لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ ایران ۰۷:۵۰

کادوس

در دو روز گذشته، دو نشریه بنام های «۹دی» و «رمز عبور» در ایران توقیف شدند. هر دو نشریه به جناح موسوم به اصولگرا تعلق داشتند و حتی فرا تر، به طیف تندروی این جریان و رئیس جمهوری سابق ایران.

توقیف مطبوعات در ایران چیز جدیدی نیست بخصوص که در سالهای گذشته رسانه های میانه رو و اصلاح طلب این سابقه را داشتند اما حالا رقابت های سیاسی به سمتی رفته که اصولگرایان هم قربانی تعطیلی و توقیف مطبوعات می شوند.

چرا توقیف؟ در ایران مسوولان حکومتی و دولتی خود را محق می دانند که به افرادی مجوز نشریه بدهند و هر زمان که بخواهند این امتیاز را لغو کنند.

برعکس کشورهای توسعه یافته؛ در خیلی از کشورهای آزاد، شما نیازی به مجوز و اجازه برای انتشار روزنامه ندارید. تنها اراده کنید، می توانید روزنامه ای منتشر کنید. مشخص است که برای اینکار نیاز به امکانات و توانایی هایی دارید. از جمله تیمی برای تهیه خبر و گزارش و بعد امکانات فنی و چاپ و شبکه توزیع. اگر در و تخته جور شود، می توانید از فردا روزنامه تان را منتشر کنید. در اغلب کشورها حتی نیازی نیست به دولت خبر بدهید.

شاید بپرسید در این کشورهای آزاد پس ملاک چیست؟ پس چطور روزنامه ای می ماند و برخی دیگر می روند؟ جواب ساده است: مخاطب، مخاطب و مخاطب.

شما روزنامه ای منتشر می کنید؛ بودجه محدودی دارید. روزنامه تان وقتی عرضه شد، دو حالت وجود دارد:

آ. از آن استقبال می شود. در این صورت هزینه های تان تامین می شود و به سود دهی می رسد و ادامه می دهید. برندهای تجاری چون روزنامه تان خواننده دارد، به شما آگهی می دهند. شما بودجه بیشتر دارید، خرج می کنید گزارش های بهتر منتشر می کنید و در نتیجه مخاطبان شما هر چه می گذرد، مطالب بهتری دریافت می کنند. در این چرخه سه گروه: روزنامه نگار، مخاطب و آگهی دهنده؛ همه راضی اند.

ب. از روزنامه تان استقبال نمی شود. کمی اصرار می کنید و ادامه می دهید. پول تان تمام شد، می بندید.

در ایران چطور؟

بزرگترین مشکل در ایران این است که دولت نقش دارد. یعنی همان اول می گوید باید تشخیص بدهم که چه کسی صلاحیت روزنامه دارد و چه کسی ندارد. مشکل دوم کمک مالی است. تقریبا همه رسانه های چاپی ایران کم یا زیاد، از کمک دولتی برخوردارند. برخی آگهی های دولتی – مثل حصر وراثت – می گیرند، برخی سهمیه کاغذ و برخی امتیاز های دیگر.

حالا به عنوان مثال به روزنامه کیهان نگاه کنید. بیش از هزار خبرنگار و پرسنل، چاپخانه و ساختمان و امکانات دارد. خروجی آن شاید توسط ۳۰ هزار نفر هم در روز خوانده نشود. کاملا از نظر اقتصادی، یک بنگاه ضرر ده است. اما آیا تعطیل می شود؟ خیر. بخاطر حمایت های دولتی یا حکومتی.

در دنیا، مخاطب است که تصمیم می گیرد رسانه ای را بخواند یا نخواند. در واقع کلید قطع حیات یک روزنامه دست مخاطب است ، نه حکومت. به عنوان مثال، مجلی «شارلی ابدو» در پاریس که کاریکاتور پیامبران را می کشد. بعد از ترور دست اندرکارانش، سه میلیون نفر خواستار خرید آن شدند. شاید مقطعی مردم به این نتیجه برسند که این نشریه را دوست ندارند، آن وقت کسی نمی خرد.

رسانه مثل دیگر حوزه ها، مدتهاست صنعت شده و در صنعت نمی شود واحدی داشته باشی که هر روز ضرر می دهد. برای همین می گویم که چرا توقیف. اگر در ایران آزادی بیان باشد، حتی اگر یک روزنامه بد و سیاه نما باشد، این مردم هستند که تصمیم می گیرند بخوانند یا نه. آن وقت تکلیف آینده آن رسانه معلوم می شود. معادله سختی نیست.

صحبت های روز یکشنبه آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، اهمیت دارد. رسانه های خارجی معمولا سخنان ایشان را جدی می گیرند چون حرف اول و آخر در مساله هسته ای را او می زند اما اینبار در بین صحبت های آقای خامنه ای، نکته هایی ست که می توان گفت نشانه های جدیدی برای به سرانجام رسیدن مذاکرات است.

به نظر من یکی از مهمترین بخش های سخنرانی آقای خامنه ای مشابهت تاریخی این مذاکرات با قبول قطعنامه پایان جنگ عراق و ایران است.

آقای خامنه ای در بخشی از سخنانش درباره اینکه عملکرد جمهوری اسلامی «همواره مستدل و منطقی» بوده، مثالی مهم زده است. او گفته یکی از نمونه های این عملکرد «مستدل و منطقی»، قطعنامه است:

«ما در جنگ تحمیلی، منطق را مبنای کار خودمان قرار دادیم؛ در قبول قطعنامه، منطقی عمل کردیم»

پذیرش قطعنامه، همانطور که آیت الله روح الله خمینی گفت، به «جام زهر» تعبیر شد و بر عکس این گفته آقای خامنه ای چندان هم راحت به دست نیامد. کمی بعد از عملیات کربلای پنج درسال ۱۳۶۵، که حداقل ۶۵ هزار نفر از نیروهای ایران و ۲۰ هزار عراقی در این عملیات کشته شدند، قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل در تیرماه سال ۱۳۶۶ صادر شد. عراق این پیشنهاد را سریع پذیرفت اما جمهوری اسلامی یکسالی از پذیرش آن خودداری کرد. وقتی هم آن را پذیرفت، آقای خمینی پذیرش قطعنامه را «سر کشیدن جام زهر» نامید.

آیت الله خامنه ای یک سخنران حرفه ای ست. ۳۶ سال پیش به واسطه همین توانایی اش در سخنرانی بود که به پیشنهاد اکبر هاشمی رفسنجانی، از سوی رهبر انقلاب ایران به سمت امام جمعه موقت تهران منصوب شد تا در نهایت طی ده سال به عالی ترین مقام در ایران تبدیل شود؛ بنابراین می توان تصور کرد که این مثال در سخنان آقای خامنه ای بی دلیل نیامده است.

به نظر من، رهبر جمهوری اسلامی ایران به حامیان اش پیام می دهد که او حاضر است در موضوع برنامه مناقشه برانگیز هسته ای ایران، عقب نشینی کند.

برنامه هسته ای ایران با جنگ هشت ساله قابل مقایسه نیست. جنگ رویداد سنگینی برای ایران بود. صد ها هزار جان باختند، شهرها تخریب شدند و خسارت زیادی به صنعت و اقتصاد کشور وارد شد. در کنار این هزینه، همه تلاش برای حفظ کشور بود. امری که در نهایت ایران موفق به آن شد. بخصوص که در تاریخ معاصر ایران، با هر جنگی، قطعه ای از ایران جدا شده بود.

اما در برنامه هسته ای چطور؟ ظاهرا جز چند دانشمند هسته ای، و چند نفر که به خاطر جاسوسی کشته شده اند، کسی قربانی این برنامه نشده است. اما خسارات آن کم نبوده است. ایران که ظرفیت فروش دو میلیون بشکه نفت ۱۵۰ دلاری در سالهای اخیر را داشت، بخاطر شدت تحریم ها توانست روزی یک میلیون بشکه را بفروشد که پول آن نیز از سوی خریداران به بهانه تحریم بلوکه شد.

ایران در یکسال اخیر بخاطر بخشی از توافق پذیرفته که از برنامه هسته ای ماجرا جویانه خود عقب بنشیند. همین امروز آقای خامنه ای گفته که «ایران برای رسیدن به توافق، توسعه ماشین‌های غنی‌سازی، تولید اورانیوم ۲۰ درصد، کارخانه اراک و فوردو را فعلا متوقف کرده، بنابراین طرف ایرانی منطقی عمل کرده اما طرف مقابل باج‌خواهی می‌کند».

اگر هم دستآوردی بوده، حال آنقدر شرایط برای ایران سخت شده، که پذیرفته عقب نشینی کند چون عواقب آن خطرناک تر است. همین دو هفته پیش بود که موسسه سرمایه‌گذاری بین‌المللی (IIF) نوشت که آینده اقتصاد ایران به توافق اتمی گره خورده؛ در صورت توافق، اقتصاد دوره‌ی شکوفایی را آغاز می کند و اگر توافقی رخ ندهد، کشتی شکسته اقتصاد ایران غرق خواهد شد.

آیت الله خامنه ای نمی خواهد کشتی غرق شود. به همین دلیل امروز صراحتا «توقف فعالیت های اتمی ایران» را «منطقی» نامید. بقول «رضا حقیقت نژاد»، همکار روزنامه نگارم در ترکیه، این یعنی اینکه اگر غرب امتیازهای لازم را بدهد، آیت الله خامنه ای «آماده پذیرش توافق بزرگ» است.

حالا اسم این توافق و پذیرش هر چه باشد، جام زهر و یا عقب نشینی. مهم این است که اگر این توافق حاصل شود، مردم ایران کمی نفس می کشند و اتصال شان به جامعه جهانی بهبود پیدا می کند. مهم این است.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG