اختلال جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، تنها به بازار انرژی محدود نمانده و به سرعت به یک شوک فراگیر در زنجیرههای تأمین جهانی تبدیل شده است؛ شوکی که از نفت و گاز تا کشاورزی، صنایع سنگین و تجارت بینالمللی را دربر گرفته است.
تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاههای اقتصاد جهانی است؛ مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز مایع مصرفی جهان از آن عبور میکند. اما اهمیت این گذرگاه فراتر از انرژی است و بخش قابل توجهی از تجارت مواد اولیه کلیدی نیز به آن وابسته است.
یکی از مهمترین این حوزهها، بازار کودهای شیمیایی است. حدود ۳۵ درصد تجارت دریایی این محصولات از مسیر هرمز انجام میشود. همزمان با آغاز فصل کشت در بهار، اختلال در عرضه موجب جهش قابل توجه قیمتها شده است؛ بهطوریکه قیمت اوره طی یک ماه حدود ۵۰ درصد و آمونیاک ۲۵ درصد افزایش یافته است.
این روند، چشمانداز افزایش قیمت مواد غذایی در ماههای آینده را تقویت کرده است.
برآوردهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز نشان میدهد در صورت تداوم بحران، میانگین قیمتهای جهانی در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ میتواند بین ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یابد.
ابعاد بحران به همینجا ختم نمیشود. کمبود گاز هلیوم،که بهعنوان محصول جانبی تولید گاز طبیعی بهدست میآید، به یکی دیگر از گلوگاههای صنعتی تبدیل شده است.
هلیوم نقش حیاتی در تولید تراشههای کامپیوتری، نمایشگرهای تخت، کابلهای فیبر نوری، تجهیزات پزشکی مانند MRI و حتی صنایع هوافضا دارد. قطر با سهمی حدود ۳۵ درصد از عرضه جهانی و تولید سالانه قابل توجه، یکی از بازیگران کلیدی این بازار است و هرگونه اختلال در صادرات آن، اثرات فوری بر صنایع پیشرفته خواهد داشت.
در همین حال، کشورهای حوزه خلیج فارس از بازیگران اصلی صنعت پتروشیمی جهان هستند و سالانه حدود ۱۶۰ میلیون تن انواع محصولات پتروشیمی تولید میکنند که بخش عمده آن صادر میشود.
این محصولات، از مواد اولیه صنایع بستهبندی و خودروسازی گرفته تا تولید کالاهای مصرفی، نقشی بنیادین در اقتصاد جهانی دارند؛ از این رو هرگونه اختلال در صادرات آنها، بهسرعت در زنجیره تولید جهانی منعکس میشود.
بازار فلزات نیز از این شوک بینصیب نمانده است. کشورهای عربی خلیج فارس حدود یکچهارم بازار جهانی آلومینیوم را در اختیار دارند؛ فلزی استراتژیک که در صنایع هوافضا، خودروسازی، کشتیسازی و الکترونیک کاربرد گسترده دارد. در این میان، هدف قرار گرفتن یکی از بزرگترین واحدهای تولید آلومینیوم در امارات، بر نگرانیها درباره تداوم عرضه این فلز افزوده است.
در نهایت، باید به نقش گسترده این منطقه در تجارت جهانی اشاره کرد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سالانه حدود ۱.۶ تریلیون دلار تجارت دارند و تنها حجم مبادلات آنها با چین در سال گذشته به حدود ۳۴۰ میلیارد دلار رسیده است، رقمی که تقریباً معادل تولید ناخالص داخلی ایران در همان سال است.
در مجموع، آنچه در تنگه هرمز رخ میدهد، صرفاً یک بحران منطقهای نیست، بلکه یک اختلال سیستماتیک در اقتصاد جهانی است؛ اختلالی که پیامدهای آن از قیمت سوخت تا سفره مصرفکنندگان در سراسر جهان امتداد خواهد یافت.