لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۱۱
برنارد لوئیس ،"یادداشت هائی درباره یک قرن: اندیشه های یک تاریخ نگار خاورمیانه ای" . نیویورک : وایکینگ، ۲۰۱۲، ۳۸۸ص
نوشته «برنارد لوئیس»

برنارد لوئیس تاریخ نگار انگلیسی- آمریکائی، در سال ۱۹۱۶ در لندن زاده شد، و اکنون در سالهای نود عمرش به سر می برد. . او در همین اواخر عمر ، هنگامی که کتابش: "چه حسابی غلط از آب درآمد؟ برخورد اسلام و مدرنیته در خاور میانه"در سال ۲۰۰۲، چند ماه پس از حملات تروریستی سپتامبر ۲۰۰۱ به نیویورک و واشنگتن منتشر شد، در صدر نویسندگان پرفروش قرار گرفت.
گرچه این کتاب پیش از حمله ها نوشته شده، به نظر می رسید که به یک خواست عمومی برای توجیه آن حمله های تروریستی ، به ویژه در ایالات متحده، پاسخ میدهد. و لوئیس ، که مدتها بود به عنوان یک مفسر خود را در کتاب های مختلفش تثبیت کرده بود، به چهره ای آشنا در میان جماعت گسترده تری ، شهرت یافت.

چند ماه بعد، در ماه مارس ۲۰۰۳، با وجود تظاهرات متعدد در بسیاری از کشورهای اروپائی و کشورهای دیگر، و علیرغم تهدید وتوی فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، عراق مورد هجوم نیروهای تحت فرماندهی آمریکا قرار گرفت. لوئیس اعتبار تدارک بخشی از منطق روشنفکرانه پشت سر آن هجوم را به خود اختصاص داد. به ویژه از طریق ارتباطش با دیک چنی ، معاون وقت رئیس جمهوری آمریکا. شهرت لوئیس به عنوان کارشناس خاورمیانه عربی ، در آن زمان آغاز شد. بسیاری فراموش کرده بودند که او هفده سال پیش از آن از مقام خود به عنوان استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه پرینستون نیوجرسی بازنشسته شد. خیلی ها هم فراموش کرده بودند که تخصص آکادمیک او در مورد ترکیه، و به ویژه تاریخ عثمانی بوده است.
لوئیس اکنون یک زندگینامه شخصی ، که به اتفاق بونتزی الیس چرچیل نوشته، منتشر کرده است.در این کتاب او بسیار مشتاقانه از علت موفقیت کتاب هائی چون « چه حسابی غلط از آب در آمد؟» سخن گفته است. از نقشی که در مسائل منجر به حمله به عراق به سرکردگی آمریکا بازی کرده، و فرضیه ای که در تکوین آن به اندازه "سامیوئل هانتینگتون" استاد دانشگاه هاروارد، همکاری داشته است. یعنی تئوری " برخورد تمدن ها" میان دنیای عرب و غرب. کتاب که "یادداشت هائی در مورد یک قرن ، اندیشه های یک تاریخ نگار خاور میانه ای" نام دارد، دربرگیرنده حملات سختی در مورد " شارلاتان بازی های کینه جویانه" – به قول یک نویسنده- چهره دانشگاهی و درگذشته فلسطینی- آمریکائی "ادوارد سعید" ، که لوئیس کتاب سال ۱۹۷۸ او به نام «شرق شناسی» (اوریانتالیسم)را که در مورد روابط میان اروپا و دنیای عرب است ، "یاوه" و "دقیقاً و کاملاً غلط" می خواند.

