سازمان حقوق بشری ههنگاو اعلام کرده است که به «شواهد تکاندهندهای» درباره شکنجه بازداشتشدگان، بهویژه جوانان بازداشتشده در جریان خیزش سراسری و ملّی دیماه ۱۴۰۴، دست یافته است؛ شواهدی که از بهکارگیری روشهای سازمانیافته برای شکستن روانی بازداشتشدگان، اعمال گسترده خشونت جنسی، تهدید به اعدامهای نمایشی و صدور سریع احکام حکایت دارد.
به گفته ههنگاو، این یافتهها حاصل گفتوگو با چندین بازداشتی است که هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتهاند، در بازداشتگاههای متفاوتی نگهداری شدهاند و از شهرها و مناطق مختلف با این سازمان تماس گرفتهاند. با این حال، ههنگاو تأکید میکند که «روایتهای آنها از اعمال فشار، تهدید به قتل و اعدام، و خشونتهای شدید جنسی و روانی برای اعترافگیری، به شکلی تکاندهنده با یکدیگر همخوانی دارد.»
سن بازداشتشدگان و محلهای نامشخص نگهداری
بر اساس این گزارش، بازداشتشدگان در بازه سنی ۱۸ تا ۳۲ سال قرار دارند و از جنسیتهای مختلف هستند. برخی از آنها در مراکز نظامی نگهداری شدهاند و برخی دیگر در خانههای مسکونی که به بازداشتگاههای غیررسمی تبدیل شدهاند، بازجویی شدهاند.
ههنگاو میگوید در گفتوگو با چندین مرد جوان بازداشتی مشخص شده است که «برای نخستین بار بهصورت سازمانیافته از بازجویان زن در کنار بازجویان مرد برای شکنجه روانی و جنسی مردان جوان استفاده شده است.» این سازمان این شیوه را «روشی جدید از شکنجههای شدید در بازجوییها» توصیف کرده است.
اسلحه روی پیشانی و اجبار به فحاشی به جانباختگان
یکی از راویان مرد در گفتوگو با ههنگاو گفته است: «دو سه روز اول فقط تفتیش و تکمیل اطلاعات بود. بعد تعداد بازداشتیها تقریباً یکسوم شد. من دو بازجو داشتم؛ یک بازجوی زن و یک مرد. بازجوی مرد نقش پلیس خوب را بازی میکرد و بازجوی زن نقش پلیس بد.»
او افزوده است: «به من فشار میآوردند که بگویم سلاح گرم داشتهام. گاهی اسلحه را به سمت پیشانیام میگرفتند و میگفتند شلیک میکنیم. میگفتند باید اعتراف کنی که از سرویسهای خارجی پول گرفتهای.»
این راوی درباره شکنجههای اعمالشده توسط بازجوی زن میگوید: «یک روز تمام، شاید حدود هفت ساعت، روی زمین خوابانده شدم و در همان حالت بازجویی شدم. آن زن مرا تحت فشار میگذاشت که به جانباختگان اعتراضات فحاشی کنم. از این بابت بسیار شرمندهام. آنها عکس پیکر کشتهشدگان را نشانم میدادند و میگفتند اگر اعتراف نکنی عاقبت تو این است.»
او همچنین روایت کرده است: «آن زن بازجو چای داغ را روی من ریخت، در همان حالت خوابیده به صورتم تف میکرد، پایش را روی صورتم میگذاشت. با ما مثل برده رفتار میکردند. پیش از آزاد شدنم هم مرا مجبور کردند از همان شکنجهگر زن تشکر کنم.»
طناب دار، جوراب در دهان و تهدید به قتل
راوی دیگری، مردی ۱۹ ساله، به ههنگاو گفته است: «ما را در یک بازداشتگاه خانگی بزرگ نگه داشتند. زن و مرد را جدا کردند. حتی به ترتیب سنی جدا میکردند و نوجوانان را جای دیگری میبردند. من سه بازجو داشتم؛ دو مرد و یک زن. آن بازجوی زن بسیار بیرحم بود.»
او افزوده است: «دائم میگفتند تو را میکشیم. حتی گفتند خبر مرگت را به خانوادهات دادهایم. جوراب بازجوی زن را در دهانم فرو میکردند و میگفتند باید به کشتهشدگان فحاشی کنی. طناب دار به گردنم میانداختند و میگفتند اعدامت میکنیم.»
نمایش تیر خلاص
یکی از منابع ههنگاو در این رابطه گفته است: «ما را تحت فشار قرار میدادند که اعتراف کنیم جاسوس هستیم و میخواهیم این اطلاعات را به شبکههای خارج از کشور بفرستیم.»
او در ادامه افزوده است: «ما را اذیت میکردند. چشمامو بست و گفت لباساتو درار، بعد میگفت تو به پاسداران حلال هستی. حس میکردم کسی لمسم میکند. طناب دار را میانداختند دور گردنم میگفتند حالا که نمینویسی بدون محاکمه اعدامت میکنیم.»
ههنگاو در گفتوگو با چند نفر از بازداشتشدگان دریافته است که نیروهای سرکوبگر، زنان و مردان را با هم دستگیر کرده و به مکانهای مسکونی ناشناس منتقل کردهاند و سپس در آن محل، زنان و مردان را از هم جدا و به بازداشتگاهها منتقل کردهاند.
بیشتر افرادی که ههنگاو با آنها گفتوگو کرده است، از اعمال شکنجههای شدید، بهویژه شکنجههای روانی که تحمل آنها بسیار دشوار بوده، خبر دادهاند.
از قطره چکاندن در چشم تا تهدید به تجاوز گروهی
این بازداشتیها گفتهاند بازجویان از آنها میخواستند اعتراف کنند که «گول خوردهاند»، «از افراد با نامهای مشخص پول گرفتهاند»، «مواد مخدر مصرف کردهاند» و «به شبکههای خارج از ایران وصل هستند». به گفته آنان، برای گرفتن این اعترافات «به هر شکنجهای دست زدند»؛ از بازجویی در حالت درازکش مقابل بازجو تا بردن همبندیها به بیرون و وانمود کردن به اینکه به آنها تیر خلاص زده شده است.
راویان همچنین گفتهاند از «بردن افراد به اتاقهایی برای اعدام در ساعات صبح، پخش همزمان صدای اذان و انداختن طناب اعدام بر گردن بازداشتیها» تا «تهدید به تجاوز گروهی» بهعنوان ابزارهای فشار استفاده شده است.
یکی از بازداشتشدگان به ههنگاو گفته است: «در روزهای آخر قطرهای در چشمانم ریختند و گفتند اسید است، به زودی کور میشوی. اینطور بود که به هر چه گفتند اعتراف کردم و بعد با وثیقه آزاد شدم.»
بازداشت در «خانههای امن» و سولههای نامشخص
افرادی که پس از بازداشت با قرار وثیقه آزاد شدهاند و ههنگاو توانسته با آنها گفتوگو کند، اعلام کردهاند این آزادیهای موقت با وثیقههای بسیار سنگین صورت گرفته است.
به گفته ههنگاو، بسیاری از بازداشتیان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، بهویژه در شهرهای بزرگ، در ابتدا به بازداشتگاهها و زندانهای رسمی منتقل نشدهاند و محل نگهداری اولیه آنها «خانههای امن و سولههایی نامشخص» بوده که بعداً به بازداشتگاههای رسمیتر منتقل شده است.
دادگاههای صحرایی و اعترافات اجباری
بر اساس یافتههای ههنگاو، جمهوری اسلامی در موج بازداشتهای دیماه از «دادگاههای صحرایی» برای گرفتن اعترافات اجباری و صدور احکام سریع استفاده کرده است. به گفته این سازمان، «اکثر بازداشتشدگان تحت فشارهای شدید جنسی، جسمی و روانی مجبور به نوشتن و ضبط ویدیوهای اعترافی سنگین علیه خود شدهاند و بعضاً تنها چند روز بعد به دادگاه فراخوانده شدهاند.»
اتهامات تحمیلی: جاسوسی، مواد مخدر و ارتباط با موساد
ههنگاو همچنین به اظهارات تهدیدآمیز رسمی مقامهای جمهوری اسلامی اشاره کرده و نوشته است که در بیانیههای منتشرشده در ۱۹ دیماه، معترضان «محارب»، «تروریست» و «جاسوس دشمنان خارجی» خوانده شدهاند و وعده «رسیدگی سریع» به پروندههایشان داده شده است. به گفته راویان، از آنها خواسته شده در اعترافات خود بگویند «مواد مخدر مصرف کردهاند» یا «از سرویسهای خارجی، احزاب، موساد و رسانههای خارج از کشور پول یا مأموریت گرفتهاند.»
روایت یک زن بازداشتی: شکنجه جنسی و حضور کودک ۱۲ ساله
یکی از راویان زن، ۳۲ ساله، در گفتوگو با ههنگاو گفته است: «با طناب و دریل و قلاب وارد شدند و با اشاره به سقف گفتند اعدامتان میکنیم. گفتند با موساد کار میکنی. آب سرد رویم میریختند و از شکنجههای جنسی زیاد استفاده میکردند. مداوم صدای شکنجه دیگران را میشنیدم. حتی کودک ۱۲ ساله هم در میان بازداشتیها بود.»
ههنگاو همچنین گزارش داده است که پس از بازداشت، بهسرعت بررسی میشده آیا بازداشتشدگان تلفن همراه دارند و آیا در گوشی آنها فیلمی از اعتراضات وجود دارد یا نه. به گفته این سازمان، «افرادی که گوشی نداشتند سریعتر به دادگاه انقلاب فرستاده میشدند، اما کسانی که گوشی و فیلم داشتند، در بازداشتگاههای رسمی و غیررسمی نگه داشته شده و بهشدت شکنجه میشدند.»
آزادی با وثیقههای سنگین و پیامدهای روانی
بر اساس این گزارش، همه بازداشتشدگانی که با ههنگاو گفتوگو کردهاند، پس از روزها یا هفتهها شکنجه و اعترافگیری، با وثیقههای سنگین آزاد شدهاند و برخی از آنها در انتظار برگزاری جلسات دادگاه هستند. شماری از آنها گفتهاند که تلفنهای همراهشان همچنان در اختیار نهادهای امنیتی است و به آنها بازگردانده نشده است.
ههنگاو هشدار داده است که برخی از بازداشتشدگان پیش از بیان روایتهای خود، «قصد پایان دادن به زندگیشان را داشتهاند» و وضعیت روانی بسیاری از آنها را «وخیم» ارزیابی کرده است. این سازمان از جامعه مدنی ایران و جامعه بینالمللی خواسته است برای «دسترسی فوری و امن روانشناسان مستقل به این بازداشتشدگان» اقدام کنند.
ابعاد گستردهتر جنایت
در جمعبندی این گزارش، ههنگاو تأکید کرده است که جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، با بازداشتهای گسترده، استفاده از روشهای فراقضایی، بهکارگیری انواع شکنجه در بازداشتگاههایی که «حتی مکان برخی از آنها روشن نیست» و برخورداری بازجویان از «مصونیت عملی»، در حال ارتکاب «ابعاد گستردهتری از جنایت» است.