لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۲۲:۱۴
«بی سرزمین» با چهل و یک شعر، تازه ترین اثر ناهید کبیری است که در سال جاری و در اوج بحران کاغذ و سانسور منتشر شده است.کبیری در حال حاضر از نمایندگان شعر سپید و آزاد است و کارش ادامه کار نیما، فروغ و شاملو.

شعر کبیری با همه رازو رمز گونه بودنش آینه صادق جامعه ای است که شاعر درآن زندگی می کند.نابسامانی ها در یک سو و امید به زندگی از سوی دیگر .در اوج سیاهی شب، زایش آویشن ها را مژده می دهد:

بی لالائی خوابیده اند ستاره ها وُ
کلمه ها روی شب راه می روند.
باد فاصله های سکوت را
می شکند
سایه ها دلتنگی هاشان را
به پائیز می آورند
نشانی نیلوفر
مرداب است

تو نگران تاریکی اما نباش
ماه
درشمالِ آویشن ها
به دنیا خواهد آمد.

یا به این فراز زیبا و امید بخش بنگریم:

آسمان
گرفته به بهانه ابر
بهار
به بهانه تنهائی
وآن لالائی غمگین دور دور...
امروز سال دیگر ست
ازپشت پنجره کوچه خلوت پیداست
وچند ساقه گندم که سبز سبز
ازدل خاک و خرابه
درخنکای مسیرفروردین و
باد و
بامداد.

رولان بارت زمانی با اعلام نظریه " مرگ نویسنده " حق هرنوع تفسیر از نوشته هارا به خواننده داد.پساساختارگرایان برآنند که نویسنده خاصه اگر دریک کشور با حکومت خودکامه اثر خودراخلق کند شاید ناچار شود مطالبی خلاف نظر خودرا بنویسد تا از صافی سانسور بگذرد. بنا براین بر عهده خواننده است که نوشته را بدان گونه که خود برداشت می کند بخواند و تفسیر کند .با این حساب به شمار خوانندگان یک اثر ادبی می توانیم تفسیر و برداشت داشته باشیم و در چنان صورتی دیگر نمی توان گفت که همه آنها با نظر نویسنده موافق اند و لزومی هم ندارد که چنان باشد.

اگر این نظر را بپذیریم- که من درچنین موضعی هستم- شعر ناهید کبیری را که در چنان محیطی آفریده شده است با این دید بررسی می کنیم که او با راز و رمز، خفقان حاکم بر ایران را در شعر سپید در قالبی زیبا و جذاب به تصویر می کشد.

شعر "نرگس را امروز می برند لاله را فردا" را با هم بخوانیم:

خورشید را از نوک مدادم فراری می دهند وُ
دو کبوتر جوان را از سینه ام.
اما من هنوز به جان عشق قسم می خورم
به جان کلمه
به جان تو
به جان رویاهایم که آبی وُ
شعرهایم که سپید.
حالا بگذار سپیده دم دیگری سرزده باشد
از سقف بی چراغ این اتاق
سپیده دمی که نام دیگرش دلم شور می زند است وُ
گره تنگ گردن بندی که ترانه های تلخ تیر و باران
قرمز می کند مهره هایش را درسفیدی انبوه برف...
نرگس را امروز می برند
لاله را فردا
....
که "گره تنگ گردن بند" و "تیر و باران" آدم را به یاد دار زدن ها و تیر باران ها می اندازد و در ادامه شعر، پائین تر که می رویم تصویر زنده و هنرمندانه ملاقات زندانی سیاسی و گفت و گوها از پشت شیشه کذائی ...

...
قرار ساعت پنج روزهای جمعه را
فراموش نکن!
تو از پشت شیشه مثل همیشه
به زور لبخند می زنی
و من
خط خطی می کنم از پشت هاشورهای گریه
لبخند مصنوعی تو را...

ناهید کبیری نویسنده ای پر کار است . در زمینه شعر تاکنون هشت دفتر منتشر کرده و ازجمله "طرحی برای سنگ شرحی برای سار"، و "دامنم را می تکانم از ابر"و" پنجره ای کافی ست تا آفتاب بشود".

درزمینه رمان و داستان های کوتاه رمان های" مرا به بغداد نبرید" ، "شب و ستاره ها و سارا" و " کشتی ماه عسل" و داستان های کوتاه، " جمعه های بارانی"، "پیراهن آبی" و" شبی که ستاره اش را گم کرد".

ناهید کبیری در ترجمه نیز دست دارد و چندین کتاب به زبان فارسی برگردانده است. شماری از شعرهای او نیز به چند زبان زنده جهان برگردانده شده است.

بی سرزمین
دفتر شعر ناهید کبیری
انتشارات مروارید
1391
XS
SM
MD
LG