لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ ایران ۲۱:۱۴

نقطه سر خط

سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷

اولین باری که جلوی دوربین قرار گرفتم، کابوسم این بود که یه چیزی خراب بشه و به اصطلاح ضایع بشم.

در سالهای گذشته برنامه های مختلفی اجرا کرده ام و مشکلات زیادی را تجربه کرده ام که باعث شد این ترس یواش یواش کمرنگ بشه.

اما راستش خیلی وقت بود طعمش را نچشیده بودم و تقریبا یادم رفته بود چه مزه ای داره.

امروز در برنامه شباهنگ، از کار افتادن ناگهانی سیستم های کامپیوتری باعث شد هیچ گزارشی را نتونیم پخش کنیم.

سیستم جایگزین هم كار نمی كرد.

در اتاق فرمان غوغا بود. شبنم، تهیه كننده برنامه سعی می كرد گزارشها را یكی یكی روی سیستم آلترناتیو دیگری بیاندازه تا بشه پخش كرد.

اما در استودیو من بودم و لنز سیاه بزرگی که زل زده بود بهم.

خب توی اون لحظه به خصوص اینکه نمی دونی قراره چی بشه و تهیه کننده هم سعی می كنه اتفاقات اتاق فرمان را به اطلاعت برسونه و توی گوشت حرف می زنه سخته كه فکر کنی چی باید بگی.

خوشبختانه برنده های جشنواره فیلم کن همون موقع اعلام شده بودن و خبر داغ داغ بود و در اون لحظات که نمی دونستیم چی کار باید بکنیم به داد من رسید.

سعی می كردم اسامی را كه دقایقی پیش از برنامه چاپ كرده بودم و همراهم بود بخوانم.

خبر، برای خودم هم جدید بود.

به خصوص اینكه زیاد اهل فیلم نیستم و خبرهای كن را هم به خاطر اینكه بخشی از كارم است دنبال می كنم. خلاصه سعی می كردم تلفظ اسم ها را درست بگم و یادم بیاد كه فیلمها به فارسی چطور ترجمه شده اند مثلا مون روآ شده سلطان من و غیره.

در عین حال سعی می كردم آرامشم را هم حفظ كنم و لبخند را فراموش نكنم.

اما الان که پشت میزم نشسته ام و به این تجربه فکر می کنم می بینم که ای کاش از این فرصت بهتر استفاده می کردم.

مثلا به جای اینکه سه بار برنده ها را اعلام کنم، می تونستم از همین تلاشهای پشت دوربین براتون بگم.

یا از این بگم كه خراب شدن برنامه دیگه برام یه کابوس نیست.

از اینکه احساس می کنم خیلی هم خوبه گاهی فقط من باشم و دوربین.

چرا؟ چون هر چی باشه اون لنز سیاهی که به نظر بی تفاوت و حتی بی رحم میاد، چشمهای مهربان و منتظر تک تک شمایی است که پای این برنامه نشستین.

شاید ماه ها ، حتی سالها بگذره و این فرصت را پیدا نکنم که باهاتون رو در رو حرف بزنم.

این بار که گذشت. اما از همین لحظه تصمیم گرفتم اگه یکبار دیگه این اتفاق افتاد، حتی شده برای چند ثانیه، باهاتون صمیمانه حرف بزنم و حتما این را بگم که چقدر تک تک ما، چه ما که چهره برنامه هستیم و چه کسانی که پشت دوربین هستن، حتی در شرایطی كه برامون شبیه یه كابوس تلخ است، فقط و فقط به شما فكر می كنیم و نهایت تلاشمون را می کنیم برنامه ای را روی آنتن ببریم که مورد پسند شما قرار بگیره و ناامیدتون نكنه.

خب حالا حداقل اینجا گفتم و می تونم با خیال آسوده تری برم خونه.

فردا دوباره جلوی دوربین قرار خواهم گرفت. اما این بار، با تجربه ای بیشتر كه بهم كمك می كنه مجری بهتری باشم برای شما که از بین این همه کانال، صدای آمریکا را برای تماشا انتخاب کرده اید.

در فهرستی از کتابهای تازه منتشر شده جستجو می کردم که کتابی توجهم را جلب کرد:

The Residence: Inside the Private World of the White House
By: Kate Andersen Brower

اقامتگاه / دنیای پنهان کاخ سفید

نوشته کیت آندرسون براور

کتابی که از رازهای پشت دیوارهای اقامتگاه رئیس جمهور آمریکا پرده برداشته.

از دعواهای زناشویی گرفته تا عادات عجیب غریب روسای جمهور آمریکا و هر چیزی که معمولا از چشم دوربین ها پنهان می مونه در این کتاب رو شده.

کیت آندرسون براور برای نوشتن این کتاب با بیش از صد خدمه کاخ سفید گفتگو کرده . همچنین با سه بانوی اول پیشین آمریکا، لورا بوش، باربارا بوش و روزالین کارتر و همچنین چند نفر از فرزندان روسای جمهوری سابق آمریکا.

خبر انتشار این کتاب، شاید بیشتر از هر کتاب ادبی سر و صدا کرد.

دلیل این همه توجه ناگهانی، غریزه است. غریزه ای به نام غیبت که به نظر من به فرهنگ و جنسیت ربطی نداره.

غیبت جذاب است به خصوص حالا هم که سوژه ، قدرتمندترین سیاستمداران دنیا، همسران و فرزندانشان هستن.

چه کسی بدش میاد بدونه هیلاری کلینتون زمانی که خبر رابطه همسرش با مونیکا لوینسکی را شنید چه واکنشی نشون داد، جان اف کندی در غیاب همسرش چکار می کرد، پسران کارتر چه تفریحاتی داشتن و خودش در ۴۴۴ روزی که کارمندان سفارت آمریکا در ایران گروگان بودن چه می کرد و چه می گفت و یا باراک اوباما و همسرش شب اول اقامتشون در کاخ سفید را چطور گذروندن.

از همین رو، کتاب خیلی زود بعد از انتشار، پرفروش ترین کتاب آمازون شد و انتظار می ره همین هفته به صدر فهرست پرفروش ترین رمان های نیویورک تایمز هم صعود کنه.

حتی استودیوی فیلمسازی فاکس ۲۱، اعلام کرد که به زودی تولید مجموعه ای تلویزیونی را از روی این کتاب شروع می کنه به تهیه کنندگی کوین اسپیسی و دانا برونتی .

هر چند داستانهای پشت دیوارهای کاخ سفید جذاب است، تمرکز کتاب بیشتر از خانواده اول آمریکا روی خدمه کاخ سفید است.

کیت آندرسون براور نویسنده کتاب که روزنامه نگار سیاسی است می گه هدفش از نوشتن این کتاب، نشون دادن زندگی خدمه کاخ سفید بود. کسانی که هر روز با رئیس جمهوری و خانواده اش زندگی می کنن، شاهد روزهای خوب و بد اونا هستن و محرم اسرارشون.

اسراری که بر اساس یک قانون نانوشته محفوظ می مونه و فقط با سماجت یک روزنامه نگار کنجکاو مثل کیت آندرسون براور فاش می شه.

اینکه حرفهای زده شده در این کتاب چقدر واقعی است و چقدر شایعه، به قضاوت خواننده بستگی داره. هر چند بعید به نظر می رسه در ۳۲۰ صفحه ، حقایقی نهفته نباشه. به هر حال این کتاب، زندگی در کاخ سفید را از دریچه دید کسانی که سالها اونجا زندگی کردن اما همواره زیر سایه خانواده اول آمریکا پنهان مونده اند، به خوبی تصویر کرده.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG