لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۵:۰۲

کادوس

پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶

تقویم

آرش سیگارچی در حال آماده شدن برای گزارش زنده از همایش آی‌بریج بارسلون.

آرش سیگارچی در حال آماده شدن برای گزارش زنده از همایش آی‌بریج بارسلون.

برای پوشش همایش سه روز آی‌بریج یا پل کارآفرینان ایران، آمریکا و جهان در بارسلون حضور دارم. همایش جالبی است.

برای پوشش همایش سه روز آی‌بریج یا پل کارآفرینان ایران، آمریکا و جهان در بارسلون حضور دارم. همایش جالبی است. با اینکه این سومین همایش از این دست است، اما اولین حضور من در آن است. در واقع به گفته برگزارکنندگان آن، آی‌بریج همانطور که از اسمش پیداست، قرار است پلی بین کارآفرینان ایرانی و ایرانی تبار با سایر کارآفرینان باشد. اقدامی مثبت که از سوی برخی افراد خوش‌فکر سه سال پیش آغاز شد.

برگزاری این دوره همایش آی‌بریج دو نکته داشت، اول اینکه این اولین همایش از این دست، بعد از برداشتن تحریم های هسته ای بود. دیماه سال گذشته تحریم های هسته ای با اجرای برجام، برداشته شد.

نکته دوم، این اولین همایش بعد از انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکاست.

استارت‌آپ‌ها بعد از رفع تحریم های هسته ای

با خیلی از کارآفرینان ایرانی و آمریکایی در این همایش صحبت کردم. خیلی از آنها درباره رفع تحریم های هسته ای متفق بودند که خیلی وضعیت فرق نکرده است. هنوز شرکت های آمریکایی با ایرانی ها کار نمی کنند. هنوز شرکت های اروپایی برای کار با ایران محافظه کار هستند.

شاید این نگرانی را در این اطلاعیه که در در و دیوار سالن های همایش هم نصب شده بود، بشود دید.

یکی از اطلاعیه هایی که به حاضران هشدار می دهد به قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران دقت داشته باشند.

یکی از اطلاعیه هایی که به حاضران هشدار می دهد به قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران دقت داشته باشند.

برگزار کنندگان توصیه کرده بودند که هرچند تبادل نظر مشکل قانونی ندارد اما لازم است بخصوص شرکت کنندگان آمریکایی به قوانین ایالات متحده تواجه داشته باشند که هنوز سخت‌گیری‌هایی در قبال تجارت با ایران دارد.

بیزنس، بیزنس است

اما درباره انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، بین شرکت کنندگان نظر واحدی نبود. مثلا کاوه و آرش دو استارتاپ ایرانی که از تهران به همایش آمده بودند، عقیده داشتند که ترامپ چون خودش تاجر است، وضعیت ایران بدتر نمی شود و حتی شاید در بعضی حوزه ها بهتر شود. یا بقول خودشان، «بیزینس، بیزینس است و قواعد خودش را دارد».

اما در مقابل حمید که یک کارآفرین آمریکایی است، گفت که نگران است تحریم های بیشتری اعمال شود و این باعث می شود ارتباط با بیزینس ها سخت تر شود.

این سومین همایش آی‌بریج است. ایده این همایش از برخی کارآفرینان موفق ایرانی آمریکایی در دره سلیکون شکل گرفت و اولین همایش در سیلیکون ولی سانفرانسیسکو برگزار شد که به گفته رویا سلیمانی از مسولان ارتباطات گوگل که میزبان آن همایش بود، بیشتر هدف آن ایجاد ارتباط بین استارت‌آپ‌های ایرانی و آمریکایی بود.

همایش سال گذشته در برلین برگزار شد که بیشتر توجه اروپاییان را جلب کند و امسال عمده توجه به تبادل نظر ایرانیان و سایر نقاط جهان بود.

خلاق باشید، سری اقدام کنید و یک تیم خوب

همایش آی‌بریج یک فرصت خوب برای دیدن کارآفرین های موفق بود. یکی از آنها «فرهاد محیط» است. او که متولد ایران است، ده سال پیش شرکت موفق شاپزیلا را بیش از پانصد میلیون دلار فروخت و اکنون شرکت فلیپاگرام او بیش از هفتاد میلیون دلار می ارزد.

وقتی برای او از گله و شکایت ایرانی ها از تحریم و شرایط سخت قانون در ایران برای راه اندازی شرکت های نوپا یا استارت‌آپ پرسیدم، نکته جالبی گفت. او گفت که فارغ از اینکه در کجا باشید، راه اندازی یک شرکت نوپا اصول ساده ای دارد. سعی کنید قبل از بقیه به فکر بیزینس تان بیفتید. سریع اقدام کنید. تیم خوب جمع کنید و اگر برای یک بازار بزرگ تعریف کرده باشید، موفق می شوید.

این نکته در سخنان دیگر سخنرانها هم بود. لیندا برناردی، کارآفرین و نویسنده ایرانی تبار هم گفت درست است که تحریم ها بوده و شرایط سخت است اما واقعیت این است که شرایط استارت‌آپ‌های ایرانی بدتر از همکاران شان در هند و چین نیست.

هواداران یک بازی بسکتبال، عکس هایی از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در دست دارند.

هواداران یک بازی بسکتبال، عکس هایی از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در دست دارند.

در آمریکا نامزدهای انتخابات فارغ از اینکه برای چه دفتر و دستکی تلاش می کنند، یک قاعده خوب دارند که خود را عرضه می کنند. یعنی به مردم می گویند من هستم، من را انتخاب کنید، من به شما سرویس می دهم. این عرضه کردن، گاهی با حضور خانه به خانه است، گاهی با سخنرانی است ..

حدود ۷۰ روز به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانده است و رقابت دو نامزد در این هفته ها شدت یافته است.

در آمریکا نامزدهای انتخابات فارغ از اینکه برای چه دفتر و دستکی تلاش می کنند، یک قاعده خوب دارند که خود را عرضه می کنند. یعنی به مردم می گویند من هستم، من را انتخاب کنید، من به شما سرویس می دهم.

این عرضه کردن، گاهی با حضور خانه به خانه است، گاهی با سخنرانی است و گاهی با استفاده هوشمندانه از سوابق شخصی و کاری است. مثلا کسی که می خواهد عضو شورای محلی آموزش و پرورش شود، سوابق دوران معلمی اش را عرضه می کند، یا می گوید ببینید در زمان عضویت در انجمن اولیا چقدر فعال بودم.

در سمت های بالای انتخاباتی هم چنین است. مثلا هیلاری کلینتون از سوابق خودش به عنوان بانوی اول، یا سناتور نیویورک و یا مقام وزارت خارجه مثال می آورد. یا دونالد ترامپ از تجربیات مالی اش سخن می گوید.
تبلیغات انتخاباتی نیازمند ترفند هایی هم هست. شاید مهمترین اش این باشد که "آن بخش از حقیقت را بگو که به نفع ات باشد".

مثلا، هیلاری کلینتون کمتر از دوران وزارت خود سخن می گوید. او در دوران وزارت با بحران هایی مثل مرگ سفیر آمریکا در لیبی و یا ماجرای استفاده از سرور شخصی برای ایمیل های کاری مواجه شد، پس کمتر درباره آن صحبت می کند. اما درباره سناتوری اش برای ایالت نیویورک سخن می گوید. حالا، همین دوران سناتوری، وقتی بحث به رای مثبت او به جنگ عراق کشیده می شود، او ترجیح می دهد دوران بانوی اولی خود را برجسته کند که به رغم حواشی پیش آمده برای همسرش، دوران طلایی آمریکا را برای خیلی ها یادآوری می کند.

و ترامپ هم وقتی بحث تجارت هنگفت اش به شهر "آتلانتیک سیتی" می رسد، بحث را عوض می کند. چون وقتی او این شهر را ساخت، کارنامه مالی خوبی از خود بر جای نگذاشت و منتقدان او می گویند او اعلام ورشکستگی کرد تا پول پیمانکارها را ندهد.

یکی از عرف های تبلیغاتی در سطح انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، انتشار فایل کامل مالیات سالهای قبل نامزد است. در فایل مالیاتی تمام درآمد های فرد، تمام هزینه ها و اعانه ها ثبت می شود. نامزد ها با اینکار شفافیت مالی خودشان را نشان می دهند و به این ترتیب سعی می کنند اعتماد افکار عمومی را بخرند.

مثلا هیلاری کلینتون که می داند ترامپ چندان تمایلی به انتشار صورت مالیاتی اش نیست، ماه پیش فایل مالیاتی سال ۲۰۱۵ خود و همسرش را منتشر کرد. این خبر بازتاب زیادی داشت و صدها روزنامه نگار به تحلیل جزئیات اعداد و رقم مالیات خانواده کلینتون پرداختند.

این برای ترامپ یک ضعف است که نتوانسته است فایل مالیاتی را منتشر کند. اما ستاد انتخاباتی او هم یک بخش مهمی رو کرده که نقطه ضعف رقیب را به رخ بکشد. پزشک معالج ترامپ گزارش وضعیت پزشکی ترامپ را صادر کرد. آقای دکتر هارولد برن استین گفته که او معاینه و گزارش پزشکی ترامپ را در پنج دقیقه و درحالی که لیموزین منتظر بوده، نوشته است.

البته نحوه و سرعت این نوشتن محل بحث است اما ستاد ترامپ از نقطه قوت خود در مقابل ستاد کلینتون استفاده کرده است. هنوز مشخص نیست خانم کلینتون نیز گزارش پزشکی خود را علنی کند یا نه. از یاد نبریم که خانم کلینتون در آخرین ماههای وزارتش، ناگهان بستری شد. آن زمان اعلام شد، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات‌متحده به دلیل پیدا شدن لخته خون در بدنش در بیمارستان بستری شده است.

این رقابت در یک ماه آینده جذاب تر هم می شود. قرار است نامزد ها در مقابل هم و در سه مناظره شرکت کنند. هر جمله آنها و هر اظهارنظر در این مناظره ها می تواند بر روی نظر رای دهندگان تاثیر بگذارد.

غضنفر رکن‌آبادی عالیترین مقام ایرانی است که در حادثه منا ناپدید شد

غضنفر رکن‌آبادی عالیترین مقام ایرانی است که در حادثه منا ناپدید شد

در حالیکه رسانه های دولتی ایران می گویند رکن‌آبادی سفیر پیشین ایران در لبنان جزو زائران بوده، اما به نظر می رسد، او قبل حادثه بیانیه رهبر را قرائت کرده بود و مراسمی توسط ایران برگزار شده بود.

۴۵ روز بعد از حادثه منا، هنوز تعدادی از قربانیان ایرانی این رویداد تلخ مفقود هستند. حتی حالا که اعلام شده ۲۵ جنازه دیگر برای مقایسه DNA مورد بررسی قرار گرفته اند، هنوز ابهام گم شدن برخی مقامهای ایران کم نشده است.

در تهران، مقام های ایران جسته و گریخته از گم شدن برخی مقام های نظامی، امنیتی و دیپلماتیک خبر داده اند. درسالهای گذشته این یک رویه بوده که مقام های نظامی و امنیتی در قالب سفر حج به عربستان سفر کنند.

ظاهرا این افراد برای فریضه حج به سفر می رفته اند اما گاهی اتفاقاتی هم در این بین افتاده؛ مثلا علی‌رضا عسگری سرتیپ بازنشستهسپاه پاسداران انقلاب اسلامی، معاون وزیر دفاع ایران بود که گفته می شود در مکه ناپدید شد. یا شهرام امیری، پژوهشگر و متخصص رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی که مدتی در آمریکا بود، مدعی شد در عربستان او را دزدیده اند.

چه این افراد خود به سفارت کشورهای خارجی مراجعه کنند و چه آنها از سوی سرویس های اطلاعاتی دیگر کشورها دزدیده شوند، مکه جای امنی برای دیپلمات های ایرانی نیست.

حادثه منا، ظاهرا بخاطر یکسری اشکالات مدیریتی در اداره مراسم "رمی جمرات" رخ داد، اما در پی آن، هنوز برخی مقام های امنیتی، نظامی و یا دیپلمات ایران مفقود هستند. این را اطلاعاتی می گوید که گاهی از یک مصاحبه یک مقام بیرون آمد و بعد توسط مقام دیگر تکذیب می شود.

هنوز یک چیز تغییر نکرده؛ مهمترین مقام ایرانی است که در حادثه منا مفقود شد غضنفر رکن آبادی است. غضنفر اصل رکن آبادی دیپلمات متولد قم است که بیشترین شهرتش بخاطر عهده داری سمت سفیر ایران در لبنان در بین سالهای ۸۹ تا ۹۳ است.

ایران متحد اصلی حزب الله لبنان است که در سالهای گذشته بارها کمک های مالی و تسلیحاتی برای این گروه فرستاده و استنباط این است که سفیر ایران در لبنان، از جزئیات این داد و ستد ها مطلع باشد.

چه اتفاقی برای رکن آبادی افتاده است؟ ظاهر قضیه این است که او نیز مانند سایر حجاج در گذرگاه ۲۰۴ گیر کرده و کشته شده است. اما جسد او چه شده است؟

رکن‌آبادی، قبل مفقود شدن، پیام رهبر را خوانده بود

یک مصاحبه جدید در خبرگزاری مهر در تهران، ابعاد جدیدی از حضور رکن آبادی در روز حادثه مشخص می کند.

سیار پیش بهار، خبرنگار اعزامی صداوسیما به حج تمتع امسال در این گفت و گو، در بخشی از اظهاراتش با اشاره به شناخت رکن آبادی می گوید "موقع حرکت به سمت منا با آقای رکن آبادی همراه بودیم. من از قبل ایشان را می شناختم چون در موقعیت های مختلف خبری از ایشان گزارش گرفته بودم".

وی سپس می افزاید" من به آقای رکن آبادی گفتم 'دکتر بیانیه را شما خیلی با صدای رسا و تاثیرگذاری قرائت کردید، خیلی عالی بود، من هم تصویر شما را گرفته و به تهران فرستادم'.

آقای پیش بهار کمی بالاتر اشاره می کند "مراسم برائت از مشرکین خیلی عالی برگزار شد با شعارهای کوبنده و بیانیه قوی و محکم؛ پیام مقام معظم رهبری هم در بین حجاج قرائت شد."

خواننده بیانیه رهبر در این مراسم، آقای رکن آبادی بود که خبرنگار صدا و سیما فیلم او را گرفته و برای تهران فرستاده است.

نکته ای که اصلا در تلویزیون دولتی ایران مورد توجه قرار نگرفته است. نه تنها در این مراسم آقای رکن آبادی پیام آقای خامنه ای را خوانده بلکه، به گفته خبرنگار صدا و سیما، "آقای قاضی عسگر قبل از قرائت پیام رهبری چند دقیقه ای سخنرانی کردند".

برائت از مشرکین

علی قاضی عسگر، نماينده ولی فقیه و سرپرست حجاج ايرانی در مکه است. از دوران آیت الله خمینی، حجاج ایرانی پیش از مراسم "رمی جمرات"، در یک راهپیمایی به نام "برائت از مشرکین" شرکت می کنند.

آقای خمینی در توجیه این مراسم گفته بود "ما باید با فریادها و دعوتها و تظلم ها و افشاگری ها و اجتماعات زنده و کوبنده در مجمع مسلمین در مکه مکرمه، بتها را بشکنیم و شیاطین را که در رأس آنها شیطان بزرگ است رمی کنیم و طرد نماییم تا حجِّ خلیل اللّه و حبیب اللّه و ولی اللّه ـ مهدی عزیز ـ را بجا آورده باشیم."

سال ۱۳۶۶ درگیری بین زائران ایرانی و ماموران عربستانی روی داد که حدود سیصد زائر ایرانی کشته شد و تا مدتها روابط ایران و عربستان به سردی گرائید. مراسم برائت از مشرکین هر سال با حساسیت برگزار می شود.

به اصل مطلب بازگردیم. خبرنگار تلویزیون دولتی ایران درباره مراسم قرائت بیانیه آقای خامنه ای می گوید "مشکلی برای برگزاری مراسم نبود و حضور حجاج هم بسیار گسترده بود."

شکی نیست که ماجرای منا محصول سوء مدیریت بوده اما اتفاقا برعکس نظر خبرنگار صدا و سیما، "گسترده بودن" حضور حجاج خود بخشی از مشکل این واقعه تلخ بود.

به هر روی، رسانه دولتی ایران، یک بخش از ماجرا را می گوید، اما بخش دوم را نمی گویند. اینکه آقای رکن آبادی یک روز قبل بیانیه رهبر را قرائت کرده و یک روز بعد در مراسم رمی جمرات بیشترین قربانی نصیب زائران ایرانی شده و هیچ خبری هم از دیپلمات ایرانی در دست نیست.

شاید پخش فیلم کامل قرائت بیانیه رهبر توسط رکن آبادی، بخشی از ابهام گم شدن او را برطرف کند!

حاشیه های مذاکرات اتمی وین

حاشیه های مذاکرات اتمی وین

در یک هفته گذشته که در ایران با مناسبت های مذهبی شب های احیا همراه بود، برخی این شایعه را مطرح می کردند که «اینها توافق کردند، فقط مانده اند بعد از ضربت امام اعلام کنند که مردم در این شب ها شادی نکنند». از این دست شایعه ها کم نیست و گاهی در ایران رنگ واقعیت می گیرد. یک نمونه بازی ایران با آلمان در جام جهانی سال ۱۹۹۸ بود که چون آن شب همزمان شده بود با سالمرگ یکی از امامان شیعه، این شایعه قوت گرفت که تیم ملی ایران بخاطر این مساله دستور دارد که ببازد. حالا فکر کنید آیا اساسا آن تیم توان بردن آلمان را داشت یا نه.

به هر حال، این مساله اعلام توافق بهانه ای شد تا به این موضوع بپردازم. اتفاقا خیلی وقت است که سیاستمداران و مدیران کشورهای توسعه یافته بر سر موضوع زمان و خبر خیلی حساس هستند. عمدتا یک مقام عالی برای اینکه به رای و محبوبیت نیاز دارد، دوست دارد که در بهترین شرایط و زمان اینکار را انجام دهد. مثلا همین الان در وین اتریش، هر کدام از مقام ها دوست دارد خودش اعلام کننده توافق نهایی باشد. البته توافق نهایی واقعی که بعد کسی تکذیب اش نکند.

همینطور دو رئیس جمهوری ایران و آمریکا. طبیعی است که آنها برای اعلام این خبر مهم برای مردم کشور خودشان منتظر اند. هر کدام هم انگیز هایی دارند.

حسن روحانی آخر امسال، انتخابات مجلس شورای اسلامی را پیش رو دارد. آقای روحانی در دو سال اخیر همه مشکلات کشور را به مساله هسته ای پیوند زده است و بدیهی است که اگر توافق حاصل شود او می تواند خوش بین باشد که در انتخابات آینده مجلس اقبالی بیشتر داشته باشد و مجلسی همسو را از آن خود کند.

اما این سو در اردوگاه باراک اوباما چطور؟ ظاهرا آقای اوباما انتخابات دیگری در پیش ندارد و ژانویه ۲۰۱۷ او باید کاخ سفید را ترک کند. این ظاهر قضیه است؛ چون دو عامل مهم وجود دارد که آقای اوباما هم انگیزه کافی برای اعلام خبر توافق احتمالی را دارد.

رئیس جمهوری آمریکا حساب ویژه ای روی توافق با ایران باز کرده است. همین که روزها، هفته ها و ماههاست که وزیر امورخارجه را مامور گفت و گو با ایران کرده است، نشان دهنده این اهمیت دارد. اگر اوباما بتواند توافق هسته ای با ایران را به سرانجام برساند، به همراه موضوع کوبا، دو موفقیت بزرگ در حوزه سیاست خارجی به همراه داشته که می تواند آن را به عنوان دستاورد ریاست جمهوری خود مطرح کند.

انگیزه دوم هم تعهد حزبی اوست. آقای اوباما یک دموکرات است و چنانچه در هر حوزه ای موفق شود، این بر انتخابات دوره بعد ریاست جمهوری در نوامبر ۲۰۱۶ تاثیر دارد. همین تعهد حزبی موجب می شود که رئیس جمهوری آمریکا با انگیزه در انتظار اعلام یک «توافق خوب» باشد.

اما چه زمانی توافق می شود؟ تقریبا کسی نمی داند. خیلی نشانه ها می گوید شاید تا امشب – یکشنبه ۱۲ جولای، ۲۱ تیر – توافق صورت بگیرد. شاید چنین چیزی صورت بگیرد اما ظاهرا این زمان چندان برای دو رهبر مناسب نیست.

بگذارید موضوع دیگری را مطرح کنم. در آمریکا ساعت کار رسانه ها یک تقسیم بندی دارد که ساعتهای خاصی را پر اهمیت ترین می داند. جز برنامه های صبحگاهی و یا طول روز که از ده صبح تا چهار صبح است، هر چه به ساعت ابتدایی شب نزدیک می شویم، اهمیت آن بیشتر می شود. این جدول را ببینید:

از ساعت ۷ و نیم شب تا ۱۱ شب، Prime Time گفته می شود. وقتی طلایی که معمولا بیشترین بیننده پای تلویزیون است. این تقسیم بندی برای بخش مالی رسانه ها متداول شد اما بعد ها سیاستمدارها هم از آن بهره بردند. از این حیث می گویم بخش مالی چون سفارش دهندگان آگهی مایل بودند آگهی آنها در پر بیننده ترین وقت برنامه های تلویزیون پخش شود، در مقابل هم مدیران تلویزیون هرچه در وقت بهتری آگهی پخش می کردند، پول بیشتری مطالبه می کردند. به همین دلیل تقسیم بندی ساعت های پخش، متداول شد.

حال سیاستمداران هم دوست دارند پیام شان را در بهترین وقت عرضه کنند. هرچند با توسعه رسانه ها، اگر خبر مهمی باشد، هر لحظه رئیس جمهوری آمریکا جلوی دوربین ها حاضر می شود اما اغلب اوقات که زمان رویدادی، قابل مدیریت است، او ترجیح می دهد که زمان اعلام خبر اش در همین پرایم تایم باشد.

مثال مشهوری که بتوانم بزنم، خبر کشته شدن «اسامه بن لادن» است که از حدود ساعت ۷ شب اعلام شد رئیس جمهوری آمریکا خبر مهمی دارد. رسانه ها یک ساعتی منتظر ماندند و در این میان مدام گمانه زنی شد تا در نهایت ساعت ۹ شب، باراک اوباما خبرداد که مهمترین دشمن آمریکا به قتل رسیده است.

حال چه می شود؟ روسای جمهوری ایران و آمریکا هر دو پرایم تایم خود را دارند. هر کدام می خواهند این خبر مهم را به مردم خود بگویند. اشکال این است که تفاوت ساعت هشت و نیم ساعتی وجود دارد.

بارگذاری بیشتر

XS
SM
MD
LG