لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۴:۵۴

پایان یک عصر طلائی – روز یکصد و بیست و یکم


اگر به روزی رسیدی که سرمایه و دارائیت به هشتاد و دو بیلیون دلار رسیده، اما بدهی هایت از یکصد و هفتاد و دو بیلیون فراتر رفته، تازه وضع و روزگارت می شود مثل کمپانی جنرال موتورز و ناچاری مثل این کمپانی یکصد و یک ساله، با دویست و پنجاه هزار نفر کارگر و کارمند در ۳۴ کشور، سازنده اتومبیل هائی افسانه ای مثل کادیلاک، بیوک، شورولت، پونتیاک، اولدزموبیل و جمس بروی و اعلام ورشکستگی کنی.

جنرال موتورز که بعد از تویوتا بزرگترین سازنده اتومبیل و کامیون در دنیاست، از سال ۱۹۰۸ در شهر دیترویت در ایالت میشیگان تاسیس شد و در طول سال هائی که آمد در ذهنیت جامعه نه فقط آمریکا که در ذهنیت جهانیان، آنچنان جا باز کرد که به صورت بخشی جدائی ناپذیر از «رویای آمریکائی» در آمد. در حقیقت اتومبیل های جنرال موتورز مثل کادیلاک، شورولت کوروت و پونتیاک فایربرد، در عصر طلائی دهه های پنجاه و شصت، با حضور چشم گیر در فیلم های هالیوود یا در شعر و موزیک راک اندرول آمریکائی، تاثیری متقابل بر یکدیگر داشته اند که بر اساس آن هم جامعه آمریکا و هم اتومبیل های آمریکائی جنرال موتورز متحول می شدند. یعنی هالیوود از آنها می آموخت و آنها از هالیوود، مثلاً هالیوود اتومبیلی مثل Trans Am را انتخاب می کرد و آن را به وسائل و تکنولوژی مدرنی مجهز می کرد که در سریال Knight Rider به عنوان یک اتومبیل رویائی و همه فن حریف ظاهر شود که خودش هر کاری را بدون نیاز به دخالت راننده انجام می داد. در طول سال های بعد این اتومبیل الهام بخش اتومبیل های بعدی شد که اندک اندک به عنوان اتومبیل هوشمند وارد بازار شدند و می شوند. اما در تاثیر متقابل از محیط، یعنی در تحولی که باید جنرال موتورز با الهام از فرهنگ روز آمریکا و فرهنگ روز دنیا و واقعیت اقتصادی حاکم بر جامعه امروز دنیا می یافت، انگار آنکه خود روزی الهام بخش بود در الهام گیری از قافله عقب افتاد و رقیبان از ژاپن و سرزمین های دیگر جایش را نه فقط در بازار، که در ذهنیت مردم گرفتند.

اگر روزی در رویای آمریکائی، راندن بر اتومبیل های سبک بالی چون موستانگ، فاير برد و کوروت، نقشی اساسی داشت، در رویای سال های کنونی، جایشان به ماشین های اروپائی و در واقع گرائی بازار امروزه جایشان به اتومبیل های ژاپنی و کره ای رسید.

در سال های بحران کمبود سوخت فسیلی اما جنرال موتورز «هامر» را وارد بازار کرد، در حالیکه «تویوتا»اتومبیل کم سوخت و هايبرد Prius را تکمیل و به بازار عرضه کرد که حتی در اوج کسادی اقتصادی نیز آن را روی دست می بردند و می برند.

و آدم در میماند که مدیران مثلاً کارکشته صنعت اتومبیل سازی در آمریکا در این چندین و چند سال گذشته کجا بودند و چه فکر می کردند؟ در کدامیک از کرات سماوی سیر می کردند و دنیای پیرامونشان را در عصری که همه اطلاعات موجود با فشار دکمه ای در دسترس قرار می گیرد، چگونه می دیدند و یا نمی دیدند؟

آیا این تکیه بر افتخارات گذشته است که باید ملامت شود؟ یا رومانتیسم و عشق به دوران طلائی گذشته و در مجموع تغییر ناپذیری در دنیائی که انگار تنها اصل بدون تغییر آن، تغییر و تغییر پذیریست؟ و یا زدودن خلاقیت و تصور در صنعتی که با قوه تصور و خلاقیت به وجود آمده و رشد یافته است؟

XS
SM
MD
LG