لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ ایران ۱۱:۳۴

در مترو

پوستر فیلم پل جاسوسان با شرکت تام هنکس

اگر پل جاسوسان آخرین ساخته استیون اسپیلبرگ با درخشش تام هنکس در نقش اول را تا کنون ندیدید، حتما آن را تماشا کنید.

این فیلم اگر چه بازگو کننده یک واقعه تاریخی نیم قرن پیش است، اما راوی رگه هایی از حوادث روزگار ماست.

در بخشی از فیلم، کشور آلمان شرقی که به مرحمت اتحاد جماهیر شوروی به تازگی تاسیس شده، از آمریکا به شدت می خواهد که در ازای آزادی شهروند آمریکایی که به اتهام "جاسوسی" دستگیر شده، واشنگتن آنرا به رسمیت بشناسد.

طی یکسال اخیر که اخبار آمریکاییان ایرانی تبار محکوم به "جاسوسی" در ایران را پوشش می دهم، چندین بار به گفته های مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی برخوردم که به نوعی خواستار مبادله آنها با ایرانیان محکوم به نقض قوانین آمریکا شده اند.

شباهتهایی بین آنچه برای آن جوان آمریکایی گرفتار در آلمان شرقی و این گروه از آمریکاییان ایرانی تبار دربند زندانهای جمهوری اسلامی وجود دارد و آن اینکه برلین شرقی در آن زمان و تهران امروز به گروکشی برای به کرسی نشاندن خواسته هایشان روی آوردند.

طی حوادثی که در آن فیلم روایت شده، آلمان شرقی در امر این گروکشی موفق نمی شود.

ولی جمهوری اسلامی؛

تاکنون در امور مشابهی به ارزیابی خودش موفق بوده است. مانند:

  • حضور وزیر خارجه وقت آلمان در تهران برای آزادی دو شهروند آلمانی که به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار مربوط به سکینه آشتیانی محکوم به سنگسار به ایران آمده بودند.
  • حضور مقام ارشد سابق دولت فرانسه در تهران برای آزادی خانم کلوتید رایس، شهروند فرانسوی که بعد از انتخابات جنجال بر انگیز سال ۱۳۸۸ دستگیر و محاکمه شده بود.

اتحادیه اروپایی در آن زمان به خاطر گفته های محمود احمدی نژاد رییس جمهوری وقت جمهوری اسلامی درباره هولوکاست، حضور در تهران را تحریم کرده بودند.

تهران انتظار دارد با فشار آوردن به واشنگتن تعدادی از ایرانیانی که با دور زدن تحریمهای اعمال شده بر برنامه اتمی ایران دوران محکومیت خود را در زندانهای این کشور سپری می کنند، را آزاد کند. آنها را با آمریکائیان ایرانی تبار مانند جیسون رضائیان، امیر حکمتی و سعید عابدینی مبادله کند.

جایگاه ایران و ایرانی بسیار بالاتر از متوسل شدن به گروکشی است.

اما متاسفانه برخی از کشورهای غربی به این کار تن داده اند و برخی از مقامات تهران نیز کماکان به دنبال بهره جویی از این راهکار هستند.

مقامات جمهوری اسلامی بهتر است راه والاتری برای آزادی ایرانیان دربند آمریکا بجویند و با آزادی آمریکائیان ایرانی تبار اقلا به رافت اسلامی که بدان افتخار می کنند، پایبند باشند.

رجایی نفر وسط در کنار آیت الله خمینی

جمهوری اسلامی ایران از بدو تولدش همواره در دشمنی با ایالات متحده به سر برده است. هنوز هم در برخی از کریدورهای قدرت در ایران در بر همان پاشنه می چرخد.

اما در برهه های از تاریخ حدود چهار دهه جمهوری اسلامی، حاشیه های سازمان ملل نقش خاصی در ارائه سیاست خارجه ایران در قبال آمریکا داشته و دارد. به عبارت دیگر حاشیه ها برای جمهوری اسلامی حاشیه ساز بوده است.

در زمان نخست وزیری محمد علی رجایی وی با حضور در نیویورک کاری غیر دیپلماتیک انجام داد.

به گفته رسانه های آن زمان و به نقل از مصطفی تاجزاده که خود اگر چه از نسل اول انقلابیون اسلامگرا است اما سهم بسزایی به عنوان زندانی در زندانهای بعد از انقلاب داشته، "رجایی در دومین کنفرانس مطبوعاتی‌اش در حاشیه این اجلاس بود که پای برهنه خود را روی میز گذاشت و موجب حیرت خبرنگاران شد."

"به گفته تاجزاده، رجایی با این کار، که برای او و بقیه هیأت ایرانی هم غیرمنتظره بوده، میخواسته با نشان دادن آثار شکنجه دوران شاه به خبرنگارانی که از وضعیت گروگانهای آمریکایی سوال میکردند، علت دشمنی ایران را با آمریکا که حامی شاه بود بفهماند."

فلش فوروارد/ دور تند به زمان حال

حدود دوسال است که تهران و واشنگتن به همراه چند کشور دیگر درگیر مذاکرات اتمی هستند که بالاخره در بهار امسال به توافق منجر شد. در این بین وزیر خارجه کنونی ایران، محمد جواد ظریف شخصیت کانونی این نوشتار است.

خودش را بر روی تخت هواپیما به مذاکرات رساند و حتی مدتی با ویلچر حرکت کرد.

با همتای آمریکایی خود دست داد و حتی با وی در هوای آزاد قدم زد.

اما آنچه چند روزی است که تیتر رسانه های شده، مصافحه یا همان دست دادن ظریف که خود زمانی نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل بوده با رییس جمهوری آمریکا، در هفتادمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل است.

قرائت های مختلفی از این رویارویی در رسانه ها آمده است اما قرائت اقوی حاکی از این است که اوباما با ماندن در سازمان ملل برنامه خود را طوری تنظیم کرده بوده که بتواند به صورت تصادفی با روحانی پس از سخنرانی اش روبرو شود.

اما از قضا روحانی به نیکلاس مادورو، رییس جمهوری ونزوئلا بر میخورد و به دیدار حاشیه ای می روند. اما وزیر خارجه ایران از همان مسیر معمول راه خود را ادامه می دهد و به آقای اوباما بر می خورد. جان کری، وزیر خارجه آمریکا وی را به کارفرمای خود معرفی می کند و بدین گونه مصافحه ای بین اوباما و ظریف روی می دهد.

تاریخ گواه تحولات بسیاری بوده و است. پیدایش جمهوری اسلامی ایران با مرگ بر آمریکا آغاز شده و هم اکنون به مصافحه رییس جمهوری آمریکا و وزیر خارجه اش رسیده است.

آینده چی در بر دارد؟

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG