لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ایران ۱۴:۰۹

پسر کالیفرنیا

همانجور كه پيش بينی ميشد سپ بلاتر با اختلاف فاحشی شاهزاده علی اردنی را شكست داد و برای پنجمين بار رئيس فيفا شد، اين در حاليست كه در روزهای اخیر شاهد انتقادهای گسترده ای علیه رئیس سوئیسی فدراسیون جهانی فوتبال هستیم و تعدادی از دوستان، همكاران و اعضای ارشد این سازمان دستگیر شدند. هنوز مشخص نيست در هفته های آينده شاهد چه حوادثی خواهيم بود چون احتمال داره خود سپ بلاتر هم تحت پيگرد قانونی قرار بگيره و به نوعی در این پرونده جنجالی درگیر بشه. دادستانی آمریکا بر ادامه تحقیقات در این پرونده تأکید داره، مقامات سوئیسی هم سرگرم بررسی تخلفات احتمالی در اهدای برگزاری جام جهانی به روسیه و قطر هستند، خلاصه روزهای سختی در انتظار رئیس فیفا است.

اما فارغ از این جار و جنجالهای حقوقی و مقوله فساد و تبانی در این سازمان که در برخی از موارد هم رنگ و بوی سیاسی گرفته، سپ بلاتر ثابت كرد پیرمرد زيرك و جاه طلبی است و نفوذ زيادی در فيفا داره، او با استفاده از ساختار اين سازمان ورزشی و سرمايه گذاری روی حمايت كشورهای كوچك و فقير به خوبی از آرای آنها در تثبيت موقعيت خود استفاده كرد. جالبه كه اكثر كشورهای اروپای غربی، آمريكا و كانادا و به اصطلاح كشورهای پيشرفته و توسعه یافته عليه بلاتر بودند ولی اكثر كشورهای آفريقایی، آسيايی، آمريكای مركزی و شمالی به بلاتر رأی دادند، یعنی کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته، این در حالیست که در صف حامیان سپ بلاتر شاهد حضور كشورهايی هستیم كه احتمالا تا حالا اسم آنها را هم نشنيديم و نمیدونیم در کجای این کره خاکی قرار دارند، به همین دلیل بسیاری از مخالفین سپ بلاتر به او لقب کاشف سرزمینهای ناشناخته را دادند.

سپ بلاتر در طول سالهای ریاست خود بر فیفا تعداد اعضای این سازمان را به صورت قابل توجهی افزایش داد، او به اعضای جدید این سازمان کمکهای مالی هنگفتی کرد، روابط حسنه ای با رؤسای این فدراسیونها داشت و پروژه های آموزشی و سخت افزاری بسیاری را در اين كشورها تكميل كرد. بدون شک یکی از دلایل محبوبیت سپ بلاتر در آسیا و آفریقا افزایش سهمیه این قاره ها در جام جهانی بود ، موضوعی که باعث شد بزرگترین کنفدراسیونهای عضو فیفا از او حمایت کنند و نقش مهمی در انتخاب مجددش داشتند.

به باور مخالفین سپ بلاتر او فردی فاسد و قدرت طلب است ولی به عقیده طرفدارانش او حامی و پشتيبان كشورهای فقير و كوچك است، به برابری و مساوات باور داره و منافع آنها را تأمين ميكنه.

به نظرم برای ارزیابی جایگاه سپ بلاتر در فیفا، در ابتدا باید در نظر گرفت که در کدام جبهه قرار داریم، مسئله اصلی منافع و امتيازاتی است كه نصيب كشورها ميشه، بدون شک کشورهایی مثل روسيه و قطر بعنوان میزبان جام جهانی از او حمایت میکنند یا مثلا بوتان، گوام و یا بورکینافاسو طرفدارش هستند چون بر اساس ساختار کنونی فیفا تمامی کشورهای عضو سازمان از حقوق و مزایای یکسانی برخوردارند. وقتی شرط اصلی پیروزی در انتخابات فقط کسب آرای بیشتر باشه طبيعی است كه كانديدايی برنده ميشه كه امتيازات بيشتری به رای دهندگان ميده، بلاتر استاد اين بازی بود و به همين دليل پيروز شد.

به نظرم یکی از مواردی که در ساختار فیفا باید اصلاح باشه همین جریان است، یعنی باید شرایطی بوجود بیاد که ضمن حمایت از کشورهای کوچک و در حال توسعه، وزن کشورهای بزرگ و صاحب فوتبال سنگین تر باشه و تأثیر بیشتری بر عملکرد این سازمان داشته باشند، فکر نمیکنم خیلی منطقی باشه که کشورهای بزرگ جهان فوتبال مثل انگلیس، آلمان و ایتالیا هم وزن مالدیو و یا جزایر کاکائو و کائوچو باشند. یکی از بحثهای اصلی که باید به آن پرداخت اصلاح ساختار فیفا و تغییر وضعیت کنونی است، یعنی نظام ناکارآمدی که اجازه میده قدرت در دست گروه محدودی باشه و بصورت نامحدودی حکومت کنند ، سیستمی که در آن میشه بر اساس روابط ، رفاقت و اهدای بسته های تشویقی برنده انتخاباتش شد.

درسته که سپ بلاتر برای پنجمین بار به ریاست فیفا انتخاب شد ولی بدون شک این داستان هنوز به پایان نرسیده، تحقیقات قضایی ادامه داره و ممکنه شاهد افشای اسناد و مدارک تازه و یا دستگیری عده دیگری باشیم. بدون شك از حالا به بعد بلوك كشورهای اروپايی و آمريكا بعنوان شاهرگ اقتصادی جهان فوتبال نظارت بيشتری روی بلاتر و امپراتوری او خواهند داشت، فراموش نكنيم كه بخش عمده ای از درآمد سالانه فيفا از كشورهاي اروپايی و آمريكا تأمين ميشه، مراکز اصلی خیلی از شرکتهای بزرگی که پشتیبان فیفا هستند در پایتختهای مخالفین سپ بلاتر قرار داره ، او نمیتونه به منتقدینش بی توجه باشه، حتی اگه از این طوفان قضایی جان سالم به در ببره در نهایت مجبور است به مخالفین امتياز بده، چاره ای دیگه ای نداره.

بعنوان یک طرفدار فوتبال و یک بینده تلویزیونی اميدوارم تحولات اخير تغييرات گسترده ای در فيفا ایجاد کنه و این نهاد ورزشی در چهارچوبی شفاف و دمکراتیک اداره بشه، بتونیم بار دیگه دور از این همه جار و جنجال و فساد و تبانی از تماشای جادوی توپ گرد در مستطیل سبز فوتبال لذت ببریم.

بهنود مکری در حال مصاحبه با فریدا پینتو و ریس ریچی

در سالهای اخیر فیلمهای سینمایی زیادی درباره ایران ساخته شده، فیلمهایی که یا حوادث آن در ایران اتفاق افتاده یا مثلا شخصیتهای داستان ایرانی هستند. متأسفانه به دلیل شرایط ایران و محدودیتهایی که هست امکان فعالیت شرکتهای فیلمسازی خارجی در آن کشور وجود نداره و این فیلمها در کشورهایی مثل مراکش، اردن، ترکیه و حتی لبنان فیلمبرداری میشه. طبیعی است که نمیشه انتظار داشت در چنین وضعیتی سازندگان فیلمها به تمامی جزئیات بپردازند و مثلا تمام کوچه و خیابانهای شهرهایی مثل کازابلانکا، امان، استانبول و یا بیروت شبیه تهران باشه، حالا در این میان برخی بهتر کار میکنند و برخی هم ضعیف هستند، به هر حال تا زمانی که امکان فعالیت در ایران نیست و نمیشه از لوکیشن های اصلی استفاده کرد شاهد ادامه چنین روندی خواهیم بود.

اما یکی از بحثهای داغی که همیشه درباره این فیلمها وجود داره انتخاب بازیگران و زبان فیلم است، تهیه کنندگان چنین آثاری به شاخصهای مختلفی در تولید فیلم توجه میکنند که مهمترینش جذب بیننده های جهانی بیشتر است، البته این موضوع فقط درباره فیلمهای مرتبط با ایران مصداق نداره، تقریبأ تمام فیلمهای خارجی که در کشورهای دیگه ساخته میشه تابع چنین فرمولی است، یعنی زبان فیلم انگلیسی است و مجموعه ای از بازیگران بین المللی در آن حضور دارند، یعنی کارگردان یا تهیه کننده غیر از توانایی بازیگران و یا شباهت آنها به شخصیتهای داستان، عوامل دیگری چون نحوه پخش، بازار فروش، شهرت و یا محبوبیت جهانی هنرپیشه ها را هم در نظر میگیرند.

رقصنده بیابان هم چنین شرایطی داره، یعنی داستانی که در تهران اتفاق افتاده در کازابلانکا فیلمبرداری میشه و بازیگران غیرایرانی نقش شخصیتهای ایرانی را بازی می کنند، زبان فیلم هم انگلیسی است. وقتی با ریچارد ریموند گفتگو میکردم تأکید خاصی روی این موضوع داشت و معتقد بود رقصنده بیابان داستانی است ایرانی، ولی فیلمی است جهانی به زبان انگلیسی با بازیگرانی بین المللی.

ریس ریچی بریتانیایی را از فیلم شاهزاده پارسی میشناختم، یک فیلم حادثه ای که چند سال پیش تولید شد، ریس بازیگر خوبی است ولی بیشتر در فیلمهای حادثه ای حضور داشته، برام جالب بود که نقش افشین غفاریان را بازی کرده، آنهم فیلمی احساسی درباره یک رقصنده ایرانی.

فریدا پینتو را در فیلم زاغه نشین میلیونر دیدم، در عرض مدت کوتاهی به اوج شهرت رسیده و یکی از مشهورترین بازیگران هندی در جهان است، یک ستاره بالیوودی جذاب که فعالیتهای زیادی هم در زمینه حقوق بشر داشته، او نقش الهه یکی از دوستان نزدیک افشین غفاریان را بازی میکنه، دختری ایرانی علاقه زیادی به رقص داره و در بیشتر صحنه های فیلم حاضر است.

ریس و فریدا هم برای شرکت در جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران به واشنگتن آمدند و خوشبختانه موفق شدم در زمانی که فیلم در سینمای کنگره آمریکا پخش میشد گفتگویی با آنها داشته باشم، برخورد گرم و صمیمی داشتند و درباره جزئیات رقصنده بیابان صحبت کردیم . شاید بارو نکنید ولی یکی از دشوارترین وظایف بازیگران، شرکت در کنفرانسهای مطبوعاتی و گفتگو با خبرنگاران و گزارشگران تلویزیونی است، چون باید بارها و بارها به سوالهای تکراری جواب بدهند و ساعتها درباره فیلم و نقشهایی که داشتند صحبت کنند، جالبه که تهیه کنندگان هم به این موضوع واقف هستند و معمولا در قراردادهایی که بسته میشه بازیگران را ملزم به شرکت در کارزار تبلیغاتی فیلمها میکنند واین بخشی از مسئولیتهای بازیگران است.

البته من نخستین خبرنگار ایرانی بودم که با ریس ریچی و فریدا پینتو گفتگو کردم، طبیعی است که غیر از چند سوال کلی که در ابتدا مطرح شد، بیشتر پرسشها درباره ایران و تجربه بازی در چنین نقشی بود، یعنی به جزئیات بیشتری پرداختیم و آنها هم با شور و اشتیاق زیادی به سوالها جواب دادند. برام جالب بود وقتی ریس درباره قورمه سبزی و یا حافظ حرف میزد و یا فریدا در حرفهایش به مدل ناز و ادای خانمهای ایرانی و یا رقص بابا کرم اشاره میکرد، آگاهیهای زیادی درباره تاریخ و فرهنگ و هنر ایران داشتند، به ویژه فریدا پینتو که به خوبی از محدودیتها و قوانین زن ستیزی که در آن کشور وجود داره آگاه بود.

خیلی برای بازی در این فیلم زحمت کشیدند، یعنی غیر از چالشهایی که برای شناخت نقشها داشتند، حدود هشت نه ماه تحت نظر اکرم خان رقص تمرین کردند، اکرم خان یکی از رقص نگارهای مشهور جهان است و بخشی از مراسم افتتاحیه المپیک لندن را طراحی کرده، وقتی از تمرینات سخت و طاقت فرسایی که داشتند صحبت کردند واقعأ حیرتزده شدم، یعنی بازیگری و ستاره سینما بودن فقط در شهرت، پول، فرش قرمز و لباسهای آنچنانی خلاصه نمیشه، باید تلاش کرد و زحمت کشید.

بدون شک رقصنده بیابان تجربه متفاوتی در کارنامه حرفه ای این بازیگران جوان است، تجربه بازی در نقش شخصیتهای ایرانی که مثل مردم خیلی از کشورهای جهان با چالشهای مختلفی در زندگی مواجه هستند، هر چند که نظرات متفاوتی درباره فیلم مطرح شده ولی بیشتر منتقدین و نویسنده های هنری ضمن تحسین بازی ریس ریچی و فریدا پینتو در رقصنده بیابان، انگیزه و پشتکار آنها برای ایفای چنین نقشهایی را ستایش کردند.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG