لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۱۶

اخترک ب ۶۱۲

سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

تقویم

بعد از تهیه یک سری گزارش در لس آنجلس، به سن دیگو آمدیم برای پوشش یک رویداد مهم که از طرف بنیاد زنان ایرانی-آمریکایی برگزار شده.

این بنیاد هر سال ۲-۳ تا رویداد رو برنامه ریزی می‌کنه و از زنان موفق ایرانی-آمریکایی دعوت می‌کنه تا بیان و سخنرانی کنن برای الهام بخشیدن و انگیزه دادن به همهٔ زنان ایرانی. شب قبل از این برنامه، سخنرانهای مراسم دور هم جمع شدن تا با هم آشنائی بیشتری پیدا کنن. ما هم به این جمع پیوستیم و با چند تا از این بانوان موفق مصاحبه کردیم.

یکی از این بانوان، ستاره درخشش، مدیر بخش فارسی صدای آمریکا بود که از میهمانهای برنامه هستن.

ستاره درخشش مدير بخش فارسی صدای آمريكا در كنار طناز مزارعی

ستاره درخشش مدير بخش فارسی صدای آمريكا در كنار طناز مزارعی

خانم‌هایی که با ما مصاحبه کردن شامل نویسنده، روان‌شناس، وکیل، و فعال اجتماعی می‌شدند. امروز هم برنامه اجرا شد و ما از طرف صدای آمریکا حضور داشتیم و با خانم مریم خسروانی، بنیانگذار برنامه مصاحبه کردیم.

یک خبر مهم بهمون دادن که قراره سال ۲۰۱۷، برنامه بنیاد زنان ایرانی آمریکایی در یکی از کشورهای خاورمیانه برگزار بشه.

تابحال برنامه های این بنیاد در شهرهای آمریکا مثل لس آنجلس، نیو یورک، واشنگتن دی سی، و سن فرانسیسکو برگزار شده.

خانم خسروانی زمان صحبت در مورد زنان ایرانی در داخل ایران، و امکان اینکه آن‌ها هم روزی بتونن به این جمع ملحق بشن، خیلی احساساتی شدن. البته رویداد بعدی این بنیاد، نوامبر ۲۰۱۶ در واشنگتن دی سی خواهد بود.

نینا انصاری

نینا انصاری

برنامه بسیار جالبی بود و به نظرم برایه هر شخصی می‌تونه الهام بخش باشه.مخصوصاً زنان و دختران جوان ایرانی.

امشب هم مراسم اسکار هست و من برای اولین بار بعد از سال‌ها مراسم رو تماشا نمی‌کنم! وقتی برگردم به واشنگتن البته اسکار و تماشا خواهم کرد، اما امشب روی این گزارش کار می‌کنم.

امروز با فرش فروشی های لس آنجلس مصاحبه کردیم

دیروز در وبسایت "هافینگتون پست" یک مقاله خوندم که گفت بود مورگان فریمن، هنرپیشه کهن سال که صداش خیلی محبوبه و راوی مستندهای متعددی بوده، روی یک اپلیکیشن آدرس دهنده یا «GPS» صدا گذشته.

به سیاوش که پشت فرمون با سرعت ۵ مایل در ساعت رانندگی می‌کرد گفتم کاشکی ما این اپ رو داشتیم!

ترافیک لوس انجلس رو دستکم نگیرید! بنا بر آمار، هر شهروند لوس آنجلسی، ۱/۴ زندگیش را در ترافیک می‌گذارند! امروز رانندگی زیاد داشتیم. به چند جا رفتیم برای تهیه گزارش و مصاحبه با کار‌شناسان.

الکس حلمی، مدیر داموکا

الکس حلمی، مدیر داموکا


به فرش فروشی داموکا رفتیم، جایی که اولین محموله فرش ایرانی از ایران به آمریکا دریافت شد. با الکس حلمی، مدیر داموکا صحبت کردیم که می‌گفت خوشحاله که تحریم‌ها بر داشته شدند، اما بازار فرش ایران به دلیل کیفیت پائین مواد اولی، و به روز نبودن طرح‌ها، ۱۰ سالی از دنیا عقبه. اما تاکید کرد که یک فرش ایرانی خوب، هنوز در دنیا همتا نداره...

دیوید رستمیان

دیوید رستمیان

با دیوید رستمیان هم صحبت کردیم، مدیر فروشگاه بزرگ فرش بنام Persian Carpet Warehouse که فرش‌ها و عتیقههای گران قیمت رو نشونمون داد.

از جمله این فرش ۹۰ ساله تبریز، که ۵ در ۸ متره و یک میلیون دلار ارزش داره!

۴ نفر به مدت ۱۰ سال روی این فرش کار کردن. واقعا بی‌نظیر بود...

بعد از انجام مصاحبه‌ها، دوباره با سرعت ۵ مایل در ساعت برگشتیم به هتل تا روی گزارش‌ها کار کنیم. اولین گزارش در راه است!

من و سیاوش علیپور، همکارم

من و سیاوش علیپور، همکارم

پیکسی

بعد از یك فصل گریه در راه فرودگاه - به دلیل یك هفته جدایی از پاپی كوچولویم، پیكسی، به همكارم سیاوش ملحق شدم. پروازمون صبح زود بود همینطور كه به طرفش میرفتم از راه دور داد زد: "خوابم میاد! فقط میخوام بخوابم!" بهش كه رسیدم گفتم "من فقط یه چیز میخوام؛ این كه توی هواپیما نوزاد نباشه !"و البته همینطور هم نشد !نه در هواپیما و یا یک ردیف اون طرف تر، بلكه درست در صندلی پشت سریم یک خانوم با دختر نوزاد ۶ ماهه اش همسفر ما بودن! پرواز چند ساعتی رو با گوش دادن به نوای دلپذیر گریه های خانوم كوچولو طی كردیم و سرانجام وارد لس انجلس آفتابی شدیم. یک راست بسوی مركز كرایه ماشین رفتیم .من این ماشین رو انتخاب كردم؛

اما سیاوش گفت "نمیشه خیلی كوچیكه!" آخه میدونین كه ما كلی بند و بساط آوردیم. مقداریش دوربین و لوازم فیلم برداری.... و بخش عمده ای هم لباسهای بنده! خلاصه خسته و كوفته به هتل رسیدیم و از شدت گشنگی و به پیروی از خانوم آدل كه بعد از مراسم گرمی رفته بود همبرگری In 'n Out

ما هم به یكی از شعبه های این رستوران (كه متاسفانه فقط در ایالت كالیفرنیا وجود داره ) رفتیم و بعد هم تا شب مشغول تحقیق و جستجو برای گزارشهای چند روز آینده بودیم. سری هم به خیابان "وست وود" زدیم كه محل اصلی فروشگاهها و رستورانها و همه چیز مربوط به ایرانیهاست. فردا به اینجا بر میگردیم برای چند مصاحبه. پس تا بعد!

اولین و تنها بلاگم رو زمانی که دانشگاه میرفتم راه انداختم. البته اون یکی از پروژه هام بود برای کلاس بیو شیمی. باید یاد میگرفتیم چطوری وب سایت و وبلاگ علمی راه بندازیم.

باورتون بشه یا نه، یه روزی رشته ام بیو شیمی بود! حالا ده سال بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه (میدونم بهم نمیاد !!) بلاگ شماره دو رو شروع میکنم، با هدف ایجاد رابطه با شما دوستان و بیننده هایی که نمی شناسمتون اما بخش بزرگی از زندگی من هستین.

من بر خلاف اکثر مجریان بخش فارسی صدای آمریکا، در ایران بزرگ نشدم و متاسفانه زندگی که هیچ، حتی نتونستم برای سفر به اونجا برم. سالها دوری از زادگاه، من رو از خیلی جنبه های ایرانی بودنم دور کرده اما صدای آمریکا باعث شده تا بتونم تا حدی این جای خالی رو پر کنم. نه تنها برای حفظ زبان فارسی، که برای حفظ ارتباط با ایرانیها!

اینکه در آمریکا زندگی کنی اما هر روز سر کار به همه بگی "سلام!" برای هر کسی پیش نمیاد! یا اینکه وقتی در حال نوشتن خبرها هستی یهو بوی قرمه سبزی در فضا بپیچه و همه رو دیوانه کنه! یا بفهمی همکار جدیدت پسر خاله دختر عموی همسایه روبرویی تون که تو تهران بوده هست! به هر حال امیدوارم از طریق این بلاگ بتونم این ارتباط رو گسترده تر کنم. خودم رو به شما بشناسونم و شما رو بشناسم. به اخترک من خوش اومدین!

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG