لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۵۳

از لحظه انتشار خبر کشته شدن اسامه بن لادن، گمانه زنی ها درباره جانشین او هم آغاز شد. در این میان نام ایمن الظواهری پزشک مصری و دستیار ارشد وی بیش از دیگران شنیده می شد. اکنون او این سمت را تنها یک ماه و اندی پس از کشته شدن موسس القاعده، تصاحب کرده است.

آیا القاعده در دوران رهبری او دچار تغییر خواهد شد؟ آیا ضربه های سنگین ده سال گذشته، به ویژه در افغانستان القاعده را زمین گیر کرده است؟ بی تردید انتخاب ایمن الظواهری برآیند بخشی از این پرسش هاست.

...................................................................

القاعده یعنی قاعده ای برای نظم. نظمی که باید یک مدینه فاضله جدید می ساخت. در دنیایی که نمایشگاهی بود از همه افکار و آرایی که می توانستند و آمدند و حکومت ساختند. اما راه رسیدن به بهشت موعود چنان هول انگیز و خونین بود که جمعی از جهادگران ضد اتحاد شوروی که در افغانستان گرد آمده بودند، در پاسخ به «چه باید کرد؟» گفتند: القاعده.

اسامه بن لادن میلیاردر اهل سعودی چنین سازمانی را بنا نهاد و همه آرمان گرایان افراطی را برای ساختن این دنیای جدید به کمک فرا خواند. القاعده تا زمانی که افغانستان درگیر جنگ بود، تنها یک سازمان شبه نظامی، ضد شوروی بود. اما پس از شوروی و زمانی که نوبت به تقسیم غنائم رسید، جدا سری آغاز شد. آنان کنار ایستادند تا مجاهدین برای ساختن بهشت در افغانستان از کشته، پشته بسازند. این بردباری دیری نپایید و زمانی که همه از نفس افتادند، بی آن که حکومتی ساخته شده باشد نیروی سوم با کمک مالی دولت عربستان سعودی و سازماندهی سازمان های اطلاعاتی پاکستان شکل گرفت. ژنرال نصرالله بابر گروهی ساخت به نام طالبان. طلاب علوم دینی مدارس مذهبی پاکستان که می خواستند امارت اسلامی بسازند. بهشت موعود آنان چنان رعب آور بود که پاکستان هم از یادآوری این همکاری هراس داشت. جهان پس از فروپاشی اتحاد شوروی و درگیری در جنگ بالکان هنوز برای افغانستان پرونده ای نگشوده بود. از همین رو بسیاری معتقدند که القاعده از بی توجهی جهانی دست به کار شد تا جهان را به سوی خود جلب کند. اول مجسمه های بودا را به توپ بستند و سپس احمد شاه مسعود تنها رهبر در میدان افغان ها را کشتند و سپس به نیویورک حمله کردند. از آن روز تاکنون بودن یا نبودن اسامه بن لادن یک پرسش اساسی برای مبارزه با تروریسم بود. القاعده و بن لادن کابوسی بودند برای جهانی که پس از اعلام موجودیت دریافت بوده بیرون جهیدن این غول از چراغ تا چه اندازه وحشتناک است و مبارزه تا چه حد دشوار و پرهزینه خواهد بود. آمریکا طالبان را از افغانستان بیرون راند. صدام را از عراق حذف کرد. اما اسامه بن لادن هنوز در ویدئوها و وب سایت زنده بود و تهدید می کرد. لندن و مادرید به خون کشیده شدند.

تا سرانجام بهار عربی فرا رسید. بهاری که برای القاعده خزان بود. سکوت این سازمان ثابت کرد که این شر را تنها و تنها دمکراسی می تواند به چراغ بازگرداند. سازمانی که همواره وعده سرنگونی دیکتاتورها را می داد حتی یک بیانیه نداد. نه از رفتن دیکتاتورها استقبال می کرد و نه در شادی مردم سهیم می شد. در چنین شرایطی آمریکا اسامه بن لادن را شکار کرد و این سازمان تروریستی را با خلا جدی رهبری کاریزماتیک مواجه کرد.

اکنون بی آن که صورت وضعیتی از توان این سازمان در بازیابی قدرت خود در دست باشد، ایمن محمد ربیع الظواهری پزشک ۶۰ ساله مصری و مرد شماره دو سازمان، رهبری را به دست گرفت. برای ادامه راه بن لادن. اما آیا او می تواند خلا نبودن بن لادن را جبران کند؟

شاید دشوارترین روزهای این سازمان زیرزمینی زمانی فرا رسد که دشمنی نداشته باشد و مردم در صحنه باشند. در واقع دمکراسی و مبارزه بی امان مردمی خشونت را نفی می کند. حتی اگر سازمان هایی نظیر القاعده هم بخواهند در صحنه باشند طرد خواهند شد. افزون بر این ایمن الظواهری مرد عملیات است و نه سخنرانی و جذب نیرو. او در غیاب کسی که کمتر دیده شده بود اما قدرت مالی و نفوذ معنوی اش ده ها تن را به سوی خود فرا می خواند راه دشواری در پیش دارد. پاکستان هم امن نیست. زیرا دریافته که بین افراط گرایان و غرب یکی را انتخاب کند. انتخابی سرنوشت ساز در کشوری که همه سرنوشت را ارتش رقم می زند. چگونه پاکستان می تواند بدون کمک نظامی و مالی آمریکا زندگی کند. حفظ وضع موجود حتی اگر فساد آشکار خوانده شود یک واقعیت استراتژیک هم هست. به همین دلیل وقتی هواپیماهای بی سرنشین در میان قبایل اهداف خود را بمباران می کنند دولت همه را نادیده می گیرد. در افغانستان وضع بدتر از این است. گروهی از طالبان که از دعوت صلح کرزی وسوسه شده اند و آماده اند تا برای شرکت در قدرت مذاکره کنند القاعده را متهم کرده اند با عملیات ۱۱ سپتامبر دولت آنان را سرنگون کرده است.

اکنون پزشکی که باید بن لادن را معالجه می کرد اما در روز حادثه در کنارش نبود، به رهبری او برگزیده شده است. او وارث سازمانی است که نامش افتخار به همراه ندارد و هر روز از تعداد هوادارانش کمتر می شود. او یک عنصر عملیاتی است به همین دلیل القاعده هنوز با شوک فقدان بن لادن زندگی خواهد کرد تا هیجان انتخاب ایمن الظواهری. و بهار عربی که دمکراسی به ارمغان می آورد بیش از پیش عرصه را بر او تنگ خواهد کرد.

XS
SM
MD
LG