نگاهی به شانزده روز مبارزه با خشونت علیه زنان - بخش سوم
نگاهی به شانزده روز مبارزه با خشونت علیه زنان - بخش سوم

زنان برنده نوبل صلح معرفی می کنند:
پانزده زن،  شانزده روز

روز اول: آغاز شانزده روز کمپین مبارزه با خشونت علیه زنان و دختران
۲۵ نوامبر۲۰۱۱

گروه زنان برنده جایزه صلح نوبل ، درکنار دیگر سازمانهای زنان در جهان، در کمپین شانزده روز اقدام علیه خشونت جنسیتی شرکت کرد. این گروه هر سال در این شانزده روز به معرفی زنان شاخص  فعال در سراسر جهان می پردازد. 

در سال ۲۰۱۱ سازمان زنان برنده صلح نوبل بر آن شد که با توجه به برگزاری کمپین بین المللی برای توقف تجاوز و خشونت جنسی در مناطق درگیر درجنگ، به معرفی فعالانی بپردازد که شجاعانه برای توقف تجاوز و خشونت جنسیتی در سراسر جهان تلاش و مبارزه می کنند.

شیوه های عمل این فعالان گوناگون و پرشماراست.  مبارزه برای کاهش تولید و تکثیر سلاح های کوچک، استفاده از رسانه ها برای اطلاع رسانی و توانمند سازی، مشارکت سیاسی و وضع قوانین، مشارکت در مذاکرات صلح، انجام تحقیقات و گردآوری اطلاعات و مدارک، ایجاد سازمانهای مردمی و مردم نهاد برای اصلاحات آموزشی، حقوقی، دفاعی، و نظامی بخشی از آن هاست.  

گروه زنان برنده جایزه صلح نوبل هر یک از  شانزده روز کمپین مبارزه باخشونت علیه زنان و دختران را به معرفی یکی از این زنان اختصاص داد. با این زنان آشنا می شویم.

 

روز دوم: لوز مندس، گواتمالا

۲۶ نوامبر،۲۰۱۱

«باید اذعان کنیم که خشونت جنسی بیش از هر خشونت دیگری در جنگ هامسکوت مانده است.»

لوز فعال حقوق زنان و تلاشگرصلح و اهل گواتمالاست.  او عمرخود را در راه شناساندن نقش گنجاندن حقوق زنان در مذاکرات صلح و شناساندن بُعدی از جنگ که همواره نامرئی مانده است، یعنی خشونت جنسی به زنان، صرف کرده است.

لوز تنها زنی ست که در هیئت نمایندگی برای امضای قرارداد پایان دادن به جنگ های داخلی ۳۶ ساله گواتمالا شرکت داشته است.

او در سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ درروند مذاکرات صلح که به عنوان بخشی از وظایف اتحاد ملی انقلابی گواتمالا انجام می گرفت شرکت داشت و در طی این مدت بیشترین توجه خود را به تامین برابری جنسیتی در میثاق ها و تعهدات و توافق ها معطوف کرد. او بخش اصلی  کار خود را بر افشای خشونت های جنسی که توسط نیروهای دولتی و بویژه در مورد زنان بومی انجام می گرفت، متمرکز کرد.  او موفق شد خشونت و آزار جنسی را در میثاق ها به عنوان عملی مجرمانه بگنجاند. هرچند که باوجود تلاش هایش نتوانست کاربرد خشونت جنسی به مثابه سلاح جنگی را در توافق های مربوط به روند صلح قرار دهد.

لوز از توافق های انجام شده راضی نبود  و در مورد آنها «احساس غبن» می کرد.

«سال ها بعد به خاطر احساس غبنی که داشتم به تلاش برای کسب عدالت برای زنان در جهان روی آوردم»

از آن پس، او با تاکید بر منظور داشتن بُعد زنان در مذاکرات، از تخصص و تجربه خود بر سر میز مذاکرات صلح در سراسر جهان استفاده می کند. از تانزانیا تا دارفور، پیام او همه جا یکسان است: «زنان را توانمند کنیم تا بدانند که سرنوشت شان با ما، با قربانیان خشونت جنسی متفاوت است... زندگی عاری از خشونت جنسی حق ما زنان است، و این نه فقط در جنگ ها، که در دوران های به اصطلاح صلح نیز صدق می کند.»

از بیش از سه دهه جنگ داخلی در گواتمالا،  شمار فراوانی از مجرمان  بی مجازات و نظام قضایی ضعیف  برجای مانده است. لوز علاوه بر تلاشهایی که در سطح بین المللی می کند در سطح محلی نیز فعال است. کار او ایجاد نوعی عدالت «جایگزین» برای زنان قربانی خشونت جنسی است  تا صدای آن ها را  به گوش ها برساند و از نظام قضایی گواتمالا برای آنان غرامت و خسارت بگیرد. اکنون لوز نایب رئیس اتحاد ملی زنان گواتمالا ست که برای برابری جنسیتی ، عدالت اجتماعی و استقرار صلح کار می کند. هدف نهایی لوز گسترش هرچه بیشتر مشارکت زنان و تامین و تضمین شناسایی حقوق زنان در روند استقرار  دمکراسی و صلح است.

حرف آخراو این است که:«ساختن صلح  بدون ایجاد عدالت برای زنان غیرممکن است.»

 

روزسوم:  کنیائو پائو، برمه

۲۷ نوامبر،۲۰۱۱

نگاهی به شانزده روز مبارزه با خشونت علیه زنان - بخش سوم

 کنیائو پائو از فعالان شاخص جوانی ست که برای ایجاد تغییر در زندگی زنان برمه تلاش می کند.

برای دهه های متمادی، زنان و دختران، بویژه در میان قوم های برمه ، هدف خشونت جنسی و دیگر اشکال خشونت در دستان رژیم نظامی برمه بوده اند. کنیائو پائو می خواهد از راه توانمند ساختن زنان و یاری مستقیم به زنانی که خشونت می بینند، به خشونت علیه زنان در برمه پایان دهد. 

کنیائو پائو در تایلند به دنیا آمده و کودکی اش را در اردوگاه پناهندگان گذرانده است. خانواده اش برای مصون ماندن از تعقیب و اعدام از خانه و وطن خود گریختند  وبه بیش از ۱۱۰ هزار پناهنده قوم کارن پیوستند که اکنون در هفت اردوگاه پناهندگی که نیمی از مرز تایلند- برمه را دربر می گیرد، زندگی می کنند. کنیائو پائو تا چندی پیش هنوز برای برادرانش در اردوگاه شمع می فرستاد تا بتوانند شب ها درس بخوانند.

در ۱۹۹۹ کنیائو پائو کار با سازمان زنان کارن را آغاز کرد. سازمانی مردم نهاد از زنان اقوام کارن که برای توسعه و بهبود اردوگاه های پناهندگی در مرز تایلند کار می کند. کنیائو در عین حال وظیفه تربیت و آموزش رهبری و حقوق بشر رابه گروه های نوجوان و بزرگسال برعهده دارد  و در امور مربوط به تامین مالی پیشنهاد های کاری و گزارش نویسی،  ارتباط با حامیان بین المللی و ترجمه برای مهمانان بین المللی فعالیت می کند.

کنیائو پائو همچنین با مدرسه رهبری زنان جوان کارن ، که یکی از معدود فرصت های آموزشی پیشرو  برای زنان پناهنده در مرزهای تایلند- برمه است، همکاری نزدیک دارد.

او درحال حاضر در کمیته سازمان زنان کارن و نیز در مجمع زنان برمه فعالیت می کند . که به عنوان عضو آن در شورای حقوق بشر سازمان ملل و کمیسیون مقام زن شرکت کرده  تا توجه و نگرانی جهان را به وضعیت زنان و حقوق اقوام و پناهندگان در داخل و در خطوط مرزی برمه جلب کند.

کنیائو پائو اکنون به طرزی خارق العاده کار آگاه سازی توده ها را با قدرت خود در شبکه سازی برای مردمانش در سطح بین المللی  به هم آمیخته است.

 او نمونه ای از نسل جدید زنان برمه ای ست  که مصمم اند دمکراسی واقعی را به برمه بیاورند و به زندگی زنان ارتقا بخشند.  

 

روز چهارم: جاسلین کلی، امریکا

۲۸ نوامبر ۲۰۱۱

نگاهی به شانزده روز مبارزه با خشونت علیه زنان - بخش سوم

 جاسلین پژوهشگر و فعال  پرشور حقوق بشر است که درباره جمهوری دمکراتیک کنگو تحقیق می کند. او می خواهد تاثیر خشونت جنسی را بر زنان و بر جامعه نشان دهد.

جاسلین در هنگام توفان کاترینا در آمریکا با اقدام دربرابر فاجعه و حل بحران آشناشد. او که به عنوان متخصص مدیریت سوانح اضطراری در مناطق توفان زده کار می کرد، دریافت که هیچ دستور العمل مناسبی برای مقابله با بحران و سانحه و بویژه در مورد اداره زنان و کودکان در جوامع آسیب پذیر بحران زده وجود ندارد. پس به تحصیل در رشته بهداشت عمومی پرداخت و این رشته را با درجه ممتاز در دانشگاه جانز هاپکینز به پایان رساند.

جاسلین می گوید:«وقتی که خطر این همه عظیم است مهم ترین کار انجام تحقیقات و بررسی های دقیق و حساب شده از مردم برای دانستن نیازهای آنان در زمان بحران است.»

جاسلین هفت سال است که با روش های کیفی و کمی به پژوهش های بهداشتی خود ادامه می دهد و کارش را بر درک نیازها ی بهداشتی جوامع آسیب پذیر در آفریقای مرکزی و شرقی متمرکز کرده است. او همچنین برای باز کردن دفتری در آفریقا به منظور ارتقای حقوق مردم برای برخورداری از سلامت  با کمیسیون حقوق بشر اوگاندا همکاری می کند.

جاسلین در حال حاضر مدیر برنامه انسان دوستانه هاروارد برای زنان در جنگ است  که در آن به طرح و برنامه ریزی تحقیقات در زمینه بررسی خشونت جنسی در جمهوری دمکراتیک کنگو براساس تجربه ها و تلقی های جامعه  اشتغال دارد. او همچنین برای نشان دادن چگونگی تاثیرات ناگوار خشونت جنسی ، نه تنها بر زنان که بر خانواده ها ی آنان و بر کل جامعه، با سازمان های محلی همکاری می کند. او می گوید «زنان فقط قربانی نیستند. آنها رهبران، و نیرو و انگیزه اقتصادی برای ایجاد تغییرند.» و بر اساس اعتقاد به همین نظریه فراگیر است که توانسته است از  تاثیر ات تزلزل آور خشونت جنسی در دوران جنگ، که بسیار فراتر و عمیق تر از روح و جسم زنان است، پرده بر دارد.

جاسلین می گوید با اطلاعات مناسب کیفی  که با سرگذشت زندگی زنان همراه باشد، می توان در اوضاع آسیب پذیر برای زنان تحولات پایدار ایجاد کرد. او یکی از بزرگ ترین تجربه هایش را در دوران تحقیقات در بیمارستانی در کنگو به دست آورد:«به قدرت گرد هم آوردن اعداد و داستان ها ی زنانی که تجربه خشونت جنسی را از سر گذرانده بودند پی بردم.»

جاسلین رسالت خود را در نشان دادن این واقعیت می داند که خشونت جنسی در دوران درگیری های مسلحانه  تنها «مسئله زنان»  نیست بلکه همچنین مسئله ای فرهنگی، اجتماعی سیاسی و امنیتی است که باید در سطح بین المللی به آن پرداخته شود.

 

روز پنجم: بینا لاکشامی نپارام، هند

۲۹ نوامبر ۲۰۱۱

«زنان جهان سوم، جهان اول، و تمامی این سیاره، باید متحد شوند و باهم برای ایجاد تغییر و پایان دادن به خشونت علیه زنان کار کنند.»

بینا نویسنده و فعال در زمینه خلع سلاح است . او اهل ایالت مانی پور در شمال هند در مرز برمه است. کارش نشان دادن رابطه مستقیم میان گسترش نظامی گری و افزایش خشونت  و بویژه خشونت جنسی - علیه زنان است. او خود را وقف مبارزه با گسترش و تکثیر سلاح های کوچک و توانمند سازی زنان خشونت دیده  در بازسازی زندگی شان کرده است.

بینا در شمال هند و در منطقه بزرگ شد که از دهه ۱۹۴۰ شاهد درگیری های مسلحانه قومی یا به قول خودش «زیر سایه تفنگ» بود. بینا که در چنین وضعیتی بزرگ شده بود وجود جنگ را طبیعی می دانست. تنها در بزرگسالی و به هنگام تحصیل در پایتخت بود که در این فرضیه خود تردید کرد. انگیزه بینا برای فعالیت هایش این بود که بداند «سلاح ها در مرز هند و برمه چگونه بر  زندگی ما حکومت می کردند.» بینا بر آن شد که با کار کردن مستقیم با زنان ، پژوهشگری را رها کند و کنشگری اختیار کند.

در سال ۲۰۰۷ بینا شبکه زنان قربانی تسلیحات را برای کمک به هزاران زن ی که در مانی پور به آسیب خشونت سلاحی دچا ر شده بودند بنیاد گذاشت. این شبکه به زنان کمک می کند که  بتوانند شغل های کوچک هود را راه بیندازند و تا زمانی که معیشت زنان آسیب دیده از سلاح به مرحله پایدار برسد با آنان کار می کند. زنان مانی پور نه تنها با خشونت روزانه در این منطقه جنگی سروکار دارند بلکه به مصائب فقر نیز گرفتارند.بینا می گوید:«بنابراین لازم است زنان آسیب دیده را با برخورداری از معیشت ی که از نظر اقتصادی از آنان حمایت کند ، توانمند کرد.»

بینا بارها و باربها کنشگری، نوشته ها و جایزه های خود را وقف صدها زن بازمانده از خشونت های سلاحی کرده در مانی پور کرده است. اما از آن بالاتر او خواستار یک پارچگی تلاش هایی برای ایجاد عدالت در مناطق فرموش شده جهان است. :«باید تلاشی جمعی، و هماهنگ در سطوح محلی ، ملی و بین المللی صورت بگیرد که در آن از مردان نیویورک تا زنان بنگلادش و خاور دور و بقیه جهان دست به دست هم دهند تا بتوانند به خشونت علیه زنان، بویژه خشونت جنسی ، نه بگویند.»

بینا بر آنست  که در شمال هندکار ابتکارهای عملی با رهبری زنان برای استقرار صلح تازه اغاز شده است. کاری که لزومش همواره احساس می شده است.

اما کار زنان دیگر نیز با همبستگی  و حمایت از تلاش های بینا و مردم مانی پور و شمال هند برای کاهش خشونت و ایجاد صلح پایدار آغاز می شود.

 

روز ششم: خین مای زاو، برمه

۳۰ نوامبر ۲۰۱۱

نگاهی به شانزده روز مبارزه با خشونت علیه زنان - بخش سوم

 خین مای زاو سردبیر ارشد امور چندرسانه ای در رادیو آسیای ازاد، مستقر در واشنگتن، پایتخت آمریکاست. او همه همت خود را صرف رساندن اخبار و اطلاعات مستقل و صحیح به مردم برمه می کند.

خین مای زاو که در برمه بزرگ شده، از شدت و پیچیدگی نقض روز افزون حقوق بشر در برمه خوب آگاهست. در جوانی شغل دولتی  راهنمایی تور را برعهده داشت:«حکومت به ما می گفت چه بگوییم و چه نگوییم-  و به خارجی ها چه چیزهایی را نشان ندهیم.  رفته رفته فهمیدم چه فاصله عظیمی میان تبلیغات دولتی و واقعیت موجود در برمه وجود دارد.»

اما آنچه براستی چشمان خین مای زاو را باز کرد وقایع سال ۱۹۸۸ در برمه بود.  روز ۸ اوت آن سال حکومت به اعتراض های دمکراسی خواهانه مردم یورش برد. واقعه ای که به «۸۸۸۸» معروف شد. ( هشت اوت ۱۹۸۸).  در این رویداد هزاران شهروند برمه به دست حکومتیان قتل عام شدند.

«آن موقع بود که فهمیدم نمی بتوانم ساکت بمانم. اگر در برمه می ماندم نمی توانستم جلوی خودم را بگیرم و جانم به خطر می افتاد». خین مای زاو برمه را ترک می گوید و برای تحصیل به آلمان می رود. سرانجام به آمریکا می رسد و اکنون به عنوان سردبیر و روزنامه نگار کار می کند.

خین مای زاو خود را به منزله «مجرای» اطلاعات بین برمه و جهان خارج می داند. می گوید که تا همین چندوقت پیش مردم برمه راهی به خبرهای جهان خارج نداشتند. رابط هایش در داخل برمه از حرف زدن با او اجتناب داشتند و از مقامات می ترسیدند. اما اکنون وضع دارد تغییر می کند. حالا مردم خودشان از برمه با او و گزارشگران دیگر تماس می گیرند.

خین مای زاو امیدوار است که اطلاعاتی که تهیه می کند بتواند مردم برمه را در ایستادگی برای رسیدن به حقوقشان توانایی بخشد. او همچنین امیدوار است که این اطلاعات بتواند از میزان بالای  خشونت جنسی در برمه بکاهد. او می گوید:«اطلاع رسانی  درست  و بجا کلید تغییر  ذهنیت مردم است و در نهایت می تواند به محو خشونت جنسی در جنگ ها منتهی شود.»

مردم برمه از طریق کار خین مای زاو و دیگر گزارشگرانی چون او  آگاه تر شده و بهتر می توانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند. کار او از عوامل اصلی برای ایجاد تغییر پایدار در برمه است.

 

روز هفتم: انو رذا بهاگواتی، آمریکا

۱ دسامبر۲۰۱۱

«وقتی زنان به موقعیت های رهبری برسند، وقتی خودشان مواضع رهبری واقعی را مطالبه کنند، همه برمی خیزند: زنان برمی خیزند، کودکان بر می خیزند و مردان برمی خیزند. وقتی زنان رهبر و راهنما باشند، مردان بهتر می شوند.»

انو نویسنده- کنشگری ست که برای پایان دادن به خشونت جنسی در ارتش تلاش می کند و نیز از زنان و مردان  شاغل در ارتش یا بازنشستگان و خانواده های آنان حمایت می کند.

انو خود از افسران پیشین نیروی دریایی ست که در سال ۲۰۰۴ با درجه سروانی کار خود را رها کرد.

او زنی بلند پرواز است که می خواهد خود و جهان را بهتر کند. دومین زنی است که  مدرسه تربیت مربی هنرهای رزمی نیروی دریایی را تمام کرده و در فنون رزمی کمربند سیاه دارد.او در دانشگاه ییل و نیز در مدرسه علوم حکومت داری  کندی در رشته حقوق بشر بین المللی درس خوانده است. او همچنین به کهنه سربازان یوگا می آموزد.

فکر کمک به سربازان وظیفه قربانی خشونت جنسی از تجربه شخصی اش در نیروی دریایی به ذهنش راه یافت. در آن زمان انو وبسیاری از زنان و مادران در وضعیت او فریادرسی نداشتند.

پس انو شبکه اقدام زنان شاغل در ارتش را بنیان گذاشت. سازمانی که از طریق خط تلفن به یاری و درمان گری ارتشیان سابق و یافتن منابع حقوقی برای آنها می پردازد.این سازمان همچنین با سیاست گذاران فعالانه در ارتباط است تا بتواند آنان را برای ایجاد تغییر در ارتش درگیر کند. این سازمان تحت رهبری انو توانسته است جنبشی سراسری برای پایان دادن به آزار و ارعاب  جنسی و خشونت خانگی بوجود آورد. هدف نهایی او تغییر »فرهنگ مصونیت از  مجازات» است که به چنین جرم هایی امکان ارتکاب می دهد. انو مصمم است که رهبری ارشد ارتش را برای عدم حمایت از زخم های روحی قربانیان خشونت جنسی به زیر سوال برد.

در سایه فعالیت های و تلاش های آنو نشانه های تغییر پیدا شده است. فوریه گذشته یک دفتر وکالت برای حقوق بشر در واشنگتن شکایت تاریخی شانزده قربانی تجاوز جنسی ارتش را علیه دولت فدرال به دادگاه برد. این دادخواست علیه وزارت دفاع آمریکا تنظیم شده است که بنا بر این شکوائیه  نه تنها برای جلوگیری از وقوع آزار جنسی در ارتش کاری نکرده بلکه همچنین مواردی را که به اطلاعش رسیده مورد اعتنا قرار نداده است. انو می گوید این دادخواست :«واقعا سیستم را تکان داده.»

«برای اولین بار وزارت دفاع آمریکا در تاریخ خود به جای دلیل تراشی های همیشگی پاسخ مناسب و شایسته داد و سرانجام پذیرفت که به بسیاری از وظایف خود عمل نکرده است.»

انو می داند که در کارش دست تنهاست. ایستادن در برابر وزارت دفاع، که یکی از مقتدرترین موسسات روی زمین است، کار دشواریست . اما او از دیدن نتیجه بخشی تلاش هایش و این که می بیند کارش به درمان قربانیان کمک می کند روحیه ای تازه می گیرد: «تشویق و حمایت از بازماندگان عرصه های جنگ در آمریکا امری پذیرفته است. اما فداکاری و ایثارگری در عرصه های دیگر مانند آزاردیدن و ارعاب شدن و گرفتار فشارهای پس از آزار شدن هنوز در آمریکا پذیرفته نیست. به من تلفن می زنند، ایمیل می فرستند، و می  بینم که آسیب دیدگان از طریق همین درک و تفاهم درمان می شوند. وقتی ببینی که تلاش هایت درد مردم را درمان می کند بزرگ ترین پاداش را به دست آورده ای.»

زنان برنده صلح نوبل به شجاعت و استقامت انو درود می فرستند  و نظاره گر پیش رفت های او در پایان دادن به خشونت جنسی در ارتش خواهند بود.

 

روز هشتم: زینب بلاندیه ، سودان

۲ دسامبر ۲۰۱۱

«ما راه دیگر ی جز ادامه مبارزه برای صلح نداریم. این تنها راه است.»

زینب فعال صلح و رهبر جامعه خود در کوهستان های نوبا در سودان است. زندگی  اش را وقف تلاش برای توانمند سازی زنان و درگیر کردن آنان در روند صلح در کردوفان جنوبی، یکی از آسیب زده و فراموش شده ترین نقاط جهان،  کرده است. او را غالبا به عنوان مشکل گشای و راه گشا برای ایجاد صلح در جامعه می شناسند.

زینب از اوان جوانی به دورنمای رهبری برای ایجاد تغییر در جامعه خود  می اندیشید. مادربزرگش که اورا کوسا ماده( یا خانم بزرگ) می نامید  با قصه هایی که از "پاتو" ، زنی که بر ایل کادوقلی حکومت رانده بود، می گفت منبع الهامش بود. خانواده اش به قول خودش:گ واقعا به من این احساس را می بخشیدند  که باید کاری بکنم و باید در آیند رهبر شوم... چطور می توانستم رهبر شوم؟ می توانم مثل مادربزرگم بشوم؟ مثل پاتو بشوم؟ و این رویای من بود- رهبر شدن"

زینب با کمک گروهی از زنان دانشگاه دیده اهل کوهستان های نویبه رویایش را به جامه عمل درآورد. آنان انجمن رویا را تاسیس کردند. زینب به عنوان مدیر عامل رهبران مونث تازه ای را با نام سفیران صلح برای جامعه تربیت می کند. این زنان راه رهبری  صلح و اعتماد سازی  را در جوامع خود  می آموزند. رویا با این اعتقاد کار می کند که برای مشکلات محلی راه حل های محلی وجود دارد. «وقتی اختلافی پیش می آید معمولا خود جامعه راه های ..... برای حل آنهادارد.»ا ین موسسه بیش از هرچیز نشان می دهد که وجود زنان برای بازسازی  جامعه مدنی و استقرار صلح ضروری و اساسی است. «زنان خیلی موثرند و بشرعت رابطه برقرار می کنند. همین که متوجه اهمیت موضوع ی می شوند، به آن می پردازند، درباره اش حرف می زنند و دیگران را هم برای همکاری بسیج می کنند.»

در انتخابات تاریخی ماه مه ۲۰۱۱  سودان، رویا از طریق آموزش حقوق شهروندی  و انتخاباتی به زنان، و نیز با تربیت و آموزش زنان در نقاط دورافتاده و بسیج رای دهندگان، نقشی حیاتی در به دست آوردن رای زنان بازی کرد. بروز دوباره جنگ در کردوفان جنوبی اکنون رویا را از برنامه هایش برای دوران پس از انتخابات باز داشته است. در واقع او و همکارانش هم چنان که خود را وقف کارشان می کنند، در معرض خطرهای گوناگون قرار می گیرند.

زینب می گوید:«در نهایت دلم می خواهد رویا استوار روی پایش بایستد.» بی تردید در سایه رهبری ایثارگرانه رویا زنان سودانی قوی و محکم و استوار برجا خواهند ماند.

 

روز نهم: شانتال بیلولو مایانگا، جمهوری دمکراتیک کنگو

۳ دسامبر ۲۰۱۱

«وقتی به شما تجاوز جنسی می شود، با ساکت ماندن آرام آرام از درون خود را می کشید.»

شانتال هماهنگ کننده برنامه گروه زنان و کودکان درسازمان وارثان عدالت  ( Heritiers de la Justice) در جمهوری دمکراتیک کنگو است. او در شرق کنگو در سواحل دریاچه "کی وو" زندگی می کند . کنگو یکی از خطرناک ترین نقاط جهان برای زنان شناخته شده. شانتال به زنانی که تجاوز جنسی را به سخت ترین و غیرقابل تحمل ترین صورت تجربه کرده اند  کمک می کند و می خواهد به مصونیت عاملان این تجاوز ها از مجازات که خود علت این جنایت است، پایان دهد.  شانتال اخیرا  به عنوان بخشی از برنامه بازدید زنان شجاع از کانادا از این کشور دیدار کرد و داستان هایی باورنکردنی از شجاعت  زنان کنگو برای آنان نقل کرد. این خواهران کنگویی در بحبوحه خشونت های جنگ، تجاوزهای جنسی جمعی به زنان به عنوان سلاح جنگی و گرسنگی طاقت فرسا گرد هم آمده اند تا آینده کشور را بسازند. آنان برای وضع قوانین علیه تجاوز جنسی و برای تضمین مشارکت زنان در حکومت به عنوان بخشی از قانون اساسی تلاش می کنند. 

شانتال از تاثیر منفی «قدرت سکوت»  و نیاز به یاری رساندن به زنان برای باز کردن زبان آنان و شرح آنچه کشیده اند  تاکید دارد. زنان غالباٌ پس از تجربه تجاوز جنسی به نزد او می روند تا هم مدارک لازم برای دادگاه تهیه کنند و هم برای این که پرده شرم و سکوت را بدرند.

گاه خانواده متجاوز می کوشد سکوت خانواده قربانی را بخرد. وارثان عدالت آنان را از این کار باز می دارند و انان را به بردن شکایت به دادگاه و گرفتن خسارت از عامل تجاوز تشویق می کنند. این خود قدمی ست برای رسیدن به نظامی عادلانه که با تجاوز جنسی مبارزه کند و قوانین جدید کنگو را از روی کاغذ به خیابان ها و روستاها ببرد.

بین ماه های ژانویه تا نوامبر سال ۲۰۱۱ سازمان وارثان عدالت بیش از ۴۰۶ پرونده تجاوز جنسی را که توسط طیف وسیعی از  گروه ها و مقام های مسلح کنگو و رواندا صورت گرفته تنظیم و تکمیل کرده است. سن قربانیان از چهار ساله تا هشتاد و پنج ساله است.

اما تغییر واقعی از زنان و کنگو فراتر می رود. شانتال از نیاز به مشارکت مردان می گوید:«مردها دشمن مانیستند و باید در کنار ما باشند و مسئولیت هایی بر عهده گیرند.» او همچنین خطاب به شنوندگان کانادایی اش از تاثیر شرکت های استخراج معدن کانادایی در شرق کنگو سخن گفت  که در گرماگرم کارزار مسلحانه و خشونت های جنسی  برای حفظ منافع تجاری هنگفت خود  به گروه های مسلح کمک کردند  تا بر منطقه تسلط یابند. عمل تجاوز جنسی در خدمت هدف های سیاسی و مالی امری تکان دهنده است و متوقف کردن آن نیاز به آگاهی و درک جهانیان دارد.

«ما باید سکوت را بشکنیم. به جست و جوی همکاری برآییم و با دیگر سازمان ها متحد شویم. و در این راه هراسی به خود راه ندهیم.» در دفتر سازمان وارثان عدالت تابلویی ست که برآن چنین نوشته است. «جامعه بدون زن جامعه ای عاری از  صلح و توسعه است.»

سازمان زنان صلح نوبل در کنار شانتال ایستاده و او را، همراه با همه زنانی که هر روز برای پایان دادن به خشونت جنسی تلاش می کنند ، تحسین می کند.

 

روز دهم: شرلی سنگ،  برمه

۴ دسامبر ۲۰۱۱

مدافع توانای حقوق زنان و و قومیت ها در برمه.

شرلی اهل برمه است اما چهل سال از عمرش را در تایلند گذرانده است. در دوران بحران اقتصادی ای که کشورش را به لرزه درآورد برمه را ترک گفت. در تایلند با شور فراوان همه وقت خود را صرف کار با قوم کاچین کرد. کاچین ها اقلیتی قومی هستند که در شمال برمه و در نزدیکی چین زندگی می کنند. آنان نیز مانند اکثر مردم برمه تحت حکومت نظامی برمه آزارها و رنج های فراوان برده اند.

ده سال پیش شرلی دیگر زنان کاچینی را گرد آورد و انجمن زنان کاچین در تایلند را بنیان گذاشت. شرلی اعتقاد راسخ دارد که:«زنان بدون تشکیلات زنانه نمی توانند از مشکلات شان در برمه بگویند.» او مجدانه به آموزش زنان می پردازد وو آنان را تربیت می کند تا بتوانند صدای خود را به گوش ها برسانند و از مصائبی که کشیده یا دیده اند، بگویند.

در سال ۲۰۱۱ سازمان زنان کاچین نقشی اساسی در تهیه گزارشی مهم و انتقادی  درباره برمه داشت. گزارشی با عنوان: برآوردی از جنگ در برمه: قساوت علیه قوم کاچین  که در آن به شرح انواع آزارها و رفتارهای ناروا با این قوم پرداخته و ضمن آن  به تفصیل و با آوردن شواهد مستند از موارد گسترده تجاوز جنسی توسط نظامیان در استان کاچین و نیز از کاربرد منظم و مستمر خشونت جنسی به عنوان سلاح جنگی سخن گفته است.

شرلی به ادعاهای جدید حکومت برمه در مورد گذار کُند به دمکراسی با تردید می نگرد . او بر اساس تجربه شخصی اش شاهد است که زندگی اقلیت های قومی برمه تغییری نکرده است. از همین روست که سازمان او بر مستند کردن موارد نقض مستمر حقوق بشر تمرکز دارد. اطلاعاتی از این دست دلیل محکمی علیه دستگاه تبلیغاتی قدرتمند حکومت برمه است.

شرلی و همکارانش امیدوارند که جامعه  بین المللی به این مدارک توجه کند و از جنگ ویرانگری که هنوز بر زندگی کاچین ها سنگینی می کند آگاهی یابد.

 زنان صلح نوبل می گویند وقت آنست که درکنار شرلی و کاچین ها بایستیم و به نشانه  همبستگی با آنان از حکومت های مان بخواهیم بر نقض حقوق بشر در برمه چشم نبندند.

 

روز یازدهم: سحر وردی، اسرائیل

۵ دسامبر ۲۰۱۱

نگاهی به شانزده روز مبارزه با خشونت علیه زنان - بخش سوم

 «من در دایره ای خونبار زندگی می کنم...این دایره شوم نتیجه انتخاب هر دو طرف برای دست بردن به خشونت است. من نمی خواهم در این انتخاب شرکت کنم.»

سحر وردی کنشگر بی باک و بی پروای صلح اهل اورشلیم است که از نخستین سالهای جوانی شجاعانه علیه رفتار اسرائیل با مردم فلسطین به اعتراض برخاسته است.

کنشگری همواره بخشی از زندگی خانوادگی او بوده است. پدر سحر در زمان انتفاضه اول از خدمت نظام اجباری سرباز زد. در انتفاضه دوم به فعالان گروه تعیش پیوست که از همزیستی اسرائیلی ها و فلسطینی ها بوجود آمده و در اراضی اشغالی کار می کند. سحر در نوجوانی به پدرش که همراه با  فلسطینی ها به کار کشاورزی و بویژه درخت کاری می پرداخت، پیوست. 

سحر شاهد دست اول و مستقیم تاثیر اشغال  بر معیشت روستائیان بود. «شوکی که به من وارد آمد از سبعیت اشغال گران و یا از رفتار یک سرباز مشخص نبود بلکه از مشاهده آن بود که چگونه مردم برای زندگی روزمره خود بایست از ایستگاه های متعدد بازرسی رد می شدند و با هراس از آوار شدن خانه هاشان بر سرشان،  روز و شب شان را می گذراندند و می دانستند که حتی یک سرباز هجده ساله قدرت حکومت بر سرنوشت و خانواده آنان را  دارد.»

در ۱۴ سالگی سحر در تظاهرات اعتراضی علیه دیوار حایل و بویژه روستای بیلعین در ساحل غربی شرکت کرد. برخلاف خواست پدر و مادرش تا هفته ای چهار بار به این روستا می رفت. پدرش از او می خواست تا شانزده سالگی صبر کند و پس از آن به کنشگران بپیوندد. اما سحر به شرکت در تظاهرات ادامه می داد و با  این کار حتی از تمسخر همشاگردانش که اورا «چپی بی کله» می نامیدند ابایی نداشت.  موضع آشکار سحر علیه اشغال همواره بر روابطش با برادرش که در خدمت نظام است، تاثیر گذاشته است.

بر اساس قوانین اسرائیل، هر اسرائیلی باید در هجده سالگی برای خدمت نظام در ارتش ثبت نام کند. دوران خدمت نظام برای پسران ۳ سال و برای دختران دو سال است. سحر به هم کلاسانش بروشورهایی می داد درباره این که چگونه سروانیم  بشویم- که به معنای  معترض وجدانمند است. در اوت ۲۰۰۸ سحر با پوشیدن تی شرتی که بر آن نوشته بود «اشغال را رد می کنم» رسما اعلام کرد که از رفتن به خدمت  نظام اجباری سرپیچی می کند.

سحر درنامه ای به وزارت دفاع به خاطر سرپیچی اش از رفتن به سربازی می نویسد:«می دانم  سربازی که در ایست بازرسی  است مسئول این سیاست ستمگرانه بر شهروندان فلسطینی نیست. و با این حال نمی توانم این سرباز را از مسئولیتش در کاری که می کند معاف بدارم. ..منظورم آن مسئولیت بشری درقبال پرهیز از آزار دیگران است.» سحر سه بار برای این تمرد به زندان رفت. و در سال ۲۰۰۹ از زندان آزاد شد.

سحر اکنون ۲۱ ساله است. علاوه بر کارش به عنوان معترض وجدانی علیه خدمت سربازی، فعالانه به تخلیه خانواده های عرب اسرائیلی برای جایگزین کردن آنان با شهرک های یهودی نشین معترض است و با دوسازمان کمیته اسرائیلی علیه تخریب خانه ها و جنبش همبستگی شیخ جراح کار می کند. در محله شیخ جراح در شرق اورشلیم هر هفته حدود ۲۰۰ اسرائیلی و فلسطینی گرد آمی آیند تا به تخلیه خانواده های عرب اسرائیلی اعتراض کنند. خانواده هایی که خانه خراب می شوند عملا وادار به زندگی در اردوگاه می شوند و هیچ گونه غرامت یا خانه جدیدی به آنان داده نمی شود. هم اکنون ۲۴ خانواده در شیخ جراح در خطر ویران شدن قرار دارند و معترضانی چون سحر امیدوارند بتوانند جلوی بولدوزر ها را بگیرند.