صدای آمریکا به اطلاعاتی دست یافته است که حاکی از چگونگی دستیابی اسرائیل به اهداف گسترده نظامی و امنیتی خود در عملیات «غرش شیران» است.
این اطلاعات که از سوی منبعی موثق در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته، نشان میدهد چگونه اسرائیل در ۱۰ هزار و هشتصد حمله، این عملیات را بهمثابه کارزاری چندلایه برای ضربهزدن به رهبری و کنترل، صنایع دفاعی، برنامه هستهای، پدافند هوایی، موشکهای بالستیک، زیرساختهای اقتصادی و شبکههای پشتیبانی جمهوری اسلامی طراحی و اجرا کرده است.
بر اساس اطلاعاتی که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته، اسرائیل طی ۲۴ ساعت نخست کارزار به برتری هوایی دست یافت، دهها فرمانده ارشد را در ضربه آغازین حذف کرد، صدها هدف راهبردی را در عمق خاک ایران زد، بخش بزرگی از سامانههای پدافندی و پرتابگرها را از چرخه نبرد خارج کرد و سپس دامنه حملات را به حوزههای اقتصادی، دریایی و امنیت داخلی جمهوری اسلامی گسترش داد.
مسیر منتهی به عملیات؛ از «طلوع شیران» تا «غرش شیران»
بر اساس اطلاعاتی که به صدای آمریکا رسیده، اسرائیل بلافاصله پس از پایان عملیات «طلوع شیران»، با این جمعبندی که باید برای کارزار گسترش دستاوردهایش از پیش برنامهسازی کند، روندی پیوسته را برای آمادهسازی عملیات بعدی آغاز کرد. به گفته منبع صدای آمریکا، این روند متناسب با تحول دادههای اطلاعاتی و فراهمشدن شرایط راهبردی، تشدید شد تا زمان نهاییسازی طرح عملیاتی برای اجرا فرا برسد.
این آمادهسازی اما برای نخستین بار تنها شامل شبیهسازی جنگ نبود، بلکه دریافت رهنمودهای پیش از آغاز عملیات نیز در آن دخیل بود و همزمان با همکاری آمریکا پیش رفت.
اطلاعاتی که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته نشان میدهد در ماههای منتهی به عملیات مشترک، معاونت اطلاعات ارتش اسرائیل نسبت به تغییر وضعیت در جمهوری اسلامی هشدار داده بود.
این نهاد تشخیص داده بود که رژیم جمهوری اسلامی پس از آنکه در عملیات «طلوع شیران» آسیب گستردهای دید، تلاش برای بازسازی توانمندیهای نظامی از دسترفته را آغاز کرده و حتی سرمایهگذاری برای تقویت برنامه هستهای و ساخت تأسیسات زیرزمینی را نیز در دستور کار قرار داده است؛ روندی که به گفته این منبع مطلع، با هدف جلوگیری از امکان هدفگیری مجدد این مراکز در آینده دنبال میشد.
بر اساس جزئیاتی که به صدای آمریکا منتقل شده، همزمان رژیم جمهوری اسلامی در حوزه موشکهای بالستیک و قابلیتهای راهبردی هستهای نیز در حال دستیابی به توانمندیهایی بود که از نگاه اسرائیل تهدیدی راهبردی علیه این کشور ایجاد میکرد.
در کنار این ارزیابیهای امنیتی، تحولات سیاسی و اقتصادی داخل ایران نیز در تصمیمگیری اسرائیل نقش داشت. بر همین اساس، ماهها پیش از اجرای عملیات، آمادگی برای یک کارزار بعدی علیه جمهوری اسلامی در معاونت عملیات، معاونت اطلاعات و نیروی هوایی اسرائیل، آغاز شده بود.
ضربه آغازین؛ حملهای زمانبندیشده برای فلجکردن رهبری
بر اساس اطلاعاتی که به صدای آمریکا منتقل شده، ارتش اسرائیل عملیات «غرش شیران» را با اقدامی دقیق، گسترده و زمانبندیشده آغاز کرد که در مرکز آن، حذف همزمان مقامات ارشد در چندین نقطه قرار داشت. این ضربه نخستین، اثر چشمگیری برجای گذاشت و بلافاصله لایههای رهبری و کنترل جمهوری اسلامی را فلج کرد.
به گفته همین منبع، در ضربه آغازین، حدود ۴۰ سلاح تهاجمی بهگونهای برنامهریزی شده بودند که ظرف ۴۰ ثانیه، ۴۰ فرمانده را حذف کند.
