لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۵:۲۰

غمنامه تاکسی <BR> Taxi Blues


کارگردان: پاول لانگوين
روسيه، ۱۹۹۰، رنگی، ۱۱۰ دقيقه

غمنامه تاکسی که اولين فيلم کارگردان لانگوين بحساب می آيد، کار جسورانه و مرزشکنانه ايست با هدف نشان دادن جنبش «پروسترويکا» در کليتش و بخصوص جوانب منفی آن و آثار اين جوانب منفی در زندگی روزمره مردم. از اولين شات اولين صحنه فيلم که دورنمای مسکو را غرق در آتش بازی نشان می دهد تا پايان سريع و تندش «غمنامه تاکسی» هيجان غير قابل ترديد تجربه این و و بی سابقه را به تماشاچی عرضه می کند که اين خودش به قولی از همه ملاحظات ديگر ارزشمند تر است.

داستان فيلم بر زندگی يک راننده تاکسی سرخورده ای بنام «ايوان» تمرکز دارد که با يک موزيسين جاز بنام «ليوشا» آشنا می شود. شخصيت اين دو آدم درست عکس يکديگر است. کم کم در طول فيلم می بينيم که ليوشا از ثبات زيادی در زندگی اش برخوردار نيست. برعکس او، ايوان سخت کار و پرتلاش است، اما گشاده رو و گشاده فکر نيست و با داشتن زمينه کارگری تمايلات ضد کليمی در او قويست، يعنی به بيان ديگر يک شهروند خوب جامعه سوسياليستی است.

به موازات آن، ليوشا را می بينيم که با وجود اينکه آدم باهوشی است زياد مسئوليت سرش نمی شود، و تمايلات فسادآلودی دارد، يعنی کاملا غربی شده و بيشتر اوقات حالت يک روشنفکر را بخود می گيرد. بالاتر از همه او يک کليمی است. يعنی همه آن چيزهائيست که ايوان از آن بدش می آيد ولی در خفا يک حالت کشش نسبت به آن احساس می کند. به اين ترتيب، اين دو کاراکتر متضاد، در رابطه ناروشن و داستايوسکی گونه ای مالامال از جوک و سبک سری و طرفه (آيرونی) با يکديگر دوست می شوند.

فيلم تلاشی است در بررسی حالات روانی کاراکترها، که در ناخودآگاه بيننده، با تصوير غير پاستوريزه روسيه امروزی که پر از پانک ها، آدم های عجيب و غريب، پادوها، گدايان، الکلی ها، پا اندازان و قوادها، و بازارسياهی هاست، پيوند می خورد. غمنامه تاکسی تصوير فراموش نشدنی ای است از جامعه ای در حال جنگ با خود که در اطراف بخيه ها و در امتداد درزهايش در حال از هم گسيختگی است.

XS
SM
MD
LG