لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۳۳
محمد خاتمی با شعار توسعه سیاسی و جامعه مدنی در انتخاباتی حماسی در سال ۱۳۷۶پیروز شد اما بعد از هشت سال که در ادبیات سیاسی ایران به دوره اصلاحات مشهور شد، او قدرت را به محمود احمدی نژاد تحویل داد که از نسل جدید محافظه کاران مورد حمایت سپاه و نهادهای امنیتی بود.

محمد خاتمی متولد ۱۳۲۱ در اردکان در استان یزد است. در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش، روح الله خاتمی از روحانیان بنام منطقه بود. محمد خاتمی از جمله روحانیانی ا ست که در کنار تحصیل در مدارس مذهبی مشهور به حوزه علمیه، در دانشگاه نیز تحصیل کرد. او اواخر دهه چهل، بعد از تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه اصفهان، به دانشگاه تهران رفت و در مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی تحصیل کرد.

محمد خاتمی دو برادر و چهار خواهر دارد. در سال ۱۳۵۳ با خانم زهره صادقی ازدواج کرد و سه فرزند به نام های لیلا (۱۳۵۴)، نرگس (۱۳۶٠) و سید عمادالدین (۱۳۶۷) دارد.

محمد خاتمی در جوانی
محمد خاتمی در جوانی

با اینکه اغلب مقام های جمهوری اسلامی سابقه زندان و مبارزه علیه حکومت محمدرضا شاه پهلوی را دارند اما در سابقه محمد خاتمی مورد برجسته ای از زندان یا برخورد با او بخاطر ضدیت با نظام شاهنشاهی دیده نشده است هر چند که او در دهه پنجاه عمدتا در حوزه علمیه قم حضور داشته و عملا بسیاری از اعضای این نهاد مذهبی بخشی از مخالفت ها علیه حکومت وقت را مدیریت می کردند.

در حوزه علمیه قم شاگرد مرتضی حائری یزدی، مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی بود.

از آلمان تا پارلمان
محمد خاتمی را با محمد بهشتی از چهره های مشهور انقلاب اسلامی ایران شبیه می دانند چون مانند او تحصیل دانشگاهی داشت و مدتی هم امامت مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان را برعهده داشت.

در آستانه انقلاب سال ۵۷، محمد بهشتی، محمد خاتمی را بجای خود برای حضور در مرکز اسلامی هامبورگ معرفی کرد. به همین دلیل محمد خاتمی در روزهای بعد از انقلاب درایران حضور نداشت. تا اواخر سال ۵۸ که برای نامزدی در انتخابات به ایران بازگشت.

در انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی بعد از انقلاب که اسفند سال ۵۸ برگزار شد، محمد خاتمی از حوزه اردکان و میبد نامزد شد و به مجلس راه یافت.
هنوز چند ماه از حضور محمد خاتمی در مجلس نگذشته بود که با حکمی از سوی آیت الله خمینی، به عنوان سرپرست روزنامه کیهان منصوب شد. کمی بعد هم وارد دولت شد.

ارشاد اسلامی
محمد خاتمی در شرایطی خاص به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران رسید. پیش از او، عبدالمجید میعادیخواه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.
میعادیخواه نزد آیت الله خمینی جایگاه خوبی داشت و پیش از آن قاضی شرع دادگاه انقلاب بود. اما ناگهان عزل شد. هرگز ابعاد عزل یا استعفای احتمالی او مشخص نشد اما تخلفی از سوی او با واکنش تند آیت الله خمینی مواجه شد طوریکه میعادیخواه بعد از کنار رفتن از وزارت ارشاد، هرگز به قدرت باز نگشت.

محمد خاتمی در مجلس - عکس تاریخ ایرانی
محمد خاتمی در مجلس - عکس تاریخ ایرانی

محمد خاتمی راه سختی برای کسب رای اعتماد نداشت. مجلس اول به او رای اعتماد داد تا بعد از ناصر میناچی، عباس دوزدوزانی و عبدالمجید معادیخواه چهارمین وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی باشد.

محمد خاتمی حدود یک دهه در این سمت ماند. بخش اصلی حضور او به عنوان متولی فرهنگ در جمهوری اسلامی با دوران هشت ساله جنگ عراق و ایران همزمان بود.

مانند فضای سیاسی کشور در آن سالها، وزارت فرهنگ و ارشاد هم سیاست انقباضی در مواجه با منتقدان و مخالفان نظام را پیش گرفت بطوریکه جز چند روزنامه رسمی و حکومتی، نشریات دیگر اجازه فعالیت نداشتند و فعالیت هنرمندان محدود شد.
با این حال، فعالیت های مثبتی هم در زمان وزارت محمد خاتمی شکل گرفت. از جمله جشنواره فیلم فجر در سال ۶۱ راه اندازی شد که تا اکنون ادامه دارد.

با پایان جنگ و آغاز دولت هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی باز به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شد اما این دوره چندان طولانی نبود.

علی خامنه ای که بعد از مرگ آیت الله خمینی به رهبری رسیده بود، از وضعیت فرهنگی دولت هاشمی رفسنجانی راضی نبود. خامنه ای اعتقاد داشت بعد از پایان جنگ دشمن در صدد «شبیخون فرهنگی» است و به همین دلیل از مسولان فرهنگی می خواست تا در مقابل آنچه او «تهاجم فرهنگی غرب» می نامید، مقاومت کنند.

تا مدتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مقابل انتقادات مقاومت کرد اما در نهایت، خاتمی استعفا داد و علی لاریجانی جانشین او شد. لاریجانی قائم مقام سپاه و داماد خانواده مرتضی مطهری بود. او هم زمان زیادی در این سمت نماند و در دولت بعد هاشمی، جای خود را به مصطفی میرسلیم داد.

دوم خرداد ۷۶

محمد خاتمی پیروز انتخابات سال ۷۶
محمد خاتمی پیروز انتخابات سال ۷۶

با کناره گیری محمد خاتمی، او به سمت تشریفاتی مشاور رییس جمهوری منصوب شد و کمی بعد به عنوان رییس کتابخانه ملی ایران منصوب شد.

محمد خاتمی تا سال ۱۳۷۵، کمتر فعالیت سیاسی داشت و تنها با گروهی کارکنان خود در دوران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارتباط داشت؛ گروهی که بعد به عنوان حامیان او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ نقشی اساسی بازی کردند.

قبل از اینکه محمد خاتمی به انتخابات بیاندیشد، آذر سال ۷۵، از سوی آیت الله خامنه ای، در حکمی به عنوان عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی منصوب شد.

کمی بعد، طیف چپ اسلامی که در هفت سال بعد از مرگ آیت الله خمینی از قدرت کنار زده شده بودند، ابتدا به سراغ میرحسین موسوی برای شرکت در انتخابات رفتند اما پاسخ موسوی منفی بود. بعد از آن، نام محمد خاتمی مطرح شد.

نیروهای سیاسی مشوق محمد خاتمی در ابتدا، امید چندانی به پیروزی در انتخابات نداشتند بخصوص که رقیب را قدرتمند می دیدند.

علی اکبر ناطق نوری رییس مجلس از جمله نامزد های آن انتخابات بود و اظهار نظر های مقام های حکومتی گواهی می داد که آیت الله خامنه ای با ریاست جمهوری او موافق است.

بهار سال ۷۶ تحت تاثیر رقابت محمد خاتمی با ناطق نوری بود. ناطق نوری به عنوان نامزد مورد تایید حکومت تبدیل شد و منتقدان نظام از خاتمی حمایت کردند.

استعفای سال ۷۱ خاتمی به امتیاز مثبتی برای او تبدیل شد طوریکه برخی نخبگان سیاسی، فعالان مدنی و هنرمندان، به جمع حامیان خاتمی اضافه شدند.

انتخابات جمعه دوم خرداد ۷۶ یکی از انتخابات مهم در تاریخ جمهوری اسلامی شد که براساس آن محمد خاتمی توانست با بیست میلیون رای، رقیب خود ناطق نوری را شکست دهد.

امید به اصلاحات
پیروزی محمد خاتمی برای خیلی از منتقدان نظام جمهوری اسلامی امیدبخش بود بخصوص وعده های محمد خاتمی برای توسعه سیاسی و اصلاحات در ایران.

هرچند در همان زمان برخی، بدبینانه، مطرح کردند که خاتمی تنها برای بقای حکومت آمده است اما مساله این بود که نظام جمهوری اسلامی در شرایط سقوط نبود که خاتمی برای بقای آن آمده باشد و وقایع سالهای بعد نشان داد چندان هم حکومت با او موافق نبود هرچند که محمد خاتمی هم هرگز خود را مخالف جمهوری اسلامی ندانست و سعی کرد در چارچوب مقررات باشد.

اولین قدم دولت محمد خاتمی انتخاب اعضای دولت بود. او باید با مجلسی روبرو می شد که رقیب انتخاباتی اش، رییس مجلس بود و بدنه مجلس نیز از اکثریت محافظه کاران نزدیک به خامنه ای تشکیل شده بود.

محمد خاتمی تغییر زیادی به کابینه قبل خود از زمان اکبر هاشمی نداد. مهره ها را تغییر داد و چند نفر جدید به کابینه آورد. عبدالله نوری را برای وزارت کشور و عطاالله مهاجرانی برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. دو وزیری که به پایان دوره ریاست جمهوری نرسیدند. نوری از سوی مجلس استیضاح شد و مهاجرانی هرچند از استیضاح جان به در برد اما خود کنار کشید، آن هم بار دیگر بعد از اعتراض آیت الله خامنه ای به سیاست های فرهنگی دولت.

آغاز مشکل ها
با پیروزی محمد خاتمی فضای مناسبی برای فعالیت های سیاسی و فرهنگی فراهم شد. نشست های سیاسی در شهرها و پایتخت رونق گرفت و روزنامه ای جدید بنام جامعه تاسیس شد که موسسان آن، از همفکران محمد خاتمی بودند.

محافظه کاران که به جناح راست مشهور شده بودند، تا مدت ها از شکست در دوم خرداد حیران بودند اما کم کم انرژی خود را باز یافتند. هنوز نهادهای مهمی دست حامیان رهبر بود.

یکسال از پیروزی محمد خاتمی گذشته بود که وقوع قتل هایی، جامعه ایران را با ترس و وحشت مواجه کرد. قربانیان این قتل ها سیاستمداران قدیمی یا فعالان فرهنگی بودند. داریوش فروهر از چهره های جبهه ملی و همسرش پرستو فروهر، به طرز دردناکی در منزل شان به قتل رسیدند. همچنین محمد جعفر پوینده و محمد مختاری دو نویسنده عضو کانون نویسندگان ایران که نهادی منتقد سانسور در جمهوری اسلامی بود، بقتل رسیدند.

زمزمه هایی از لیست ترور روشنفکران شنیده می شد اما ناگهان دولت خاتمی اعلام کرد که این قتل ها کار گروهی «خودسر» در وزارت اطلاعات است.

افشای این پرونده مهم بود چون تا پیش از آن، با اینکه وزارت اطلاعات در حذف مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران دست داشت، اما همیشه بر روی این موارد سرپوش گذاشته می شد. در پرونده قتل های پاییز ۱۳۷۷، که به پرونده قتل های زنجیره ای موسوم شد، اینبار اراده بر برخورد با متخلفان بود.

با اینکه عده ای از مسولان وزارت اطلاعات دستگیر شدند اما با خودکشی مشکوک سعید امامی (اسلامی) از مسولان بازداشت شده، عملا هرگز عامل اصلی این قتل ها مشخص نشد.

کوی دانشگاه

انتشار این شماره روزنامه سلام خشم حامیان خامنه ای را برانگیخت
انتشار این شماره روزنامه سلام خشم حامیان خامنه ای را برانگیخت

پس لرزه های افشاگری علیه عوامل قتل های زنجیره ای، به یکی از مهمترین اعتراضات سیاسی در دهه دوم انقلاب انجامید.

محافظه کاران نزدیک به خامنه ای که توسعه مطبوعات را با راه اندازی روزنامه جامعه لمس کرده بود، سعی کردند در اواخر فعالیت مجلس پنجم، قانون مطبوعات را اصلاح کند.

روزنامه سلام، ارگان مطبوعاتی چپ سنتی، در خبری که روز پنجشنبه منتشر کرد، نوشت که تغییر قانون مطبوعات در جهت سیاستی است که سعید امامی آن را پایه گذارد. افشای این خبر در حالی که امامی بتازگی بطرز مشکوکی فوت کرد، به خشم محافظه کاران انجامید. آنها روزنامه سلام را توقیف کردند.

کوی دانشگاه - ۱۳۷۸
پنجشنبه شب، دانشجویان معترض به توقیف سلام تجمع کردند اما یک روز بعد نیروهای بسیج و گروهی که به انصار حزب الله مشهور بود، به کوی دانشگاه تهران حمله کرد. حمله ای که به مرگ حداقل یک دانشجو و مجروحیت ده ها نفر منجر شد.

حمله به کوی دانشگاه خشم عمومی را به همراه داشت. تا چند روز دانشجویان تجمع خود را ادامه دادند و حتی شعار های تندی علیه رهبر جمهوری اسلامی از سوی دانشجویان داده شد. در این بین، چهره های دولتی مثل مصطفی تاجزاده سعی در آرام کردن معترضان داشتند.

دولت محمد خاتمی سعی در مدیریت بحران بوجود آمده داشت. در نهایت هم چنین شد. مخالفان نظام انتظار داشتند از این فرصت برای ضربه به نظام استفاده کنند اما محمد خاتمی که همواره خود را در جهت حفظ نظام می دانست، اجازه به مخالفان نداد.

یکبار دیگر در سال ۸۲، فعالیت های دانشجویان موجب تجمعاتی در تهران شد اما اینبار دولت محمد خاتمی خود نقش سرکوب دانشجویان را داشت.

شوراها و مجلس ششم
محمد خاتمی برگزار کننده اولین دوره انتخابات شوراها بود. با اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی از سال ۵۸ نقش مهمی به شوراها داده شده بود اما تا بیست سال بعد از انقلاب، تشکیل این شوراها به تعویق افتاده بود.

خاتمی در اسفند ۱۳۷۷ اولین دوره انتخابات را برگزار کرد. نظارت بر این انتخابات بر عهده نمایندگان مجلس پنجم بود اما برغم رد صلاحیت ها، حدود دویست هزار نفر به عنوان اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا انتخاب شدند.

همزمان با دولت اول خاتمی، اصلاح طلبان حامی او اکثریت مجلس ششم را بدست آوردند.

در انتخابات مجلس ششم که بهمن ۱۳۷۸ برگزار شد، حامیان محمد خاتمی به پیروزی رسیدند و حدود هفتاد درصد کرسی های مجلس را از آن خود کردند.

این پیروزی آسان نبود. محافظه کاران که بعد از انتخابات دوم خرداد ۷۶، انتخابات مجلس را باخت، سعی کرد در نتیجه انتخابات تهران دخالت کند. شورای نگهبان تا چند ماه حاضر نشد نتیجه انتخابات در شهر تهران را تایید کند. در نهایت بعد از چهار ماه، احمد جنتی با ابطال حدود هفتصد هزار رای مردم تهران را باطل کرد. به این ترتیب موقعیت هاشمی رفسنجانی در نتایج کمی تغییر کرد و غلامعلی حدادعادل بجای علیرضا رجایی به مجلس رسید.

مجلس شورای اسلامی دوره ششم، با اینکه با دولت خاتمی هماهنگ بود اما گاهی محافظه کاری محمد خاتمی او را در پیشبرد اصلاحات در ایران ناکام کرد.

استعفای دست جمعی نمایندگان مجلس ششم
استعفای دست جمعی نمایندگان مجلس ششم

مجلس ششم در همان ابتدای کار سعی کرد قانون انتخاباتی که مجلس پنجم تغییر داده بود را اصلاح کند اما آیت الله خامنه ای در یک نامه، اینکار مجلس را به صلاح ندانست. این نامه که به حکم حکومتی مشهور شد اصلاح طلبان را به دو دسته تقسیم کرد؛ گروهی که معتقد بودند باید در مقابل این اقدام خامنه ای ایستاد و به آن تن نداد و گروهی دیگر که می گفتند بجای ایجاد تنش، بهتر است مجلس به امور دیگر بپردازد. محمد خاتمی از گروه دوم حمایت می کرد. او که تمایلی به درگیری مستقیم با رهبر نداشت، مجلس را به آرامش دعوت کرد.

دور دوم خاتمی
محمد خاتمی مانند دو رییس جمهوری قبل از خود، در دوره دوم هم به پیروزی رسید.

محمد خاتمی با اکراه پای به این انتخابات گذاشت. یک دوره ریاست جمهوری او را خسته کرده بود. از یکسو رای دهندگان از او انتظار داشتند که اصلاحات وعده داده شده را اجرا کند اما از سوی دیگر، در مقابل آیت الله خامنه ای نمی توانست کاری از پیش ببرد. به همین دلیل در آخرین روز ثبت نام نامزدهای انتخابات ثبت نام کرد و حتی در مقابل دوربین خبرنگاران اشک ریخت.

برای اولین بار بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره اول، شورای نگهبان صلاحیت ده نامزد را تایید کرد.

غیر از خاتمی در انتخابات احمد توکلی، علی شمخانی، عبدالله جاسبی، حسن غفوری فرد، منصور رضوی، شهاب الدین صدر، علی فلاحیان، مصطفی هاشمی طبا و محمود کاشانی از دیگر نامزدهای این دوره از انتخابات بودند.

دوره قبل محمد خاتمی ۲۰ میلیون رای کسب کرده بود و تعدد نامزدها در دوره هشتم ریاست جمهوری می توانست به کاهش آرای او بیانجامد.

چنین نشد. محمد خاتمی ۲۱ میلیون از مجموع ۲۸ میلیون رای را کسب کرد و نزدیک ترین رقیب او، احمد توکلی تنها حدود پنج میلیون رای کسب کرد.

افول دولت اصلاح طلب
چهارسال دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی به افول اصلاح طلبی منجر شد.

آیت الله خامنه ای و محافظه کاران حامی او که سال ۷۶ با پیروزی محمد خاتمی شوکه شده بودند کم کم نهادهای از دست رفته را به دست خودی ها سپردند.

گام اول انتخابات شوراهای دوم بود. رسانه های حکومتی مثل صدا و سیما با برجسته کردن اختلافات اعضای شورای اول تهران، عملا بر جو بی انگیزگی مردم برای مشارکت در این انتخابات دامن زدند.

در چنین شرایطی، گروهی از محافظه کاران نو با عنوان آباد گران در تهران و شهرهای بزرگ با کسب رای سنتی محافظه کاران، اکثریت شوراها را از آن خود کردند. در تهران آنها چهره گمنامی بنام محمود احمدی نژاد را شهردار کردند.

گام بزرگتر محافظه کاران، مجلس بود. مجلس ششم بقول احمد جنتی، خون به دل محافظه کاران کرده بود.

در انتخابات مجلس، شورای نگهبان سختگیری بیشتری را آغاز کرد و از نمایندگان مجلس ششم، بیش از یکصد نفر را رد صلاحیت کرد.

با اینکه محمد خاتمی این رد صلاحیت ها را غیر قانونی می دانست اما در نهایت انتخابات مجلس را برگزار کرد. او تهدید شده بود که اگر انتخابات را برگزار نکند، سپاه انتخابات را مجلس برگزار می کند پس به برگزاری آن تن داد.
نمایندگان رد صلاحیت شده مجلس ششم به اعتراض در فاصله باقی مانده تا پایان دوره شان در مجلس تحصن کردند و بعد استعفا دادند اما شرایط تغییری نکرد و محافظه کاران بعد از شوراها، مجلس را هم از آن خود کرد.

لوایح دوقلو
محمد خاتمی در اواسط دوره دوم خود پیشنهاد دو لایحه مهم را مطرح کرد.

خاتمی خواستار اصلاح قانون انتخابات بود و همچنین پیشنهاد برای افزایش اختیارات ریاست جمهوری داشت. به عقیده او، با اینکه رییس جمهوری مسوول اجرای قانون اساسی است اما اختیار چندانی در این باره ندارد.

با اینکه مجلس ششم از این لوایح استقبال می کرد اما سد بزرگ شورای نگهبان بود. از سویی جایگزینی مجلس محافظه کار هفتم، عملا محمد خاتمی را در تصویب این دو لایحه که به لوایح دوقلوی خاتمی مشهور شد، ناکام کرد.


بحران های داخلی
در دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی بحران های زیادی علیه دولت او روی داد.

محافظه کاران نزدیک به آیت الله خامنه ای به مناسبت های مختلف علیه خاتمی موضع گیری می کردند. از جمله این مانع تراشی ها، حمله به عبدالله نوری و عطاءالله مهاجرانی وزرای وقت دولت در حاشیه نماز جمعه تهران بود.

بارها گروه های موسوم به انصار حزب الله به نشست های سیاسی و سخنرانی ها حمل کردند.

پدیده کفن پوشان در دوره محمد خاتمی عملا به مانع تراشی علیه دولت او مشغول بود. بعد از هر واقعه سیاسی جمعی از نیروهای سیاسی حامی خامنه ای با پوشیدن کفن، تجمع های اعتراضی علیه خاتمی و حامیانش راه می انداختند. زمانی که کنفرانس برلین با حضور جمعی از فعالان سیاسی نزدیک به دولت در آلمان برگزار شد، این کفن پوشان بودند که با تجمع و اعتراض، خواستار برخورد با دولت شدند.

یکی دیگر از وقایع مهم داخلی در زمان دولت خاتمی، تعطیلی مطبوعات بود که به اردیبهشت سیاه موسوم شد. آیت الله خامنه ای که دل پری از مطبوعات نزدیک به دولت داشت، در یک سخنرانی در ابتدای اردیبهشت ۱۳۷۹، برخی مطبوعات را پایگاه دشمن نامید و پس از آن بود که قوه قضاییه ده ها روزنامه را توقیف کرد.

در زمان دولت محمد خاتمی ده ها فعال سیاسی، روزنامه نگار و فعال مدنی توسط قوه قضاییه و نهادهای نظامی وامنیتی همچون سپاه بازداشت و زندانی شدند. هرچند او با این برخورد ها موافق نبود اما کمتر نسبت به این برخورد ها بطور مشخص اعتراض کرد.

در اواخر دولت خاتمی، فیلترینگ و سانسور اینترنت در دولت او تصویب شد. هرچند ابتدا این محدودیت اینترنت برای جلوگیری از رواج سایت های غیر اخلاقی بود اما کم کم به سانسور منتقدان سیاسی و اجتماعی انجامید.

اقتصاد خاتمی
برغم ناکامی های محمد خاتمی در حوزه سیاسی، در حوزه اقتصاد، دولت او کارنامه مناسب تری داشت.

یکی از مهمترین مشکلات جمهوری اسلامی در زمان روی کار آمدن خاتمی، کاهش شدید قیمت نفت بود. دولت خاتمی بودجه کشور را بر روی درآمد حاصل از فروش نفت بشکه ای پانزده تا بیست دلار بسته بودند اما در مقاطعی دولت او تنها ده دلار به ازای هر بشکه نفت درآمد داشت. با این شرایط وضعیت اقتصادی در دولت او به نسبت دولت های قبل و بعدش، ثبات بیشتری داشت.

بعدها که قیمت نفت افزایش زیادی داشت، دولت خاتمی صندوق ذخیره ارزی را تاسیس کرد که این اندوخته دولت او در دولت بعد خرج دولت احمدی نژاد شد.

سیاست خارجی
محمد خاتمی در حوزه سیاست خارجی، تجربه موفقی داشت. در حالیکه در اواخر دولت هاشمی رفسنجانی بخاطر دست داشتن جمهوری اسلامی در کشتار رستوران میکونوس، اکثر کشورهای اروپایی سفرای خود را از تهران فراخوانده بودند، اما در زمان خاتمی روابط ایران و اروپا گرم شد.

پیشنهاد محمد خاتمی برای نامیدن سال ۲۰۰۱ به عنوان سال گفت و گوی تمدنها مورد استقبال قرار گرفت.

حضور محمد خاتمی در آمریکا و در مقر سازمان ملل روزنه های امید برای از سرگیری رابطه دو کشور را بعد از بیش از دو دهه گشود اما چون محمد خاتمی در این مورد اختیار چندانی نداشت و آیت الله خامنه ای مخالف بود، توفیقی نصیب خاتمی نشد.
خاتمی و جان کری، بعد از دوران ریاست جمهوری خاتمی، در آمریکا
خاتمی و جان کری، بعد از دوران ریاست جمهوری خاتمی، در آمریکا


از سوی دیگر، این فرصت با روی کارآمدن جمهوریخواهان در آمریکا، کاملا از دست رفت. بعد از حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، با اینکه محمد خاتمی در پیامی این حمله را محکوم کرد اما این پیام هم مانع سخنرانی معروف جورج بوش علیه جمهوری اسلامی ایران نشد.

انتخابات آخر
محمد خاتمی با اینکه با شعار توسعه سیاسی آمد اما در آخر کار، یک انتخابات جنجالی برگزار کرد.

در انتخابات سال ۸۴، با اینکه تا آخرین ساعات اعلام نتایج، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی به دور دوم می رفتند اما ناگهان اعلام شد که محمود احمدی نژاد و هاشمی به دور دوم رفته اند.

مهدی کروبی به آب و آتش زد تا حق خود را بستاند حتی شکایت به رهبر جمهوری اسلامی برد. اما آیت الله خامنه ای اعتراض او را نپذیرفت چون محمد خاتمی تاکید داشت انتخابات سال ۸۴، پاک ترین انتخابات در تاریخ جمهوری اسلامی بود.

محمد خاتمی بعد از آن نقش پر رنگی در فضای سیاسی ایران داشت.

بعد از ریاست جمهوری مدتی به سفرهای خارج از کشور رفت.

در سال ۸۶ سعی کرد از ائتلافی برای حضور در مجلس حمایت کند اما نامزدهای این ائتلاف یا رد صلاحیت شدند یا از راهیابی به مجلس بازماندند.

در سال ۸۷، او ابتدا اعلام نامزدی برای انتخابات کرد اما بعد به نفع میرحسین موسوی کناره گیری کرد. او از اصلی ترین حامیان موسوی در انتخابات سال ۸۸ شد اما انتخابات ۸۸ به جنجالی تبدیل شد که در نهایت به ریاست جمهوری مجدد احمدی نژاد انجامید.

در ماه های اخیر زمزمه نامزدی دوباره محمد خاتمی مطرح بود اما در نهایت او با اعلام اینکه شرایط برای نامزدی اش از سوی رهبر مهیا نیست، قید حضور در انتخابات را زد.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG