لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۳۱

گزارش فیلم «کاش اینجا بودم»: تضاد رویای درون و واقعیت های زندگی


برای«کاش اینجا بودم» فیلم جدید زک برف Zach Braff با شرکت «کی‌ت هادسن» که از جمعه آینده در آمریکا اکران می‌شود، موفقیتی مشابه ایالت گلستان، یا Garden State (لقب نیوجرسی) نخستین فیلم او به عنوان سناریست وکارگردان، پیش بینی شده که ده سال پیش اکران شد. به خاطر فاصله ای که بین دو فیلم افتاده، شاید خیلی از ده ها میلیون تماشاگر سریال های تلویزیونی با شرکت «زک برف» ندانند که او سابقه کارگردانی جدی دارد، در سینمای مستقل آمریکا.

فیلم جدید او هم ژانویه پیش، برای نخستین بار، در جشنواره سینمای مستقل «ساندنس» در ایالت یوتا، به نمایش درآمد، همان جشنواره ای که با نمایش فیلم «ایالت گلستان» او را به عنوان کارگردان معرفی کرد.

آقای زک برف، هنرمند پرکاری است. ضمن بازی در سریالها و در فیلمهای سینمائی، تئاتر هم کار می‌کند، و تهیه‌کننده فیلمهای مستند هم هست همین امسال، دو فیلم مستند سینمائی، یکی در باره نابغه جوانمرگ اینترنتی «آرون شوارتز» و یکی هم در باره دنیای بازی‌های کامپیوتری تهیه کرده. خیلی پرکار است.

از وقتی سریال هفتگی Scrubs که در آن برف سالها نقش یکی از دکترهای بیمارستان را بازی می‌کرد تمام شده، برف در سریال‌های تلویزیونی دیگر ظاهر شده، از جمله سریال The Exes که دو سال پیش شروع شد وزیاد دوام نیاورد. ولی به عنوان سناریست و کارگردان سینما، بعد از «گاردن استیت» ده سال بود که کار تازه‌ای ارائه نداده بود.

در فیلم «کاش اینجا بودم» زک برف به شخصیتی شبیه همان هنرپیشه هالیوودی که در فیلم قبلی Garden State به وجود آورد، باز می‌گردد، ده سال بعد – بار دیگر شخصیت او در زندگی بر سر چهارراه زندگی قرار دارد، بعد از اختلاف با همسر، و مشکل بیکاری، و بیماری سرطان پدر، با بازی مندی پتیکین، که یهودی معتقدی است و پول مدرسه خصوصی بچه ها را هم تا حالا داده، چون می خواسته آنها در یک مدرسه مذهبی یهودی بار بیایند. بنابراین بچه ها به مراتب بیشتر از پدرشان با مفاهیم دینی آشنائی دارند.

ولی آیدین از بعد از بلوغ اش، از آن یهودی بوده که همبرگر با بیکن، یا چربی خوک، می خورند، زیاد به رسوم مذهبی پایبند نیست. تردید در مذهب، در برادرش با بازی جاش گد Gad، خیلی عمیق تر است، به طوریکه سالهاست اصلا با پدرحرف نزده، و از همین دوری استفاده می کند برای پرهیز از ناراحتی از مرگ قریب الوقوع پدر.

در یکی از صحنه های کلیدی فیلم، آیدین (زک برف) به بچه‌هایش جائی را نشان می‌دهد در صخره های مشرف بر صحرائی پهناور، که ده سال پیش، وقتی دور از همه با خودش خلوت کرده بود، در آنجا به مکاشفه‌ای راهگشا دست یافت.

کار برف به عنوان کارگردان، همچنان درچارچوب سینمای مستقل قرار دارد. این بار، ۲ میلیون دلار از ۵ میلیون دلار سرمایه فیلم، را هوادارها داده‌اند، از طریق وب سایت کیک استارتر.

برف می‌گوید بخشی از سرمایه فیلم را از جیب خودش تامین کرد، ولی برای باقی آن، دست به دامان هوادارها شد از طریق کیک استارتر، و چون قانونا نمی‌توان سهمی از فیلم را به سرمایه‌گذاران جزء واگذار کرد، فهرست بلندی تهیه کرد از کارهائی که می‌تواند برای هوادارها انجام دهد، از فرستادن عکس و پوستر و سی دی و بلیت شب افتتاح فیلم گرفته تا ضبط پیامگیر تلفن یا پیشنهاد ازدواج دادن از طرف عاشق‌ها. او می‌گوید برای تامین دو میلیون دلار از این طریق، یک ماه وقت گذاشته بود، ولی کل پول ظرف ۴۸ ساعت جمع شد.

نقش همسر این هنرپیشه تقریبا بیکار و مادر بچه‌ها را کیت هادسن بازی می‌کند که به تدریج خسته می‌شود از اینکه تنها نان‌آور خانواده باشد، به خصوص که حالا شوهرش دلباخته زنی شده به مراتب جوان‌تر از خودش، با بازی اشلی‌ گرین، در نقش یک هوادار فیلم‌های علمی – تخیلی و شخصیت‌های کتاب‌های مصور، که حضور در نمایشگاه و کنفرانس مشهور کتابهای مصور، کامیک کان را هیچوقت از دست نمی‌دهد.

بازیگر اشلی گرین می‌گوید حضور در نقش یک هوادار در کنفرانس Comic Con که برای علاقمندان به کتابهای مصور و فیلم هائی است که از روی آنها ساخته می شود، برای او، تجربه‌ای متفاوت بود با مواقعی که همراه با بازیگران دیگر سریال توایلایت، در همین کنفرانس ظاهر می‌شد برای امضاء دادن به هوادارها. او می‌گوید این بار «کامیک کان» را از دید هوادارها تماشا کرد، نه از دید ستارگان سینما.

برای آیدین، شخصیت زک برف در فیلم، مشکلات به ناگاه و همزمان از راه می‌رسند، از جمله بیماری سرطان، که پدرش با بازی مندی پتیکین را خانه‌‌نشین می‌کند به طوریکه دیگر نمی‌‌تواند شهریه مدرسه خصوصی نوه‌هایش را بپردازد. به خاطر بی‌پولی و نامناسب بودن مدرسه دولتی در آن محله، آیدین ناچار می‌شود خودش به بچه‌ها در منزل درس بدهد. ولی همین باعث می‌شود حقایقی در باره خودش کشف کند که قبلا نمی‌دانست.

در نخستین نمایش فیلم در آستانه اکران اش در آمریکا، ماه گذشته زک برف همراه با بازیگران فیلم، روی فرش قرمز بود. از جمله حاضران، اشلی گرین، و همچنین جوئی کینگ، و دانالد فیزون، و بازیگر جیم پارسونز، که هر هفته در سریال تلویزیونی موفق Big Bang Theory بازی دارد.

جیم پارسونز می‌گوید خنده‌دار است که کار کردن در یک فیلم سینمائی همزمان با سریال هفتگی تلویزیونی، روی دوش آدمهای پشت صحنه در هر دو پروژه بار سنگینی می‌گذارد، ولی برای خود هنرپیشه باحال‌تر است چون از سرصحنه یکی به سرصحنه دیگری می‌رود، که می گوید برای او اصلا خسته‌کننده نبود.

بعضی منتقدها این فیلم را به خاطر تلاش آشکار زک برف برای تکرار تاثیر عاطفی فیلم «ایالت گلستان» کوبیده‌اند، به خصوص که با قراردادن حوادث رقت انگیز در قصه، از جمله مرگ قریب الوقوع پدر بیمار مبتلا به سرطان، اصرار دارد اشک تماشاگر را در بیاورد. اما تقلای شخصیت محوری برای کنار آمدن با مشکلات زندگی، یک زیر لایه مذهبی هم دارد که از دید منتقد هالیوود ریپورتر، توازن آن به خوبی در کنار لایه‌های دیگر فیلم، از جمله کمدی و روابط خانوادگی، حفظ شده و در مقایسه با فیلم قبلی، حاکی از بلوغ فکری سناریست و کارگردان است.

طبیعی است که تماشاگرها و منتقدها دو فیلم زک برف را که موضوع مشابهی دارند، با هم مقایسه کنند، ولی این مقایسه، از خود او شروع شده، که سوژه ای شخصی که بی شباهت به ادامه فیلم اول اش نیست، دست گرفته. هر چند که ظاهرا امر اینطور نیست و شخصیتی که در این فیلم بازی می کند، اسم دیگری دارد؛ که جای انکار برایش باقی می گذارد، هر چند این شخصیت هم بازیگر نسبتا ناموفق هالیوود است و داستان فیلم می تواند به تعبیری، ادامه داستان فیلم قبلی باشد.

در فیلم «ایالت گلستان» جوان بیست و چند ساله بعد از موفقیت اندکی درهالیوود و سالها دوری از زادگاه، به شهرک دوران نوجوانی اش در نیوجرسی و دوستان سابق باز می گردد و همبازی ها و عشق سابق اش را پیدا می کند. موضوع آن فیلم هم مثل موضوع فیلم «کاش آنجا بودم» جدا افتادگی و از خود بیگانگی است و تلاش برای یافتن هویت خویش.

استفاده از هنرمندان برجسته ای مثل کیت هادسن در نقش مادر بچه ها و مندی پاتیکین Mandy Patikin در نقش پدر بزرگ و جاش گد Josh Gad در نقش برادر گوشه گیر و جدا افتاده، به قول بوید وان هویج Boyd van Hoeij منتقد هالیوود ریپورتر به تاثیر عاطفی ارضا کننده فیلم، افزوده، فیلمی که به نظر این منتقد، در باره کنار آمدن با خود زندگی است و توان بالقوه آن را دارد که تبدیل به یک فیلم پرفروش بشود، مثل فیلم Garden State که به تدریج پرفروش شد.

حتی ترانه های راک مستقل که زک برف برای آن فیلم انتخاب کرده بود، به شهرت گروه های راک نوآمده، مثلا گروه «شینز» Shins انجامید که تا آن موقع هواداران انبوه نداشت.

همین موضوع که 46 هزار و 520 نفر از طریق Kickstarter به ساخته شدن این فیلم کمک مالی کرده اند، خودش می تواند به بازاریابی برای فیلم کمک کند. پول جمع کردن از مردم از طریق کیک استارتر،باعث شده که فیلم حال و هوای سینمای مولف پیدا کند، چون کارگردان ضمنا تهیه کننده فیلم هم هست و فیلم اش را هر طور می خواسته ساخته. اما این آزادی خلاقه آمد نیامد دارد. به قول اسکات فانداس، منتقد ورایتی، شاید اگر نظارتی بر کارش بود، نتیجه فیلم موثرتری از آب در می آمد.

منتقدهائی که از فیلم خوششان آمده، از جمله Hoeij منتقد هالیوود ریپورتر که فیلم را در جشنواره ساندنس دیده، در آن نشانه بلوغ می بینند، ولی این هم حرفی کلیشه ای است که در باره آدمی که به هر حال ده سال بیشتر تجربه اندوخته، و حرفی است که راحت می شود گفت.

بهانه اینکه گفته می شود هنرمند به بلوغ بیشتری رسیده، موضوع های فیلم است که چیزهای پیچیده ای مثل مذهب و خدا را در بر می گیرد، و روبروئی با مرگ قریب الوقوع پدر، و همچنین بهائی که انسان باید بپردازد برای دنبال کردن رویای زندگی. اما پرداختن به موضوع های جدی مثل مذهب و رستگاری، و همچنین داشتن امید و خودباوری، را بعضی منتقدها در فیلم کمی زورکی، اغراق شده و ساختگی می دانند. بعضی لحن عاطفی فیلم را هم تحمیلی می دانند، چون می خواسته تاجای ممکن خاطره فیلم «ایالت گلستان» را تجدید کند.

رویای این آدم این است که بازیگر مهمی بشود و بازیگر بماند، و به این کار متعهد است، علیرغم اینکه نقش زیادی نمی تواند بگیرد. در فیلم می بینیم که اطرافیان یواش یواش به او می گویند بد نیست که دنبال یک کار آبرومند باشد. پیشوای مذهبی یهودی، خاخام اش هم به حاضر نمی شود از پولهای مرکز مذهبی، به او خیریه بدهد، چون می گوید بازیگری کار نیست، وبازیگرها باید کار واقعی داشته باشند. حتی همسر او هم اصرار دارد که بخشی ازمسئولیت وظایف نگهداری از بچه ها و حتی درس دادن به آنها را بر عهده بگیرد. ولی آیدین، شخصیت زک برف در فیلم، نمی خواهد رویای زندگی اش را رها کند و هنوز در سی و چند سالگی هم به موفقیت در بازیگری علاقمند وامیدوار است.

نکته ای که منتقد ورایتی یادآوری کرده این است که خودمحوری منحصر به این شخصیت نیست بلکه تمام شخصیت های دیگر فیلم هم دلمشغول خویش هستند.

XS
SM
MD
LG