شگفت انگیزتر آنکه ، لوئیس در کتابش ایفای هرگونه نقشی در حمله سال ۲۰۰۳ به عراق به سرکردگی آمریکا را، با وجود همه قرائن زمان، انکار می کند.او می نویسد:"با وجود تلاش ها برای جلوه دادن من به عنوان مسئول سیاست های دولت بوش، و به ویژه در مورد حمله به عراق، من این حمله را توصیه نکردم. بر عکس، من با آن مخالف بودم. " او می گوید: تهدید اصلی برای منافع آمریکا در آن زمان و بعد از آن از جانب ایران بود نه عراق. و"نگرانی اصلی من برنامه اتمی ایران بود، نه برانداختن صدام حسین."

یک انگیزه احتمالی لوئیس برای چاپ این کتاب، ممکن است تمایل او به روشن کردن و تصحیح برداشت غلطی است که وی می پندارد قربانی آن شده است. "یادداشت هائی در مورد یک قرن " را مسلماً می توان با در نظر گرفتن این موضوع خواند، و کتاب بی تردید دربر گیرنده مطالب بسیاری است که به ویژه می تواند برای کسانی که به صورت حرفه ای ، در محافل آکادمیک در کشورهای غربی، در حوزه مطالعات خاورمیانه کار میکنند،جذاب باشد. لوئیس می پندارد که این وضع ناجور،در میان دلایل دیگر، نتیجه نفوذ "سعید"است، که منجر شد که لوئیس خود را از "از قید و بند های دیوانگان ایدئولوژیک MESA ،"جامعه مطالعات خاورمیانه " در آمریکا رها کند و ریاست "جامعه مطالعات خاورمیانه و افریقا" را که از MESA انشعاب کرده بود،به جایش بپذیرد.
به هر حال ، علاوه بر این مطالب، که برای مخاطبان متخصص است، مطالب فراوانی برای طیف وسیع خوانندگان معمولی هم هست. به خصوص به خاطر پیشینه طولانی خارق العاده او در زمینه کارش. نخستین اشتغال دانشگاهی او به سال های ۱۹۳۰ باز می گردد. و از آن رو که به قول خودش:" در طول زندگیم شاهد بودم که دنیای اسلام از قلمرو بایگانی های کپک زده، و کنفرانس های آکادمیک، به بخش های خبری شب ، اسباب کشی کرد." حالا مخاطبان غربی بسیار بیشتری برای کتاب هائی که به جنبه های گوناگون خاورمیانه می پردازند هست. بسیار بیشتر از آن زمان که لوئیس کارش را آغاز کرد. و کتاب "یادداشت هائی در مورد یک قرن" ، با آن که به سبکی ، رسمی و حتی قدیمی نوشته شده، اما به گونه ای تحسین انگیز روشن، بسیاری نکات سرگرم کننده و خاطرات جالب را در بر می گیرد. البته با توجه به جنجال هائی که نام برنار لوئیس را دربر گرفته، به نظر نمی رسد که این ها بتواند برای همه جذاب باشد.
نیمه اول "یادداشت هائی در مورد یک قرن" به شرح کودکی لوئیس در لندن،به درس خواندنش در دانشگاه، خدمتش در صفوف دستگاه های اطلاعاتی بریتانیا و مشاغل نخستین دانشگاهی اش، به عنوان مربی و و سپس استاد دانشگاه لندن اختصاص دارد.
لوئیس بر این نکته تأکید می کند که هنگامی که در سال های دهه سی ، آغاز به پژوهش تاریخ خاورمیانه کرد، معلمانش بیشتر زبان شناس و متخصصان تاریخ ادبیات ، و به بیان وسیع تر نویسندگان مسائل زبان و ادبیات بودند، و نه تاریخدانان. زیرا در آن زمان اگر هم تاریخدانانی در زمینه منطقه خاور میانه بودند، شمارشان در دانشگاه های بریتانیا بسیار اندک بود. لوئیس پس از آن که دوره هائی را با موضوع مطالعات تاریخی در دانشگاه لندن ، تحت راهنمائی مرحوم پروفسور سر هامیلتون گیب گذراند ، و سپس در پاریس از خاورشناس معروف لوئی ماسینیون آموخت ، به مصر، سوریه و فلسطین سفر کرد و نخستین کتاب خود را به نام "ریشه های اسماعیلیه گرائی" در ۱۹۴۰ منتشر کرد.
در سال ۱۹۴۵، لوئیس پس از خدمت در جنگ، به زندگی دانشگاهی بازگشت و دریافت که"نخستین آموزگار حرفه ای تاریخ خاورمیانه در انگلستان" است.این بخشی از تحولی بود ، که بالاخره منجر به بیرون راندن واژه شناسی و تاریخ نگاری ادبی سنتی، از جایگاه پیشینش شد. او همچنین فهمید یکی از معدود کسانی است ، "شاید کمتر از صد نفر در سراسر بریتانیا" که عربی می دانستند. لوئیس می گوید: "و از آن پس، این زبان ناگهان در سال های جنگ ، به خاطر موقعیت استراتژیک خاورمیانه اهمیت پیدا کرد. کتاب بعدی لوئیس، که هنوز یکی از مشهورترین آثار اوست، " اعراب در طول تاریخ" نام داشت. این کتاب برای خوانندگان معمولی نوشته شده بود، که اوآن را یکی از نخستین روایت های خلاصه، در نوع خود می خواند. اما تحول واقعی در سال ۱۹۴۹رخ داد، هنگامی که او عزم رفتن به استانبول کرد تا آرشیو های امپراتوری عثمانی را که تازه گشوده شده بود مطالعه کند. نتیجه این پژوهش کتابی بود به نام "پیدایش ترکیه مدرن" که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد.
در نخستین بخش کتاب، لوئیس به مسأله یهودی بودن خود می پردازد، و ادعا می کند که به همان دلیل نمی توانسته در هیچ کشور اسلامی منطقه، به جز ترکیه و ایران به پژوهش بپردازد. به هر حال، موضوعات دیگر کتاب او ممکن است خوانندگان را شگفت زده کند. از جمله آنها جهشی از علاقه و تخصص او در کتاب اولش، یعنی شیعه گری قرون وسطائی (منشاءاسماعیلیه گرائی)، به کتاب دومش ترکیه مدرن، و هوس ایفای نقشی سیاسی. در حالی که قابل پذیرش است که یک استاد تاریخ خاورمیانه خودش را وقف مسائل کاملاً آکادمیک کند، در مورد تاریخ قرون وسطا بنویسد، و گاهی هم توجهی به مخاطبان وسیع تر بکند، چنان که لوئیس با نوشتن اولین " کتابش " ریشه های اسماعیلیه گرائی" و سپس "عرب ها در تاریخ"کرد. اما به نظر می رسد لوئیس همواره می خواسته نقشی دیگر بازی کند . نقشی که از همکاریش با وزارت امور خارجه انگلیس و درگیر شدن با آنچه که خودش " دیپلماسی فرهنگی" می خواند، آشکار می شود.
پس از انتقالش به پرینستون در سال ۱۹۷۴، به نظر می رسد رویه دوم مشاغل لوئیس درخشان تر می شود. گرچه حالا دعوت ها از سازمان های دیگری می آید و رسانه های گروهی گروهی آمریکابه او موقعیت با نفوذتری می دهند. به نظر می رسد دیگر کمتر وقتی را به کار آرشیوی ، مثل آنچه که در بایگانی های عثمانی انجام داد ،اختصاص می دهد ، و بیشتر به نوشتن مقاله در مورد مسائل معاصر برای مجله ها و روزنامه ها می پردازد. اما آیا یکی از این کارها باید به قیمت کاستن از دیگری ، و شاید تا حد جانشین کردن یکی با دیگری باشد؟ لوئیس به این پرسش پاسخ نمی دهد، گرچه ظاهراً اصرار او بر تاریخ "عینی"، که به نظر او به وسیله "سعید" و دیگران لطمه دیده، نشانه آن است که لوئیس هنوز خود را یک تاریخدان برجسته آکادمیک تصور می کند، و نه یک مفسر برجسته وسائط ارتباط جمعی.

با این حال لوئیس در فصل نهم کتابش، پس از تشریح جریان دریافت جایزه "جورج پالک به خاطر گزارشگری برای وسائل ارتباط جمعی" برای مقاله ای که با عنوان "طغیان اسلام"در مجله نیویورکر نوشته بود، می گوید:"دانشگاهیان رقابت و همچشمی پنهانی با روزنامه نگاران دارند" که با اشتیاق زیادی برای شناخته شدن" همراه است." شصت صفحه بعد ، او اجلاس مشترک "سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی" و اتحادیه اروپا را در استانبول شرح می دهد که به دعوت دولت ترکیه در آن شرکت کرده بود." من با اشتیاق آن دعوت را پذیرفتم."به ما دو اطاق در یکی از فاخرترین هتل های استانبول، و یک اتومبیل با راننده داده بودند. اتومبیل ما را از هتل تا محل برگزاری جلسات دو موتورسیکلت پلیس اسکورت می کرد. ظاهراً "سعید" هم به آن اجلاس دعوت شده بود، ولی دعوت را رد کرده بود. شاید کارهای دیگری داشت. دلیلش هر چه بود، دشوار است که انسان از خود نپرسد آیا شادی لوئیس در این گونه موارد و "اشتیاق شناخته شدن" نبوده است که او را به روزنامه نویسی سوق داده ، و احتمالاً در دراز مدت به حیثیت آکادمیک او لطمه زده است."

چنین افکاری با نگاه به شرح حال آکادمیک لوئیس تقویت می شود که به صورت ضمیمه در کتاب حاضر چاپ شده است. در این کارنامه ، به نظر می رسد که به تدریج از شمار کتاب های نوشته شده بر اساس پژوهش های دست اول کاسته شده، و جای آنها را ده ها مقاله و اظهار نظر گرفته است.برخی خوانندگان ممکن است تعجب کنند چطور کار کسی که می توانست در کتاب های آکادمیکش ، مطالبی چنان گیرا در مورد تاریخ خاورمیانه بنویسد، به جائی برسد که خود را ناگزیر از نوشتن مهملاتی مثل مقاله "ریشه های خشم مسلمانان" که در سال ۱۹۹۰ در مجله ماهانه آتلانتیک چاپ شد ، ببیند. در آن مقاله لوئیس به خوانندگان آمریکائی خود از "جنگ با مدرنیته" در میان اعراب، " نفرت و عصبانیت بی هدف و بی شکل توده های مسلمان" می گفت و از پوشال روزنامه نگارانه"برخورد تمدن ها". دو دهه بعد، و پس از این همه جنگ در خاورمیانه، آیا این همه یاوه در باره خشم و غضب و نفرت و جنگ، یقه خود او را نمی چسبد؟

نگارش" یادداشت هائی درباره یک قرن" احتمالاً زودتر از آن به پایان آمده که لوئیس فرصت اظهار نظر درباره بهار عربی را بیابد، اما آخرین فصل کتاب او چند صفحه ای درباره خیزش های سال گذشته دارد. او می پرسد:"دمکراسی در قاموس خاورمیانه چه معنائی دارد. این، مفهومی سیاسی است که هیچ سابقه تاریخی ندارد، هیچ گونه پیشینه ای از آن در دنیای عرب و اسلامی نیست. " اگر اخوان المسلمین در مصر، از راه های دمکراتیک یا به هر وسیله دیگری به قدرت برسد، عواقبش می تواند برای مصر فاجعه بار باشد. "
خطر این می رود که سازمان هائی چون این، "به تدریج به منجلاب قرون وسطی سقوط کنند" و منطقه را نیز به همراه خود بکشند.
XS
SM
MD
LG