لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ ایران ۱۷:۴۹

پسر کالیفرنیا

در سالهای اخیر تولید فیلمهای خوب در ایران کم شده و متأسفانه به ندرت پیش میاد که از تماشای فیلمهای ایرانی لذت ببرم، حالا این موضوع دلایل زیادی داره که شاید پرداختن به آن از حوصله این مطلب خارج باشه، مثلا سانسور و ممیزی و خطوط قرمز و یا نبود سرمایه و پول و امکانات تولید.

تازه وقتی با هزار دردسر و گرفتاری فیلمی هم تولید میشه برای اکرانش در سینماها باید از هفت خوان رستم گذشت و رضایت مسئولین حوزه های مختلف را جلب کرد. این روزها حتی مجوز وزارت ارشاد هم به تنهایی ضمانت اجرایی نداره و مثلا ممکنه شهرداری تهران فیلم را در سینماهای تحت نظارتش اکران نکنه و یا انصار حزب الله و دلواپسان به دلایل متفاوتی نمایش فیلم را متوقف کنند. خلاصه بسیاری از کارگردانها و سرمایه گذارها ترجیح دادند در این شرایط نابسامان فعال نباشند و یا فیلمهای بی خطری تولید کنند که راحت اکران بشه و در گیشه ها بفروشه تا از نظر مالی ضرر نکنند.

اما در این میان جوانهای مستعد و خلاقی هم در این عرصه هستند که علی رغم محدودیتهایی که وجود داره آثار درخشانی تولید می کنند، فیلمهایی که حرفی برای گفتن دارند و تماشاگر را تحت تأثیر قرار میدهند، تجریش ناتمام ، یکی از این فیلمهای خوب است ، اثری از پوريا آذربايجانی.

داستان فیلم ساده است، دو دانشجو پس از بیست سال به هم میرسند، آنها روزی عاشق هم بودند ولی به دلایلی این رابطه سرانجامی نداشته و مسیرهای متفاوتی را در زندگی طی کردند، برخورد دوباره این دو عاشق قدیمی پرونده ناتمامی را باز میکنه که سالها مسکوت بوده، آنها به ملاقات دوستان قدیمی میروند و به گذشته ای سفر می کنند که فقط خاطراتش زنده است. بازیگران اصلی فیلم شقایق فراهانی و محمدرضا فروتن هستند، بازی آنها ساده و باورپذیر است و هماهنگی خوبی با هم دارند، در مجموع ديالوگها و شخصيت پردازی فیلم قوی است.

تجریش ناتمام فیلمی است نوستالوژيك و خوش ساخت، استفاده از موسيقی در صحنه های مختلف فيلم بسیار تأثيرگذاره، ترانه های خاطره انگیزی كه با آنها بزرگ شديم و يادآور روزهای خوش گذشته است، كوچه و خيابانهای محله، رفقايی كه سالهاست از آنها بی خبريم، دوستيها و عشقهای دوران جوانی، پيچ و خمهای زندگی و حوادث غيرقابل پيش بينی كه شرايط امروز ما رو رقم زده، تجريش ناتمام فيلم جذابی است، سفری است احساسی در پستوی خاطرات تلخ و شيرين گذشته.

بعد از مدتها از تماشای یک فیلم ایرانی لذت بردم و خوشحالم که هنوز چنین آثاری در آن کشور ساخته میشه، سالهاست از ايران خارج شدم، گله ای ندارم، اين هم بخشی از زندگی است، کم و بیش از حال و روز دوستان قدیمی با خبرم و در تماس هستیم، ولی دلم برای کوچه و خیابانهای شهر و محله تنگ شده، شايد روزی دوباره گذرم به تجريش افتاد، شايد.

بازیگران و دست اندرکاران فیلم شیار ۱۴۳

سالهاست که در آمریکا زندگی میکنم ولی خوشبختانه به لطف تکنولوژی در جریان حوادث و رویدادهای ایران هستم، یعنی مثل قدیم نیست که نبودن در جایی باعث بی خبری یا قطع ارتباط باشه. کلی شبکه تلویزیونی و رادیویی، سایت اینترنتی، خبرگزاری و یا شبکه های اجتماعی هستند که از زوایای مختلفی شما را از حال و هوای ایران و مردمانش آگاه می کنند.

علاقه زیادی به سینما دارم و به همین دلیل هر هفته دو یا سه فیلم و سریال تماشا میکنم، بعضی وقتها فیلم یا سریال ایرانی هم تماشا کنم، هم علاقه دارم و هم باعث میشه در جریان داستانها، شرایط زندگی، ناهنجاریهای اجتماعی، مشکلات اقتصادی و یا حتی پیشرفتها، موفقیتها، خبرهای خوب و یا شادی مردم باشم، البته توجه خاصی هم به کلمه ها و اصطلاحاتی که استفاده میشه دارم و چیزهای جدید زیادی یاد میگیرم، به قول معروف سعی میکنم تو باغ باشم.

در هفته های اخیر ماجرای کشف اجساد تعدادی از غواصان ایرانی که در جریان جنگ با عراق کشته شدند سر و صدای زیادی به پا کرد، پیکرهای یکصد و هفتاد و پنج رزمنده ای که سالها مفقود الاثر بودند و سرانجام پس از کاوشهای بسیار در میدانهای جنگی پیدا شدند. این قضیه بازتاب گسترده ای در رسانه ها و شبکه های اجتماعی داشت و نظرات متفاوتی هم بیان شده که مطمئنم در جریانش هستید. قصد ندارم وارد مسائل سیاسی و بحثهای حاشیه ای بشم و دلیلی که به این موضوع پرداختم فیلمی است که بصورت اتفاقی در اینترنت تماشا کردم.

هفته گذشته شیار صد و چهل و سه را دیدم، اثری از نرگس آبيار، آشنایی زیادی با این کارگردان زن ایرانی نداشتم و این اولین فیلمی است که از او دیدم، کار خوش ساخت و زيبايی بود، داستانی احساسی درباره مادری كه چشم به راه فرزندی است كه در جريان جنگ مفقودالاثر شده، فیلم بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده. شیار صد و چهل و سه به دور از حاشيه، شعار و محتوای مذهبی كه معمولا خميرمايه چنين آثاری است، بر عواطف و احساسات مادری تمركز داره كه در انتظار بازگشت پسرش از جبهه است، بازی مريلا زارعی و سایر هنرمندان فیلم تحسين برانگيز است.

بدون شك شيار صدو چهل و سه يكی از آثار برجسته سینمای ایران است كه با محور جنگ هشت ساله با عراق ساخته شده، فیلمی كه از مقوله انسانی به جنگ ميپردازه، جنگی كه هزاران جوان ايرانی را به كام مرگ فرستاد، در شیار صد و چهل و سه همه شخصیتها انسانهای واقعی هستند، با عواطف و احساساتی باورپذیر، مردمانی ساده و معمولی که این جنگ شوم زندگی آنها زیر و رو کرده و فرزندانشان را به مسلخ برده.

یکی از دلایلی که باعث شده سینمای جنگ در ایران موفق نباشه و مردم رغبتی به تماشای چنین آثاری نداشته باشند، تک بعدی بودن این فیلمهاست، یعنی افرادی خاص با استفاده از بودجه های دولتی و یا با پول نهادها و بنیادهای مختلف فیلمهای سفارشی و تبلیغاتی ساختند، آثاری بی روح کسالت بار که با واکنش سرد تماشاگران روبرو میشه، ولی شیار صد و چهل و سه فیلم متفاوتی است، روایتی است سینمایی از یکی از تراژدی انسانی.

فكر ميكنم بزرگترين ظلمی كه در اين سالها به جان باختگان ایرانی شده، بهره برداری سیاسی از اين جنگ است، متأسفانه گروهها و جريانهايی همواره تلاش كردند با استفاده از چاشنی مذهب، جنگ با عراق را به جنگی ايدئولوژيک تبديل كرده و از خودگذشتگيهای جوانان ايرانی را به نفع آرمانهايی كه دارند تصاحب کنند. در صورتی كه این رزمندگان از اقشار مختلف جامعه بودند و با هر انگیزه و آرمانی و باوری هم که راهی جبه های نبرد شدند، متعلق به همه ملت هستند، هیچ حکومت و دولتی نمی تونه این قهرمانها را مصادره کنه.

صحنه پايانی فيلم يكی از تأثيرگذارترين صحنه هايی است كه در سينمای ايران خلق شده، بزرگی روح مادری را به تصوير میکشه که پس از سالها بی خبری از فرزندش، سرانجام پیکرش را در آغوش میگیره، مادری كه بدون شک قهرمان واقعی اين جنگ است.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG