لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸ ایران ۱۴:۰۶

پسر کالیفرنیا

برای تماشای فیلم رقصنده بیابان رفتم کنگره آمریکا، برنامه ویژه ای بود با حضور کارگردان و بازیگران اصلی فیلم و در آن گروهی از شخصیتهای سیاسی، چهره های فرهنگی و هنری، روزنامه نگاران و دانشجویان شهر واشنگتن حضور داشتند.

کمی به گذشته برگردیم، رقصنده بیابان بر اساس داستان زندگی افشین غفاریان ساخته شده، جوانی که بزرگترین آرزوی او رقصیدن در کشوری بود که رقص در آن قدغن است. افشین در تهران یک گروه رقص مخفی تشکیل داد و همراه با دوستانش بصورت زیرزمینی فعالیت میکرد، او در جریان رویدادهای جنبش سبز مجبور به ترک ایران شد و در حال حاضر در پاریس زندگی می کنه.

روزهای اولی که افشین از ایران خارج شده بود گفتگویی تلویزیونی با او داشتم ، داستانش خیلی برام جذاب بود، به ویژه رقص در کویر و طبیعت زیبای ایران که به نظرم از لحاظ هنری پروژه قابل توجهی بود. برنامه خوبی شد و صداقت و جسارت این جوان هنرمند با استقبال زیادی از سوی بیننده ها همراه شد ، لینک این مصاحبه تا مدتها یکی از پربیننده ترین لینکهای یوتیوب بود.

چند سالی گذشت و خبری از افشین نداشتم، البته میدونستم در پاریس مشغول است و موفقیتهای زیادی کسب کرده، به آروزیی که داشته رسیده و رقصنده معروفی شده، خیلی خوشحال شدم که یک گروه بریتانیایی تصمیم گرفته فیلمی از زندگی افشین بسازه، فیلمی به نام رقصنده بیابان.

رسیدیم به زمان حال، خیلی تلاش کردم تا بتونم با کارگردان و بازیگران این فیلم مصاحبه کنم، در آمریکا گفتگو با هنرمندان و چهره های مشهور گرفتاریهایی زیادی داره، یعنی باید با مدیر برنامه، مدیر روابط عمومی، نماینده شرکت و افراد دیگری در تماس باشی و بعد از گذر از هفت خوان رستم به فرد مورد نظر برسی. البته باید به این نکته هم اشاره کنم که وقتی فهمیدند این گفتگو برای بخش فارسی صدای آمریکا است و قراره برای ایرانیان پخش بشه، نهایت همکاری را داشتند و تسهیلات زیادی برای ما قائل شدند.

نمایش ویژه رقصنده بیابان پیش از اکران محدود فیلم در آمریکا بود و اعضای گروه فقط چند ساعت در واشنگتن توقف داشتند، به همین دلیل فرصت زیادی نداشتیم و قرار شد در حین نمایش فیلم و در زمانی در حدود نیم ساعت با کارگردان و بازیگران گفتگو کنم، با همکارم سیاوش رفتیم به ساختمان کنگره و در محل مستقر شدیم، ساختمان زیبایی است و از تمامی ایالتهای آمریکا تندیس یا نشانه ای در آن به چشم میخوره، امیدوارم در آینده بتونم بیشتر درباره این ساختمان و ویژگیهای آن بنویسم.

ریچارد ریموند کارگردان انگلیسی فیلم رأس ساعت مقرر در محل حاضر شد و گفتگو را شروع کردیم، کارگردان جوانی است و این نخستین فیلم بلندی است که ساخته، مشخص بود از موفقیت رقصنده بیابان خوشحال است و از نقدهای مثبت و استقبال تماشاگران لذت میبره. تسلط و آگاهی زیادی به فرهنگ و هنر ایران و شرایط سیاسی و اجتماعی آن کشور داشت، پنج سال برای تولید این فیلم تلاش کرده و رقصنده بیابان یکی از مهمترین پروژه های کارنامه هنری او محسوب میشه. شاید خوب شد که رقصنده بیابان را یک کارگردان فیلم اولی ساخت، چون شور و هیجان و ذوقی که ریچارد برای تولید این فیلم داشت کمتر در کارگردانهای با تجربه و مشهور دیده میشه، ریچارد ریموند به داستان افشین غفاریان و پیام فیلم باور داشت و برای ساخت فیلم زحمات زیادی کشید.

ملاقات با ریچارد ریموند تجربه جالبی بود و از گفتگویی که داشتیم لذت بردم، وقتی ریچارد درباره محدودیتهایی که در ایران هست صحبت کرد، یا به زندگی دوگانه ای که جوانها در آن کشور دارند پرداخت، یاد روزهایی افتادم که خودم در ایران بودم و در چنین شرایطی بزرگ شدم. اما از نکات بامزه این مصاحبه تفاوت زبان ما بود، درسته که هردو به زبان انگلیسی صحبت میکردیم ولی ریچارد انگلیسی بریتانیایی حرف میزد و انگلیسی منهم آمریکایی و فارسی بود، یعنی در مواردی هر دو مشکل داشتیم و باید با دقت بیشتری به جملات و کلماتی که رد و بدل میشد گوش کنیم ، ولی گفتگوی راحت و صمیمی بود و خوب پیش رفت.

اگر امکانش بود رقصنده بیابان را تماشا کنید، فیلم جالبی است ، در پست بعدی درباره گفتگو با ریس ریچی و فریدا پینتو خواهم نوشت.

13 Bedar

سالهاست که در آمریکا هستم و به نوعی با زندگی در این کشور اخت شدم، یعنی یک آمریکایی ایرانی تبار هستم و سعی می کنم ویژگیها و خصوصیات مثبت هر دو فرهنگ را حفظ کنم، تقریبأ این شرایط را بیشتر افرادی که به آمریکا مهاجرت می کنند دارند، یعنی ضمن افتخار به هویت و پیشینه و سرزمین مادری، کشور تازه خود را هم دوست دارند و شکرگزار موقعیتها و امکانات جدیدی هستند که در آمریکا نصیب آنها شده.

بر اساس آمار موجود تعداد ایرانیان مهاجر در آمریکا از تمامی کشورهای دیگه بیشتر است، حالا این قضیه دلایل مختلفی داره که امیدوارم در آینده درباره آن صحبت کنم، ولی ایرانیان ساکن آمریکا توجه خاصی به سنتها و مراسم ایرانی دارند و تلاش می کنند به بهترین شکلی این مناسبتها را جشن بگیرند، مناسبتهایی چون جشن مهرگان، چهارشنبه سوری، عید نوروز و یا سیزده بدر، یعنی برگزاری این مراسم بخش مهمی از هویت فرهنگی و شناسنامه ایرانیان مهاجر است.

اما برگزاری سیزده بدر در آمریکا خیلی با ایران متفاوت است، در ایران این مراسم در روز سیزدهم فروردین برگزار میشه و مردم با رفتن به دامن طبیعت و دشت و چمنزار آن را جشن می گیرند. ولی در آمریکا به دلیل اینکه همه درگیر کار و زندگی هستند و گرفتاریهای زیادی دارند، سیزده بدر را در روز تعطیل که یکشنبه است برگزار می کنند، یعنی یکشنبه ای که به سیزدهم فروردین نزدیک تر است، حالا این یکشنبه میتونه قبل از سیزدهم فروردین باشه یا بعد از آن، و در بعضی از موارد هم سر این موضوع اختلاف پیش میاد و خلاصه شاهد برگزاری دو مراسم سیزده بدر در دو یکشنبه متفاوت هستیم.

احتمالا این موضوع برای ایرانیان داخل کشور کمی عجیب و غیر معمول است چون آنها سیزده بدر را در همان سیزدهم فروردین جشن می گیرند، ولی این جریان برای ایرانیانی که در امریکا هستند به نوعی جا افتاده و مشکلی با این قضیه ندارند، یعنی ترجیح میدهند روز تعطیلی که سیزدهم فرودین هم نیست به پارکها و مناطق سر سبز و خوش آب و هوا بروند و این سنت زیبای ایرانی را جشن بگیرند. معمولا در شهرهای بزرگ و مناطقی که تعداد ایرانیها زیاده، یک یا چند پارک را مشخص می کنند و این مراسم بصورت یک فستیوال یا جشنواره فرهنگی و هنری برگزار میشه، خلاصه ساز و آواز و موسیقی به راه است، مثلا امسال مراسم سیزده بدر همین یکشنبه که در اصل شانزدهم فروردین است در یکی از پارکهای بزرگ ایالت ویرجینیا برگزار میشه و قراره گروه بلک کتز هم برنامه اجرا کنه، بزن و بکوب و خبرهای خوب.

البته در این بین ایرانیانی هم هستند که همچنان به همان سنت کهن و باستانی باور دارند و سیزده بدر را در همان سیزدهم فروردین برگزار می کنند، یعنی اعتقاد دارند این مراسم را باید در همان سیزدهم فروردین برگزار کرد، آنها معمولا به پارکها و فضای سبز محله خود میروند و بصورت خانوادگی و با تعداد کمتری سیزده بدر را جشن می گیرند، برای آنها فرقی نداره که سیزده بدر دوشنبه است، یا سه شنبه و یا یکی از روزهای وسط هفته، مهم این است که سیزده بدر را در همان سیزدهم فرودین برگزار کنند و جشن بگیرند.

قصد قضاوت ندارم و نمیشه گفت ایرانیان ساکن آمریکا واقعأ سیزده بدر را باید چه روزی جشن بگیرند، به هر حال همه درگیر کار و زندگی هستیم و در بسیاری از موارد گرفتن مرخصی و یا تغییر برنامه هفتگی ممکن نیست، فکر می کنم همینکه بالاخره یک روز از سال را به مناسبت سیزده بدر جشن میگیریم حرکت قشنگی است، حالا اگر این روز سیزدهم فروردین هم نبود اشکالی نداره، مهم این است که سیزده بدری هست که جشن بگیریم و آن ارتباط عاطفی و احساسی با سرزمین مادری و سنتهای زیبای آن هنوز زنده است.

سیزده بدرتون مبارک ...

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG