لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۲۶

ايران، آمريکا و عراق


" که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها"

زمزمه خروج نيروهای آمريکايی از عراق از مدتها پيش آغاز شد.

برخی از سياستمداران، مفسران و حتی فرماندهان نظامي، بطور قطع با حساب و کتاب و قبلی ، نوشتند و گفتند که خروج، در نهايت، يک ضرورت اجتناب ناپذير است؛ و با وضعيت فعلی به مدتی دراز نميتوان سر کرد.

حمله به عراق، در اصل و در همان آغاز، مسأله ای جنجال آفرين بود. برخي، به دلايل اخلاقی و انسانی ، و جمعی به دليل عقلی و استراتژيک و عده ای نيز با استدلال ِ لزوم اعتنا به قانون و عرف بين المللی از ابتدا با نفس مسأله مخالف بودند.

به هر حال شد، آنچه که مقدر بود، و نيروهای توفنده نظامی آمريکا در معيت سربازان چند کشور ديگر و عُمدتاً انگليس، در اندک مدتی سپاه عراق ِ صدام حسين را در هم ريختند و ويرانه ای را ويران تر ساختند. ديری نپاييد که آنچه که حساب ناشده مانده بود با شدت و حدت تمام وارد معادله بازی شد؛ و با چنگ و دندان به خودنمايی پرداخت.

اصل محاسبه اين بود که تا چه زمانی و تا چه حدی آمريکا خواهد توانست استقامت ورزد، و با " شورشيان" که هرروز با حربه دهشت آور " خود کشي" و عمليات دودمان برباد ده، وارد ميدان ميشدند، دست و پنجه نرم کند. به عبارت ديگر، تا کی ميتوان کشت و کشته شد؟

پاسخ به اين پرسش را بايد در صحنه سياستگريهای داخل آمريکا جستجو کرد. جنگ، و اصولاً هر روش و منش ِديگر ِدولتهای آمريکا تا زمانی ميتواند ادامه يابد که از پشتوانه حمايت عمومی برخوردار باشد؛ و ظاهراً پايه های اين حمايت عمومی است که به تدريج در حال سست شدن است؛ و تأثير گذاری آن در بخت انتخاباتی داوطلبان وصول به مقصود قدرت و شوکت. انتخابات ميان دوره ای آمريکا يعنی تجديد انتخابات 435 تن اعضای مجلس نمايندگان... يک سوم نمايندگان سنا و انتخابات تعدادی از فرمانداران ايالات، صحنه را برای رقابتهای تند وتيز آماده ميسازد؛ و رابطه مستقيمی را که بين طبع و تمايلات نکته سنج سياسيون و قدرتمندان و نظر مردم وجود دارد آشکار ميسازد.

در خبر آمده است که سفير سرشناس و افغانی الاصل آمريکا در عراق، "زالمای خليل زاد" ، دستور يافته است با مقامات ايران در مورد عراق و آينده آن مستقيماً وارد مذاکره شود.

علت اين تصميم، البته تثبيت وضع عراق ، پس از پايان خروج نيروها است. برای مقامات پراگماتيست آمريکايی جای ترديد نيست که دولت ايران در عراق نفوذ بسيار زيادی دارد و برای حصول اطمينان از آينده عراق، يعنی عراقی که حداقل آرام، متين، و فارغ از جنگ و شورش باشد، به همکاری ايران صرفنظر از هرگونه اختلاف ريشه ای با جمهوری اسلامی نياز است. باز هم در خبر آمده است که مقامات عراقي، بی ترديد به اشاره مقامات ائتلاف، در صددند با شورشيان سنی مذهب نيز کنار امده و سهمی در آينده سياسی کشور، در ميدان رقابتهای فارغ از خشونت برای آنها قائل شوند.

مهار گروههای شبه نظامی شيعه، مانند "سپاه بدر" تربيت شده ايران، و "سپاه مهدي" متعلق به قدرتمند آينده ميدان سياست عراق، "مقتدا صدر"، از واجبات ترتيبات آينده است. ايجاد محيطی امن و سلامت خاطر در ميان کردها ، شيعيان و سنيها و در ميان خود شيعيان و خود کردان و سنيان و گروهها و دستجات گوناگون اجتماعی و سياسی با گرايشهای مختلف ، از اهم اهداف آينده است.

پرسشی که در روابط ايران و آمريکا، با توجه به رويدادهای حيرت انگيز اخير، مطرح ميشود افق آينده سياسی روابط دو کشور است.

آگاهان ميگويند با در نظر گرفتن عمق و دامنه اختلافات، مسأله برنامه هسته ای ايران ... مسأله حمايت از سازمانهايی نظير حماس و جهاد اسلامي، و با توجه به فاصله فلسفه حقوق بشر بين دو کشور، هر گونه " راپروشمان" Rapprochement که از سطح به عمق رود، در آينده نزديک غير محتمل بنظر ميرسد.

XS
SM
MD
LG