيطرفی کامل و حد اقل با استفاده از دو منبع خبری.

2- اشاعه ارزشهای آمريکائی چون دمکراسی، حکومت قانون، آزاديهای بيان، نيايش، مطبوعات، تشکيل اجتماعات.....3-انعکاس سياست خارجی آمريکا.

استراتژی امنيت ملی آمريکا بر هشت اصل تأکيد دارد: حکومت قانون، تحديد قدرت دولت، آزادی بيان، آزادی نيايش، عدالت اجتماعی، رعايت حقوق زنان، تساهل مذهبی و قومی، و احترام به مالکيت خصوصی.

«مايکل کزاک»، کفيل مدير کل وزارت امور خارجه آمريکا در امور حقوق بشر و دمکراسی، ميگويد ما ميدانيم رژيمی که حقوق شهروندانش را نقض ميکند ، بيشتر احتمال است که باعث اختلال در صلح و امنيت منطقه شود. امنيت، خوشبختی و رفاه در داخل و خارج، احترام به آزادی شخصی و رعايت حقوق بشر از طريق سيستمی دمکراتيک و حکومت قانون است. تعهد سياست آمريکا برای اشاعه دمکراسی و حقوق بشر با حمايت از برنامه هايی است که در صدد تقويت احزاب سياسی، رسانه های مستقل، مدافعان حقوق بشر و حکومت قانون ، و گروههای مدافع و حامی جامعه مدنی است.

رئيس جمهوری آمريکا ميگويد سياست آمريکا پيگيری و حمايت از رشد دمکراسی، گسترش نهادها و جنبشهای دمکراتيک در هر کشور و فرهنگی با هدف غائی پايان بخشيدن به رژيمهای ديکتاتوری در سرتاسر جهان است. امروز، حتی در مناطقی از جهان که مردم برای مدتی طولانی با مشکلات در گير بوده اند، برای آزادی بپا خاسته اند. همه در مسير آزادی گام بر ميدارند و اين روندی مشخص است. آزادی حق ذاتی انسان است و خواسته ريشه دار هر انسانی است که با روح انسانی پيوندی نا گسستنی دارد. فراخوان دوران ما گسترش آزادی است. رئيس جمهوری آمريکا در پايان ميگويد زمانيکه آزادی و دمکراسی در خاورميانه ريشه بدواند، آمريکا و تمامی جهان امن تر خواهد بود و جهانی توام با صلح بيشتر را شاهد خواهيم بود.

بله، صدای آمريکا منعکس کننده چنين سياست، طرز تفکر و بينش است. صدای آمريکا اين ارزشها را در سرتاسر جهان تبليغ ميکند، اشاعه ميدهد، و ارج ميگذارد.

انگيزه ام از اين بررسی انتقاداتی است که اينجا و آنجا از صدای آمريکا و بويژه برنامه های فارسی آن ميشود. من، بعنوان يک پژوهشگر مستقل، در اين بررسی هدفی جز نگاهی بيطرفانه و بدور از هر نوع جانبگيری ندارم.

. . اين تحقيقی است با ديدی انتقادی..

از نخستين روزهای پژوهش درباره رسانه ها و رابطه بين دولت، شهروندان و رسانه ها، تئوريها و نظريات مختلفی ارائه شده است که بطور کلی ميتوان آنها را به سه مرحله تقسيم کرد:

1- ابتدا فرض بر اين بود که رسانه ها بر باورها و رفتارهای افراد تأثيری مستقيم و فوری دارند.

2- در مرحله بعدی، پژوهشها و تئوريها به بررسی کمک رسانه ها به دريافت کنندگان پيامهای آنها بمنظور تقويت ديدگاهها و رفتارهای در يافت کنندگان پيامها تمرکز يافت.

3- در مرحله نهائی، پژوهشها به شيوه هائی که رسانه ها برای ارائه تصاوير، شخصيت، عملکرد و برنامه های چهره های سياسی در پيش گرفته اند و احتمال پذيرش يا رد آنها از سوی در يافت کنندگان پيامها تأ کيد گذاشته است.

«دانا ات» ميگويد رسانه ها با قدرت برقراری تعامل بين افراد، در حال حاضر، اين امکان را برای دهها ميليون شهروندی که پراکنده از هم زندگی ميکنند، فراهم ميکنند، که اطلاعاتی را که نياز دارند تا مثلأ مقبول افتند، يآ حد اقل تسلطی بر زندگی، اموال و آينده شان بيابند و در روند تصميم گيری اثر گذار باشند، کسب کنند. اين پزوهشگر در رابطه با اينترنت ميگويد که دسترسی به اطلاعات الکترونيکی ميتواند تأثير مثبت در اشاعه دمکراسی، از طريق فراهم کردن اهرمهای بزرگتری در مقابل دولت و رهبران سياسی داشته باشد. نقش دسترسی به اطلاعات بيشتر و ارتباطات در اشاعه رژيمهای سياسی دمکراتيک باور نکردنی است. همانطوريکه وسايل ارتباطاتی به شهروندان اين امکان را ميدهد که مستقيمأ و فوری ودر کوتاهترين زمان ممکن خواسته ها و نظراتشان را با نماينگانشان با هزينه کمتری منتقل کنند و طبيعت تعامل سياسی تغيير ميکند. هزينه های مشارکت سياسی کاهش می يابد و دسترسی به اينتر نت بالقوه ميتواند اختلاف فواصل جغرافيائی را از بين ببرد.

لارنس گروسمن ميگويد که تغيير توازن قدرت در آنچه که او جمهوری الکترونيک مينامد، روی ميدهد و بازندگان اصلی در اين تحولات نهادهای سنتی هستند. قدرت شهروندان از راههای متعددی افزايش می يابد. از طريق امکان دسترسی بيشتتر مثلأ به نمايندگان و رهبران سياسی يا به اطلاعات درباره مسائل، تصميمات، قوانين، سياستها، تحولات و وقايع يا از راه نفوذ بيشتر هم بعنوان يک فرد که ميتواند آسانتر نظراتش را در مورد موضوعی مستقيمأ به نمايندگان برساند، و غير مستقيم از طريق دسترسی آسانتر به سازمانها و نهادها که خواسته های اين افراد را منعکس ميکنند. اينترنت بعنوان يک وسيله تعامل، به افراد بيشتری اين توانائی را بخشيده که سريعتر و آسانتر نظراتشان را درباره سياستها به آگاهی مسؤلان و ديگر افراد جامعه برسانند.

«اريک بوسی» و «کيمبرلی گرگسون» باور دارند که ترکيب تغيير يافته و مدرن تر برنامه های رسانه ها ،فضای عمومی برای شهروندان بمنظور بحث درباره سياست و بيان حمايت و يا نارضايتی شان از سياستها و چهره های سيلسی را بدور از هر نوع شرطی و يا بيمی از واکنش از سوی سيستم سياسی فراهم ميکنند. در حال حاضر، انواع فعال مشارکت سياسی از طريق اين رسانه ها امکان پذير است. ديگر شهروندان نقش غير فعال در روند سياسی ندارند، بلکه حتی از طريق ارتباطات دو طرفه امکان برقراری ارتباط مستقيم، برای مثال با رهبران و کانديداهای سياسی، را ولو بصورت نمادين دارند. همه شهروندان حق گزينش برای مشارکت سياسی، صرفنظر از اينکه مشارکت سالم باشد يا نه، را دارند. هيچ سيستم ، نهاد و وسيله مشارکت مدنی و ارتباطات عمومی بنظر نميرسد که چنين بتواند شرايط ايجاد يک فضای دمکراتيک را تأمين کند. اين رسانه ها، انواع روشهای دسترسی به سيستمهای فشار سياسی را گسترش ميدهند، احتمال اينکه نگرانيهای شهروندان مطرح شود، را بهبود می بخشند هر چند صد در صد تضمين نميکنند.

در اوايل تأسيس ايالات متحده آمريکا، ويليام جفرسون، سومين رئيس جمهوری اين کشور و نويسنده اصلی اعلاميه استقلال آمريکا ، نگرانيش را در خطر ذاتی مبنی بر اجازه دادن نقش مردم در قدرت عمومی بدون ارائه همزمان فضائی بيش از صندوق آراء و يا فرصت بيشتر برای بيان نظراتشان بجز روز انتخابات، ابراز داشت، رسانه های کنونی اين نگرانی نويسنده اعلاميه استقلال آمريکا را بر طرف می کنند. اين رسانه های مدرن نظرياتی را در اختيار مسؤلان قرار ميدهند که شايد هرگز بدون توسعه اين رسانه ها از آن آگاه نمی شدند. اين فرصتهای فراهم شده از طريق رسانه ها به توسعه جامعه مدنی که خود از ارکان و ابزار اوليه نظام دمکراتيک است، کمک ميکند. مردم از دستيابی به اين رسانه ها و شرکت در برنامه های آنها احساس توانمندی ميکنند.

ديانو آوون می پذيرد که تعداد زيادی از شهروندان، در حال حاضر، اطلاعات سياسی را از آنلاين بدست مياورند و در بحثها در فضای الکترونيکی شرکت ميکنند. او باور دارد اين طبيعی بنظر ميرسد که استفاده کنندگان از برنامه های زنده راديوئی با شرکت مستقيم شرکت کنندگان و آنلاين گزينش بيشتری برای کسب اطلاعات داشته باشند. در عين حال بايد گفت که استفاده از اين رسانه ها، به بالا بردن عمق و وسعت دانش استفاده کنندگان می افزايد. ولی اين پزوهشگر با ديدی انتقادی به ارزيابی ژرفتری می پردازد و ميگويد که انواع رسانه ها اطلاعات کيفی عمومی که مشارکت را تشويق کند يا بحث سازنده را دامن زند، ارائه نميدهند. از منابع خبرها انتقاد ميکند و برنامه های زنده راديوئی با شرکت شنوندگان را اغلب بی ادبانه، خارج از نزاکت و غير متمدنانه توصيف ميکند. بسياری از شنوندگان از اين ابزار بحث سياسی بعنوان مکانی بمنظور ابراز احساسات و مفر و گريزی برای نا اميديها و محروميتها استفاده ميکنند، تا اينکه به يک گفتمان سازنده بمنظور اشاعه دمکراسی کمک کنند. اين پژوهشگر می افزايد که رسانه ها بطور مناسبی سازماندهی نشده اند و در نتيجه در آگاهی دادن به عام غير مؤثرند و کمک چندانی به افزايش دانش سياسی نميکنند. مهم نيست که چقدر رسانه ها در اختيار مردم با شند، ساختار کنونی رسانه ها به مشارکت و نهايتأ کسب دانش کمتری از سوی مردم ميشوند.

بوسی و گرگسون ميگويند شايد بيش از هر نوع ترکيب مدرن برنامه های رسانه ها ، کفت و شنود های زنده سيلسی راديو، به شهروندان يک جامعه فرصت ابراز نظر و بيان باورهای سياسی شان را بدهد. اين روش امکان دسترسی فراگير به شنوندگان در سطح توده، از طريق واکنش مستقيم آنان را فراهم ميکند. با اين روش، راديو نوعی مکالمه را تسهيل ميکند که ممکنست احساسات عمومی را شکل بخشد و ايده های بخصوصی را در مورد موضوعات ويژه ای درذهن شنوندگان نهادينه کند. علاوه بر اين، چنين برنامه هايی غالبأ بشيوه ای سنجيده تلاش در بسيج عمومی برای مشارکت در فعاليتهای مدنی يا تماس با مسؤلان ميکند که در واقع بعنوان ابزاری برای اجتماعی شدن سياسی عمل ميکنند. برای اينکه اين بحثها مفهوم يابد، گوش دادن به برنامه ها نياز به توجه ويژه با قصد درک ابعاد مختلف بحث دارد. گوش دادن، ممکنست به تقويت مهارت خاص مدنی در تحمل نکته نظرهای مخالف بينجامد که خود نوعی آموزش فرهنگ سياسی دمکراتيک است. در واقع تنکل ميگويد که يک نکته عمده اين برنامه تعدد و تنوع صداهايی است که شنيده ميشود. تحقيقات نشان ميدهد که شنوندگان اين برنامه ها عمدتأ علاقمند به مشارکت سياسی و دارای بينشی مدنی هستند. بويژه احتمال بيشتری ميرود که تلفن کنندگان در فعاليتهای سياسی ديگری شرکت کنند. تنکل ميگويد که بهترين شيوه ذرک اين برنامه ها اينستکه بعنوان رفتاری که شنونده يک شرکت کننده فعال است نه بعنوان جريانيکه يک دريافت کننده غير فعال را می پروراند، ملاحظه و مورد بررسی قرار گرفته شود.

تغيير عمده ديگر در ترکيب برنامه های رسانه ها، برنامه های سياسی تلويزيونی است که بييندگان با تلفن کردن در برنامه شرکت ميکنند. اين برنامه ها با ترکيب نقاط قوت برنامه های راديو ئی، با شرکت بييندگان از طريق تلفن و قذرت سحر آميز تصاوير، بيينندگان را در وضعيتی قرار ميدهند که اگر به عمل سياسی دست نزنند، حد اقل به بحث سياسی دامن ميزنند. البته بايد توجه داشت که اين برنامه ها در مقايسه با برنامه های راديويی بينندگان را در مواردی بچای اينکه متوجه کيفيت مطالب مورد بحث کند، بسوی ظاهر ميهمان برنامه و رفتارها و واکنشهای او بکشاند، ودر واقع محتوی قربانی ظواهر و قيافه ميهمان شود. در اين برنامه ها ، بينندگان از موقعيتی ممتاز برخوردارند زيرا تمامی گفته ها و حرکات ميهمان را زير نظر دارند. صدای بيننده شايد در مواردی برای ميهمان برنامه و ميزبان برنامه خوش آيند نباشد، ولی شنونده تلفن کننده را توانمند ميکند. ميهمان بر نامه از نظر بينايی ، کور است، در حاليکه تلفن کننده توانا و بيناست. اين برنامه ها بالقوه ميتوانند سطح مشارکت سياسی را بخوبی افزايش دهند، و ابزار و وسايل جديدی برای مشارکت سياسی با شند. چنين مشارکتی بالقوه ميتواند به تغييری در فضای افکار عمومی منجر شود. چنين مشارکتی از قدرت بالقوه برای اين تغيير برخوردارست و بر رفتار تصميم گيرندگان نفوذ ميگذارد، در حاليکه همزمان باور شهروندان به قدرت سياسی شان را افزا يش ميدهد.

تغيير عمده ديگر در رسانه ها، امکان دسترسی عمومی به اينتر نت است. اين وسيله مدرن شيوه های مختلفی برای مشارکت رأی دهندگان و تسهيل روند مشارکت در سياست فراهم ميکند. بعنوان يک ابزار ارتباطا تی مدنی، اينترنت حد اقل چهار عمل سياسی انجام ميدهد. 1-دسترسی به اخبار و اطلاعات را ، غالبأ سريعتر، ذقيقتر از ديگر رسانه ها فراهم ميکند. 2- نامزدها و مقامات دولتی را از طريق جايگاه کامپيوتری سياسی و ایميل به شهروندان مرتبط ميکند.3- فضائی برای بحثهای سياسی فراهم ميکند. 4- بعنوان وسيله ای برای سنجش افکار عمومی با ظرفيت فراهم کردن واکنش به حوادث و تصميمات در زمان بخصوص غمل ميکند.(گرچه وو وويور هشدار ميدهند که اعتبار نظر سنجی های آنلاين، شک بر انگيز است).

در اين ترديدی نيست که اينترنت ميتواند اطلاعات سياسی گسترده تر و فرصتهای بيشتری برای مشارکت، بيش از هر زمان ديگری و بيش از هر وسيله ديگری، ارائه دهد. البته بايد افزود پيش از اينکه وب بعنوان يک رسانه توده ای واقعی تبديل شود، موانع دسترسی جمعی به آن در سطح فراگير و جهانی بايد مطرح شود که عبارتند از:

دانش فنی، منابع اقتصادی و ملاحظات روانی/فرهنگی. عده ای بر اين باورند که احتمالأ اينترنت به تغيير اساسی در توازن قدرت سياسی کمک نمیکند. علاوه بر عامل نا برابری در دسترسی به کامپيوتر و شبکه های ارتباطات مدرن، خود اينترنت بيشتر تجاری ميشود، و از سوی بعضی شرکتها که رسانه های سنتی را تحت کنترل دارند، استثمار ميشود. ولی همين گروه از پژوهشگران اذعان دارند که اينترنت فضايی برای ارائه نظريات جآيگزين و پيشرو در ارتباط با موضوعات خاصی ارائه ميدهد.

صدای آمريکا به 44زبان در نقاط مختلف جهان برنامه های راديوئی و تلويزيونی پخش ميکند و در عين حال دسترسی به وب سايت صدای آمريکا برای بسياری از مردم جهان که به زبان انگليسی آشنا نيستند، امکان پذير است. در اين ترديدی نيست که وسايل ارتباطاتی آمريکا ، در سرتاسر جهان رخنه و نفوذ کرده است. از طريق خبر، فيلم و برنامه های راديو و تلويزيونی و ديگر اشکال رسانه ها يک فضای فرهنگی برای اشاعه سياستها و ارزشهای آمريکايی ايجاد کرده است. بخش فارسی صدای آمريکا يکی از آنهاست که ترکيبی از برنامه های روزانه راديو-تلويزيونی است و همچنين وب سايت بخش فارسی يکی از بهترينها در صدای آمريکا محسوب ميشود.

در حال حاضر روزانه يکساعت برنامه تلويزيونی که همزمان از طريق راديو پخش ميشود، و 3 ساعت نيز برنامه راديويی صدای آمريکا برای فارسی زبانان اختصاص داده شده است. همچنين برنامه راديو-تلويزيونی ميز گردی با شما بمدت يکساعت و نيم در روزهای جمعه بمدت 10 سال است که ادامه دارد و قرار است از سوم ماه ژوئن هر روزه شود(اکنون که اين سطور را باز نويسی ميکنم، اين برنامه همه روزه شده است) . برنامه ای نيمساعته در روزهای چهارشنبه تحت عنوان فصلی ديگر ويژه جوانان توليد و پخش ميشود که قرارست از اواخر ماه ژوئيه هر روزه بمدت يکساعت پخش شود. برنامه ای هم بنام نگاهی فراتر است که ماهانه يکبار پخش ميشود که کارشناسان آمريکائی و ايرانی ميهمانان برنامه هستند و تأکيد بر دمکراسی، حقوق بشر و سياست آمريکا در برابر ايران است.همچنين قرار است يک برنامه تلويزيونی يکساعته همه روزه به برنامه های کنونی از ماه سپتامبر اضافه شود تاک شوئی است برای تفسير سياسی روز.

برنامه های راديوئی شامل گزارشها، گفتگو ها، خبرها، موسيقی، هنر و فيلم، ورزش، تحولات اقتصادی و مالی، تحولات در دنيای دانش و صنعت، جوانان، مروری بر مطبوعات آمريکا در ارتباط با تحولات ايران و خاورميانه، تحليل خبرهای ايران و خاورميانه توسط کارشناسات ميهمان، ارزشهای فرهنگی سياسی و علمی آمريکا، نظام رياست جمهوری آمريکا و تحليل مواضع سياست خارجی آمريکا ميشود. در کنار اين برنامه ها از روزهای شنبه تا پنجشنبه برنامه های زنده راديويی با شرکت کارشناسان رشته های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سياسی، اجتماعی و علمی از نقاط مختلف ايران وجهان درباره موضوعاتی چون روابط ايرا ن و آمريکا، بحران اتمی، حقوق بشر، حقوق زنان، مسائل جوانان، تحولات خاورميانه، زندانيان سياسی، مشکلات اقتصادی، مسائل متعدد اجتماعی نظير فقر، فحشا، مسائل مربوط به اقليتهای قومی و مذهبی، مسائل صنفهای گوناگون، برنامه های فرهنگی، جشنهای ملی و تاريخی، چهره های تاريخی و علمی مورد بحث قرار ميگيرد. در اين برنامه ها که بصورت زنده و بی هيچ کنترل و سانسوری اجرا ميشود و شنوندگان از ايزان و ديگر نقاط جهان با تماسهای تلفنی در برنامه حضور خود را اعلام ميدارند. شنوندگان هم اظهار نظر ميکنند و هم پرسش مطرح ميکنند. گاهی اوقات بقول اوون رعايت نزاکت و حرمت ميهمان برنامه را نميکنند، ولی در اکثر مواقع متمدنانه عمل ميکنند. گاهی ميخواهند بحث را به بيراهه بکشاننذ و در واقع از اين تريبون برای بيان احساسات و ناراحتيهای زندگی روز مره شان بدور از بحث اصلی برنامه و گاهأ حتی بدور از تخصص ميهمان برنامه صحبت کنند که البته با مهارت مجری برنامه متوقف ميشود و به مسير اصلی یحث بر ميگردد. اما در اکثر موارد بحثها سازنده، آموزنده و در چارچوب دموکراتيک، بشيوه ای با نزاکت و بدور از هر نوع حب و بغض، و در چارچوب معيارهای علمی و عرف روزنامه نگاری به پيش ميرود.

شنوندگان صدای آمريکا ديدگاههای مختلف فکری، ايدئولوژيکی، سياسی، فرهنگی، مذهبی، قومی و صنفی را ارائه ميدهند و جالب اينستکه در اکثر مواقع نکته نظرهای دگر انديشان را پذيرا و تحمل ميکنند. در ميان شنوندگان تلفن کننده عده ای هم از مواضع رژيم اسلامی دفاع ميکنند و البته به آنها فرصت هم به اندازه کافی داده ميشود. عده ای از سياستهای آمريکا، غرب و اسرائيل انتقاد ميکنند که البته فرصت اين انتقادات به آنها داده ميشود. شنوندگان اين برنامه ها از قشرهای مختلف جامعه هستند واز اقصی نقاط ايران در برنامه شرکت ميکنند.

پيام از زندانها دريافت ميشود،زندانيها برنامه ها را گوش ميکنند، مسؤلان جمهوری اسلامی هم برنامه های صدای آمريکا را گوش ميکنند، پيام از خيابانها، از رانندگان تاکسی، در جاده ها از رانندگان کاميونها، از زندانيان سياسی سابق، از اعضای خانواده های زندانيان، از اقليتهای قومی و مذهبی، از زنان و جوانان، از فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر، از استادان دانشگاهها، روشنفکران، روزنامه نگاران مستقل و متعهد، از مردم در چهارگوشه ايران، از مردم شهرهای مقدس قم و مشهد، تا شهرهای رامسر،لاهيجان، نوشهر و گلستان در کنار دريای مازندران، از قلب پايتخت ايران تا مرکز کردستان، تا سرزمين نفتخيز خوزستان تا آذربايجان سرزمين دلاوران، تا اصفهان نصف جهان تا شيراز شهر عشق و هنر، شعر و عرفان و .....شنوندگان برنامه های صدای آمريکا هستند. در اين برنامه های زنده بسياری از شنوندگان با مفاهيم آزادی، حقوق بشر، اختيارات و مسؤليتهای دولت، نقش گروههای غير دولتی، حکومت قانون، عدالت اجتماعی، تفاوت نظامهای دمکراتيک و غير دمکراتيک آشنا ميشوند. بله، اين برنامه ها در فرهنگ سياسی جامعه تغيير ايجاد ميکند، از ارزش انتخابات آزاد و منصفانه صحبت ميشود که سنگ زير بنای دمکراسی است.

برنامه تلويزيونی ميزگردی با شما نيز در چنين چارچوبی عمل ميکند. نمونه هايی از انتقاد شنوندگان از سياست خارجی آمريکا و دفاع از مواضع جمهوری اسلامی با صدای شنوندگان در برنامه های راديويی: برنامه آينده نگری يکشنبه سی ام ماه آوريل سال دو هزار و شش ميلادی است و ميهمان برنامه آقای بيژن کيان، عضو ارشد شورای سياست خارجی آمريکاست و موضوع مورد بحث روابط ايران و آمريکا با تأکيد بر تروريسم و انرژی هسته ای است. آقای مرتضی شنونده ای از کنگاور از طريق تلفن حضورش را در برنامه زنده اعلام ميدارد و چنين ميگويد ما زحمات و پيشرفت دانشمندان جوان مان را ارج می نهيم و در مورد تکنولوژی هسته ای و انرژی هسته ای ، بنده حاضرم که جان خود را فدای آبادانی و سربلندی ميهنم کنم، فدای پيشرفت ميهنم کنم، چه اتمی و چه هر نوع پيشرفت تکنولوژی باشد، و چه سياسی و امثالهم . آمريکا بيست و هفت سال ، شايد از تاريخ هزار و سيصد سی و دو ببعد که مرحوم مصدق و دولت ايشان را با همکاری انگليس سرنگون کردند با ايران دشمنی دارند، حالا اگر شما می فرما ئيد اينطور نيست من لستنباط ميکنم که هست و بر ضد دولت و ملت ايران هم عمل کردند... شاهنشاهی در ايران ديگر بر قرار نميشود. علم و پيشرفت تکنولوزی داريم، از دانشمندان اسلامی داريم، از دانشمندان ايرانی داريم حال اگر مسيحی باشند، يهودی باشند ويا شيعه. ما دست در دست هم داريم ، وحدت داريم. با قدرت از اقتدار و سربلندی ايران ذفاع ميکنيم. البته در طول برنامه شنونده ديگری به آقای مرتضی پاسخ داد و گفت شما شايد بخواهيد خود را فنا کنيد ،ولی ما نمی خواهيم خود را فدای مطامع آخوندها کنيم.

برنامه اينده نگری يکشنبه هفتم ماه مه سال دو هزار و شش است . ميهمان برنامه دکتر سيروس بينا، استاد اقتصاد سياسی در دانشگاه مينه سوتا و کارشناس انرزی است و موضوع بحث بخران هسته ای ايران و بازار نفت جهانی با تأکيد بر پيامد های سياسی و اقتصادی می باشد. شنونده ا ی بنام احمد از طريق تماس تلفنی با استوديوی صدای آمريکا در برنامه زنده شرکت ميکند و چنين ميگويد:

نظام اقتصاد جهانی، کاپيتاليسم، بايدتغيير کند. در غير اينصورت جهان دچار بحرانهای نظامی و امنيتی خواهد شد. مسئله ای که امروز امريکا علم ميکند يعنی پرونده هسته ای ايران در واقع آمريکا ميخواهد اين نظام اقتصادی را حفظ کند و برا ی خود نگهدارد. مسئله آمريکا حقوق بشر يا دمکراسی نيست، اينها ظاهر قضيه است. پيشنهادی دارم، پروزه ای در باره نظام اقتصادی جهان چند سالیست که نوشته ام و آنهم تنظيم اقتصاد جهان است بر اساس نياز جامعه جهانی به اقتصاد ، يعنی اقتصادی که انسانها در هر کجای دنيا زندگی ميکنند مثلأ در افريقا يا در آمريکا يا در پاريس تنظيم زندگيشان مساوی باشد. اين همه اختلافات و جنگها همه ناشی از اقتصاد کاپيتاليستی است که جنايات بزرگی عليه بشريت کرده است. دراينجا مجری برنامه از آقای احمد می پرسند.که پيش از بر قراری نظام کاپيتاليستی هم جنگ وجود داشته است. آن جنگها را چگونه توجيه ميکنيد؟ آقای احمد در پاسخ ميگويد نوعی کاپيتاليسم هميشه وجود داشته است. انواع مختلف کاپيتاليسم از زمان هابيل و قابيل وجود داشته است. مشکل بشر هميشه همين کاپيتاليسم بوده است. بنابر اين نظام عقلانی بر اينستکه دنيا بعنوان خانه بشر باشد و تنظيم اقتصاد آن، تنظيم استفاده از انرژی آن و محيط زيست.آقای احمد در ادامه ميگويد که آمريکا و اروپا در بيست سال آينده ازبين خواهند رفت. اينها برای جلوگيری از سقوط خود همه اين بحرانها مثل پرونده هسته ای ايران را می آفرينند. اصل مطلب همين است. اگر جنگ اتمی روی دهد برای اقتصاد است، برای انرژی است. بنا بر اين جهان بشری نيازمند اينستکه نظام اقتصادی اش را بر اساس نياز انسانها و جمعيتها، تنظيم و بنا نهد. چين بايد تنظيم جمعيت کند، جمعيت منفی پيذا کند، تبديل به پانصد ميليون نفر شود.نظام تنظيم جمعيت و نظام تنظيم اين اقتصاد جهانی برای استفاده از ذخاير جهان. دنيا بايد کمک کند که کشورها از سوخت هسته ای شان بهتر و سالمتر استفاده کنند. آنچه بنقل از اين دو شنونده در اينجا آورده شد، دقيقأ گفته های اين دو شنونده است که در سخنرانی هم با صدای ضبط شده خودشان پخش شد. نکته جالب توجه اينکه مجری برنامه به آنها وقت کافی بدون هيچ سانسوری داده است تا نظراتشان را ابراز دارند.

برای مردم رسانه ها منابع اوليه اطلاعات درباره حوادث جاری هستند. برای مسؤلان، رسانه ها وسيله ای مؤثر و عملی برای ارتباط با مردم هستند. هيچ مسؤلی نميتواند بدون استفاده از رسانه ها با مردم ارتباط بر قرار کند. دولتمردان و مسؤلان آمريکايی با آگاهی از قدرت اين رسانه ها، البته که از صدای آمريکا بمنظور رساندن پيامهايشان، بيان سياستهايشان و تأکيد بر موضوعاتی چون دمکراسی، حقوق بشر،عدالت اجتماعی، آزادی، برابری، رفاه عمومی، حکومت قانون، رعايت حقوق اقليتها، آزادی زندانيان سياسی و مسائل مربوط به زنان و جوانان استفاده ميکنند.

مروری بر شماره های بين شانزده مارس تا هجدهم ماه مه برنامه موسوم به نظرات از واشنگتن و همچنين مروری بر شماره های چهارم آوريل تا هيجدهم ماه مه سال دو هزار و شش2006، گفتار های صدای آمزيکا که هر دو منعکس کننده سياست آمريکاست، نشان ميدهد که چگونه مقامات آمريکايی با استفاده از برنامه های بخش فارسی پيامشان را در دفاع و حمايت از حرکتهای آزاديخواهانه ملت ايران به گوش آنان ميرسانند: پيامهايی توأم با آزادی و دمکراسی، دفاع از حقوق بشر و ازادی زندانيان سياسی.

خانم دکتر کندا ليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، از طريق همين برنامه ها با مردم صحبت ميکند وميگويد که آزادی مطبوعات يک رکن اساسی حقوق بشر است. يا پرزيدنت بوش، رئيس جمهوری آمريکا ميگويد که آمريکا سر جنگ با ملت ايران ندا رد. آمريکا به مردم ايران احترام ميگذارد . آنانرا تحسين می کند، به تاريخ و فرهنگ ايران احترام ميکند، به حقوق مردم برای گزينش آينده شان و پيروزی برای آزادی احترام می کند. يا در جای ديگر ميگويد همانطوريکه با جاه طلبيهای رژيم ايران برای توليد سلاحهای هسته ای برخورد ميکنيم، به مردم ايران نزديک ميشويم تا از آمالشان برای نيل به آزادی و آزاد زيستن و برای بنای يک جامعه آزاد ، دمکراتيک و شفاف حمايت میکنيم. رئيس جمهوری آمريکا میگويد آزادی در خاور ميانه مستلزم آزادی برای ملت ايران است .. پرزيدنت بوش در موقعيت ديگری ميگويد که ما نگران هستيم زيرا رژيم ايران به سرکوب مردم ادامه ميدهد، از تروريزم حمايت ميکند، به بی ثبات کردن منطقه ادامه ميدهد، به تهديد اسرائيل می پردازد و از طريق جاه طلبيهای هسته ای اش جامعه جهانی را به چالش می طلبد. آقای بوش ميگويد اگر احمدی نژاد بر انستکه يک کشور را نابود کند، او مايل خواهدبود که کشورهای ديگر را نابود کند و بنابراين اين يک تهديد است جدی که بايد با آن برخورد کرد. اقای شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا ، ميگويد که نکته اصلی اينستکه تلاش نميکنيم که مردم ايران را مجازات کنيم، بلکه سعی میکنيم که رفتار رژيم ايران را تغيير دهيم.. پرزيدنت بوش ميگويد که راه حل نهايی برای رويارويی با تهديد از سوی رژيم ايران، آزادی برای مردم ايرانست. نيکلاس برنز ، معاون سياسی وزارت امور خارجه آمريکا ميگويد زمان آن رسيده است که کشورها از نفوذ و امکانات خود عليه ايران استفاده کنند. لازم است کشورها صدور کالاها و اقلامی را که دارای موارد استفاده دو گانه هستند، يعنی کالا و موادی که ايران میتواند در ساختن بمب اتمی از آنها بهره گيرد به ايران ممنوع سازند. به عقيده ما، لازم است کشورهايی مانند روسيه هر گونه فروش اسلحه را که برای ايران برنامه ريزی شده است متوقف سازند....چون وضعيت و جو موجود ايران يک وضعيت معمولی و عادی نيست. مباحثات بين المللی درباره ايران تنها به مسئله تسليحات اتمی محدود نيست. آقای برنز ميگويد تعدادی از کشورها آشکارا اعتراض خود را نسبت به نقش رهبری ايران در حمايت از تروريسم در خاور ميانه و نيز نسبت به سياست گستاخانه و تجاوزکارانه ايران در منطقه و نسبت به تخلفات حقوق بشر در ايران اعلام داشته اند.آينست پيامهای رهبران و مسؤلان آمريکايی به مردم ايران از طريق صدای آمريکا. در اين پيامها از دمکراسی،آزادی بيان، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات، آزاديهای سياسی و مدنی، آزادی زنان، حقوق بشر، خقوق اقليتها، آزادی زندانيان سياسی، حکومت قانون، عدالت اجتماعی، اصلاحات سياسی، قانونی، انتخاباتی و اقتصادی،نهادهای دمکراتيک، نهادهای دولتی مسؤل و شفاف ، قوانين و نهاد های بازار آزاد، حق مالکيت خصوصی، نبرد عليه تروريسم، آزادی اديان و مذاهب، سکولاريسم، اتحاديه های کارگری مستقل،حمايت رژيم تهران از تروريسم، حقوق غير قابل انکار مردم گفته ميشود.

صدای آمريکا و مشخصأ بخش فارسی، به شيوه های ديگری نيز در اشاعه دمکراسی در ايران، تغيير دمکراتيک فرهنگ سياسی، روند اجتماعی شدن سياسی مردم و آموزش و آگاهی دادن به مردم ايران نقش ايفا ميکند.

در برنامه های فارسی از مشکل بيکاری و ديگر مشکلات اجتماعی در آمريکا برای مردم ايران گفته ميشود، از بحثهای جنجال بر انگيز در کنگره آمريکا بين اعضای احزاب رقيب گفته ميشود، از اشتباهات سياسی در سطوح بالای دولت آمريکا برای فارسی زبانان گزارش ميشود، از مخالفت با مهاجران قانونی وغير قانونی، از روابط سرد آمريکا با پاره ای از هم پيمانان سنتی آمريکا، از سياستهای غلط گذشته در بعضی کشورها، از اشتباهات در عراق، از نقش سيا و بسياری نکات انتقاد آميز ديگر درباره آمريکا به مردم ايران از طريق برنامه های فازسی صدای آمريکا با پولهای مردم آمريکا گفته ميشود وآگاهی می يابند.

بخش فارسی صدای آمريکا نه تنها نقشی آموزنده در ارائه آخرين خبرها و ديگر موضوعات دارد، بلکه بعنوان ابزاری است که ارتباط مستقيم استفاده کنندگان را با صدای آمريکا تسهيل ميکند. شنوندگان برنامه های راديويی و بينندگان برنامه های تلويزيونی از طريق وب و اينترنت نيز نظراتشان را با صدای آمريکادر ميان ميگذارند، از برنامه ها انتقاد ميکنند، جنبه های مثبت و منفی برنامه ها را تو ضيح ميدهند، از حوادث درون ايران خبر ميدهند که صدای آمريکا در برنامه هايش از آنها برای آگاهی ديگر شنوندگان استفاده ميکند.

نمونه هايی از پيامهای الکترونيکی شنوندگان :

بابک از تهران مينويسد که مگر مسئله خصوصی است که ميگويند آمريکا با ايران گفتگو کند؟ مشکل ايران، گرفتاری مردم ايران است. گرفتاری جهان آزاد و دمکرات است. رژيم اسلامی غده سرطانی منطقه است بايد جراحی شود. تحريم شديد اقتصادی اگر نشد، جنگ. شما نگران مردم ايران نشويد ما جانمان به لب رسيد.

مهرداد از اصفهان مينويسد که به شاهزاده رضا پهلوی بگوييد که آمريکا نميتواند سر ملت ايران منت بگذارد و بگويد که ايران را آزاد نموده است، زيرا آنان خودشان اين بلا را به جانمان انداختند و اگر رژيم را سرنگون کنند، دين خودشان را ادا کردند.

نيما از شيراز مينويسد که فرضأ آمريکا با مشکل اتمی آخوندها کنار آمد، بعدش تکليف دمکراسی در ايران چه ميشود؟ بوش بداند ما تماميت رژيم را نميخواهيم. شنونده ای از ايران مينويسد که چطور شد يکدفعه همه بفکر مردم ايران افتادند! ميگويند آقا جنگ نه زيرا فلان... آقا محاصره نه بمردم فشار می آيد! مردم هم که پا نميشوند. جهان هم که نميتواند منتظر بمب اتم اين ديوانگان باشد. چاره چيست؟ تاکنون مگر فشار بما قشر پايين جامعه نمی آمد؟ شما از داخل ايران خبر نداريد.

بابک جی مينويسد که من از پخش خبرهايتان برای ايرانيان از خداوند سپاسگزارم. من ميخواهم اگر ممکنست بيشتر از فعاليتهای سياسی ايرانيان در آمريکا و اروپا که بتواند پلی بين ايرانيان در سرتاسر جهان ايجاد کند، گزارش دهيد

مهسا ز مينويسد من از شما خواهش دارم که بيشتر درباره ما که به دانشگاه ميرويم و بعد چه خواهد شد و مسئله آراءمان صحبت کنيد. يک بيننده برنامه تلويزيونی خبر ها و نظرها از مهاباد در چهاردهم دسامبر دو هزار و چهارمينويسد که ديروز نيروهای امنيتی با تير اندازی يک همرزم مرا در جاده بين مهاباد و سردشت بقتل رساندند. جرم او داشتن دو جعبه موز بود. اين نخسـتين باری نيست که در اينجا، در کردستان شخص برای داشتن چند کيلو موز کشته ميشود.

بيننده ای مينويسد من يک جوان بيست ساله هستم. ما صدای آمريکا را با همه اعضای خانواده تماشا ميکنيم. فکر ميکنم يکی از نقاط قوت برنامه ها يتان اينستکه ، من و پدر ومادرم، از دو نسل مختلف، خبرها و نظر ها و ميز گردی با شما را تماشا ميکنيم. پس از اينکه پرزيدنت بوش از گسترش برنامه های شما صحبت کرد، در واقع در منزلمان نوعی جشن بر پا شد.

مريم از مشهد در مورد در گيريهای اخير در کرمان و طرح استيضاح وزير کشور نوشته است. او با اشاره به ضعف دو لت در مقابله با اشرار قاچاقچی مواد مخدر که تاکنون تعدادی از ايرانيان را بقتل رسانده اند ميگويد اين دولت در تمام عرصه های سياسی، اقتصادی، و امنيتی بسيار ضعيف عمل کرده است. بجای استيضاح وزير کشور، اين دولت بايد منحل شود.

يکی از بينندگان در ايميل خود نوشته است، محمود احمدی نژاد اکنون نزديک يکسال است که بر سر کار آمده، طی اين مدت ، تنها چيزی که بهبود نبخشيده، تمام وعده هایی بود که او هنگام مبارزات انتخاباتی خود بمردم ايران ميداد. اين بيننده با خطاب قرار دادن رئيس جمهور ايران ميگويد، آقای احمدی نژاد، چه زمانی ميخواهيد آغاز به بهبود وضعيت کشور کنيد؟ انرژی اتمی را رها کنيد، وضعيت مردم را درست کنيد.

اميد مينويسد دولت ايران با زيرکی در هياهوی بحران هسته ای ايجادشده، دست به اقدامات غير قانونی ای چون بازداشت رامين جهانبگلو می زند. اين دولت ميداند که جوامع بين المللی، مقابله با بحران هسته ای ايران را در اولويت قرار ميدهند و نه آزادی افرادی چون آقای جهانبگلو. اميدواريم سازمانهای حقوق بشر، سازمان ملل متحد، و دولت آمريکا ، برای يکماه هم که شده بحران هسته ای ايران را کنار بگذارند و متحدانه ايران را برای آزادسازی رامين جهانبگلو و ديگر زندانيان سياسی، تحت فشار قرار دهند.

شهرام از ايلام ميگويد که محمود احمدی نژاد گفته است در سايه تهديد نظامی با هيچ کشوری گفتگو نميکند، و همچنين گفته است با اسرائيل نيز گفتگو نميکند، از طرف ديگر ميگويد اروپا بايد پيش از مذاکرات حق غنی سازی اتمی ايران را تأييد کند. از قرار معلوم دولت ايران تنها تحت شرايطی که خود ت,تعيين ميکند، و نه شرايط جوامع بين المللی، با ديگر کشورها گفتگو خواهد کرد

سعيد از تهران مينويسدکه امروز پرونده ايران در شورای امنيت مطرح است و اين در حاليستکه پاسخ اين رژيم مکررأ توسط اين يارو احمدی نژاد و رهبرانش داده شده است. آيا اين همه پاسخهای صريح و همچو خورشيد روشن وتابان اين رژيم بی مغز برای آنکه غرب از خواب بيدار شود کافی نيست؟ بنظر من که کافی بوده است و غرب هم بيدار شده است. جهان بزودی شاهد رويدادهای بسيار ويژه و تاريخی خواهد بود. سعيد می افزايد اين رژيم جرئت زدن اسرائيل را ندارد، اما حماس را از مدتها قبل روی کار آورده و آماده کرده است تا اين کار را برايش انجام دهد، شايد هم آنقدر احمق است که خودش به اسرائيل حمله کند. تحقق اين داستان به وحشتناکی تصورش نيست بلکه بسيار فراتر از اينهاست.

سعيد در ادامه ميگويد تمام تروريستها و متنفران از دمکراسی و آزادی نوع بشر در تمام جهان همفکرو متحد و آماده برای اقدام هستند و شور خاصی برای ضربه زدن به ايالات متحده آمريکا را دارند. آيا دمکراسيهای جهان بايد ذر انتظار چراغ سبز روسيه و چين باشند تا يک عفونت بزرگ روی کره زمين را ازبين ببرند؟ من بعيد ميدانم چين و روسيه بنفع آزادی ايران رای دهند. چرا؟ خيلی ساده. زيرا به نفعشان نيست. آنها نفت ايران را ميخواهند و سپر بلايی که بتواند منافع آنها را در زمينه های اقتصادی و فرهنگی و حتی نظامی تأمين کند يعنی ايران هميشه گرفتار دست ملاها و آقا زاده ها.

آيا آنچه گفته شد به معنای آنستکه برنامه های فارسی صدای آمريکا بدور از هر نوع نا رسائی است؟ نه، اصلأ چنين نيست. بسياری از شنوندگان در ايران به سختی و با دشواری به برنامه ها دسترسی دارند که البته بخشی از مشکل از آمريکاست و برای بخشی ديگر را احتمالأ رژيم اسلامی عامل آنست. در بين برنامه ها ،ديگر خبری از برنامه های پر طرفدار پزشکی و تدريس زبان انگليسی که در گذشته اجرا ميشد، نيست. مروری انتقاد آميز بر مطبوعات و رسانه های رژيم اسلامی که ميتواند بسيار در ميان شنوندگان با استقبال مواجه شود، وجود ندارد يا بطور سيستماتيک پيگيری نمیشود. در مورد جزئيات نظام سياسی ايالات متحده بسيار کم گفته ميشود. زمان در نظر گرفته شده برای برنامه جوانان هيچگونه توازن و تناسبی با در صد جمعيت جوان ايران ندارد، البته اين تارسايی تا حدی با گسترش برنامه ويژه جوانان يعنی فصلی ديگر در ماه ژوئيه احتمالأ بر طرف خواهد شد. برنامه ها در مواردی از کيفيت خوب در مقايسه با راديوهای رقيب بر خوردار نيست. مصاحبات در مواردی کمکی به شنونده نميکند و بر آگاهيش نمی افزايد. گاهی اوقات مطلبی که بموقع بايد پخش شود، پخش نميشود، و بعکس در مواردی هم مطالبی که ارزش پخش شدن ندارد پخش ميشود تا جای خالی برنامه ای پر شود.

XS
SM
MD
LG