لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۰۴:۱۱

وقتی چه می گذرد، تبدیل می شود به چه باید بگذرد – روز یکصد و چهل و دوم


یک عامل مشترک و مشخص در میان فرقه ها، حکومت های ایدئولوژیکی و حکومت های مذهبی وجود دارد و عیان و آشکار می بینی و آن بی چون و چرا بودن دستوری است که از «بالا» می رسد. که «چرا» پذیر نیست و زیر پوشش مصلحت فرقه، مصلحت نظام و مصلحت حزب و نهاد باید بدون برو برگرد اطاعت و اجرا شود. حالا این «بالا» چگونه و با چه معجزه ای به «عقل کل» تبدیل شده و می شود، بحثی جداگانه است و بماند تا بعد، اما مشکلی که این گونه نهادها در دراز مدت پیدا می کنند آن است که «خبر» نیز از طبیعت آگاهی دهنده خود خارج و دستوری می شود. بنابر این دیگر قضیه بر سر این نیست که «چه می گذرد؟» بلکه «چه باید بگذرد؟»

حکایت رخ داده و واقعی سلطانی که از خواب برخواسته و نمی داند چه وقتی است، روز است یا شب، صبح است یا نیمروز و آنگاه که می پرسد، چه وقتی است؟ چاپلوسان بارگاهش پاسخ می دهند، هر وقت که قبله عالم اراده بفرمایند. و این قبله عالم وقتی تصمیم می گیرد که الان نیمروز باشد، دستورش تبدیل می شود به خبر و بعد هم بالاخره به عنوان خبر به خود «قبله عالم» بر می گردد.

اما این روش دستور به جای خبر، امروز با آنکه هنوز هم منسوخ نشده و فرقه و نظام و حکومت هائی که دوزاریشان هنوز هم نیفتاده سعی در اجرای آن دارند، با مشکلی جدی رو به روست که همان دنیای کنجکاو خارج از محدوده و آزاد از قید فرقه و نظام های خودکامه است.

آدم هائی هستند به نام خبرنگار و ژورنالیست که دنبال «خبر» هستند و نه دستور، و آدم هائی هم هستند که خبرهای دستوری را که با عقل سلیم جور در نمی آید، در سطل زباله می ریزند و قبولش نمی کنند.

و باز شاهد یک واکنش مشترک در قبال این «مشکل» از سوی فرقه ها، حکومت های ایدئولوژیک و دینی هستیم و آن افراشتن دیواری به دور فرقه یا اجتماع یا کشور است که زمانی به صورت «دیوار آهنین» در اطراف کشورهای کمونیست برافراشته می شد و امروز در اطراف کشورها و اجتماعاتی که معرف حضورت هستند. در همین ایام که خبرهای مربوط به ایران و جنبش مردم و سرکوب آنها توسط نهادهای آشکار و پنهان حکومتی خبرهای روز همه رسانه های دنیای آزاد بوده، در کشورهائی چون کوبا، کره شمالی، و برمه هیچ خبری از این خبر دنیاگیر، در این اجتماعات اجازه انتشار نیافته و حداقل از دید حاکمان، خیالشان راحت است که مردمانشان نام میوه ممنوعه «آزادی» را نشنیده اند.

و بعد می رسیم به منبع خبر، که شیوه معمول افراشتن دیوارهای اطلاعاتی را بر می گزیند و دسترسی هر خبرنگاری را به منبع خبر ممنوع می کند. با این همه، خبرهای آن چه در ایران گذشته و می گذرد همچنان در رسانه های عمومی و یا در میان ایرانیان برون مرزی مطرح و دنبال می شود. تنها تفاوت آن است که در ابتدای خبر هر خبرگزاری، یک پاراگراف نگاشته شده به این مضمون که از آنجا که حکومت ایران همه خبرنگاران را از دسترسی به خبر در ایران بازداشته و اجازه دنبال کردن خبر به روش معمول خبری ممکن نیست، آنچه می خوانید بر اساس بیانات و گفته های این و آن تهیه شده است.

چالشی که اینک در برابر ژورنالیست دنیای امروز قرار گرفته دریافتن این نکته است که در یک شرایط اضطراری روش های معمول ژورنالیستی از قبیل یافتن دو منبع موثق برای یک خبر و از این قبیل گاه کارگر نیست و اینک که نیست، چگونه باید در میانه دریائی از شایعه و خبر و آرزو و غیره، خبر را یافت و در معرض دید مردم گذاشت.

ژورنالیست امروز یا این غریزه و آگاهی را دارد که در سرعت دنیای خبر و شایعه، خبر را بیابد و بازگو کند و یا مردم خودشان به سلیقه خود «خبر» و یا «ناخبری» را گزیده و باورش خواهند کرد.

در هر صورت در شرایط اضطراری کسی معطل بنده و امثالهم نخواهد شد که استخاره کنیم و متوسل به رمل و اسطرلاب شویم.

XS
SM
MD
LG