لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۰۱:۱۲

سال ها پیش بانوی آهنین، مارگارت تاچر در بزرگداشت روز زن گفت: «اگر می خواهید حرفی گفته شود، مسئولیتش را به مردان بسپارید، اما اگر می خواهید به آنچه گفته اید عمل شود، میدان را به زنان واگذار کنید». اگر این قول در هر حوزه کلان یک مصداق داشته باشد؛ در حیطه سلامت و بهداشت زنان، مثال روشن آن دکتر سوزان وُود، مدیر انیستیتوی مطالعات زنان جاکوب وابسته به دانشگاه جورج واشنگتن آمریکاست.

تمرکز مطالعاتی و پژوهشی دکتر وود، سلامت و بهداشت زنان و مستند کردن نابرابریهای بهداشتی بین زنان و مردان ، نیزمیان زنان کشورها، نژادها، اقوام و گروه های مختلف اقتصادی - اجتماعی است. او این نابرابریها را بازتابی از نابرابری در دسترسی به ثروت، منزلت و امکانات اجتماعی می داند. به مناسبت روز جهانی زن، در گفتگویی با خانم دکتر وود نظر او را درباره گستره و تمرکز رشته تخصصی وی ؛ سلامت و بهداشت زنان؛ جویا شده ایم.

دکتر وود بهداشت زنان را یک رشته جامع علمی می داند و می گوید برخلاف آنچه در ذهن بسیاری از مردم و متخصصین است، حوزه این علم فراتر از بهداشت باروی و رشته زنان و مامایی است. او می گوید: «من وقتی راجع به بهداشت زنان حرف می زنم، سلامت یک زن را در تمام دوره زندگی اش در نظر می گیرم. از رشد داخل رحمی یک جنین مؤنث تا یک دختر بچه شیرخوار و از نوجوانی دختران تا سالمندیشان. اینها همه باید مورد توجه ویژه باشند. بهداشت بلوغ و باروی، حاملگی، زایمان و تنظیم خانواده بخشی از این علم گسترده است ولی همه آن نیست. اگر به طور مثال به تغذیه دختران توجه نشود، نه تنها سلامتی خود آنها بلکه سلامتی نسل آینده هم در معرض خطر است. پاپ اسمیر و تست های غربالگری برای سرطان پستان، بیماری های آمیزشی و خشونت خانگی، باید از ابتدای ورود زن به دوره جوانی انجام بشود و همینطور که سن زنان بالاتر میرود، سرطان رحم و تخمدان، پوکی استخوان و بیماریهای قلبی اهمیت پیدا می کند. بر خلاف تصور خیلی ها بیماری قلبی، بیماری مردان نیست و در زنان در سن یائسگی بسیار شایع و خطرناک است و اصلی ترین دلیل مرگ زن ها از سنین میانسالی به بعد است.»

نابرابری بهداشتی زنان عبارتی است که نهادهای بهداشتی و متولیان سلامت جامعه برای سنجش پیشرفت و توسعه انسانی کشورها به کار می برند. به گفته خانم دکتر وود این نابرابری شامل وجوه مختلفی از جمله نابرابری در سرانه بودجه بهداشتی، دسترسی به خدمات بهداشتی- درمانی، پژوهش های مربوط به بیماریها و برنامه های ارتقای سلامت است.

دکتر وود در ادامه می گوید که نابرابری باید از چندین زاویه مورد بررسی قرار گیرد؛ نخست نابرابری بین زنان و مردان یک جامعه در زمینه شاخص های گوناگون سلامت و سپس نابرابری بین زنان متعلق به کشورها، نژادها، اقوام و طبقات مختلف اقتصادی- اجتماعی. دکتر وود با ذکر مثال می گوید: «مثلأ در مورد بیماری های مشترک بین زن و مرد مثل ایدز، مثل بیماری بیماری قلبی، پرسش آن است که این بیماریها بین زنها بیشتر است یا مردها؟ زنان وقتی مریض می شوند، دسترسیشان به خدمات بهداشتی به اندازه مردها هست یا نه؟ پژوهشهای علمی به نیازهای بهداشتی زنان و مردان یک جامعه به صورت مساوی توجه کرده یا نه؟ برنامه های پیشگیری از بیماری که در جامعه ترویج و پیاده می شود، به عوامل خطری که سلامت زن ها را تهدید می کند، توجه کرده یا نه؟ مثلأ در مورد ایدز زنها به لحاظ بیولوژی دو برابر آسیب پذیرتر از مردها هستند، آیا بودجه درمانشان نیز دو برابر است؟»

به نظر دکتر وود تحلیل اطلاعات و شاخص های بهداشتی مختص زنان برای تأمین سلامت کل جامعه اهمیت دارد. نه فقط به این دلیل که زنها نیمی از جامعه اند بلکه به دلیل آن که نیمه مسئول و مراقب رفاه و سلامت نیمه دیگر جامعه نیز هستند.

در پاسخ به پرسش دیگری درباره برجسته ترین جنبه نابرابریهای بهداشتی زنان در جهان چند بیماری مشخص مورد اشاره دکتر سوزان وود قرار گرفت: «بیماری ایدز نشان روشنی از نابرابری بهداشتی در جهان است. ایدز، دیگر به هیچ وجه بیماری مختص مردان همجنسگرا نیست، بلکه در بسیاری از جوامع بروز و مرگ و میر بیماری در زنها بیشتر از مردهاست؛ چون پژوهشها دلیل بیمار شدن مردان را مشخص کرد و راههای پیشگیری آن را ارائه داد. موضوع بعدی بیماریهای قلبی است، در مورد ابتلا به این بیماریها زنها و مردها تقریبأ برابرند، اما زنها بیشتر از مردها از بیماری قلبی می میرند، چون حتی تعداد زنهایی که اطلاع دارند باید آسپرین مصرف کنند کمتر از مردهاست، چون به طرز فاحشی زنهایی که دچار درد قلبی می شوند کمتر به اورژانس مراجعه می کنند و در اورژانس بسیار کمتر از مردها آنژیوگرافی می شوند، بخشی از این موضوع به دلیل نا آگاهی است و بخش زیادی از آن به سادگی به پوشش بیمه مربوط می شود. اشتغال زنان کمتر است و بیمه جامعی ندارند.»

دکتر وود اصلی ترین راه ارتقای سلامتی زنان را توانمند سازی تحصیلی، شغلی و اقتصادی و بسیار فراتر از تمرکز برغربالگری و تأمین دارو و درمان می داند. او خشونت علیه زنان را بسیار شایع و نیازمند به همکاری و هماهنگی نیروهای حافظ نظم جامعه، پلیس و قانونگذاران با سیستم مددکاری و پزشکی و بهداشت جامعه قلمداد کرد.

او گفت:«عوارض جانبی و هزینه رواج خشونت علیه زنان در یک جامعه بسیار بیشتر از هزینه درمان بیماریهای روانی ناشی از آن یا درمان شکستگی دست و پا و دندان و پارگی کبد و طحال و حتی مرگ انسان هاست. زیرا می باید به تمام این عوارض و آسیبها، هزینه سنگین تأمین سرپناه برای زنان و هزینه سیستم قضایی و اقدامات تأدیبی مجرمین و عوارض بیشمار خشونتی که در نسل بعد نهادینه می شود هم اضافه شود.»

وی تعهد سیاسی دولتها را در تأمین سلامت زنان یک جامعه، مهم دانست و گفت: «سلامت زنان و ارتقای موقعیت آنان به تنهایی قابل حصول نیست و در گرو تخصیص منابع مالی و انسانی است.»

XS
SM
MD
LG