لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ ایران ۲۰:۰۸

در مترو

از چپ: دومنیک دو ولیپن، جک استرا، حسن روحانی، محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران، کمال خرازی و یوشکا فیشر در نشست تهران

در یک روز پاییزی، بیست و نهم مهرماه ۱۳۸۲ من و تعداد انبوهی از خبرنگاران از صبح علی الطلوع با آمدن وزرای خارجه سه کشور مهم اروپایی یعنی فرانسه، بریتانیا و آلمان به تهران به مجموعه سعد آباد رفتیم.

موضوع این برنامه خبری، مذاکره این سه کشور با تهران درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران بود.

از طرف ایران دبیر شورای عالی امنیت ملی، حسن روحانی و از طرفهای اروپایی آقایان یوشکا فیشر، دومنیک دو ولیپن و جک استرا به ترتیب مسئول دستگاه دیپلماسی آلمان، فرانسه و بریتانیا شرکت داشتند. از آخرین باری که مقامات قدرتهای جهانی در تهران جمع شده بودند، حدود شش دهه می گذشت. رهبران متفقین با هدف شکست آلمان نازی و تقسیم جهان در تهران گردهم آمدند و دیدارشان هیچ ربطی به ایران نداشت.

اما اینبار برنامه اتمی ایران که ناگهان افشا شده بود، هدف این نشست بود.

این نشست منجر به صدور بیانیه تهران شد. ایران برنامه اتمی محقر خود؛

- یعنی حدود چندین دستگاه غنی ساز اورانیوم نسل اول وارداتی،

- عدم دستیابی به دانش کامل هسته ای شامل چرخه سوخت،

- را در ازای عدم مطرح شدن پرونده اش در شورای امنیت سازمان ملل و به امید به دستیابی به توافق جامع "داوطلبانه تعلیق" کرد.

در آن روز ما از صبح زود تا حدود شش – هفت عصر منتظر بیانه تهران بودیم. روز خوبی بود. هوا نه خیلی سرد بود و نه خیلی مرطوب. خود مکان مذاکره که یکی از دل انگیزترین نقاط تهران است. مجموعه کاخهای سعد آباد. زود همه چیز تمام شد. خبر به چندین جین زبان زنده و نیمه جان دنیا مخابره شد. اما نمی دانستیم که بعد از ۱۲ سال، حکایت همچنان باقیست.

تابستان ۱۳۹۴، ایران
- با هزاران دستگاه غنی ساز ساخت داخل، و دستیابی به دانش هسته ای بومی،

در حالیکه برنامه اتمیش

- با بد افزار مورد حمله قرار گفت،

- دانشمندان هسته ایش ترور شدند و اقتصاد رو به توسعه اش زیر فشار تحریمهای بین المللی فلج شد، بار دیگر برای آنچه از آن "حق مسلم هسته ای" نام می برد، سر میز مذاکره نشسته است.

در این دوره ۱۲ ساله، ریاست جمهوری در ایران سه دست چرخید. از محمد خاتمی اصلاح طلب، به محمود احمدی نژاد تندرو و هم اکنون به حسن روحانی میانه رو.

از آن سو، گروه سه کشور اروپایی، جای خود را به گروه پنج به علاوه یک داد (البته اروپاییها مصّرند که سه کشور اروپایی به علاوه سه درست است!).

تا پایان مهلت گفتگوهای خود تعیین شده اتمی، کمی کمتر از دو هفته زمان باقی مانده است.

اما یک شخص در تمامی این دوران حی و زنده بوده و تنها فرد ثابت این معادله طولانی مدت است. رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله علی خامنه ای. در صورت تحقق این توافق که نام برنامه جامع اقدام مشترک نامیده خواهد شد، وی باید به عنوان گرداننده کلیدی دستیابی به این توافق تلقی شود.

شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و رییس جمهوری و نیروهای نظامی و انتظامی و دیگران در ایران همگی به وی پاسخگو هستند و این مسیری یک طرفه است.

پیش از پایان باید از دیگر افرادی که در این دوره نقش آفرینی کردند، یادی کرد.

محمد جواد ظریف: نماینده ایران در سازمان ملل متحد و عضو تیم مذاکره کننده اتمی و وزیر خارجه ایران و سر تیم مذاکره اتمی

علی لاریجانی: دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوره احمدی نژاد و رییس مجلس شورای اسلامی کنونی

سعید جلیلی: دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوره احمدی نژاد و عضو شورای عالی امنیت ملی (نماینده آیت الله خامنه ای)

خاویر سولانا: هماهنگ کننده سیاست خارجه اتحادیه اروپا.

کاترین اشتون: هماهنگ کننده سیاست خارجه اتحادیه اروپا.

فدریکا موگرینی: هماهنگ کننده سیاست خارجه اتحادیه اروپا

دیروز پس از حدود دو هفته خواندن آخرین نوشته (کتاب) ستون نویس معروف واشنگتن پست؛ دیوید ایگنشس را تمام کردم.

نام کتاب مدیر (The Director) است که حدود یکسال از انتشار آن می گذرد.

نوشتار آقای ایگنشس، داستان مدیریت سازمان مرکزی اطلاعات (CIA) را توسط یک رییس بدون سابقه امنیتی، در دوران ویکی‌لیکس بیان می کند. اینکه هنوز هم برخی از مقامات امنیتی از پیدایش یک ویکی‌لیکس یا ادوارد اسنودن جدیدی نگرانند.

اگر کمی سرتون برای تئوری توطئه، نقش انگلیس در همه رویدادهای جهان معاصر و دنیای هکرها درد می کند، کتاب جالبی است.

توصیه می کنم که کتابهای ماموران پاک (Agents of Innocence) و شیرو/سیرو (Siro) دو کتاب اول این نویسنده، را بخوانید. فیلم مجموعه دروغها (Body of Lies) با بازی گلشیفته فراهانی نیز بر اساس کتابی به همین نام از آقای ایگنشس ساخته شده است.

با این مقدمه می خواهم به نوعی وارد مطالب منتشر شده در سایت ویکی‌لیکس شوم.

حدود شش سال پیش، مقاله ای درباره تصمیم شهرداری تهران به تغییر جلوه این کلان شهر با استفاده نقاشی و نه تصاویر شهدا و مقامات مرده و زنده نوشتم. مهدی قدیانلو، نقاش خوش قریحه ای بود که درآن زمان چندین نقاشی روی برخی از دیوارهای این شهر شلوع کشیده بود. کارهاش فراواقع‌گرا (سوررئال) هستند.

چند وقت بعد که ویکی‌لیکس برخی از اسناد طبقه بندی شده آمریکا را فاش کرد، یکی از همکاران سابقم گفت که به مقاله ام در یکی از این اسناد استناد شده است زیرا به گفته او تقریبا یک ماه پس از انتشار گزارشم، وزیر خارجه وقت آمریکا خواستار تحقیق درباره "این روند تغییر" در شهرداری تهران شده بود. او می خواست بداند که این جزو سیاستهای جدید تهران در قبال واشنگتن است.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG