لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ ایران ۱۴:۲۱

اخترک ب ۶۱۲

پیکسی

بعد از یك فصل گریه در راه فرودگاه - به دلیل یك هفته جدایی از پاپی كوچولویم، پیكسی، به همكارم سیاوش ملحق شدم. پروازمون صبح زود بود همینطور كه به طرفش میرفتم از راه دور داد زد: "خوابم میاد! فقط میخوام بخوابم!" بهش كه رسیدم گفتم "من فقط یه چیز میخوام؛ این كه توی هواپیما نوزاد نباشه !"و البته همینطور هم نشد !نه در هواپیما و یا یک ردیف اون طرف تر، بلكه درست در صندلی پشت سریم یک خانوم با دختر نوزاد ۶ ماهه اش همسفر ما بودن! پرواز چند ساعتی رو با گوش دادن به نوای دلپذیر گریه های خانوم كوچولو طی كردیم و سرانجام وارد لس انجلس آفتابی شدیم. یک راست بسوی مركز كرایه ماشین رفتیم .من این ماشین رو انتخاب كردم؛

اما سیاوش گفت "نمیشه خیلی كوچیكه!" آخه میدونین كه ما كلی بند و بساط آوردیم. مقداریش دوربین و لوازم فیلم برداری.... و بخش عمده ای هم لباسهای بنده! خلاصه خسته و كوفته به هتل رسیدیم و از شدت گشنگی و به پیروی از خانوم آدل كه بعد از مراسم گرمی رفته بود همبرگری In 'n Out

ما هم به یكی از شعبه های این رستوران (كه متاسفانه فقط در ایالت كالیفرنیا وجود داره ) رفتیم و بعد هم تا شب مشغول تحقیق و جستجو برای گزارشهای چند روز آینده بودیم. سری هم به خیابان "وست وود" زدیم كه محل اصلی فروشگاهها و رستورانها و همه چیز مربوط به ایرانیهاست. فردا به اینجا بر میگردیم برای چند مصاحبه. پس تا بعد!

اولین و تنها بلاگم رو زمانی که دانشگاه میرفتم راه انداختم. البته اون یکی از پروژه هام بود برای کلاس بیو شیمی. باید یاد میگرفتیم چطوری وب سایت و وبلاگ علمی راه بندازیم.

باورتون بشه یا نه، یه روزی رشته ام بیو شیمی بود! حالا ده سال بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه (میدونم بهم نمیاد !!) بلاگ شماره دو رو شروع میکنم، با هدف ایجاد رابطه با شما دوستان و بیننده هایی که نمی شناسمتون اما بخش بزرگی از زندگی من هستین.

من بر خلاف اکثر مجریان بخش فارسی صدای آمریکا، در ایران بزرگ نشدم و متاسفانه زندگی که هیچ، حتی نتونستم برای سفر به اونجا برم. سالها دوری از زادگاه، من رو از خیلی جنبه های ایرانی بودنم دور کرده اما صدای آمریکا باعث شده تا بتونم تا حدی این جای خالی رو پر کنم. نه تنها برای حفظ زبان فارسی، که برای حفظ ارتباط با ایرانیها!

اینکه در آمریکا زندگی کنی اما هر روز سر کار به همه بگی "سلام!" برای هر کسی پیش نمیاد! یا اینکه وقتی در حال نوشتن خبرها هستی یهو بوی قرمه سبزی در فضا بپیچه و همه رو دیوانه کنه! یا بفهمی همکار جدیدت پسر خاله دختر عموی همسایه روبرویی تون که تو تهران بوده هست! به هر حال امیدوارم از طریق این بلاگ بتونم این ارتباط رو گسترده تر کنم. خودم رو به شما بشناسونم و شما رو بشناسم. به اخترک من خوش اومدین!

XS
SM
MD
LG