لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۵۳

اوتیسم یا درخودماندگی ،همه گیری یا افزایش آماری تصادفی


این روزها بیش از همیشه به کودکان نوپا و خردسالی برمی خوریم که به تعبیر دیگران گوشه گیر به حساب می آیند، اما دقیق تر که براندازشان کنی، چیزی فراتر از بیگانه گریزی معمول یک کودک خجالتی در آنها به چشم می آید؛ نگاهی غریبه ، تهی و بی هدف که حتی پدر و مادر را از شمول این بی تفاوتی مستثنی نمی کند. در بسیاری از موارد این کودکان در آغاز، رشد و تکاملی طبیعی و همپای دیگر همسالانشان داشته اند، اما پس از مدتی شروع به پسرفت می کنند و کلماتی را که احیانأ به زبان می آوردند از یاد می برند و تنها صداهایی نامفهوم از حنجره شان خارج می کنند و حرکت هایی تکراری و متوالی را انجام می دهند که به طور معمول همراه خشم ، نارضایتی و فریاد است. اگر پدر ومادری چنین شرح حالی را راجع به فرزندشان ارائه کنند، جایی شکی برای تشخیص اوتیسم یا درخودماندگی باقی نمی ماند. این کودکان بزرگ وبزرگتر می شوند و مشکلاتشان نیز همراه آنها بزرگ شده و واضح تر به چشم می آید.

عامل بیماری چیست؟ هنوز پاسخ روشنی وجود ندارد؛ سن بالای پدر، ترکیبات جیوه موجود در واکسن سرخک، آلودگی های زیست محیطی همگی یک به یک در مظان اتهام قرار گرفتند اما نه مجرم شناخته شدند ونه تبرئه شدند. هر از چند گاهی تعداد زیاد مبتلایان به بیماری در گوشه و کناری از دنیا فرضیه جدیدی از آنچه احتمالأ موجب بیماری می شود ارائه می کند و آخرین خبر در این زمینه از مینیا پولیس در ایالت مینه سوتای آمریکا بود.

شیوع نگران کننده بیماری در جامعه مهاجرین سومالی تبار مینیا پولیس وگزارش متخصصین اطفال آن منطقه به مرکز کنترل و پیشگیری بیماری ها توجه مسئولین ایالتی مینه سوتا را به خود جلب کرد و آنان تصمیم گرفتند تا برای روشن شدن موضوع یک بررسی همه جانبه و علمی را آغاز کنند . مشکل اصلی در این بررسی مثل بیشتر بیماری های ناشناخته آن بود که پژوهشگران بر سر اینکه از کجا باید شروع کنند به سادگی به توافق نمی رسند. دراین مورد به خصوص، حتی در توافق بر سر اینکه کدام کودک مبتلا به اوتیسم است، اختلاف نظر وجود داشت، تنها یک پرسش مسلم بود؛ چرا در جامعه سومالیایی؟ چه تفاوتی به لحاظ فردی، اجتماعی و شیوه زندگی این افراد را از دیگران متمایز می کند و آیا این وجوه تمایز می تواند منجر به بیماری شود؟ گزارش دیگری تقریبأ به صورت همزمان از استکهلم حاکی از آن بود که فراوانی اوتیسم در کودکان سومالی تبار سوئدی ۳ برابر جمعیت عمومی است و جالب است که بدانیم مسئولین بهداشتی سیاتل و سان دیه گو در واکنش به این گزارش گفتند ، آنها نیز متوجه چنین تفاوتی شده بودند.

از سال ۱۹۹۳ به دنبال درگیری های خونبار در کشورهای موسوم به شاخ آفریقا و جنگ داخلی در سومالی ، پناهجویان این کشور در نقاط مختلف دنیا مستقر شدند و به طور مثال نزدیک به ۶۰۰۰۰ سومالیایی در مجتمع های مسکونی پناهندگان مینیا پولیس زندگی می کنند. ورود آنها و اقامتشان به این شهر با استقبال و خوشرویی ساکنین شهر مواجه شد، اما مجموعه تفاوت های فرهنگی و پیش زمینه های اجتماعی به طور معمول آنان را متمایل به همزیستی در محدوده های محلی مشخصی می نمود که از هر لحاظ و تا حد ممکن شبیه به مسکن مألوف آنها در سومالی باشد و نتیجه این کار ایجاد جزایری به دور مانده از فرهنگ زندگی شهری و تمدن غربی در دل شهرهای متمدن اروپا و آمریکا شد. واقعیت این است که آنها از جامعه پیرامونی کناره گرفته و در خود باقی ماندند. توان برقراری ارتباط مؤثر کلامی و تماس چشمی به عنوان جزء تفکیک ناپذیرارتباطات انسانی بین آنان و حلقه بزرگتر انسانی که گرداگردشان وجود داشت عقیم مانده بود و زنگ هشدار این از خود بیگانگی را شیوع ۳ برابر بیماری در خودماندگی به صدا درآورده بود.

کودکان مبتلا علائم کلاسیک بیماری را داشتند؛ حرف هایشان مفهوم نبود، به چهره وچشم دیگران نگاه نمی کردند وهیچ حرکتی که دال براشتیاق آنان درایجاد رابطه با دیگران باشد، از خود نشان نمی دادند،اما نکته ای که باید در ذهن بماند آن است که آنچه آنان نسبت به محیط کوچک اطراف خود می کنند، عینأ واکنشی است که بزرگسالانشان به جامعه بیرونی ابراز داشته اند. شواهد بسیاری این فرضیه را پشتیبانی می کند، شرایط ناگوار زندگی، فقر،سؤتغذیه، دسترسی ناکافی به خدمات بهداشتی و واکسیناسیون، درمان های سنتی، ازدواج های فامیلی و زمینه های ژنتیکی در جامعه سومالیایی خارج و داخل سومالی تفاوت چندانی ندارد و وزنه همه تفاوت های سودمند احتمالی نیز به سمت آن گروهی است که خارج از سومالی زندگی می کنند و به همین دلیل است که برای واقعیت غیر قابل انکار ابتلأ بیشتر کودکان سومالیایی به اوتیسم باید دنبال دلیلی در شرایط جدید زندگی آنان بود. دردآور است اما آنها اوتیسم را بیماری آمریکایی می نامند و کودکانشان را برای حفاظت ازاین بلا به سومالی و نزد اقوامشان بازمی گردانند. اخیرأ پدر یکی از این کودکان در گفتگویی با یک ایستگاه رادیویی محلی گفته بود؛ در آفریقا بچه ها در فضاهای سرباز و محیط های طبیعی راه ورسم حرف زدن و ارتباط دوطرفه را یاد می گیرند اما اینجا به دور از اقوام نزدیک و در آپارتمانهای کوچک فقط دیوار می بینند و طبیعی است که افق دیدشان محدود به چاردیواری های بسته و شیوه ارتباطی شان سکوت می شود. گرچه همچنان شک و تردید مردم نسبت به واکسن سرخک و جیوه موجود در آن نیز بر جای خود باقیست، اما به نظر می رسد مسئولین بهداشتی در مورد آن اطمینان کافی دارند.

مقامات بهداشتی مینه سوتا تعهد کرده اند تا اواخر ماه جاری نتیجه تحقیق خود را بر معضل افزایش شیوع اوتیسم در مهاجرین سومالیایی اعلام کند، اما نتیجه هر چه باشد یک نکته روشن است و آن اینکه تصمیم گیران جامعه بیش از هر زمان با عواقب جهانی شدن و تحرک جمعیت مواجه شده اند برای یافتن پاسخ های مناسب بهداشتی ،می باید متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، روانشناختی و رفتاری زیادی را دخیل کنند.

XS
SM
MD
LG