لینکهای قابل دسترسی

شنبه، ۱۳ آذر ۱۳۹۵ | ۳ دسامبر ۲۰۱۶ | ایران ۱۳:۰۶

سکوت ناخوشایند در ریاض


دیدار باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی در ریاض - ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

دیدار باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی در ریاض - ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

مقاله‌ای از ری تکیه در نشریه پولیتیکو

سفر باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا، به عربستان سعودی می‌تواند آخرین و احتمالا بیهوده ترین سفر او در مقام رییس جمهور باشد. مساله فقط ناخشنودی عربستان از طرحی که امکان شکایت حقوقی از ریاض بر سر حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را فراهم می کند، نیست. این روزها ریاض و واشنگتن به هر مساله‌ای نگاه می‌کنند، چشم اندازی متفاوت و منافعی متضاد را می‌بینند.

ریاض مجموعه‌ای از مناقشات را می‌بیند که آمریکا باید حل کند و یک رشته کشورهای در حال سقوط که باید احیا شوند. سعودی‌ها از اوباما می‌خواهند برای کشیدن دندان ایران تعهد داده، موازنه قدرت در جنگ داخلی سوریه را به ضرر بشار اسد تغییر دهد و مناقشه اسراییلی‌ها با فلسطینیان را حل و فصل کند.

زاویه نگاه واشنگتن بسیار بسته تر و جاه طلبی هایش محدودتر است. ایالات متحده به جنگ با تروریسم در منطقه با اتکا به پهپادهایش متعهد است و می‌کوشد با تضعیف داعش مانع تسلط این گروه بر شهرهای استراتژیک عراق شود. آمریکا همچنان امیدوار است دیدارهای دیپلماتیک در وین به توافقی برای خواباندن جنگ داخلی در سوریه بیانجامد.

اوباما، گذشته از توافق هسته‌ای با ایران، هیچ سیاست جدید واقعی برای خاور میانه ارائه نکرده است و سعودی‌های مشوش از تهران هم علاقه‌ای به صحبت در این باره ندارند. اوباما که رنجش خاطرش را با توصیف متحدان آمریکا در منطقه به عنوان "سوء استفاده کنندگان" بیان کرده است، علاقه ای ندارد میانه اش با رهبران منطقه بیش از این خراب شود.

اوباما، گذشته از توافق هسته‌ای با ایران، هیچ سیاست جدید واقعی برای خاور میانه ارائه نکرده است و سعودی‌های مشوش از تهران هم علاقه‌ای به صحبت در این باره ندارند.

رییس جمهوری آمریکا تمایل مبهم خود نسبت به این که ایران و عربستان سعودی باید "در منطقه با یکدیگر سهیم باشند" را بدون امید به تحقق چنین امری بیان کرده است. دولت اوباما پس از کلی سرمایه گذاری بر روی مذاکرات صلح اسراییل با فلسطینی‌ها به نظر نمی‌رسد رغبتی به از سر گیری آن ندارند. آمریکا هیچ تمایلی هم به ملت سازی حتی در کشورهایی چون عراق و لیبی که در نابود کردن شان نقش داشته است نشان نمی‌دهد.

در چارچوب مهار ایران، هر چند آمریکا، آنطور که کشورهای حوزه خلیج فارس وحشت دارند، در پی از سرگیری روابط با ایران نیست، اما از مرحله همکاری های تاکتیکی با تهران در مسائلی چون عراق و داعش عبور کرده است. توافق هسته‌ای با ایران برای دولت اوباما حقیقتا دستاوردی تاریخی و تاییدی است بر مزایای تعامل با دشمنی کینه توز و ایدئولوژیک. شاید این نخستین بار باشد که آمریکا با بزرگ شدن جمهوری اسلامی در منطقه استراتژیک خلیج فارس مخالفتی ندارد.

نسبت دادن این انگیزه‌ها به طور فردی به باراک اوباما و ملک سلمان، وسوسه برانگیز است. میل وافر اوباما به دیپلماسی در برابر زور، تردید او نسبت به متحدان سنتی، اشتیاق اش برای بهبود روابط با دشمنان تاریخی، کم توجهی اش به خاور میانه، و رویای او برای تمرکز بر آسیا، باعث شده است، نوعی ترس جهان عرب را فرا بگیرد.

هر چند آمریکا، آنطور که کشورهای حوزه خلیج فارس وحشت دارند، در پی از سرگیری روابط با ایران نیست، اما از مرحله همکاری های تاکتیکی با تهران در مسائلی چون عراق و داعش عبور کرده است.

سعودی‌ها تازه ترین تلاش‌ها در کنگره برای فراهم کردن امکان شکایت از ریاض به دلیل نقش اتباع عربستان در حملات تروریستی یازدهم سپتامبر را نشانه‌ای دیگر از این می‌بینند که واشنگتن دیگر برای اتحاد خود ارزشی قائل نیست (هر چند اوباما تهدید کرده است این طرح را در صورت تصویب در کنگره وتو کند). سعودی‌ها با تهدید به این که سرمایه‌های شان را در صورت تصویب چنین طرحی از آمریکا بیرون خواهند کشید این پیام را می‌فرستند که به همان میزانی که آمریکا برای این اتحاد ارزش قائل است عمل می‌کنند.

چطور رابطه آمریکا و عربستان چنین بد شد؟ این رابطه از ابتدا هم عالی نبود. در اتحاد میان یک دموکراسی لیبرال و یک پادشاهی سنتی متکی بر اسلام عبوس و دلارهای نفتی همیشه عدم تجانس وجود داشته است. طی دوره جنگ سرد، انزجار هر دو کشور نسبت به اتحاد جماهیر شوروی تمام اختلافات آنها را پنهان کرده بود. در دوره پس از جنگ سرد، ذخایر عظیم نفتی سعودی‌ها و نیاز به برخورد با صدام حسین توجه‌ها را از تناقضات اساسی میان دو کشور منحرف کرد.

تراژدی یازدهم سپتامبر و فاش شدن این که ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربا از عربستان سعودی آمده بودند، باعث شد که روابط دو کشور دوباره دچار دست انداز شود. اما تجدید تمرکز واشنگتن بر عراق در حالی که شورش های طولانی و بازسازی عراق پس از صدام آمریکا را گرفتار کرده بود بار دیگر اختلافات ریاض و واشنگتن را به فراموشی سپرد.

سعودی‌ها تازه ترین تلاش‌ها در کنگره برای فراهم کردن امکان شکایت از ریاض به دلیل نقش اتباع عربستان در حملات تروریستی یازدهم سپتامبر را نشانه‌ای دیگر از این می‌بینند که واشنگتن دیگر برای اتحاد خود ارزشی قائل نیست

امروز، دولت اوباما دشمنی سراغ ندارد که برای مهار آن به کمک عربستان نیاز داشته باشد. ایران زمانی آن دشمن بود، اما اینک واشنگتن سخت درگیر حفظ توافق کنترل تسلیحات هسته‌ای اش با تهران است. واشنگتن برای پیشبرد مذاکرات صلح اسراییل با فلسطینی‌ها نیاز به حمایت کشورهای عمده عرب داشت، ولی آن جاه طلبی دیگر در واشنگتن جایی ندارد.

با تغییر بازار انرژی، آمریکا روز به روز خودکفاتر می‌شود و نفت عربستان هم اهمیت اش را به عنوان محصولی حیاتی از دست می‌دهد. نفت برای حفظ اتحادی که بر پایه هایی لرزان بنا شده بود دیگر کافی نیست. سوء ظن نسبت به دورویی سعودی‌ها در جنگ با تروریسم به ویژه در حمایت ادعایی عربستان از القاعده و دیگر تروریست های افراطی اسلامگرا بار دیگر تنش میان دو کشور را زنده کرد.

سعودی ها نباید به این دلخوش باشند که تغییر سیاسی در کاخ سفید طی سال آینده موجب تغییر در تداخل جدی منافع دو کشور یا دگرگونی شگرف در سیاست‌های آمریکا می‌شود. اوباما تنها چهره حزب دموکرات نیست که نگاهی انتقادی به خاور میانه دارد. حتی در چنین سال پر تلاطمی، عمده رای دهندگان جمهوریخواه هم نشان داده‌اند که از جنگ خسته‌اند و کاندیداهای پیشتازشان را مجبور کرده‌اند نگاه معطوف به تغییر فرهنگ سیاسی در خاور میانه با استقرار رژیم های دموکراتیک در قلب جهان عرب را رد کنند. حزب جمهوریخواه امروز یک حزب تندرو غیرمداخله گر است که کاندیداهایش خود را به نابودی داعش بدون تمایل به برخورد با ریشه های ایدئولوژی افراطی متعهد می‌دانند.

سیاستمداران آمریکا در دو سوی سپهر سیاسی از صرف منابع ارزشمند برای به ثبات رساندن آن منطقه به هم ریخته خسته‌اند.

خاورمیانه گذار خشونت بار دیگری را این بار بدون آمریکا پشت سر خواهد گذاشت. هنوز روشن نیست که آیا قرن بیست و یکم در دیگر نقاط جهان قرن آمریکا خواهد بود یا نه. اما این روشن است که در خاور میانه چنین نخواهد بود. سیاستمداران آمریکا در دو سوی سپهر سیاسی از صرف منابع ارزشمند برای به ثبات رساندن آن منطقه به هم ریخته خسته‌اند.

در ظاهر امر، از اجلاس اوباما با سران کشورهای حوزه خلیج فارس بیانیه‌ای حاکی از دوستی مشترک بیرون خواهد آمد. همانطور که کشورهای سراپا مسلح و بی کفایت به لحاظ نظامی در منطقه می‌خواهند یک بسته کمک نظامی هم احتمالا اعلام خواهد شد. اما صحبت فراوان از اتحاد تاریخی و فروش تسلیحات، دو نگاه متفاوت میان طرفین را یکی نخواهد کرد.

* برگردان فارسی این مقاله تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG