لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۴۲

یک اتفاق نه چندان ساده - روز یکصدو پنجاه و پنجم


یک اتفاق نه چندان ساده در هفته گذشته در شهر کمبریج ایالت ماساچوست و در جوار دانشگاه معروف هاروارد برای یکی از استادان آن دانشگاه رخ می دهد که اینک از حالت منطقه ای فراتر رفته و دارد به صورت نوعی مناظره ملی در می آید.

چهارشنبه شب در کنفرانس مطبوعاتی پرزیدنت اوباما با آنکه همه سؤالات درمورد برنامه بهداشت عمومی است اما خبرنگاری نظر اوباما را درمورد حادثه بازداشت و دستبند زدن به دست پروفسور Gates می پرسد.

رئیس جمهوری آمریکا پاسخ می دهد که من همه اطلاعات لازم را در این مورد ندارم که بخواهم قضاوت کنم ، اما می توانم بگویم که براساس آنچه همگی شنیده ایم، آنچه اتفاق افتاده در وحله اول هریک از ما را می تواند خشمگین کند و دیگر اینکه پلیس کمبریج با دستگیر کردن مردی در خانه خود و با علم به این که خانه متعلق به خود اوست، کار احمقانه ای را مرتکب شده است.

پرزیدنت اوباما به واقعیت آزاردهنده ای در جامعه آمریکا اشاره می کند که همان «پیش داوری منفی» جامعه در برابر سیاه پوستان و اسپانیش ها در آمریکاست. بنابراین حتی انتخاب خود اوباما برای بالاترین مقام این مملکت نمی تواند در حکم این باشد که همه تعصبات تبعیض نژادی و همین طور خشم آنان که پیوسته هدف این تبعیض ها بوده اند از میان رفته باشد.

حادثه اینطور اتفاق میافتاد. یک آدم بیکار که انگار زیاد فیلم های پلیسی تماشا کرده در محله خود سیاه پوستی میانسال را می بیند که سعی دارد در خانه ای را باز کند. این آدم بیکار و نه چندان با عقل اول نگاه نمی کند که آن که دارد سعی می کند در را بازکند، آدم نیمچه پیریست با عصا که ناسلامتی هم محله خود اوست و دارد در خانه خودش را باز می کند.

این شخص به جای آن که عقلش را به کار اندازد دست و زبانش را به کار می اندازد و زنگ میزند به پلیس که بیایید که یک نفر می خواهد به خانه ای در همسایگی ما دستبرد بزند.

پلیس هم سرجوخه Crowley ایرلندی تبار را با پلیسی دیگر به محل می فرستد و این ها هم میروند در خانه پروفسور Gates استاد برجسته دانشگاه هاروارد. پروفسور Gates استاد سیاه پوستی است که در منطقه از کفر ابلیس هم مشهورتر است و تازه از سفر چین برگشته و بعد از هفده هیجده ساعت پرواز و این فرودگاه و آن فرودگاه وقتی آمده در خانه اش را با کلید باز کند، در باز نمیشده بنابراین سعی کرده با زور در را باز کند که می کند و میرود داخل خانه.

و پلیس ها در میزننند و سؤال آنها از او اینست که آیا او صاحب خانه است و در اینجا اقامت دارد. اینجاست که کفر پروفسور Gates در میاید که اگر من سفید پوست بودم هم شما می آمدید و همین سؤال را ازش می کردید؟ و چرا من باید در خانه خودم به شما مدرک نشان بدهم که ساکن این خانه هستم.
پلیس ها هم که به اخلاقشان واردید، وقتی اونیفورم پوشیده باشند و اسلحه هم بسته باشند بعضی شان نوعی قدرت کاذب در خود می بینند، مثل همان قدرت کاذبی که فلان بچه بسیجی با حمل اسلحه بدست میاورد و کار بالا می گیرد. یعنی استاد دانشگاهی که حاضر نیست کوتاه بیاید چون در سن ۵۹ سالگی و با سابقه درخشانی چون استادی دانشگاه هاروارد در شأن خود نمی بیند که این چنین مورد سؤال قرار گیرد. پلیس هم که کوتاه نمی آید و بالاخره هم پروفسور Gates را با دستبند میبرند به اداره پلیس و هرچند چند ساعت بعد آزادش می کنند اما اتفاقی نه چندان ساده رخ داد که صدایش را باید صبر کرد و شنید.

پروفسور Gates و بسیاری از رهبران سیاه پوستان آمریکا این حادثه را نمونه تراژدی بزرگی می دانند که سیاهان و اسپانیش ها هرروزه باید از آن بیم داشته باشند. از آن طرف سرجوخه Crowley می گوید که هیچ کار بدی نکرده که بخواهد معذرت خواهی کند و می گوید کافی بود پروفسور Gates کوتاه بیاید و ما برویم دنبال کارمان.
و Gates و دیگران برعکس می گویند چرا باید کوتاه آمد؟

بنابراین ما با حادثه ای روبرو هستیم که فقط خود حادثه نسبت و مقدمه ای دارد که آغازش می رسد به حکایت شرمبار برده داری و بعد تبعیض نژادی و بالاخره پیش داوری منفی نسبت به سیاهان. سرجوخه Crowley اما معتقد است که او مسئول پیش زمینه حادثه نیست و او تنها وظیفه خود را انجام میداده و رفتار منازعه جویانه پروفسور Gates او را وادار به دستبند زدن به او کرده.

و باز به جز این دو مورد و این دو موضع، مسئله کلی نحوه روبرویی پلیس با جامعه پیش می آید و این که چرا اونیفورم و اسلحه به آدمی نوعی شخصیت و قدرت کاذب می دهد که هرکس در برابرش سرخم نکند آن هم بی چون و چرا باید برای عبرت دیگران هم شده حسابش رسیده شود. و این که برداشت عمومی و نصیحت همگان به یکدیگر در اینجا اینست که بیخودی با پلیس جماعت سربسر نگذارید. و زمان آن فرارسیده که همین برداشت واقع گرایانه نیز به پرسش گرفته شود که چرا؟

و این که جامعه امروز که همه نهادها و مظاهرش عوض شده و دگرگون شده چرا در زمینه روبرویی پلیس و مردم در خم کوچه اول باقی مانده است.

جنجالی که برسر بازداشت پروفسور Gates براه افتاده را اما من به فال نیک میگیرم و این نگرش های زنگار تعصب گرفته باید تغییر میکرد مثل هراصل و هر برداشت نادرست و نابجای دیگر.

XS
SM
MD
LG