لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۰۰:۴۲

توفیق، هفته نامه‌ فکاهی و سیاسی که محمد علی جمال زاده آن را در حکم آئینه ای دانسته که در آن چهره عامیانه معشوقه اش (زبان فارسی) را می بیند و نشریه ای که پس از نیم قرن فعالیت از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۵۰ هجری شمسی در آن زمان به دستور هویدا نخست وزیر وقت توقیف و چند ماه بعد امتیاز آن لغو و چاپخانه آن تعطیل شد، پس از چهل سال و این بار به شکل مجموعه ای کم نظیرتحت عنوان «دفترهنر، ویژه توفیق» به همت بیژن اسدی پور، طراح و طنزنویس ساکن شمال کالیفرنیا همزمان با نوروز منتشر شد.

توفیق، نشریه فکاهی که با شعارطنزآمیز «بخند تا دنیا به ریشت نخندد» پای گرفت و از پس از آغاز دوران آزادی مطبوعات در دهه ١٣٢٠ تبدیل به یکی از منتقدین دستگاه حاکمیت شد این بار موضوع بیستمین شماره «دفترهنر» نشریه مستقلی است که هرسال با یک موضوع خاص در رابطه با هنر و هنروران ایرانی منتشر می شود و در آن نگاهی پژوهشگرانه و چندجانبه به افراد و مسائل شده و علاوه برآن هربار شرح احوال، گزیده ای از طرح ها و کاریکاتورها، عکس هایی هرگز دیده نشده از آلبوم های خصوصی و مقالات منحصر به فردی که به صورت اختصاصی برای دفتر هنر تهیه شده است در آن گنجانده می شود.

این بار«بیژن اسدی پور» که خود درنوجوانی از طنزپردازان توفیق بوده است، به یاد نویسندگان هم دوره خود از جمله عمران صلاحی و پرویز شاپور، دست به پژوهشی گسترده و به نهایت تخصصی در گردآوری مجموعه ای کم نظیر زده است. تخصصی به این دلیل که او به عنوان جوان ترین بازمانده جمع نویسندگان توفیق با جزئیات کار یکایک همکاران خود تا حدود زیادی آشنایی دارد، طنز و شیوه های مختلف آن و سبک کار این پایه گزاران طنز مطبوعاتی و همکاران پیشکسوت خود در «توفیق» را می شناسد. او پیش از این نیز ویژه نامه طنز دفتر هنر را عرضه کرده است و با عمران صلاحی در کار نوشتن کتاب «طنزآوران امروز ایران» همکاری داشته است: «از تصادف روزگار در آن موقع ها هیئت تحریریه توفیق در چاپخانه «رنگین» یک اطاق داشت و مجله هم همانجا چاپ می شد. توی این اطاق یک میزکار بزرگ دستجمعی بود که من هم پشت گوشه ای از آن می نشستم . برخی از بچه‌ها میزهای کوچک داشتند. روبروی من «عمران صلاحی» می‌ نشست و «مرتضی فرجیان» و گوشه‌ پنجره هم «حسین توفیق» و روبروی او هم «کیومرث صابری» بود که بعدها مجله‌ «گل‌آقا» را منتشر می‌کرد. یکی از کشوهای این میز را به من دادند. کنار من «پرویز شاپور» بود که دوستی ما از همان‌جا شکل گرفت».

با این همه کار تدارک و تهیه شماره «دفترهنر ویژه توفیق» بیش از بیست سال پیش با همفکری بیژن اسدی پور و حسین توفیق که برای سفری کوتاه به نیویورک آمده بود آغاز و سپس با کمک و یاری دیگر برادران توفیق، حسن، حسین و عباس توفیق امکان پذیر شد. بیژن اسدی پور به صدای آمریکا می گوید: «برای انجام دادن این شماره از دفترهنر در طول راه کمک بسیاری از عزیزان را داشته ام. محبت و حمایت معنوی برادران توفیق در ایران اگرچه از راه دور- با من بود و مازیار توفیق (نوه محمد علی توفیق) محبت کرده در چند نوبت برایم عکس و شعر و غیره فرستادند.»

اسدی پور که به عنوان جوان ترین بازمانده اعضای هیئت تحریریه توفیق دهه چهل، به تازگی به دیدار «نورالله خرازی» (سبزه قبا) سالمند ترین طنزنویس بازمانده از دوره اول توفیق در شهر سانتا باربارا در شمال لس آنجلس رفت تا از اطلاعات این نویسنده قدیمی در تهیه بخشی از«دفتر هنر ویژه توفیق» استفاده کند و عکس یادگاری هم با او برداشته می گوید: «بدون کمک همه این عزیزان این کار نمی توانست شکل بگیرد. تدارک این شماره این خوشحالی را به من می دهد که می توانم از این طریق یاد کسانی را تازه کنم که با همه گرفتاری ها و فشارها و محدودیت ها همواره خواهان نیکبختی و خوشحالی مردم ایران بوده اند. یاد حسین توفیق پایه گزار روزنامه و برادران توفیق، حسن، حسین وعباس، پرویز شاپور، عمران صلاحی، محمد اجتهادی، صادق تفکری، پرویز خطیبی، ابولقاسم حالت، کریم فکور، محمد امین محمدی، مرتضی فرجیان، کیومرث صابری فومنی، غلامرضا روحانی، عباس فرات، محمد علی افراشته، ابوتراب جلی، کامبیز درم بخش و بسیاری افراد دیگرکه به تفسیر در ویژه نامه امسال با نام های مستعار و توفیقی خود گنجانده شده اند.» هرچند این فهرست در نشریه براساس تاریخ همکاری این طنزنویسان تهیه نشده و بلکه کسانی که بیژن اسدی پور با آن ها حشرو نشر داشته است ارجحیت یافته اند.

حسین توفیق بنیان گذار، صاحب امتیاز و اولین مدیر توفیق در سال ۱۳۰۱ شمسی موفق به گرفتن امتیاز این نشریه شد. او در ۲۹ بهمن ۱۳۱۸ شمسی، پس از سپردن اداره مجله به تنها فرزندش محمدعلی توفیق، درگذشت. در این رابطه نیز چون بخش های تاریخی دیگر درمجموعه «دفتر هنر ویژه توفیق» مقالات و اسنادی همراه با عکس های انحصاری و تفصیلات آن آورده شده و علاوه بر این در لابلای صفحات متعدد این دو سال نامه، عکس های چهاررنگ بیش از ۴٨ روی جلد برگزیده توفیق به چاپ رسیده است.

در دفتر هنر ویژه توفیق خواننده شاهد روند سه دوره ناپیوسته روزنامه توفیق است که دوره نخست آن با مرگ حسین توفیق شاعر و روزنامه نگار به پایان می رسد. توفیق تا این زمان نشریه ای جدی محسوب می شد و در مورد مسائل دینی، اخلاقی، ادبی و گاه نیز فکاهی مطالبی در آن چاپ می شد. از اواسط سال پنجم چاپ و انتشار، این نشریه، با کسب امتیاز چاپ کاریکاتور در آن، بیشتر جنبه فکاهی گرفت و پس از مدتی کاملا ادبی شد. طی شش سال فعالیت ادبی، مطالب توفیق منظوم بود. در صفحه نخست، ستون ثابتی با عنوان «شادروان فتحعلی خان صبا»، مشتمل بر اشعار او آثارمنظوم حسین توفیق چاپ می شد. این صفحه هم چنین محل برگزاری یک مسابقه ادبی نیزبه شمار می رفت.

از اوایل ۱۳۱۷ شمسی، توفیق دوباره به صورت یک نشریه فکاهی در آمد و مسئله ازدواج و تشویق جوانان به انجام آن و کمی بعد، شوخی با بقال و عطار و گرانفروش از مضامین اصلی آن بود.

هم زمان شدن نخستین دوره انتشار توفیق با حاکمیت رضاشاه، سبب شد که مطالب این نشریه با سانسور همراه شود، اما در دوره های بعد این مشکل وجود نداشت. توفیق در این دوره بیشتر به مسائل اخلاقی و اجتماعی می پرداخت و ازین رو بدون وقفه منتشر می شد.

دوره دوم پس از مرگ حسین توفیق، با مدیریت فرزندش، محمدعلی توفیق، آغاز شد و تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ادامه یافت. این دوره خصوصاً پس از شهریور ۱۳۳۰، با حاکمیت فضای باز سیاسی و رهایی مطبوعات از اختناق همراه بود، خواه ناخواه، مطالب توفیق هم مانند اغلب جراید آن دوران بیشتر به سوی سیاست و نقدهای اجتماعی کشیده شد که بیشتر صورت فکاهی داشتند. بی ثباتی سیاسی، به سبب ناپایداری دولت ها، دستمایه اصلی توفیق برای انتقاد روزافزون از دستگاه حاکمیت بود که به توقیف های مکرر این نشریه انجامید. دلایل توقیف متعدد بود، از جمله در اسناد سال های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ شمسی آمده است که فرمانداری نظامی، مندرجات نشریه توفیق را خلاف مصالح کشور و سیاست دولت تشخیص داده و دستور توقیف آن را به شهربانی کل کشور صادر کرده است. موضوع اصلی توفیق انتقاد از عملکرد نخست وزیران بود و برای آنان نام های طنزآمیزی می ساخت. انتقادهای طنزآمیز مداوم از عبدالحسین هژیر، نخست وزیر ایران درسال ۱۳۲۷شمسی، توقیف دو هفته ای توفیق را درپی داشت که در این فاصله، روزنامه دیگری به نام «دنیای امروز» با مدیریت حسین فرشید به جای آن منتشر شد. دو نشریه دیگر به نام «نوروز ایران» به مدیریت ع . نوروزی و «مستحکم »به مدیریت اسدالله زکی زاده شبستری نیز با درج عبارت «توفیق توقیف است » در پیشانی نشریه، پیام توفیق را انتقال می دادند.

در مواقع توقیف، پرچم توفیق در دفتر توفیق و برخی از نمایندگان فروش در شهرستان ها به صورت نیمه افراشته در می آمد. خط مشی توفیق در دهه ۱۳۲۰ شمسی ضد استعماری بود که این مسئله در سال های بعد نیز ادامه یافت. این جهت گیری، توفیق را جزو جراید چپ قرار داده بود. در سال ۱۳۲۹ شمسی و دوران نخست وزیری رزم آرا، در فهرست شهربانی کل کشور، توفیق در جرگه جراید متمایل به چپ قرار داشت که دولت در صدد جلوگیری از انتشار آن ها بود. توفیق در سال های اوج گیری جنبش ملی شدن صنعت نفت، ضمن حمایت از ملی شدن نفت و شیلات، همچنان از دولت های وقت انتقاد می کرد. توفیق از درگیری با دربار پرهیز می کرد، ولی در بحبوحه وقایعی که به کودتای مرداد ۱۳۳۲ انجامید، در مقاله ای با عنوان «فتنه روسیاه»، با تندی از شاه انتقاد کرد. محمدعلی توفیق به سبب این تندروی مغضوب گردید و دفتر روزنامه توفیق و خانه اش تاراج شد و خودش به قلعه « فلک الافلاک» در خرم آباد و جزیره خارک تبعید گردید و پس از یک سال آزاد شد مشروط بر آنکه فعالیت سیاسی نکند. پس از کودتا فهرست جرایدی که اجازه فعالیت داشتند، منتشر شد ولی نام مجله توفیق در آن نبود. به این ترتیب انتشار توفیق تا پایان سال ۱۳۳۶ شمسی، به مدت چهار سال و هفت ماه، متوقف شد. دوره سوم توفیق از اسفند ۱۳۳۶ با مدیریت حسن توفیق و همکاری برادرانش، حسین و عباس، نوه های خواهری حسین توفیق، آغاز شد و تا ۱۳۵۰ شمسی ادامه یافت.

در این دوره ظاهر نشریه تغییراتی کرد، از جمله جلدش رنگی و صفحاتش به تدریج بیشتر شد. سرمقاله شماره نخست دوره سوم، حکایت از وضع جدیدی داشت و به خواننده می فهماند که به سبب محدودیت هایی قادر به درج هر مطلبی نیست. هم چنین درج عبارت «توفیق روزنامه ای است ملی و مستقل که به هیچ حزب و دسته و جمعیتی بستگی ندارد» و «ارگان رسمی حزب خران» در پشت جلد، وابسته نبودن توفیق به گروه های سیاسی را یادآور می شد تا محدودیت های گذشته تکرار نشود. شماره نخست با استقبال مردم مواجه شد به طوری که سهمیه شهرستان ها ناچار در تهران توزیع گردید. در شماره نخست، به جای اسم اصلی نشریه، عنوان «روزنامه فکاهی» آمد، زیرا هفته نامه توفیق همچنان توقیف بود و بعدها با موافقت محمدعلی توفیق، امتیاز توفیق به حسن توفیق واگذار شد. توفیق در دهه های سی و چهل شمسی با مضامین سیاسی و اجتماعی، رونقی برابر با دهه ۱۳۲۰ شمسی را یافت. سرمقاله ها با امضای «کاکاتوفیق» و دیگر مطالب آن با انتقادی طنزآمیز به اوضاع اجتماعی چون گرانی و بیکاری و عملکرد شهرداری و شرکت اتوبوس رانی واحد و اینگونه مطالب می پرداخت. شخصیت های اصلی توفیق، کاکاتوفیق، گشنیزخانم (عیال کاکا)، ممولی (میمون کاکا) و (ملت) بود. مضمون سیاسی کاریکاتورهای روی جلد، غالباً به قلم حسن توفیق و ناصر پاکشیر، متوجه دولت (خصوصاً شخص نخست وزیر و وزرا و وکلا) یا سیاست های آمریکا و انگلیس و اسراییل بود. مشی سیاسی توفیق در این دوره حمایت از ملل محروم بود، چنانکه هنگام جنگ در ویتنام با مطالب و کاریکاتورهای ضد آمریکایی از مردم ویتنام پشتیبانی می کرد. همچنین نشر مطالب ضد اسراییلی خصوصاً هنگام جنگ اعراب و اسراییل، در حالی صورت می گرفت که دولت ایران از حامیان اصلی اسراییل بود. از موضوع های همیشگی توفیق، ارائه چهره نادان و عقب افتاده از نمایندگان مجلس بود که مجلس را نهادی سخیف معرفی می کرد. نخست وزیران نیز از دستمایه های اصلی کاریکاتورهای توفیق بودند.

از همکاران توفیق که بیشتر آنان با نام مستعار فعالیت می کردند، می توان به این افراد اشاره کرد: رضا ابهری (کبوتر قاصد)، غلامرضا کیانی (اجل معلق )، پرویز نامدار (اردک میرزا)، عباس فرات (ابن جنی)، پرویز خطیبی (دارکوب)، محمد امین محمدی (طوطی)، حسین حسینی (خروس اخته)، عمران صلاحی (بچه جوادیه، زرشک، ابوطیاره)، کیومرث صابری فومنی و پروین کرمانی. ابوالقاسم حالت، پرویز خطیبی، یوسف خسروپور، حسین فرزام بهبودی و حسین توفیق نیز در دوره های مختلف سردبیر توفیق بودند.

توفیق در دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا، انتقادهای طنزآمیز خود را متوجه او و دولتش کرد. هویدا نیز درصدد برآمد که نشریه فکاهی دیگری را که بتواند خود بر آن نظارت داشته باشد، در مقابل توفیق علم کند. از این رو، امتیاز مجله فکاهی کاریکاتور را به محسن دولّو کاریکاتوریست معروف واگذار کرد و تعدادی از طنزنویسان توفیق در آن مجله مشغول به کار شدند .

توفیق همچنان موفق بود تا اینکه در تیر ماه ۱۳۵۰ به دستور هویدا برای همیشه بسته شد، هرچند مقامات دولتی سند و مدرکی دال بر تعطیلی توفیق به جا نگذاشته اند، ولی مسئولان توفیق برای دستیابی به اسناد توقیف، نامه هایی به شهربانی های کشور فرستادند. پاسخ شهربانی ها به همراه تعدادی صورت مجلس، حاکی از توقیف نشریه توفیق از سوی دولت به علت اهانت به نخست وزیر بود.

گفته می شود تعطیلی توفیق به دستور مستقیم شاه بود و آن نیز به علت خشم شاه از کاریکاتوری بود که ایران را به شکل گورستانی از اشباح ترسیم کرده بود. هر چند اهمیت توفیق چنان بود که هویدا بدون اجازه شاه، آن را توقیف نمی کرد ولی در حقیقت، علت اصلی تعطیلی توفیق، همسو نبودن شیوه آن با سیاست های حکومتی و انتقادهای روزافزون از دستگاه حاکم بود .

در مهر ماه۱۳۵۱ با استناد به تبصره دو، ماده پنج قانون مطبوعات، که تصریح می کرد اگر روزنامه ای تا یک سال منتشر نشود امتیازش لغو می شود، امتیاز توفیق لغو شد و چاپخانه آن نیز تعطیل گردید .

توفیق در ضمن فعالیت مطبوعاتیش چهارده نوع کتاب، از جمله توفیق فکاهی ماهانه و سالنامه فکاهی توفیق و آلبوم توفیق، را نیز منتشر می کرد. فرهنگ توفیق نیز که کتابی است حاوی بیش از چهار هزار واژه فکاهی، از جمله انتشارات آن بود.

دفتر هنر ویژه توفیق با فاصله چند روزبه همراه یک سی دی (کار استاد لقمان ادهمی) و یک دی وی دی (با تدوین سهراب اخوان) در رابطه با توفیق منتشر شده است. این کاری است که اسدی پور برای نخستین بار دوسال پیش با ویژه نامه قمرالملوک وزیری آغاز کرد و به ضمیمه آن دو سی دی ابتکاری از صدا و موسیقی قمر به دست خواننده رسید که علاوه بر بررسی موسیقی و اشعاری که قمر خوانده، در بخش هایی از آن ویولن لقمان ادهمی، صدای این خواننده سنت شکن و بی همتا را همراهی می کند.

بیژن اسدی پور که خود سال ها با نام مستعار «برگ چغندر» برای توفیق قلم می زد در مورد این بیستمین شماره ویژه نامه به صدای آمریکا می گوید: «توفیق این شماره بیست را بر پیشانی خود دارد چرا که پیش از این به خاطر مهرشان به مردم ایران، از آن ها نمره بیست گرفته اند.»

XS
SM
MD
LG