لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه، ۵ بهمن ۱۳۹۵ | ۲۴ ژانویه ۲۰۱۷ | ایران ۰۴:۳۷

پيام نوروزی پرزيدنت اوباما


پيام نوروزی پرزيدنت اوباما، واشنگتن دی سی، مارس ۲۰۱۱

من ميخواهم امروز بهترين آروزهای خود را به همه کسانيکه نوروز را در آمريکا و سراسر جهان جشن ميگيرند، تقديم کنم.

همه ساله در دوره رياست جمهوری خود تعطيلات نوروزی را از طريق گفت و گوی مستقيم با مردم ايران بزرگ داشته ام و اين هدفی است که مايلم يک بار ديگر دنبال کنم.

نوروز برای مردم ايران جشنی است بمنظور گردآمدن با دوستان و خانواده برای تأمل بر موهبت های شگفت آوری که شما از آن برخوردار گشته ايد و همچنين فرصتی است برای تأمل بر چشم انداز نويدبخش روز نويی که در پيش است. به عبارت ديگر اين برهه از سال، فصل اميد و بازآفرينی است. و امروز، ما می دانيم که فصل نويد بخشی در خاورميانه و آفريقای شمالی آغاز شده، با وجود آنکه چالش های عظيمی نيز در پيش است.

من بر اين باورم که برخی از ارزشها، نظير آزادی تجمع مسالمت آميز و تشکيل انجمن، توانايی ابراز آنچه در فکر داريد و انتخاب رهبران، جهانشمول هستند. و آنچه که در سراسر منطقه قابل مشاهده است پافشاری مردم برای پاسخگو بودن دولتها در برابر مردم است.

اما همچنين آگاهيم که آغاز جنبش های برای تغيير منحصر به همين چندماه گذشته نبوده اند. همان نيروهای اميد بخشی که ميدان تحرير قاهره را درنورديدند، در ژوئن ۲۰۰۹ در ميدان آزادی تهران، به حرکت درآمدند. و درست به همانگونه که مردم منطقه بر حق انتخاب خود برای اينکه چگونه حکومتی داشته باشند پای فشرده اند، دولتهای منطقه نيز در اينکه چگونه پاسخی به خواستهای مردم خود بدهند، دارای انتخاب بوده اند.

تا به حال پاسخ دولت ايران اين بوده است که برای حفظ قدرت خود، اهميتی به مراتب بيشتر از احترام به حقوق مردم ايران، قائل است.

نزديک به دو سال است که پيکاری از ارعاب و ايذا در جريان بوده است. مردم ايران -- از پير و جوان؛ زن و مرد؛ ثروتمند و فقير -- در معرض تعقيب و آزار قرار داشته اند. صدها زندانی عقيدتی در زندانها به سر می برند. شماری از مردم بی گناه ناپديد شده اند. روزنامه نگاران را خاموش کرده اند. زنان در معرض شکنجه قرار گرفته اند و کودکان به مرگ محکوم شده اند.

جهان با هراس نظاره گر اين اعمال بيدادگرانه بوده است. ما شاهد بوده ايم که نسرين ستوده به خاطر دفاع از حقوق بشر به زندان افتاده است؛ جعفر پناهی به زندان افتاده است و ديگر قادر به ساختن فيلم های خود نيست؛ عبدالرضا تاجيک به خاطر اين که روزنامه نگار است روانه زندان شده است. جامعه بهاييان و مسلمانان صوفی به خاطر اعتقادت خود مجازات شده اند؛ محمد وليان، يک دانشجوی جوان، به خاطر اين که سه تا سنگ پرتاب کرده، به مرگ محکوم شده است.

اينگونه اقدامات نشان از قدرت ندارد بلکه ناشی از ترس است. اين رفتارها نشان ميدهد دولتی آنقدر از شهروندان خود در وحشت است که حتی به مردم اجازه دسترسی آزاد به اطلاعات يا برقرار کردن ارتباط با يکديگر را نمی دهد. اما آينده ايران با ترس شکل نخواهد گرفت. آينده ايران از آن جوانان است -- جوانانی که سرنوشت خود را تعيين خواهند کرد.

بيش از ۶۰ در صد مردم ايران بعد از سال ۱۹۷۹ چشم به جهان گشوده اند. آنها انسان هايی نيستند که با زنجيرهای گذشته در بند باشند -- نفرت از آمريکا که جامعه ای را از دستيابی به آفرينش کار و فرصت های تازه منحرف کند و دولت سختگير و غيرپاسخگو که با جلوگيری از مردم برای تحقق به توان بالقوه خويش، ترس خود را از اين که مبادا اقتدار دولت متزلزل گردد -- به نمايش گزارد.

به جای آن -- شما مردم جوان ايران -- هم فرهنگ باستانی ايران و هم توان شکل دادن به کشوری را که در برابر خواستهای شما پاسخگو باشد، در خود نهفته داريد. استعداد، اميدها و گزينه های شما به آينده ايران شکل خواهد داد و به روشن ساختن جهان ياری خواهد رساند. و هرچند که زمانه تاريک جلوه می کند، می خواهم بدانيد که من با شما هستم.

در چنين روزی -- در جشنی که همانند پلی ميان گذشته و آينده گسترده است -- می خواهم سخنانم را با نقل قولی از شاعر ايرانی خانم سيمين بهبهانی -- زنی که سخنانش جهان را به لرزه افکنده است به رغم آنکه از سفر او فراسوی مرزهای ايران جلوگيری به عمل می آيد -- پايان دهم: «اگر چه پيرم ولی هنوز، مجال تعليم اگربود، جوانی آغـاز ميکنم، کنار نوباوگان خويش، حديث حب الوطن ز شوق بدان روش ساز می کنم، که جان شود هر کلام دل چو برگشايم دهان خويش.»

باشد که اين نوروز فصل جوانی ديگری برای همه ايرانيان شود- زمانی که در آن دوباره يک فصل نو، زاينده زندگی نوينی گردد. از شما سپاسگزارم و عيد شما مبارک.

XS
SM
MD
LG