بلافاصله پس از این مرحله، بزرگترین پرواز تهاجمی در تاریخ نیروی هوایی اسرائیل به اجرا درآمد؛ عملیاتی که حدود ۲۰۰ فروند هواپیما را شامل میشد و همزمان بیش از ۵۰۰ هدف متعلق به جمهوری اسلامی را در سراسر ایران هدف قرار داد.
این اهداف شامل سامانههای دفاعی راهبردی، اهداف عمقی، سایتهای پرتاب، انبارها و زیرساختهای حیاتی در نقاط مختلف ایران بود.
ضربه آغازین بر اطلاعات دقیق، تشخیص دریچه و فرصت عملیاتی و تکیه بر عنصر غافلگیری استوار بود.
پس از پایان مرحله اولیه، عملیات نیروی هوایی اسرائیل به الگویی از رشته اقدامات مستمر رسید؛ روشی که امکان تداوم کارزار در طول زمان را فراهم میکرد و در عین حال ریسکها را مدیریت و دستاوردها را حفظ میکرد.
مراحل کارزار؛ از برتری هوایی تا ضربه به پایههای اقتصادی
به گفته منبع صدای آمریکا، پس از ضربه آغازین، تمرکز عملیات بر کارزاری قرار گرفت که برتری هوایی و سرکوب سامانههای آتش را ممکن میکرد.
در مرحله پس از آن، تمرکز بر ضربه به رژیم ایران همراه با کاهش تهدیدها، آسیب به صنایع نظامی و تعمیق ضربه به برنامه هستهای قرار گرفت.
سپس، محور عملیات به سمت ضربهزدن به بنیانهای اقتصادی حکومت سوق داده شد.
گسترش دستاوردها؛ برتری هوایی ظرف ۲۴ ساعت و آزادی عمل بر فراز آسمان ایران
طی حدود ۲۴ ساعت پس از آغاز کارزار، اسرائیل به برتری هوایی کاملدست یافت؛ تحولی که به گفته منبع صدای آمریکا، امکان واردآوردن ضربه شدید به توانمندیهای پرتاب موشک و پهپاد، انجام عملیات در مقیاسهای وسیع و اجرای مأموریتهای هوایی با آزادی عمل گسترده بر فراز آسمان ایران را فراهم کرد.
این برتری، به گفته منبع صدای آمریکا، بر پایه صدمات گستردهای به دست آمد که از همان پروازهای آغازین به سامانههای دفاعی و توان شناسایی رژیم ایران وارد شد؛ آسیبی که توان مقابله جمهوری اسلامی با فعالیت نیروی هوایی اسرائیل را بهطور قابل توجهی کاهش داد.
پس از آن، اسرائیل تمرکز را بر عواملی گذاشت که امکانساز عملیات برای قطع تهدیدهای در حال شکلگیری بودند؛ از جمله ضربه مستمر به پرتابگرها در طول عملیات، هدفگرفتن موشکهای بالستیک و سایتهای پرتاب، سپس ادامهدادن حمله به لایههای دیگر رژیم، آنگاه ضربه به صنایع نظامی و در نهایت هدفگرفتن مؤلفههایی که بر اقتصاد رژیم اثر میگذارند.
ضربه به هسته صنایع دفاعی؛ از مواد خام تا خطوط تولید و زیرساختهای پشتیبان
در مرحله بعد، ارتش اسرائیل ضربه زدن به سراسر زنجیره تولید صنایع دفاعی جمهوری اسلامی را آغاز کرد؛ از مواد خام، تا کارخانههای تولید و زیرساختهای پشتیبان.
بر اساس اطلاعات صدای آمریکا، این ضربه بر پایه کمپین اطلاعاتی بیسابقهای طراحی شد و به کاهش چشمگیر توان تولید موشک جمهوری اسلامی انجامید؛ تا حدی که در مقطع فعلی، به گفته این منبع، توان تولید در این حوزه وجود ندارد.
اسرائیل این کمپین نظامی را بهصورت مستمر طی روزهای پس از آن ادامه داد تا هم دستاوردهای استراتژیک خود را حفظ کند و هم از بازسازی سریع این صنعت و احیای قابلیتهای عملیاتی جمهوری اسلامی جلوگیری به عمل آورد.
دامنه این حملات، تنها به زیرساختهای نظامی محدود نماند و اسرائیل فشار خود را به سازههای غیرنظامی پشتیبان امنیت حکومت نیز گسترش داد؛ از جمله در صنایع و حوزه انرژی تا فشار چندجانبه بر جمهوری اسلامی افزایش یابد.
برنامه هستهای؛ ضربه به «پروژه تضمین نظام»
بر اساس اطلاعات صدای آمریکا، ارتش اسرائیل در مرحله بعد برای ضربهزدن به آنچه «تضمینهای» رژیم خوانده شده، یعنی پروژه هستهای و صنایع تولید نظامی، نیز وارد عمل شد.
در این چارچوب، ضربههای نقطهای به زیرساخت هستهای و به بخشهایی از برنامه غنیسازی جمهوری اسلامی وارد شد؛ اقدامی که اسرائیل آن را بخشی از تقویت ضربات به توانمندیهای راهبردی رژیم میداند.
هدفگرفتن ستون فقرات اقتصادی؛ پتروشیمی و فولاد
به گفته منبع صدای آمریکا، در مرحله بعدی ارتش اسرائیل به سامانههای اقتصادی پشتیبان امنیت جمهوری اسلامی نیز حمله کرد.
این اهداف شامل مجتمعهای پتروشیمی، صنایع فلزات و فولاد، مراکز فرماندهی ستاد نفت و بخش تکنولوژی فضایی بود.
هدف این حملات واردکردن خسارات عمیق به توان تأمین مالی، تولید و نوآوری فناوری جمهوری اسلامی و گسترش فشار بر حکومت فراتر از جنبه صرفاً نظامی بود.
ضربه به توان دریایی؛ برای نخستین بار در خزر
اسرائیل برای نخستین بار در دریای خزر نیز مجموعهای از زیرساختها و توانمندیهای نیروی دریایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد؛ از جمله ناوهای موشکانداز، شناورهای عملیاتی، مقرها و تأسیسات نگهداری شناورها.
این حملات در چارچوب اقدامی ترکیبی و با هدایت مشترک نیروی هوایی و معاونت اطلاعات ارتش اسرائیل انجام شد و بهطور قابل توجهی توان عملیاتی و کنترل دریایی جمهوری اسلامی را تضعیف کرد.
کاهش ظرفیت پرتاب و ازکارافتادن بخش بزرگی از سامانههای بالستیک
ارتش اسرائیل در جریان عملیات «غرش شیران» بهصورت گستردهای سامانههای موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی را نیز هدف قرار داد؛ از خطوط تولید و انبار گرفته تا پرتابگرها.
همزمان، سامانه پدافند هوایی جمهوری اسلامی نیز متحمل آسیب گسترده شد. به گفته منبع صدای آمریکا، حدود ۸۵ درصد از توان پدافند هوایی رژیم ایران در جریان حملات آسیب دید؛ وضعیتی که آزادی عمل هوایی اسرائیل را افزایش داد و امکان بالابردن نرخ حملات را فراهم کرد.
این منبع همچنین تأکید کرده است که پیامدها و دستاوردهای این عملیات در طول زمان سنجیده خواهد شد و ارزیابیهای بعدی نشان خواهد داد که عملیات تا چه اندازه مؤثر بوده است.
ضربه به فرماندهی «کنترل»؛ از سپاه قدس تا وزارت اطلاعات
اسرائیل همچنین سازوکارهای سرکوب و کنترل جمهوری اسلامی را به شدت هدف گرفت.
ارتش اسرائیل در جریان حملات خود، بهصورت منظم به سطوح فرماندهی ارشد رژیم ایران ضربه زد. شمار زیادی از مقامات ارشد، از جمله فرماندهان کلیدی در سپاه پاسداران، نیروی قدس، یگانهای هوایی، دریایی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی حذف شدند؛ امری که باعث اختلال جدی در تداوم فرماندهی، دشواری در هدایت و هماهنگی، و پیچیدهشدن روند تصمیمگیری شد.
به گفته منبع صدای آمریکا، رهبری باقیمانده رژیم اکنون در احساس تعقیب و ناامنی قرار دارد.
در همین چارچوب، اسرائیل به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز آسیب شدیدی وارد کرد. این وزارتخانه بهعنوان نهاد مرکزی سازوکار اطلاعاتی و سرکوب رژیم، در کنار سپاه مسئول جمعآوری اطلاعات، بهکارگیری بازوهای مخفی و هدایت فعالیتهای تروریستی در عرصههای منطقهای و بینالمللی است.
به گفته منبع صدای آمریکا، ضربه به این کانون و به مقامات ارشد آن، یکی از سازوکارهای اصلی کنترل رژیم را متزلزل کرد و در توان هدایت، برنامهریزی و بهکارگیری شاخههای آن در منطقه اخلال ایجاد کرد.
ضربه به زنجیره فرماندهی؛ فرسایش ساختاری در بلندمدت
اطلاعاتی که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته حاکی است که همچنین آسیب گستردهای به نیروی انسانی حکومت ایران وارد شده؛ ضرباتی با برآورد هزاران کشته و زخمی. همزمان کانونهای حیاتی علمی نیز آسیب دیدهاند.
بر اساس اطلاعاتی که به صدای آمریکا منتقل شده، خسارات وارد شده به مراکز فرماندهی و زنجیره کنترل رژیم، اختلالی جدی را در توان سازمانهای مختلف حکومت برای عملکردن بهمثابه یک سامانه نظامی منسجم ایجاد کرده است.
دشواری در هماهنگی میان یگانها، افت توان تصمیمگیری منظم و وابستگی بیشتر به ابتکارهای محلی در میدان، نشانههای این فرسایش است.
همکاری با آمریکا؛ «سرمایه راهبردی بلندمدت»
به گفته منبع صدای آمریکا، ارتش اسرائیل پس از برنامهریزی منظم و گسترده وارد این کارزار شد؛ برنامهریزی که بر کارزار اطلاعاتی مستمر، تمرینهای فراوان و همکاری راهبردی، تاریخی و بیسابقه با ایالات متحده تکیه داشت.
بر اساس اطلاعاتی که به صدای آمریکا منتقل شده، حملات اسرائیل با هماهنگی نزدیک با آمریکا انجام شد؛ عاملی که جایگاه اسرائیل را بهعنوان یک قدرت منطقهای تثبیت میکند و از آن با عنوان «سرمایه راهبردی بلندمدت» یاد میشود.
دادهها و آمارهای ارائهشده درباره جمهوری اسلامی
آمار کلی عملیات اسرائیل علیه جمهوری اسلامی تا این مرحله چنین است:
- بیش از ۸۵۰۰ سورتی پرواز انجام شده است.
- بیش از ۱۰۰۰ پرواز تهاجمی انجام شده است.
- حدود ۱۰٬۸۰۰ حمله اجرا شده است.
- در این حملات، حدود ۶٬۷۰۰ مؤلفه و بیش از ۴۰۰۰ هدف مورد اصابت قرار گرفته است.
- حدود ۲۵۰ سامانه پدافند هوایی منهدم شده است.
- حدود ۶۰ درصد از پرتابگرها از چرخه نبرد خارج شدهاند.
چرا حزبالله به کارزار پیوست و چگونه الگوی نبرد خود را تغییر داد
فاز دیگر این نبرد، برای اسرائیل در لبنان دنبال شد.
بر اساس اطلاعاتی که به صدای آمریکا رسیده، گروه تروریستی حزبالله زمانی تصمیم گرفت در کنار جمهوری اسلامی به این کارزار بپیوندد که در وضعیت فرسایشی و نگرانی از دستدادن جایگاه خود بهعنوان بازوی اصلی تهران قرار داشت.
حزبالله از آنجا که در کارزار پیشین در جنگ ۱۲روزه مشارکت نکرده بود، با نگرانی نسبت به تضعیف جایگاه خود مواجه بود و همین عامل در پیوستن آن به این نبرد نقش داشت.
حزبالله در جریان این نبرد، الگوهای خود را تغییر داد و بهجای جنگ چریکی و درگیری نزدیک با نیروهای اسرائیلی، بیشتر به آتش از راه دور، با تکیه بر موشکهای کاتیوشا، موشکهای ضدتانک و پهپادها رو آورد. به گفته منبع صدای آمریکا، همزمان اختیارات بیشتری نیز به فرماندهان سطح تاکتیکی تفویض شد.
ضربه به نیروها و زیرساختهای حزبالله؛ از مراکز ثقل تا گذرگاههای لیتانی
به گفته منبع صدای آمریکا، ارتش اسرائیل بهصورت سیستماتیک مراکز ثقل حزبالله را در سراسر لبنان، از هوا، دریا و زمین هدف قرار داد. این اهداف شامل سامانههای موشکی، توانمندیهای تولید، مقرها و سامانههای فرماندهی و کنترل بود.
در چارچوب این حملات، ارتش اسرائیل گذرگاههای رودخانه لیتانی را نیز هدف گرفت تا از انتقال نیروها، تروریستها و سلاح از شمال لبنان به جنوب این کشور جلوگیری کند.
ضربه به بنیان مالی و اجتماعی حزبالله؛ فشار بر بدنه شیعه لبنان
در بُعد اقتصادی، حزبالله از مسیرهای تأمین مالی و قاچاق از طریق سوریه ضربه شدیدی متحمل شده است. به گفته منبع صدای آمریکا، این ضربات در کنار آسیب به پشتیبانی و هدایت از سوی جمهوری اسلامی، موجب شده این سازمان در پرداخت حقوق فعالان خود دچار مشکل شود.
این منبع میگوید حزبالله اکنون قادر نیست به حدود یک میلیون و دویستهزار آواره در داخل لبنان ــ که اکثراً شیعه هستند ــ پاسخگو باشد؛ وضعیتی که فشار قابل توجهی بر این سازمان وارد کرده، پایگاه حمایتی آن را تضعیف کرده و به فرسایش جایگاهش انجامیده است، بهگونهای که شمار بیشتری از شیعیان، جنبش امل را ترجیح میدهند.
فرماندهان حذفشده و خسارت به زیرساختهای حزبالله
بر اساس اطلاعات و جزئیاتی که به صدای آمریکا منتقل شده، از آغاز عملیات «غرش شیران» تاکنون حدود ۱۷۰۰ عضو فعال گروه تروریستی حزبالله حذف شدهاند؛ از جمله فرماندهان میدانی، و دهها مرکز فرماندهی، زیرساختهای زیرزمینی و سامانههای پرتاب راکت و موشک این گروه آسیب دیدهاند.
همچنین، به گفته منبع صدای آمریکا، داراییهای اقتصادی حزبالله، از جمله پمپبنزینهای شرکت «الامانه» و انبارهای مالی انجمن «القرض الحسن» نیز هدف قرار گرفتهاند؛ داراییهایی که این منبع آنها را از منابع اصلی تأمین مالی فعالیت حزبالله توصیف میکند.
به گفته منبع صدای آمریکا، این شبکهها میلیونها دلار درآمد ایجاد میکردند؛ منابعی که برای خرید تسلیحات، تامین وجوه لازم برای فعالیتهای نظامی، پرداخت حقوق به اعضای سازمان و هدایت فعالیتهای تروریستی به کار میرفت.
این حملات، بنا بر اطلاعاتی که به صدای آمریکا منتقل شده، با هدف گسترش ضربات به توان نظامی و مالی حزبالله و در ادامه حملات اسرائیل به داراییهای این سازمان در هفتههای گذشته انجام شده است.
یکی دیگر از محورهای این کارزار، به گفته منبع صدای آمریکا، ضربه به حضور جمهوری اسلامی در لبنان بوده است.
«تاریکی ابدی»؛ حملهای برای اخلال در توان مدیریت نبرد حزبالله
بر اساس اطلاعاتی که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته، ارتش اسرائیل در چارچوب حملهای موسوم به «تاریکی ابدی»، ضربهای گسترده و زمانبندیشده به حزبالله وارد کرد که در آن حدود ۱۰۰ هدف این گروه در کمتر از یک دقیقه مورد حمله قرار گرفت؛ از جمله مراکز فرماندهی و کنترل.
به گفته منبع صدای آمریکا، این ضربه برای واردکردن آسیب قابل توجه به لایه فرماندهی و کنترل حزبالله و تضعیف این سازمان برای ادامه نبرد طراحی شده بود و همزمان به برنامهریزی و اجرای شلیکهای زمانبندیشده بهسوی جبهه پشت نیروی اسرائیل صدمه زد.
در این حمله بیش از ۲۵۰ عضو و فرمانده از سازمان تروریستی حزبالله حذف شدند.
منبع صدای آمریکا میگوید این عملیات در مقطعی انجام شد که یک فرصت اطلاعاتی جامع در تمامی کانونها فراهم شده بود و همین امکان اجرای حملهای گسترده و دقیق علیه اهداف حزبالله را مهیا کرد.
دادهها و آمارهای ارائهشده درباره لبنان
بر اساس اطلاعاتی که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته، دادههای عملیاتی مربوط به لبنان چنین است:
- حذف بیش از ۱۷۰۰ تروریست در لبنان
- حمله به بیش از ۵۰۵۰ هدف
- انجام بیش از ۲۵۰۰ سورتی پرواز
- بیش از ۱۴٬۹۰۰ حمله توپخانهای