لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه، ۳ بهمن ۱۳۹۵ | ۲۲ ژانویه ۲۰۱۷ | ایران ۰۷:۱۸

امضای اعتراضیه ای توسط هنرمندان خارج از کشوربرای حفظ محل گالری سیحون در تهران


امضای اعتراضیه ای توسط هنرمندان خارج از کشوربرای حفظ محل گالری سیحون در تهران

امضای اعتراضیه ای توسط هنرمندان خارج از کشوربرای حفظ محل گالری سیحون در تهران

در چند روز گذشته، دامنه فعالیت های خانواده سیحون برای حفظ محل این گالری در تهران به خارج از کشور نیز گسترش یافته است وگروهی از هنرمندان تجسمی و هنردوستان خارج از کشور دست به امضای یک اعتراض نامه جمعی روی اینترنت زده اند تا از تلاش هنرمندان داخل کشور برای حفظ این محل فرهنگی حمایت کنند.

این درحالی است که روز دوشنبه تعدادی از هنرمندان و استادان به نام عرصه هنرهای تجسمی از جمله پرویز کلانتری، بهرام دبیری، بهزاد شیشه گران، کامبیر درم بخش، ایرج شافعی، احمد نصرالهی، حسین کاشیان و رحیم مولاعیان و جمعی از روزنامه نگاران در محل گالری سیحون تهران حضور یافتند تا اعتراض خود را به تخلیه و تعطیل شدن این گالری از طریق امضای یک اعتراضیه بیان کنند. این عده در این اعتراض نامه نوشته اند : «کمک کنید تا این محل که حدود ٤٤ سال خدمتگزار جامعۀ فرهنگی کشور ما بوده و هنرمندان بنامی را به ایران و جهان معرفی و همراهی کرده پا برجا بماند. تخلیه و تعطیل این گالری که به انحلال این موسسه قدیمی و خوشنام خواهد انجامید، ضربه سنگین و جبران‌ناپذیری برای جامعه هنری و فرهنگی کشورمان است.»

تنها چند ماه کوتاه پس از درگذشت معصومه سیحون، بینان گذار گالری سیحون، مکانی برای نمایش آثار هنری هنرمندان مدرن و معاصری چون سهراب سپهری، حسین زنده رودی، پرویزتناولی، رضا مافی، فرامرز پیل آرام و حسین کاظمی و محلی که این هنرمندان ضمن گردهم آیی های هنری، به بحث و بررسی مسائل مربوط به آخرین تحولات هنرهای تجسمی معاصر می پرداختند، این گالری در معرض خطر تعطیل و تخریب و تبدیل شدن به یک رستوران قرار گرفته است.

این مسئله در چند روز گذشته و هنگامی که مالکان پیشنهاد فروش این ملک را از سوی نادر پسر معصومه سیحون و صاحب کنونی گالری رد کردند به اوج خود رسیده است.

مریم، دختر معصومه سیحون و مدیر گالری سیحون لس آنجلس، که در این شهر به ارائه آثار تجسمی هنرمندان ایرانی اشتغال دارد به صدای آمریکا می گوید:«چهل و چهار سال پیش هنگامی که گالری سیحون در تهران گشایش یافت، محل گالری دکه ای بیش نبود که مادرم خانم معصومه سیحون، آن را رونق داد و به صورت یک گالری درآورد و به این صورت برای این محل یک سرقفلی ایجاد کرد و البته در طول سال ها اجاره آن هم به طور مرتب پرداخت شده است. اما صاحبان ملک در حال حاضر می خواهند مبلغی حدود چهل برابر اجاره ای که مادرم می پرداخته است را از ما دریافت کنند و ما هم توانائی پرداخت آن را نداریم.»

بازماندگان معصومه سیحون به صاحبان ملک پیشنهاد داده اند که مبلغ سرقفلی از مبلغ فروش آن کسر شود تا آن ها بتوانند گالری را بخرند اما آنان در این مورد هم تا کنون از همکاری خودداری کرده اند و به نظر می رسد که صاحبان ملک مصمم اند تا این گالری را به رستورانی تبدیل کنند.

مریم سیحون به صدای آمریکا می گوید:« درحال حاضر ما چند اعتراض نامه بر روی سایت های مختلف گالری روی فیسبوک و روی سایت پدرم هوشنگ سیحون در این رابطه گذاشته ایم و جمع کثیری از هنرمندان خارج از کشور و دوستان علاقمند تا کنون آن ها را امضا کرده اند و ما امیدواریم بتوانیم صدایمان را برای حفظ این میراث فرهنگی به صاحب منصبان برسانیم و به این صورت این محل را حفظ کنیم.»

مریم می گوید:«گالری سیحون فقط به خانم معصومه سیحون یا خانواده سیحون تعلق نداشته است. بلکه ارثیه یک زن هنرمند و هنرشناس است برای ملت ایران و حکم خانه ای برای هنرمندان هنرهای تجسمی را دارد. در این گالری بوده است که هنرمندانی چون سپهری، رضا مافی، فروغ فرخزاد، زنده رودی، بهمن محصص، اردشیر محصص، پرویز تناولی، مسعود عربشاهی و این اواخر مکرمه و مش اسماعیل و بسیاری دیگر از این هنرمندان زیسته اند، خندیده اند، گریسته اند و شعر سروده اند، هنرهای تجسمی معاصر را سربلند ساخته اند، آنجا پاتوق تمام بزرگان هنر معاصر ایران از نقاش، مجسمه ساز، شاعر، عالم و ادیب، اهل تئاتر و موسیقی بوده است و نمی توان صرفا به این دلیل که یک ملکی شخصی است جای پای این افراد و تاریخ هنر ایران را برای همیشه با خاک یکسان کنند.»

مریم سیحون معتقد است هر ملکی و هر کاری عرفی دارد، قیمتی دارد و نبایست یک مالک به خودش اجازه بدهد که هرطور که می خواهد قیمت گذاری کند:«درکشورهای دیگر، اماکن هنری را سرمه چشم خود می کنند، تبدیل به موزه می کنند، آن ها را حفظ می کنند و در مورد این محل – گالری سیحون – نیز باید چنین کنیم.»

مدیر گالری سیحون لس آنجلس به صدای آمریکا می گوید:«من و برادرام نادر تا آنجایی که بتوانیم ایستادگی خواهیم کرد. چیزی که برای ما اهمیت دارد این است که صندلی و وسایل مادرمان در همان اطاقی که در آن سهراب سپهری و فروغ و دیگر بزرگان رفت و آمد داشته اند باقی بماند. آن جا خانه هنرمندان بود، مادرم دلسوز این هنرمندانی بود که با او کار می کردند حتی گاه مشکلات خانوادگی و شخصی آن ها را هم حل می کرد. این محل جایی که معصومه سیحون روح و جانش را در آن گذاشته بود و برایش چنان مقدس بود که خواسته بود پیکرش از آنجا به گورستان حرکت داده شود باید برای هنرمندان نسل های آینده باقی بماند ومکانی باشد برای حشر و نشر آن ها و نمایش آثارشان. این خانه هنر باید باقی بماند.»

XS
SM
MD
LG