لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۲۲:۰۴

در کنار گرانی و فشارهای زندگی روزمره، نگرانی از کشته شدن در حمله به تأسیسات هسته ای ایران هم بر دوش مردم سنگینی می کند.

هفته نامه تایم در مقاله ای به قلم آزاده معاونی به تلفات احتمالی ناشی از حمله اسراییل یا آمریکا به ایران پرداخته که متن آن در پی می آید.

این روزها زندگی برای مردم ایران، تحت فشار تحریم های اقتصادی، روز به روز دشوارتر می شود. در حالی که پول ایران در برابر دلار ارزش خود را روزانه از دست می دهد، داروهای اساسی کمیاب شده، و قیمت کالاهای اساسی به چهار برابر رسیده، یک نگرانی دیگر هم بر نگرانی های مردم ایران سنگینی می کند: مرگ بر اثر حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل.

در حالی که تب جنگ روز به روز بالا می رود، مردم در عین وحشت و نگرانی می گویند که احساس تنهایی می کنند: بین حکومتی یکدنده – که دو دستی به جاه طلبی های هسته ای اش چسبیده – و دنیایی گیر افتاده اند که به سختی و مشقت کشیدن آنها بی اعتناست؛ آن قدر که تا به حال تاثیر حمله نظامی به ایران بر مردم آن کشور در گفتگو بر سر جنگ جایی نداشته است.

یک زن خانه دار شصت ساله و عضو طبقه متوسط در تهران می گوید: «چیزی نمانده که زندگی مان دوباره مثل روزهای جنگ ایران و عراق شود؛ به زودی باید دوباره برای مایحتاج اولیه زندگی در صف بایستیم.» و یک فرد پنجاه و هفت ساله دانشگاهی، که خود را برای مهاجرت به آمریکای شمالی آماده می کند می گوید: «اوضاع روز به روز بدتر می شود. بهتر است الآن تا هنوز فرصت باقی است از کشور خارج شویم.»

خشم مردم ایران از احتمال حمله قریب الوقوع به کشورشان روز به روز بیشتر می شود؛ ولی بیشترشان نمی دانند که ابعاد فاجعه بار جنگ تا چه حد بر انسان ها اثر خواهد گذاشت.

گزارشی که به تازگی منتشر شده، پیش بینی می کند که حتی در صورت یک حمله محدود به چند تأسیسات اتمی ایران، ممکن است بین پنج تا هشتاد هزار نفر کشته و مجروح شوند.

خسرو سمنانی، دانشمند ایرانی-آمریکایی و کارشناس مدیریت صنعتی زباله های اتمی، در گزارشی با عنوان «قمار هسته ای آیت الله» اشاره می کند که شماری از تأسیسات هسته ای ایران مستقیماً در جوار مناطق مسکونی قرار دارند.

یکی از تأسیسات کلیدی که به احتمال قریب به یقین هدف حمله قرار خواهد گرفت، تأسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان است. در این تأسیسات، که در ورودی شهر اصفهان واقع است، 371 تن اورانیوم هگزافلوراید وجود دارد؛ در صورت حمله به این تأسیسات، دود سمی ناشی از انفجار در کمتر از یکساعت به مرکز شهر می رسد؛ و مواد رادیواکتیو موجود در آن موجب کشته یا مجروح شدن بین هفتاد تا سیصد هزار نفر می شود. ابرِ رادیواکتیو «ریه ها را از کار می اندازد، مردم را کور می کند، و پوست، بافت ها و دیگر اندام های حیاتی آنها را از کار می اندازد.» پیش بینی گزارش در مورد عوارض دراز مدتِ قرار گرفتن در معرض مواد سمی هم به همین اندازه تکان دهنده است. آقای سمنانی می گوید «اعداد و ارقام هشدار دهنده است، فاجعه ای خواهد بود در مقیاس بوپال و چرنوبیل.»

آقای سمنانی می گوید علاوه بر تعداد افرادی که در صورت حمله احتمالی در دم کشته خواهند شد، به خاطر عدم آمادگی دولت جمهوری اسلامی برای کمک به عده زیادی که در معرض تشعشعات اتمی قرار می گیرند، آمار کشته شدگان بسیار فراتر از این تعداد خواهد رفت. در تحقیقات وی که توسط انستیتوی سیاسی هینکلی وابسته به دانشگاه یوتا، و سازمان غیردولتی امید ایران چاپ شده، اشاره شده است که امدادرسانی دولت ایران در موارد اضطراری، بسیار ضعیف بوده و مثلاً در موارد وقوع بلایای طبیعی همچون زمین لرزه، آمار مرگ و میر افراد در ایران در مقایسه با کشورهایی مثل ترکیه که آمادگی بیشتری برای برخورد با بلایای طبیعی را دارند، بسیار بالاتر است.

ظرفیت پذیرش بیمارستان ها و مراکز پزشکی برای درمان افرادی که در معرض پرتو رادیواکتیو قرار می گیرند بسیار اندک است؛ سیستم هشدار دهنده ای هم وجود ندارد که از پیش مردم را آگاه کند تا کمتر در معرض اشعه رادیواکتیو قرار گیرند. با این حساب، کشور به سرعت درگیر عواقب چنین حمله ای خواهد شد. بیشتر مردم ایران از عدم آمادگی اسفناک دولت ایران در صورت وقوع حمله، خبر ندارند. جمشید برزگر، تحلیلگر امور ایران در لندن می گوید: «صحبت از این مسأله خط قرمزی است که رسانه های داخل ایران نمی توانند به آن نزدیک شوند. گفتگو در این باره تضعیف روحیه مردم تلقی می شود. بنابراین دولت تنها راجع به تاکتیک ها و مقاومت مردم حرف می زند و می گوید که ایران از حمله هیچ صدمه ای نخواهد دید.»

مردم با این که دید روشنی نسبت به پیامد حمله ندارند، غیرقابل اجتناب بودن جنگ را بیشتر و بیشتر حس می کنند. محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هفته پیش خطاب به مردم ایران گفت: «باید همه خود را برای جنگ پیش رو آماده کنیم.» هشدار نسبت به «درگیری فیزیکی» میان ایران و اسرائیل تا کنون بی پرده ترین کلام درباره جنگ از زبان یک مقام رسمی ایران بوده؛ و به رغم آن که مردم معمولاً به این گونه بحث ها اهمیتی نمی دهند، این روزها بیشتر دیده می شود که مردم انتظار یک حمله قریب الوقوع را می کشند.

هنگامی که محمدرضا تابش، نماینده اصلاح طلب، در مجلس از سخنان سرلشگر جعفری انتقاد کرد، اکثریت تندرو با فریاد الله اکبر صدای او را خفه کردند. به گفته آقای برزگر: «وقتی مردم می بینند که فرمانده ارشد نظامی و مقامات از حتمی بودن جنگ حرف می زنند، این حرف تا مغز استخوانشان نفوذ می کند.»

چه مقامات ایران واقعاً فکر کنند که احتمال حمله اسرائیل بیشتر از قبل شده، و چه لفاظی آنها درباره آمادگی برای جنگ را به ایستادگی تعبیر کنیم، شرایط مردم ناراحت کننده تر از همیشه، و اطلاعات واقعی شان از مسأله هم کمتر از همیشه است. پیش بینی های رسانه ها در اسرائیل و آمریکا، بدون درنظر گرفتن مسأله کشته شدن غیرنظامیان صورت می گیرد؛ و حمله را به صورت نشانه گیری دقیق برای نابود کردن تأسیسات هسته ای ایران مجسم می کنند؛ یعنی همان طور که اسراییل پیشتر در عراق و سوریه انجام داده بود.

ایران به نوبه خود، ادعا می کند که تعداد کشته و زخمی ها در صورت حمله احتمالی، قابل تحمل است. علی انصاری، کارشناس دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند می گوید: «جنگ طلبان در هر دو سو، یعنی اسرائیل و آمریکا از یکسو و جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، می خواهند میزان تلفات را کمتر از حد واقعی نشان دهند. اما هر دو شدیداً در اشتباهند. پیامدهای چنین حمله ای بسیار ویرانگر خواهد بود: یک آشوب کامل.»
XS
SM
MD
LG