لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۸:۳۱
در شرایطی که وضعیت جنگ در افغانستان نادیده گرفته شده است، گروهی از مقامات در واشنگتن، کابل و اسلام آباد در حال یافتن یک راهبرد عملی و محکم هستند تا درخواست های هر یک از طرفین را به صورتی تعیین کنند که با رعایت حداقل شرایط هر یک، خروج از بن بست دیپلماتیک کنونی ممکن شود.

هدف، فراهم آوردن راهی برای خروج سربازان آمریکا و ناتو از جنگی است که تقریبا هیچ کس آن را فقط با توسل به نیروی نظامی، «قابل پیروزی» نمی داند. هدف، تعیین چارچوبی برای گذار سیاسی است که فهرست درخواست های هر یک از طرفین به گونه ای تنظیم شود که سبب تقلیل مواضع اصلی هیچ یک از طرفین نباشد و هر یک از آن ها در موقعیتی قرار بگیرند که از ادامه جنگ بهتر باشد.

مقامات ایالات متحده که در گفتگوهای غیررسمی شرکت کرده اند، چنین رویکردی را با «اعلامیه خیابان داونینگ سال ۱۹۹۳» ایرلند شمالی مقایسه کرده اند که در آن درخواست های پروتستان ها و کاتولیک ها به موارد اساسی محدود شد و فضایی برای «توافق نامه جمعه قبل از عید پاک ۱۹۹۸» پدید آمد.

ژنرال احسان الحق، رئیس پیشین اداره «اطلاعات و امنیت داخلی» پاکستان و رئیس پیشین ستاد فرماندهی مشترک این کشور فردی است که چنین رویکردی را برای مقامات ایالات متحده ترسیم کرده است. او در گفتگوی اخیر خود در «مرکز نیکسون» در واشنگتن، یک «نقشه راه» هفت ماده ای را تدوین کرده است. او گفته تمرکز بر گذار سیاسی به جای بن بست سیاسی، هدف این راهبرد بوده است.

آقای حق درخواست های ایالات متحده را در دو عبارت اصلی خلاصه می کند: هیچ یک از نیروهای القاعده در افغانستان حضور نداشته باشند و طالبان بار دیگر سیاست های سرکوبگرانه و مستبدانه خود را علیه زنان اعمال نکنند. بنا به گفته آقای حق، طالبان فقط یک درخواست دارد که از آن موضع کوتاه نخواهد آمد و آن این است که هیچ نیروی خارجی در افغانستان حضور نداشته باشد.

وی معتقد است که احتمالاً می توان این حداقل شرایط دو طرف اصلی نیروهای درگیر جنگ را برآورده کرد. او خاطرنشان کرد که محمد عمر، رهبر طالبان در پیام اخیر خود که به مناسبت عید فطر منتشر کرد، از مذاکرات صلح با ایالات متحده به عنوان راهی برای «دستیابی به اهدافمان» دفاع کرد و گفت طالبان «در پرتو اصول اسلامی، منافع ملی و فرهنگ نجیب و پرافتخارمان برای زنان حق مشروع قائل است». به نظر می رسد طالبان در دیگر بیانیه های خود (عملکرد) القاعده را نفی کرده است.

نقشه راه آقای حق همچنین به درخواست های اصولی دیگر طرف های درگیر افغانستان همچون اقوام تاجیک و هزاره نیز توجه کرده است. او بر کمک اقتصادی، بازسازی و نیز روند گسترده آشتی ملی تاکید ورزیده است که در بیانیه عید عمر نیز به از این ایده حمایت شده است.

آقای حق با هدف آرام کردن منطقه، پیشنهاد نوعی بی طرفی برای افغانستان و عدم دخالت خارجی را مطرح می کند. او برای رفع نگرانی های اسلام آباد پیشنهاد کرده است تا میلیون ها آواره مقیم پاکستان که به دلیل جنگ در افغانستان به پاکستان متواری شده بودند، به وطنشان بازگردند. پاکستان و افغانستان مرز مشترکی را ترسیم کرده اند که به گفته او «قانونمند، سخت و تثبیت شده است».

مقامات پاکستان آشکارا به این نتیجه رسیده اند که گذار سیاسی که با مذاکره همراه است، برای امنیت این کشور بهتر از گذار بدون انسجام و موقتی و احتمالاً جنگ داخلی است. یکی از موفقیت های کوچک این گروه اصلی این است که ایالات متحده، پاکستان و افغانستان در مورد ایجاد یک «گذرگاه امن» توافق کرده اند تا رهبران طالبان بتوانند برای شرکت در مذاکرات صلح در داخل افغانستان شرکت کنند.

مارک گراسمن، نماینده ویژه ایالات متحده در افغانستان و پاکستان دیپلماسی آرام، بی طرفانه و نوعی میانجی گرایانه خود را ادامه داده و در تلاش بوده است تا احزاب افغان را به آرامی به سمت نوعی گفتگو سوق دهد تا زمانی که ایالات متحده نیروهای نظامی جنگجوی خود را طی سال آینده از این کشور خارج می کند، از وقوع جنگ داخلی جلوگیری شود. یکی از فاکتورهای مثبت این امر، دستیابی به سند توافق نامه ماه مه در مورد «مشارکت راهبردی» بود که در آن واشنگتن متعهد می شود تا به مدت ده سال پس از ترک نیروهای ناتو در سال ۲۰۱۴، از نیروهای امنیتی افغانستان حمایت کند.

از دیدگاه آقای گراسمن، این سند به افغان ها، (به ویژه اقوام تاجیک و هزاره و دیگر گروه هایی که پشتون نیستند) اطمینان مجددی می بخشد که ایالات متحده آن ها را به حال خود رها نخواهد کرد و به طالبان هشدار می دهد که نمی تواند انتظار داشته باشند زمانی که نیروهای آمریکایی در ۲۰۱۴ این کشور را ترک می کنند، به راحتی راه بازگشت آنها به کابل هموار خواهد بود.

کشته شدن نیروهای ناتو به دست نیروهای امنیتی افغانستان که به نوعی قصد کمک دارند و اخیراً به طور چشمگیری افزایش یافته اند، عامل دیگری برای نوعی حس استیصال در برابر جنگ افغانستان بوده است.

با توجه به بن بست موجود در افغانستان، شاید تصور شود که جنگ و یافتن راهبردهایی برای پایان دادن به آن، بزرگترین موضوع کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده باشد، اما متاسفانه واقعیت غم انگیز این است که سربازان و دیپلمات ها کماکان در خلاً سیاسی فعالیت می کنند و نامزدهای انتخاباتی به گونه ای رفتار می کنند که گویی درگیری خصمانه و بی رحمانه ای که در افغانستان در جریان است، به خودی خود پایان خواهد یافت.

برگرفته از واشنگتن پست
XS
SM
MD
LG