لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۵۷
مجید نفیسی بسیار کوچک بود که همنشین بزرگان شد. در سیزده سالگی شعرهایش در «جنگ اصفهان» در کنار کارهایی از محمد حقوقی، هوشنگ گلشیری و ابوالحسن نجفی چاپ شد. بعد پایش به نشریه «آرش» سیروس طاهباز و نشریه «خوشه» احمد شاملو باز شد و شعرش در کنار شعر فروغ فرخزاد قرار گرفت. با انتشار کتاب «شعر به عنوان یک ساخت» در هفده سالگی به عنوان منتقدی ادبی شناخته شد و با حضور در کنار احمد رضا احمدی و بیژن الهی در «جزوه شعر» اسماعیل نوری علا از سردمداران موج نوی شعر ایران شد. کتابش برای کودکان تحت عنوان «راز کلمه ها» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ شد و جایزه سلطنتی کتاب را گرفت. به آمریکا رفت تا زبانشناسی بخواند ولی به فاصله ای کوتاه به کنفدراسیون محصلين و دانشجویان ايرانی جذب شد، شعر را کنار گذاشت و در قامت مارکسیستی دو آتشه به ایران بازگشت. ترجمه هایش را با نام مستعار چاپ کرد. عاشق شد. در کنار عشقش انقلاب کرد و انقلاب، هم عشقش را، هم برادرش را و هم بهترین دوست و شوهر خواهرش را از او گرفت. اما، شعر را به او بازگرداند. مخفیانه زیست. از ایران گریخت. مدتی را در ترکیه و فرانسه سپری کرد و سرانجام سر از کالیفرنیا در آورد. زندگی کرد. پسرش آزاد را بزرگ کرد. کوهنوردی کرد. در ماراتن شرکت کرد. با مشکلات جسمانی اش مبارزه کرد. دکترایش را گرفت و... همچنان شعر گفت.

مجید نفیسی حالا هم به فارسی و هم به انگلیسی شعر می گوید. خود را زبان مردم و روشنفکران ایران می داند ولی معتقد است که بی اعتنایی به وطن دومش آمریکا کاری نادرست است و می خواهد که از آن تاثیر بگیرد و بر آن اثر بگذارد. حالا او خود را جزئی از جنبشی جهانی می داند که بدون هیچ وابستگی ایدئولوژیک برای آزادی همه مردم جهان، چه ایرانی و چه آمریکایی، تلاش می کند.

برنامه پرتره با او درباره شعرش، عقایدش، عشق هایش، مشکل جسمانی اش و آرزوهایش گفت و گو کرده است. برای ديدن اين گقت و گو، اينجا را کليک کنيد.
XS
SM
MD
LG