لینکهای قابل دسترسی

شنبه، ۱۳ آذر ۱۳۹۵ | ۳ دسامبر ۲۰۱۶ | ایران ۰۱:۵۰

سیاست خارجی واقعی دونالد ترامپ: برخورد تمدن‌ها


پس از پیروزی در پنج ایالت آمریکا و نزدیک تر شدن به نامزدی نهایی انتخابات نوامبر، دونالد ترامپ به تشریح سیاست خارجی خود پرداخت

پس از پیروزی در پنج ایالت آمریکا و نزدیک تر شدن به نامزدی نهایی انتخابات نوامبر، دونالد ترامپ به تشریح سیاست خارجی خود پرداخت

مقاله‌ای از ایشان تارور در روزنامه واشنگتن پست

دونالد ترامپ داوطلب پیشتاز حزب جمهوریخواه برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا روز چهارشنبه در واشنگتن در یک سخنرانی از پیش تنظیم شده، به آشکارترین شکل ممکن، رویکرد خود در سیاست خارجی را به عنوان سیاستمداری بالقوه در صحنه جهانی ارائه کرد. ترامپ طرحی برای یک سیاست خارجی "فراگیر" ارائه داد که در آن اولویت "نخست آمریکا" است؛ طرحی که ظاهرا در آن "هدفمندی جای بی نظمی، استراتژی جای ایدئولوژی، و صلح جای آشوب را می گیرد."

این سخنرانی همانطور که بسیاری از اهل فن تحلیل کردند، پر از تناقض بود. ترامپ از یک سو از ضرورت توسعه ارتش آمریکا سخن گفت و از سوی دیگر از هزینه جنگ های خارجی و ماجراجویی های نظامی ایالات متحده ابراز تاسف کرد. او با شدت و حدت از ریشه کن کردن دشمنان حرف زد و از سویی بر برتری دیپلماسی و اهمیت "احتیاط و خودداری" تاکید نمود. ترامپ آمریکا را به عنوان "کشوری بشردوست" ستود، اما تفاوتی میان پناهجویان و تروریست‌‌های نفوذی قائل نشد.

اما شاید مهم‌‌ترین نکته تنش آمیزی که ترامپ ارائه کرد، مخالفت با "ایده خطرناک پیاده کردن دموکراسی غربی" در خاورمیانه بود. این انتقادی است که از سوی دیگران در گستره سیاسی وسیعی مطرح شده است؛ این که مداخله گری آزادی محور و دفاع از تغییرات دموکراتیک در سراسر جهان اغلب نتایج تراژیک و غیرقابل پیش بینی را در پی داشته است.

با این وجود ترامپ از اینجا به مسیر دیگری رفته و چیزی که به نظر می‌رسد یک جنگ فرهنگی باشد را اعلام کرد. او می‌گوید شکست گروه‌های شبه نظامی مانند داعش، نیازمند نه تنها قدرت نظامی، بلکه یک رو در رویی ایدئولوژیک است.

به گفته ترامپ "این یک کشمکش فلسفی چون کشمکش طولانی ما در دوره جنگ سرد است."

دولت اوباما – با وجود موفقیت‌های پرسش برانگیز – در تلاش برای مبارزه با عقاید و پیام داعش و گروه‌های مشابه آن سرمایه گذاری سنگینی کرده است. ترامپ هیچ نشانه واقعی ارائه نکرد که این "کشمکش فلسفی" مورد نظرش چگونه از عملکرد دولت اوباما متفاوت خواهد بود.

اما او به این نکته پرداخت: "من برای تجدید نهادها و ارزش های غربی با متحدان مان کار خواهم کرد. ما باید به جای ترویج ارزش های جهانی که مورد قبول همه نیست، درک کنیم که تقویت و تبلیغ تمدن غرب و دستاوردهایش بیش از مداخله نظامی در تشویق به اصلاحات مثبت در هر نقطه از جهان تاثیر خواهد داشت."

اینجا هم چون دیگر بخش های سخنرانی، ترامپ کاملا توضیح نمی‌دهد که چطور به "تبلیغ تمدن غرب" خواهد پرداخت. او یادآوری می کند که "ما با متحدان مان در جهان اسلام که با خطر خشونت اسلام افراطی روبرو هستند همکاری نزدیکی خواهیم داشت."

اما او از کنار این واقعیت عبور می‌کند که بسیاری از رهبران کشورهای با اکثریت مسلمان، به طرح او در مورد جلوگیری از ورود مسلمانان به ایالات متحده و همچنین رویکرد تحقیرآمیزش نسبت به پناهجویان و اسلام، به طور کلی نگاه خوبی ندارند.

ترامپ شاید بیش از هر یک از رقبای جمهوریخواه اش تعبیر "ما علیه آنها" را که در میان جمهوریخواهان برد فراوانی هم داشته به کار برده است. او از تهدید ناشی از مسلمانان، پناهجویان، مهاجران مکزیکی، و اقتصاد کشورهای آسیایی سخن سر داده است. این موضع گیری در میان بخش‌هایی از رأی دهندگان که دنیا را در مقابل خود دیده و ملی گرایی نیرومند ترامپ – به تعبیری عده‌ای بومی – را الهام بخش می‌بینند، جواب داده است.

ترامپ سخنانی عوام‌فریبانه ایراد می‌کند که پژواک آن خصوصا در اروپا – جایی که احزاب راست افراطی با شیوه سیاسی مشابه ترامپ مورد استقبال قرار گرفته‌اند – شنیده می‌شود: "ما دیگر این کشور و مردم آن را در برابر آهنگ دروغین جهانی شدن، به تسلیم وا نمی‌داریم."

ترامپ وقتی "ملت-کشور" را به مثابه "بنای حقیقی شادی و هارمونی" می‌ستاید، دقیقا شبیه همتایان بدبین اروپایی اش در آن سوی آب‌ها به نظر می‌رسد. او رویکرد لیبرال احترام به مصالح بین المللی در دولت کنونی و حتی دولت جمهوریخواه قبلی را رد می‌کند.

ترامپ گفت: "من نسبت به اتحادهای بین المللی که ما را درگیر و آمریکا را پایین می‌کشد، بدبین هستم و هرگز آمریکا را وارد توافقی نخواهم کرد که قابلیت ما در کنترل امور خودمان را کاهش دهد."

با وجود شباهت این گفته‌ها به سیاست انزواگرایی، ترامپ می‌گوید به شکلی روابط با روسیه و چین را بهبود خواهد بخشید.

این اظهار نظری فریبنده است؛ نه به این خاطر که چشم اندازی محتمل است، بلکه به خاطر آینه‌ای که آن دو کشور در برابر دیدگاه‌های ترامپ نگاه خواهند داشت. چین و روسیه از پر سر و صداترین مدافعان نظم سنتی ملت کشورها هستند؛ دو کشوری که اغلب بر اهمیت حاکمیت ملی و نیاز به احترام متقابل در تصمیم گیری های جهانی در اجلاس هایی چون سازمان ملل متحد تاکید می‌گذارند. رهبری در مسکو و چین هم کمابیش از منظر خود به چیرگی تمدنی می‌نگرند.

* برگردان فارسی این مقاله تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG