لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ایران ۱۷:۰۹

پسر کالیفرنیا

بهنود مکری در حال مصاحبه با فریدا پینتو و ریس ریچی

در سالهای اخیر فیلمهای سینمایی زیادی درباره ایران ساخته شده، فیلمهایی که یا حوادث آن در ایران اتفاق افتاده یا مثلا شخصیتهای داستان ایرانی هستند. متأسفانه به دلیل شرایط ایران و محدودیتهایی که هست امکان فعالیت شرکتهای فیلمسازی خارجی در آن کشور وجود نداره و این فیلمها در کشورهایی مثل مراکش، اردن، ترکیه و حتی لبنان فیلمبرداری میشه. طبیعی است که نمیشه انتظار داشت در چنین وضعیتی سازندگان فیلمها به تمامی جزئیات بپردازند و مثلا تمام کوچه و خیابانهای شهرهایی مثل کازابلانکا، امان، استانبول و یا بیروت شبیه تهران باشه، حالا در این میان برخی بهتر کار میکنند و برخی هم ضعیف هستند، به هر حال تا زمانی که امکان فعالیت در ایران نیست و نمیشه از لوکیشن های اصلی استفاده کرد شاهد ادامه چنین روندی خواهیم بود.

اما یکی از بحثهای داغی که همیشه درباره این فیلمها وجود داره انتخاب بازیگران و زبان فیلم است، تهیه کنندگان چنین آثاری به شاخصهای مختلفی در تولید فیلم توجه میکنند که مهمترینش جذب بیننده های جهانی بیشتر است، البته این موضوع فقط درباره فیلمهای مرتبط با ایران مصداق نداره، تقریبأ تمام فیلمهای خارجی که در کشورهای دیگه ساخته میشه تابع چنین فرمولی است، یعنی زبان فیلم انگلیسی است و مجموعه ای از بازیگران بین المللی در آن حضور دارند، یعنی کارگردان یا تهیه کننده غیر از توانایی بازیگران و یا شباهت آنها به شخصیتهای داستان، عوامل دیگری چون نحوه پخش، بازار فروش، شهرت و یا محبوبیت جهانی هنرپیشه ها را هم در نظر میگیرند.

رقصنده بیابان هم چنین شرایطی داره، یعنی داستانی که در تهران اتفاق افتاده در کازابلانکا فیلمبرداری میشه و بازیگران غیرایرانی نقش شخصیتهای ایرانی را بازی می کنند، زبان فیلم هم انگلیسی است. وقتی با ریچارد ریموند گفتگو میکردم تأکید خاصی روی این موضوع داشت و معتقد بود رقصنده بیابان داستانی است ایرانی، ولی فیلمی است جهانی به زبان انگلیسی با بازیگرانی بین المللی.

ریس ریچی بریتانیایی را از فیلم شاهزاده پارسی میشناختم، یک فیلم حادثه ای که چند سال پیش تولید شد، ریس بازیگر خوبی است ولی بیشتر در فیلمهای حادثه ای حضور داشته، برام جالب بود که نقش افشین غفاریان را بازی کرده، آنهم فیلمی احساسی درباره یک رقصنده ایرانی.

فریدا پینتو را در فیلم زاغه نشین میلیونر دیدم، در عرض مدت کوتاهی به اوج شهرت رسیده و یکی از مشهورترین بازیگران هندی در جهان است، یک ستاره بالیوودی جذاب که فعالیتهای زیادی هم در زمینه حقوق بشر داشته، او نقش الهه یکی از دوستان نزدیک افشین غفاریان را بازی میکنه، دختری ایرانی علاقه زیادی به رقص داره و در بیشتر صحنه های فیلم حاضر است.

ریس و فریدا هم برای شرکت در جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران به واشنگتن آمدند و خوشبختانه موفق شدم در زمانی که فیلم در سینمای کنگره آمریکا پخش میشد گفتگویی با آنها داشته باشم، برخورد گرم و صمیمی داشتند و درباره جزئیات رقصنده بیابان صحبت کردیم . شاید بارو نکنید ولی یکی از دشوارترین وظایف بازیگران، شرکت در کنفرانسهای مطبوعاتی و گفتگو با خبرنگاران و گزارشگران تلویزیونی است، چون باید بارها و بارها به سوالهای تکراری جواب بدهند و ساعتها درباره فیلم و نقشهایی که داشتند صحبت کنند، جالبه که تهیه کنندگان هم به این موضوع واقف هستند و معمولا در قراردادهایی که بسته میشه بازیگران را ملزم به شرکت در کارزار تبلیغاتی فیلمها میکنند واین بخشی از مسئولیتهای بازیگران است.

البته من نخستین خبرنگار ایرانی بودم که با ریس ریچی و فریدا پینتو گفتگو کردم، طبیعی است که غیر از چند سوال کلی که در ابتدا مطرح شد، بیشتر پرسشها درباره ایران و تجربه بازی در چنین نقشی بود، یعنی به جزئیات بیشتری پرداختیم و آنها هم با شور و اشتیاق زیادی به سوالها جواب دادند. برام جالب بود وقتی ریس درباره قورمه سبزی و یا حافظ حرف میزد و یا فریدا در حرفهایش به مدل ناز و ادای خانمهای ایرانی و یا رقص بابا کرم اشاره میکرد، آگاهیهای زیادی درباره تاریخ و فرهنگ و هنر ایران داشتند، به ویژه فریدا پینتو که به خوبی از محدودیتها و قوانین زن ستیزی که در آن کشور وجود داره آگاه بود.

خیلی برای بازی در این فیلم زحمت کشیدند، یعنی غیر از چالشهایی که برای شناخت نقشها داشتند، حدود هشت نه ماه تحت نظر اکرم خان رقص تمرین کردند، اکرم خان یکی از رقص نگارهای مشهور جهان است و بخشی از مراسم افتتاحیه المپیک لندن را طراحی کرده، وقتی از تمرینات سخت و طاقت فرسایی که داشتند صحبت کردند واقعأ حیرتزده شدم، یعنی بازیگری و ستاره سینما بودن فقط در شهرت، پول، فرش قرمز و لباسهای آنچنانی خلاصه نمیشه، باید تلاش کرد و زحمت کشید.

بدون شک رقصنده بیابان تجربه متفاوتی در کارنامه حرفه ای این بازیگران جوان است، تجربه بازی در نقش شخصیتهای ایرانی که مثل مردم خیلی از کشورهای جهان با چالشهای مختلفی در زندگی مواجه هستند، هر چند که نظرات متفاوتی درباره فیلم مطرح شده ولی بیشتر منتقدین و نویسنده های هنری ضمن تحسین بازی ریس ریچی و فریدا پینتو در رقصنده بیابان، انگیزه و پشتکار آنها برای ایفای چنین نقشهایی را ستایش کردند.

برای تماشای فیلم رقصنده بیابان رفتم کنگره آمریکا، برنامه ویژه ای بود با حضور کارگردان و بازیگران اصلی فیلم و در آن گروهی از شخصیتهای سیاسی، چهره های فرهنگی و هنری، روزنامه نگاران و دانشجویان شهر واشنگتن حضور داشتند.

کمی به گذشته برگردیم، رقصنده بیابان بر اساس داستان زندگی افشین غفاریان ساخته شده، جوانی که بزرگترین آرزوی او رقصیدن در کشوری بود که رقص در آن قدغن است. افشین در تهران یک گروه رقص مخفی تشکیل داد و همراه با دوستانش بصورت زیرزمینی فعالیت میکرد، او در جریان رویدادهای جنبش سبز مجبور به ترک ایران شد و در حال حاضر در پاریس زندگی می کنه.

روزهای اولی که افشین از ایران خارج شده بود گفتگویی تلویزیونی با او داشتم ، داستانش خیلی برام جذاب بود، به ویژه رقص در کویر و طبیعت زیبای ایران که به نظرم از لحاظ هنری پروژه قابل توجهی بود. برنامه خوبی شد و صداقت و جسارت این جوان هنرمند با استقبال زیادی از سوی بیننده ها همراه شد ، لینک این مصاحبه تا مدتها یکی از پربیننده ترین لینکهای یوتیوب بود.

چند سالی گذشت و خبری از افشین نداشتم، البته میدونستم در پاریس مشغول است و موفقیتهای زیادی کسب کرده، به آروزیی که داشته رسیده و رقصنده معروفی شده، خیلی خوشحال شدم که یک گروه بریتانیایی تصمیم گرفته فیلمی از زندگی افشین بسازه، فیلمی به نام رقصنده بیابان.

رسیدیم به زمان حال، خیلی تلاش کردم تا بتونم با کارگردان و بازیگران این فیلم مصاحبه کنم، در آمریکا گفتگو با هنرمندان و چهره های مشهور گرفتاریهایی زیادی داره، یعنی باید با مدیر برنامه، مدیر روابط عمومی، نماینده شرکت و افراد دیگری در تماس باشی و بعد از گذر از هفت خوان رستم به فرد مورد نظر برسی. البته باید به این نکته هم اشاره کنم که وقتی فهمیدند این گفتگو برای بخش فارسی صدای آمریکا است و قراره برای ایرانیان پخش بشه، نهایت همکاری را داشتند و تسهیلات زیادی برای ما قائل شدند.

نمایش ویژه رقصنده بیابان پیش از اکران محدود فیلم در آمریکا بود و اعضای گروه فقط چند ساعت در واشنگتن توقف داشتند، به همین دلیل فرصت زیادی نداشتیم و قرار شد در حین نمایش فیلم و در زمانی در حدود نیم ساعت با کارگردان و بازیگران گفتگو کنم، با همکارم سیاوش رفتیم به ساختمان کنگره و در محل مستقر شدیم، ساختمان زیبایی است و از تمامی ایالتهای آمریکا تندیس یا نشانه ای در آن به چشم میخوره، امیدوارم در آینده بتونم بیشتر درباره این ساختمان و ویژگیهای آن بنویسم.

ریچارد ریموند کارگردان انگلیسی فیلم رأس ساعت مقرر در محل حاضر شد و گفتگو را شروع کردیم، کارگردان جوانی است و این نخستین فیلم بلندی است که ساخته، مشخص بود از موفقیت رقصنده بیابان خوشحال است و از نقدهای مثبت و استقبال تماشاگران لذت میبره. تسلط و آگاهی زیادی به فرهنگ و هنر ایران و شرایط سیاسی و اجتماعی آن کشور داشت، پنج سال برای تولید این فیلم تلاش کرده و رقصنده بیابان یکی از مهمترین پروژه های کارنامه هنری او محسوب میشه. شاید خوب شد که رقصنده بیابان را یک کارگردان فیلم اولی ساخت، چون شور و هیجان و ذوقی که ریچارد برای تولید این فیلم داشت کمتر در کارگردانهای با تجربه و مشهور دیده میشه، ریچارد ریموند به داستان افشین غفاریان و پیام فیلم باور داشت و برای ساخت فیلم زحمات زیادی کشید.

ملاقات با ریچارد ریموند تجربه جالبی بود و از گفتگویی که داشتیم لذت بردم، وقتی ریچارد درباره محدودیتهایی که در ایران هست صحبت کرد، یا به زندگی دوگانه ای که جوانها در آن کشور دارند پرداخت، یاد روزهایی افتادم که خودم در ایران بودم و در چنین شرایطی بزرگ شدم. اما از نکات بامزه این مصاحبه تفاوت زبان ما بود، درسته که هردو به زبان انگلیسی صحبت میکردیم ولی ریچارد انگلیسی بریتانیایی حرف میزد و انگلیسی منهم آمریکایی و فارسی بود، یعنی در مواردی هر دو مشکل داشتیم و باید با دقت بیشتری به جملات و کلماتی که رد و بدل میشد گوش کنیم ، ولی گفتگوی راحت و صمیمی بود و خوب پیش رفت.

اگر امکانش بود رقصنده بیابان را تماشا کنید، فیلم جالبی است ، در پست بعدی درباره گفتگو با ریس ریچی و فریدا پینتو خواهم نوشت.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG