لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۳۳
ژنرال آصف شوکت، معاون رئیس ستاد ارتش پرزیدنت بشار اسد و همسر خواهر او، بین افرادی بود که در انفجار روز چهارشنبه ١٨ ژوییه کشته شد. با وجودی که اطلاعات اندکی در مورد شوکت در دسترس است و او به ندرت در انظار عمومی ظاهر می شد، اما ناظران و صاحبنظران متفق القول بر این باورند که وی «مجری» اوامر رئیس جمهوری سوریه بود.

دیوید لسچ، استاد تاریخ خاورمیانه دانشکده تاریخ دانشگاه ترینیتی در سن آنتونیو، تکزاس و نویسنده کتاب «سوریه: افول محفل اسد» است. صدای آمریکا در مورد پیامد و تاثیر مرگ شوکت بر حکومت اسد با وی به گفتگو نشست.

در مورد آصف شوکت چه می دانیم؟
لسچ: من تصور نمی کنم او توان و نیروی پشت حکومت بود. به نظر من این تصور اولیه از وی در سال های اول حکومت بشار اسد بود که شاید هم صحت داشت. اما طی سال های اخیر، شواهدی که من دیده ام حاکی از آن هستند که او، با وجودی که به حاشیه رانده نشده بود، اما به طور قطع دیگر در محفل داخلی اسد قرار نداشت، به ویژه پس از ترور عماد مقنیه، (فرمانده ارتش حزب الله ) در سال ۲۰۰۸ در دمشق و به نظر می رسد که شوکت مسئول آن شناخته شد و سال بعد از ریاست اطلاعات ارتش برکنار شد.

من تصور می کنم که از زمان قیام مردم سوریه تاکنون و از آن جا که اعضای خانواده و نیز عوامل فرقه علوی در داخل محافل خود حلقه قومی شان را تنگ تر کرده اند، شاید او تا حدودی اختیارات از دست رفته خود را بازیافته بود. با وجودی که کشته شدن این افراد ضربه مهلکی به بدنه حکومت اسد محسوب می شود، من این ضربه ها را کشنده ارزیابی نمی کنم.

آیا او در مقام ژنرال، مسئول اطلاعات و امنیت ارتش بود؟
لسچ: درست است. او تا سال ۲۰۰۹ مسئول اطلاعات ارتش بود. بخش زیادی از اطلاعاتی که در مورد او مطرح می شوند، دقیق و موثق نیستند. گزارش های متفاوتی در مورد حضور او در ارتش، در واحد اطلاعات و امنیت آن و رابطه خویشاوندی وی با اسد منتشر شده اند.

آیا از آخرین گزارشی که ماه مه گذشته منتشر شد، خبر و یا تصویری از او دریافت کرده ایم؟
لسچ: بله، نوعی مسمومیت و یا چیزی شبیه به آن. من خبری در مورد او نشنیده ام، اما این واقعیت که رسانه های دولتی گزارش داده اند که او در گذشته است، ظاهراً واقعاً فوت کرده است.

پیامد مرگ او بر حکومت اسد چه خواهد بود؟
لسچ: به نظر من مسئله این است که بیشتر ضربه های مهلک روانی بسیار شدید به حکومت وارد شده است. در حال حاضر، افرادی که نزدیک به حکومت قلمداد می شدند، یا همچون ژنرال مناف طلاس با مردم ابراز همبستگی کرده اند و یا ترور شده اند. این به طور قطع روی دیگر سکه است که امید جناح های مخالف برای پیشرفت های واقعی برای تضعیف حکومت را افزایش داده است.

رویدادهای جاری شبیه تحولات سال های هشتاد است که به جان حافظ اسد، پدر بشار سوء قصد شد و اقدام تلافی جویانه وی بی رحمانه و مرگبار بود.
لسچ: درست است. شوکت در داخل محافل اطلاعاتی و امینتی و احتمالاً در داخل ارتش هوادار و وفادارانی داشت و خانواده اسد نیز به راحتی از کنار چنین مرگی نخواهد گذشت. پرسشی که مطرح می شود میزان قدرت نمایی آن ها است. آن ها می توانند یا با اجرای چندین مورد ترور علیه چهره های مخالف تلافی کنند و یا حمله های افسار گسیخته و عظیم اجرا کنند. اما در عین حال باید احتیاط کنند که واکنش بین المللی را برنیانگیزد.
اما آن ها حتی ممکن است عملیات ترور خود را به ورای مرزهای سوریه، به جز لبنان ببرند و من نسبت به توانایی آن ها در انجام چنین عملیاتی اطمینان دارم. اگر من امروز یکی از چهره های مخالف (حکومت اسد) در داخل و خارج از سوریه بودم، در پی گوشه دنجی برای مخفی شدن می گشتم چون این حکومت به هر حال واکنش نشان خواهد داد.

در مورد فهد جاسم الفریج، وزیر دفاع جدید چه می دانیم؟
لسچ: این اولین بار است که من اسم او را شنیده ام. مسئله این است که وزیر دفاع در حکومت بشار، به ویژه از زمان استعفای مصطفی طلاس در سال ۲۰۰۲ تاکنون در موضع بسیار قدرتمندی قرار نداشته است. فرماندهان ارتش و روسای نهادهای امنیتی قدرت را در دست داشته اند. من نمی خواهم بگویم که وزیر دفاع یک چهره دست نشانده است، اما بیشتر به این سمت و سو تمایل دارد تا این که از اختیارات واقعی برخوردار باشد.

تحولات آتی را چگونه پیش بینی می کنید؟ شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد اقدامات بعدی خود گفتگو می کند. آیا سوریه احتمالاً روند سرکوب ها را شدیدتر خواهد کرد و یا احتمالاً تا حدودی دست نگه می دارد؟
لسچ: من فکر می کنم حکومت سرکوب علیه مخالفان را به شدت افزایش خواهد داد. آن ها باید خیلی مراقب باشند. منظورم این است که متاسفانه از دیدگاه حکومت این اقدام مستلزم خونریزی و کشتار گسترده است، سرکوب در حدی که قیام را به طور جدی سرکوب کند، اما آن چنان نباشد که سبب شود جامعه بین الملل به دلیل وقوع یک فاجعه انسانی و یا قتل عام شدید اقدام عملی جدی علیه سوریه اتخاذ کند. به نظر من عواملی داخل نهادهای نظامی امنیتی هستند که متفق القول خواهان واکنش جدی نسبت به این کشتارها باشند، نوعی واکنش شبیه اقداماتی که در سال ١٩٨٢ در حماء اجرا کردند.

آیا اگر چنین واکنشی نشان دهند، به نظر شما جرقه ای برای مداخله بین المللی خواهد بود؟
لسچ: به طور قطع اگر تحولات به سطح رویدادهای سال ١٩٨٢ در حماء کشیده شود، به نظر من جامعه بین الملل باید واکنشی بسیار جدی تر و محکم تر از آن چه تاکنون داشته است، نشان دهد. هنوز احتمالاً این واکنش به معنای مداخله نظامی نخواهد بود، اما احتمالاً این مداخله در حد حمایت مالی (از مخالفان) و کمک های دیگر در زمینه فراهم آوردن مهمات، انواع سلاح و غیره خواهد بود.
XS
SM
MD
LG