لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۰۸:۵۵

استقبال منقدین سینمایی آمریکا از فیلم تازه یک فیلمساز جوان ایرانی


فیلم تازه فیلمساز جوان و صاحب سبک ایرانی، رامین بهرانی به نام « گودبای سولو» که فیلمنامه آن را بهرانی به همراه بهاره عظیمی نوشته است، پس از نمایش موفقیت آمیز در جشنواره سینمایی ونیز ۲۰۰۸، در نخستین روزهای اکران در سینماهای آمریکا با استقبال کم نظیر منتقدین سینمایی این کشور روبرو شده است.

رامین بهرانی، متولد سال ۱۹۷۵ در شهر وینستون – سیلم، در ایالت کارولینای شمالی از یک پدر و مادر ایرانی است که راجر ایبرت، منتقد سرشناس سینمای آمریکا او را در نقدی که درباره فیلم تازه «گودبای سولو» نوشته است ، «تازه ترین کارگردان جوان و برجسته آمریکا» خوانده است.

رامین بهرانی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه کلمبیای نیویورک، به ایران نقل مکان کرد و به مدت سه سال در آن جا در به کا به تهیه فیلم تز پایان تحصیلی خود به نام «غریبه ها» پرداخت. رامین مدتی نیز در شهر پاریس زندگی کرد و در بازگشت به ایالات متحده در سال ۲۰۰۵ نخستین فیلم داستانی خود به نام« من – پوش – کارت» داستان زندگی یک ستاره موسیقی راک اندرول اهل پاکستان که در منهتن به شغل دوره گردی و فروختن قهوه و کیک اشتغال دارد را ساخت.

این فیلم برای نخستین بار در جشنواره ونیز در ایتالیا به نمایش درآمد و پس از آن نیز در جشنواره سینمایی ساندنس ۲۰۰۶ اکران شد. فیلم «من – پوش – کارت» بیش از ۱۰ جایزه بین المللی سینمایی را از آن خود ساخت و پس از یک اکران موفقیت آمیز در سینماهای جهان توانست در سه رشته مختلف نامزد، جوایز سینمای مستقل موسوم به «اسپیریت» شود.

دومین فیلم رامین بهرانی، به نام «چاپ شاپ» در سال ۲۰۰۷ برای نخستین بار در فستیوال سینمایی کان به نمایش در آمد و نمایش آن در سینماهای جهان همراه با استقبال شدید منتقدین سینمایی بود. این فیلم هم چنین در جشنواره های برلین و تورنتو مورد استقبال شدید منتقدین و تماشاگران قرار گرفت.

رامین بهرانی، جایزه مخصوص فیلمسازان مستقل « فیلمساز برجسته آینده» ۲۰۰۷ را از آن خود ساخت و یک سال بعد نیز نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردان جوان جوایز اسپیریت شد.

تازه ترین فیلم بهرانی، «گودبای سولو» جایزه بهترین فیلم سال ۲۰۰۸ جشنواره سینمایی ونیز را از آن خود ساخت واین فیلم برای نخستین بار در آمریکای شمالی در فستیوال سینمایی تورنتو به نمایش در آمد.«

«گودبای سولو»، داستان آشنایی و دوستی غیرمتعارف دو مرد در شهر وینستون –سیلم در ایالت کارولینای شمالی است. رفاقتی که زندگی هریک از این دو را به صورتی برای همیشه عوض می کند. سولو، یک راننده تاکسی اهل سنگال است که می کوشد تا زندگی بهتری برای خانواده خود فراهم کند. ویلیام، پیرمردی آمریکایی و جنوبی است که بار سنگین یک عمر تعصب را به دوش می کشد. رویای آمریکایی سولو تازه آغاز شده است درحالی که رویای آمریکایی ویلیام روزهای آخر را طی می کند. اما به زودی هر دو مرد متوجه می شوند که نیازی که هریک به گونه ای به دیگری دارد از اختلافاتی که میان آن ها وجود دارد بیشتر است.

از طریق این دوستی غیرمعمول، فیلم «گودبای سولو» به بررسی یک نسل درحال انقراض در آمریکا می پردازد و در عین حال چهره ای تازه و همواره در حال تغییر و تحول آمریکای امروز را نیز به نمایش می گذارد.

بنا بر گفته منتقد سینمایی لس آنجلس تایمز، کنت تورن، فیلم «گودبای سولو» که اخیرا جایزه معتبر گوگنهایم را نیز از آن خود ساخته است با بازی های چشمگیر هنرپیشگان آن و یک کارگردانی دقیق، به اهمیت کانون خانواده اشاره دارد: «نه تنها خانواده ای که در آن متولد می شویم بلکه خانواده ای که بعدها برای خود تشکیل می دهیم. در عین حال فیلم بر روی قدرت و مسئولیت های رابطه ای به نام دوستی تاکید دارد.»

این منتقد می نویسد:«پایان غیرقابل پیش بینی این فیلم چنان تاثیری در تماشاگر باقی می گذارد که به آسانی نخواهد توانست آن را فراموش کند.»

XS
SM
MD
LG