لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۲۱

اجرای زنده نمایش «یک ایرانی در بهشت» از نویسنده و کارگردان مقیم لس آنجلس، هوشنگ توزیع ابتکار نوروزی تلویزیون صدای آمریکا، فرصتی تاریخی و یگانه بود که برای اولین بار از امکانات تلویزیون و ماهواره برای گردهم آوردن ایرانیان داخل و خارج کشور در یک تجربه مشترک و زنده تلویزیونی استفاده کرد.

اجرای این نمایش، که ده ها میلیون نفر در ایران و سراسر جهان از طریق ماهواره در تماشای آن با هم سهیم شدند، بخشی از برنامه چهارساعتی صدای آمریکا بود. برنامه ای برای استقبال از نوروز، که با پیام ویژه رییس جمهوری آمریکا برای مردم ایران، بلافاصله پس از تحویل سال ۱۳۹۰ به پایان رسید. برای اولین بار، طنین صدای هنرمندان ایرانی در تئاتر ساختمان اصلی صدای آمریکا طنین انداخت و ده ها میلیون ایرانی در ایران و سراسر جهان با تماشاگران زنده این نمایش، همراه شدند در تماشای هنرمندانی که سی سال بود جلوی مردم سرزمین و زادگاهشان برنامه اجرا نکرده بودند.

دقیقا یک سال از شروع اجرای این نمایش می گذرد. اولین اجرای جهانی آن چند هفته قبل از تحویل سال ۱۳۸۹ بود در تئاتر ولشر ایبل لس آنجلس. در این نمایش، زن و شوهر، افسانه و جمشید، شخصیت های آشنای موفق ترین نمایش های کمدی عشقی هوشنگ توزیع، بازی می کنند، این بار پس از یک فاجعه تصادف ماشین در حاشیه تظاهرات جامعه ایرانی در آنجلس علیه جمهوری اسلامی، تا بار دیگر از تجربه های زندگی در غربت و عشق و ازدواج و خانواده های دور از وطن با تماشاگران سخن بگویند. داستان نمایش «یک ایرانی در بهشت» از جنبش سبز شروع می شود، و واکنش های نسبت به آن و تلاش آزادی خواهانه مردم ایران را ماهرانه و زیرکانه می پیچاند در رابطه خانوادگی و زناشوئی و اختلاف های شخصیت های اصلی، یعنی زن و شوهر، افسانه و جمشید.

هوشنگ توزیع و شهره آغداشلو، سرآمد نسل هنرمندانی هستند که بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ از ایران خارج شدند و در کشورهای دیگر، به ویژه در آمریکا، در میان مهاجران مثل خودشان، دنبال تماشاگران جدید برای تئاتر گشتند. موفقیت مردمی اثر آنان نشان داد که توانستند از مردمی که در زندگی فرهنگی خود در ایران مشتری تئاتر نبودند، تماشاگرهای جدی تئاتر بسازند، حاصلی که به گروه های تئاتری دیگر هم در جلب تماشاگر کمک کرد.

در اجرای زنده نمایش «یک ایرانی در بهشت» این دو هنرمند که هر دو برآمده از صحنه های تئاتر در ایران بودند و برای اولین بار بعد از سی سال، بازگشتند جلوی تماشاگر ایرانی داخل کشور، به طور زنده و با هنر خودشان، کمک کردند که عید ۱۳۹۰، نوروز، سال نو و آن لحظه مبارک، میلیونها ایرانی در سراسر جهان، در یک تجربه هنری و تفریحی و سرگرم کننده، با هم شریک شوند.

این کار تازه ای است که به خاطر موانع و مشکلاتی که در راه روی صحنه بردن اجراهای زنده وجود دارد، نه تنها در تلویزیون صدای آمریکا بلکه در هیچ تلویزیون فارسی زبان دیگری سابقه نداشت.

«یک ایرانی در بهشت» سومین اثری است که هوشنگ توزیع روی شخصیت های زن و شوهر لس آنجلس، جمشید و افسانه نوشته، و خودش و خانم شهره آغداشلو، نقش های اصلی آن را بازی می کنند.

نمایش اول این سه گانه، «بوی خوش عشق» را خانواده های ایرانی هنوز به یاد دارند برای اینکه اجراهای آن مدتها ادامه داشت. این نمایش چند سال به طور مرتب در لس آنجلس و همچنین در شهرهای مختلف دنیا اجرا شد. اجراهای «بوی خوش عشق» حدود بیست سال پیش در لس آنجلس به صحنه آمد و برای اولین بار، امکانات تئاتر خارج از کشور را در گردهم آوردن تماشاگر و مطرح کردن مشکلات و مسائل زندگی ایرانیان مهاجر، عرضه کرد. در قالب یک کمدی عشقی، درباره زن و شوهری که طلاق گرفته بودند ولی به دلیل مالی، مجبور بودند که همچنان در یک منزل زندگی کنند. دائی پیر زن که از ایران می آید و از طلاق آنها خبر نداشت، با خودش بوی ایران را می آورد و یاد وطن و آنها را به یاد وجوه مشترکی که با هم دارند می گذارد و در پایان نمایش، اختلاف ها را کنار می گذارند و همدیگر را باز می بایبند.

توزیع خودش روزی اشاره کرد که «نمایش بوی خوش عشق» را طی «تور»های متعدد دور جهان، در شهرهائی جلوی هفتصد هشتصد تماشاگر اجرا کرده است که قبلا اسم آنها را نشنیده بود و هنوز هم اسم آنها را به یاد نمی آورد، اما اینکه در شهرهای کوچک سوئد یا استرالیا، ایرانیان به استقبال از این اثر شتافتند، نشان دهنده محبوبیت این هنرمندان و همچنین هنر هوشنگ توزیع است در نوشتن درباره دردهای مشترک برای مخاطبینی که در تجربه هائی مثل غربت و زندگی در غرب، و همچنین مسایل زناشوئی و عشقی، با او همداستان هستند.

کار حرفه ای هوشنگ توزیع و شهره آغداشلو، حتی از نظر موفقیت مردمی و اقتصاد تئاتر هم قابل توجه بود. با وجود این که نمایش به زبانی غیر از انگلیسی اجرا می شد و امکان دسترسی به تماشاگر عام آمریکایی و حتی ایرانیان انگلیسی زبان هم نمی توانست داشته باشد، اما در برابر صدها هزار نفر اجرا شد و میلیون ها دلار بلیط فروخت، موفقیتی که در تئاتر انگلیسی زبان در آمریکا و بریتانیا هم تنها نمایش های معدودی به آن دست می یابند.

دومین نمایش از این مجموعه سه گانه تئاتری را هوشنگ توزیع حدود ده سال بعد از «بوی خوش عشق» روی صحنه برد به نام «زندگی شیرین ما در خانه پدری» که به موضوع اختلاف فرهنگی خانواده های مهاجر با فرزندشان می پردازد که اینجا در آمریکا بزرگ شده اند، با گرایش های متضاد روانی – از یک سو پدر و مادرها را از جهاتی قبول ندارند و از سوی دیگر، می خواهند به فرهنگ اجدادی خودشان رجوع کنند. نمایش زندگی شیرین ما در کنار اقیانوس آرام، حالا مبنای کار جدیدی شده است به انگلیسی که هفته آینده اجرای تمرینی و روخوانی آن در نیویورک روی صحنه می رود برای تهیه کنندگان برادوی.

در نمایش سوم این مجموعه، «یک ایرانی در بهشت» بار دیگر افسانه و جمشید، زن و شوهر مهاجر و آشنا را داریم در سال ۲۰۰۹، همزمان با تظاهرات اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری. در این نمایش شخصیت «جمشید» پس از تصادف به بهشت می رود و در آنجا با فرشته ای روبرو می شود که تصویری متفاوت از زن او «افسانه » است. پیام نمایش هم همان پیام ازلی در باره تلاش برای درک نیازهای متقابل برای رفع سوتفاهم هاست و اینکه در ورای همه دعواهای تلخ، عشق همیشه پیروز است.

«یک ایرانی در بهشت» هر چند با مفاهیم بهشت و جهنم که ریشه در مذهب دارند، سرو کار دارد، اما با نگاهی امروزی و غیر مذهبی، این مفاهیم را به به پدیده هایی روانی و اجتماعی تبدیل می کند، پدیده هائی در روان انسان، که هرکس با خودش همیشه همراه دارد. از نظر ادبیات دینی، بهشتی که در این نمایش عرضه می شود، یک «ضد بهشت» است، جائی است در رویا و خاطره که انسان به نتیجه گیری های تازه در باره زندگی اش دست می یابد. بهشت در «یک ایرانی در بهشت» نشان می دهد که هوشنگ توزیع بعد از سی سال نمایشنامه نویسی، به تدریج محافظه کاری سنتی خاص تئاتر کمدی مردم پسند را رها کرده و رادیکال تر با موضوع دین و اعتقادها برخورد می کند. از بهشتی این چنین زمینی و ملموس است که هوشنگ توزیع نقب می زند به وقایع سیاسی روز و مبارزه برای دموکراسی در ایران. شاید تحت تاثیر پیامدهای اعتراض های خونین در ایران، موضع اجتماعی – سیاسی نمایش آقای توزیع هم نسبت به گذشته یک کم تغییر کرده. اگر در نمایش های قبلی، شخصیت شوهر از فعالیت های سیاسی و حقوق بشری زنش می نالید و آنها را برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی بیفایده و برای زندگی خانوادگی خودش، مضر می دید، حالا در کنار تظاهرات همبستگی با جنبش سبز در لس آنجلس است که با وجود مخالفت زنش، اصرار دارد در آن شرکت کند. یعنی فعالیت سیاسی برای ایجاد تغییر دموکراتیک در سرزمین پدری، ایران، از بازیچه زن خانواده و دلیل بی توجهی اش به نیازهای شوهر، تبدیل می شود به آرمان و آرزوئی برای مرد خانواده، و دلیل او برای کم توجهی به وظایف خانوادگی، مثل خریدن کیک تولد بچه. شرکت در فعالیت سیاسی، از یک کار حاشیه ای و سرگرمی برای زن خانه، به متن زندگی تبدیل می رسد و حیاتی می شود. رسیدن به دموکراسی، آرزویی می شود که شخصیت «جمشید» در بهشت هم آن را دنبال می کند. اما از سوی دیگر، بهشت تعبیری از غربت هم هست.

همانطور که شخصیت مرد در نمایش های قبلی در لس آنجلس احساس بیقراری و بیگانگی می کرد، اینجا در بهشت، احساس تنهائی و جدا افتادگی و غربت دارد و نوستالژی اش را برای سرزمین پدری حفظ کرده است. نمایش های هوشنگ توزیع همیشه راجع به جا به جائی و مهاجرت است، یعنی حضور در سرزمین بیگانه و مشکلاتی که غربت برای انسان پیش می آورد. طبعا جاذبه شخصیت شهره آغداشلو و هوشنگ توزیع و گرمی و تنشی که بین آنها هست را تماشاگر لمس می کند، و تک خط های خنده دار هوشنگ توزیع به خاطر اینکه حرف دل یا شکایت های خصوصی است که در زندگی هر زوجی وجود دارد، به دل می نشیند. اما ورای اینها، آنچه تماشاگر را به دیدار بارها و بارهای نمایش های آقای توزیع می کشاند، انرژی خارق العاده عاطفی و عصبی است که خود او روی صحنه دارد، و ظرافت و مهارتی که خانم آغداشلو در انتقال احساسات و عواطف مشترک همه زنان دارد. در واقع تماشاگر بی تکلفی و صداقتی را که در کار آنان وجود دارد ،درک می کند و همین احساس سبب می شود تا بارها و بارها به تماشای کار آنان بنشیند.

XS
SM
MD
LG